- 22
- 1000
- 1000
- 1000
حسن تدبیر در اسلام
سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین سیدعلی قاضی عسکر با موضوع "حسن تدبیر در اسلام"، سال 1405
قبل از انقلاب، متأسفانه به دلیل تبلیغات سوء مارکسیست ها در کشور، مطرح می کردند که دین افیون ملتهاست. آنها اسلام را منحصر می کردند در یک سلسله برنامه های عبادی خشک، فقط نماز و روزه و امثال آن. اما بعد از انقلاب دقیقاً مشخص شده که اسلام یک دین جامع و کامل است و برای همه شئون زندگی مردم برنامه دارد. اسلام برای مدیریت صحیح ارزش بسیار قائل است و روایات بسیار مهمی در این زمینه داریم. این کلمه سیاست که زیاد میشنویم، خودش به معنای مدیریت صحیح است، اما معنای غلطی از آن استفاده شده؛ وقتی می خواهند بگویند فردی سیاسی است، می گویند اهل فریب و دغلکاری است. در حالی که سیاست در اسلام به معنای مدیریت صحیح است. در زیارت جامعه می خوانیم: «السلام علیکم یا اهل بیت نبوت... وساسه العباد و ارکان البلد»؛ ما اعتراف داریم که امامان ما سیاستمدارترین مردم زمان خود بودند، یعنی عالیترین مدیران زمان خودشان بودند. اما آن سیاستِ فریب و نیرنگ نه؛ خود امیرالمؤمنین در نهج البلاغه فرموده: اگر تقوا مانع نمیشد، می دیدید که من نسبت به کارهایی که معاویه انجام می دهد برتر هستم، اما تقوای الهی اجازه نمی دهد ما نیرنگ بزنیم و مردم را فریب دهیم. در روایات، امیرالمؤمنین تکیه می کنند که رشد و تعالی یک کشور بستگی به مدیریت صحیح دارد. اگر درست مدیریت کنیم، جامعه را در فرهنگ، اقتصاد و همه شئون رشد خواهیم داد. حضرت علی علیه السلام می فرماید: «تدبیر سبب رشد است و تدبیر سوء (مدیریت بد) باعث فروپاشی و ویرانی است.» اگر کسی نتواند درست مدیریت کند، تمام ظرفیتهای موجود در کشور را از بین میبرد. در حدیث دیگر می فرماید: «آفة الزعم ضعف الساسة»؛ آفتی که کشورها گرفتار میشوند، ضعف مدیریت است. در روایت داریم: اگر فردی کسی را برای سمتی انتخاب کند که می داند فرد دیگری شایسته تر و قویتر از او در جامعه وجود دارد و سمت را به آن فرد قویتر نسپارد، روایت می گوید به خدا، به پیغمبر و به جمیع المسلمین خیانت کرده است. این تعبیر بسیار عجیبی است. امام خمینی در صحیفه نور می فرمایند: اگر به کسی پیشنهاد مسئولیتی بدهند، اگر بداند میتواند انجام دهد و شانه خالی کند، پیش خدا مسئول است؛ و اگر بداند نمیتواند و برود قبول کند، باز هم پیش خدا مسئول است. روایت می گوید: «من طلب الرئاسة هلک»؛ هر کس دنبال ریاست برود خودش را هلاک کرده است. در روایت دیگر دارد: ریاست طلبی مثل یک گرگ خطرناک است که به گله گوسفند میزند و آنها را میدرد. اینها مسئولیت شرعی است؛ حق کسی نیست. مدیر در جامعه اسلامی وظیفه اش این است که جامعه را درست اداره کند و خدمتگزار مردم باشد؛ اگر نتواند خراب می کند، فردای قیامت بیچاره اش می کنند می برندش جهنم میگویند چرا به مردم ظلم کردی؟ چرا سرمایه ها را از بین بردی؟ چرا خیانت کردی؟در روایت دیگر از امیرالمؤمنین داریم: «من تاخر تدبیره تقدم تلیفه»؛ کسی که تدبیرش به تأخیر بیفتد (به موقع تصمیم نگیرد) نابودی اش جلو می افتد. باید بنشیند برنامه ریزی کند. امور کشورداری کار سادهای نیست. گاهی اداره یک خانه سه، چهار نفره هم سخت است. حالا یک کشور نود میلیونی را اداره کردن، مدیر قوی میخواهد که شب و روز از خواب و استراحت بزند و از همه مهمتر برود سراغ مشورت با متخصصین. پیغمبر عقل کل است و همه چیز میفهمد، اما خدا در قرآن به ایشان فرمود: «وَ شَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ»؛ با مردم مشورت کن. منظور مردم عادی نیست؛ مثلاً برای رشد اقتصاد کشور، اولاً باید اقتصاد بلد بود، ثانیاً باید از افراد متدین باتجربه در صنایع دعوت کرد و پرسید مشکل امروز صنعت کشور چیست و راه حل کدام است. ارتباط مدیریت خوب با محبوبیت و دوام حکومت است.اساساً حکومتداری خودش مدیریت محض است. امیرالمومنین در نامه 53 نهج البلاغه می فرماید: اگر کسی بخواهد حکومتش دوام پیدا کند، باید خوب مدیریت کند تا مدیریتش استمرار پیدا کند. مردم هم دلشان متوجه میشود و میگویند دارد خوب کار میکند بگذارید کار کند. امیرالمؤمنین فرمود: «شرُّ الرعاة»؛ بدترین حاکمان کسانی هستند که به مردم ظلم کنند. در حدیث دیگر فرمود: «الظلم یُخرب المدن»؛ ظلم شهرها و کشورها را ویران میکند. الان ما در کوران جنگ هستیم، اما انشاءالله با پیروزی نهایی جنگ تمام میشود، و بعد از آن (پساجنگ) مدیریت کردن کشور در مسیر درست مهم است.
