- 4
- 1000
- 1000
- 1000
ضرورت تحول در روش ادارۀ کشور و نقش مردم، 2
سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان با موضوع "ضرورت تحول در روش ادارۀ کشور و نقش مردم"، جلسه دوم: نقد نظام اداری و مدیریتی، سال 1405
ما یک اعتقادات دینی داریم که به جای خودش محفوظ. یک علاقه به پیشرفت کشور داریم، یک اعتقاد به ولایت فقیه داریم. اما بحث ما سر روش زندگی کردن است. تمام دعوای صدر اسلام هم سر روش زندگی کردن و مدیریت جامعه بود. خوارج با امیرالمومنین میگفتند: «تو بلد نیستی کشور را اداره کنی، ما یک رهبر دیکتاتور میخواهیم». الان هم ضد انقلاب داریم، آخوند ضد انقلاب به شهید رجایی توهین میکرد میگفت: «اگر تو مشکلات را میدانی و حل نمیکنی، مقصری. اگر نمیدانی، به درد ولایت فقیه نمیخوری.» این حرف را در زمان امیرالمومنین هم به خود امیرالمومنین میزدند. مدیریتی که همه مشکلات را حل کند، غلط است. چنین مدیری در محیط انسانی نیست. مثال مدرسه خودمان در تهران: سعی میکنیم حضور و غیاب نداشته باشیم، امتحان نداشته باشیم، نمره را به پدر و مادر اعلام نکنیم. میگوییم بچهها مستقل بار بیایند، خودشان کلاس را اداره کنند، نصف مسئولیت مدیر و معلم را به بچهها میدهیم. اما پدر و مادرهای خوبی هستند وسط سال با غضب بچه را برمیدارند میگویند: «بچه من اینجا باشد تو وادارش کن به درس خواندن» - آقا وادارش کنم؟ پس کی میخواهد انسان باشد؟ کرامت داشته باشد؟ما در مدرسههایمان یاد میگیریم در فضای غیرانسانی، استکباری، دیکتاتوری، بروکراسی مکس وبری زندگی کنیم. اسمش را گذاشتیم سازمان، اداره، قوانین محیط اداری. چرا یک مامور دولتی رئیس کارخانه بشود، کارخانه راندمانش پایین میآید اما خصوصی باشد بهتر کار میکند؟ برای اینکه این آدم یاد گرفته با نظارت کار کند و دیگر به درد نمیخورد. چهارده سازمان نظارتی مراقبند مسئولین خطا نکنند، مسئولین هم مراقبند مردم خطا نکنند. این درست نیست. شما دارید یک روش زندگی جدید را به مردم عالم نشان میدهید. کسی برای شما تشویقی نمیفرستد. یک لطیفه در فضای مجازی زده بودند: «میگویند آنهایی که میروند دور دور میکنند پول بنزین میدهند بهشان، اما ما که هر جایی رفتیم از ما پول گرفتند. نکند ما اشتباه میکنیم؟» مردم جهان در این سبک زندگی ماندند. شما چرا اینقدر احساس مسئولیت میکنید؟ فلسفه بروکراسی مکس وبر این است که کارمند نباید احساس مسئولیت کند - به من چه؟ بغل دستی کار کرد یا نکرد. سعی کن پایین کار خودت را بکن. در این بروکراسی هر کسی فضول باشد کم کم حذف میشود. بسیاری از پستهای جمهوری اسلامی هم همین است، چون طبق بروکراسی مکس وبر حرکت میکند.کار فرهنگ فقط با یک چیز درست میشود: ما درست زندگی کنیم. وقتی مسئولیت داشته باشیم برای اداره شهر، درست میشویم. اخلاقمان، دینمان، نمازمان، همه چیزمان. ما نظام جمهوری اسلامی را در گام دوم که رهبر شهید تعیین کرد تازه آغاز کردهایم. چاره کار این نیست که بگوییم مسئول خوب یا بد. روش اداره غلط است و باید شیوه اداره جامعه را تغییر بدهیم.
ما یک اعتقادات دینی داریم که به جای خودش محفوظ. یک علاقه به پیشرفت کشور داریم، یک اعتقاد به ولایت فقیه داریم. اما بحث ما سر روش زندگی کردن است. تمام دعوای صدر اسلام هم سر روش زندگی کردن و مدیریت جامعه بود. خوارج با امیرالمومنین میگفتند: «تو بلد نیستی کشور را اداره کنی، ما یک رهبر دیکتاتور میخواهیم». الان هم ضد انقلاب داریم، آخوند ضد انقلاب به شهید رجایی توهین میکرد میگفت: «اگر تو مشکلات را میدانی و حل نمیکنی، مقصری. اگر نمیدانی، به درد ولایت فقیه نمیخوری.» این حرف را در زمان امیرالمومنین هم به خود امیرالمومنین میزدند. مدیریتی که همه مشکلات را حل کند، غلط است. چنین مدیری در محیط انسانی نیست. مثال مدرسه خودمان در تهران: سعی میکنیم حضور و غیاب نداشته باشیم، امتحان نداشته باشیم، نمره را به پدر و مادر اعلام نکنیم. میگوییم بچهها مستقل بار بیایند، خودشان کلاس را اداره کنند، نصف مسئولیت مدیر و معلم را به بچهها میدهیم. اما پدر و مادرهای خوبی هستند وسط سال با غضب بچه را برمیدارند میگویند: «بچه من اینجا باشد تو وادارش کن به درس خواندن» - آقا وادارش کنم؟ پس کی میخواهد انسان باشد؟ کرامت داشته باشد؟ما در مدرسههایمان یاد میگیریم در فضای غیرانسانی، استکباری، دیکتاتوری، بروکراسی مکس وبری زندگی کنیم. اسمش را گذاشتیم سازمان، اداره، قوانین محیط اداری. چرا یک مامور دولتی رئیس کارخانه بشود، کارخانه راندمانش پایین میآید اما خصوصی باشد بهتر کار میکند؟ برای اینکه این آدم یاد گرفته با نظارت کار کند و دیگر به درد نمیخورد. چهارده سازمان نظارتی مراقبند مسئولین خطا نکنند، مسئولین هم مراقبند مردم خطا نکنند. این درست نیست. شما دارید یک روش زندگی جدید را به مردم عالم نشان میدهید. کسی برای شما تشویقی نمیفرستد. یک لطیفه در فضای مجازی زده بودند: «میگویند آنهایی که میروند دور دور میکنند پول بنزین میدهند بهشان، اما ما که هر جایی رفتیم از ما پول گرفتند. نکند ما اشتباه میکنیم؟» مردم جهان در این سبک زندگی ماندند. شما چرا اینقدر احساس مسئولیت میکنید؟ فلسفه بروکراسی مکس وبر این است که کارمند نباید احساس مسئولیت کند - به من چه؟ بغل دستی کار کرد یا نکرد. سعی کن پایین کار خودت را بکن. در این بروکراسی هر کسی فضول باشد کم کم حذف میشود. بسیاری از پستهای جمهوری اسلامی هم همین است، چون طبق بروکراسی مکس وبر حرکت میکند.کار فرهنگ فقط با یک چیز درست میشود: ما درست زندگی کنیم. وقتی مسئولیت داشته باشیم برای اداره شهر، درست میشویم. اخلاقمان، دینمان، نمازمان، همه چیزمان. ما نظام جمهوری اسلامی را در گام دوم که رهبر شهید تعیین کرد تازه آغاز کردهایم. چاره کار این نیست که بگوییم مسئول خوب یا بد. روش اداره غلط است و باید شیوه اداره جامعه را تغییر بدهیم.


تاکنون نظری ثبت نشده است