قبل از انقلاب، متأسفانه به دلیل تبلیغات سوء مارکسیست ها در کشور، مطرح می کردند که دین افیون ملتهاست. آنها اسلام را منحصر می کردند در یک سلسله برنامه های عبادی خشک، فقط نماز و روزه و امثال آن. اما بعد از انقلاب دقیقاً مشخص شده که اسلام یک دین جامع و کامل است و برای همه شئون زندگی مردم برنامه دارد. اسلام برای مدیریت صحیح ارزش بسیار قائل است و روایات بسیار مهمی در این زمینه داریم. این کلمه سیاست که زیاد میشنویم، خودش به معنای مدیریت صحیح است، اما معنای غلطی از آن استفاده شده؛ وقتی می خواهند بگویند فردی سیاسی است، می گویند اهل فریب و دغلکاری است. در حالی که سیاست در اسلام به معنای مدیریت صحیح است. در زیارت جامعه می خوانیم: «السلام علیکم یا اهل بیت نبوت... وساسه العباد و ارکان البلد»؛ ما اعتراف داریم که امامان ما سیاستمدارترین مردم زمان خود بودند، یعنی عالیترین مدیران زمان خودشان بودند. اما آن سیاستِ فریب و نیرنگ نه؛ خود امیرالمؤمنین در نهج البلاغه فرموده: اگر تقوا مانع نمیشد، می دیدید که من نسبت به کارهایی که معاویه انجام می دهد برتر هستم، اما تقوای الهی اجازه نمی دهد ما نیرنگ بزنیم و مردم را فریب دهیم. در روایات، امیرالمؤمنین تکیه می کنند که رشد و تعالی یک کشور بستگی به مدیریت صحیح دارد. اگر درست مدیریت کنیم، جامعه را در فرهنگ، اقتصاد و همه شئون رشد خواهیم داد. حضرت علی علیه السلام می فرماید: «تدبیر سبب رشد است و تدبیر سوء (مدیریت بد) باعث فروپاشی و ویرانی است.» اگر کسی نتواند درست مدیریت کند، تمام ظرفیتهای موجود در کشور را از بین میبرد. در حدیث دیگر می فرماید: «آفة الزعم ضعف الساسة»؛ آفتی که کشورها گرفتار میشوند، ضعف مدیریت است. در روایت داریم: اگر فردی کسی را برای سمتی انتخاب کند که می داند فرد دیگری شایسته تر و قویتر از او در جامعه وجود دارد و سمت را به آن فرد قویتر نسپارد، روایت می گوید به خدا، به پیغمبر و به جمیع المسلمین خیانت کرده است. این تعبیر بسیار عجیبی است. امام خمینی در صحیفه نور می فرمایند: اگر به کسی پیشنهاد مسئولیتی بدهند، اگر بداند میتواند انجام دهد و شانه خالی کند، پیش خدا مسئول است؛ و اگر بداند نمیتواند و برود قبول کند، باز هم پیش خدا مسئول است. روایت می گوید: «من طلب الرئاسة هلک»؛ هر کس دنبال ریاست برود خودش را هلاک کرده است. در روایت دیگر دارد: ریاست طلبی مثل یک گرگ خطرناک است که به گله گوسفند میزند و آنها را میدرد. اینها مسئولیت شرعی است؛ حق کسی نیست. مدیر در جامعه اسلامی وظیفه اش این است که جامعه را درست اداره کند و خدمتگزار مردم باشد؛ اگر نتواند خراب می کند، فردای قیامت بیچاره اش می کنند می برندش جهنم میگویند چرا به مردم ظلم کردی؟ چرا سرمایه ها را از بین بردی؟ چرا خیانت کردی؟در روایت دیگر از امیرالمؤمنین داریم: «من تاخر تدبیره تقدم تلیفه»؛ کسی که تدبیرش به تأخیر بیفتد (به موقع تصمیم نگیرد) نابودی اش جلو می افتد. باید بنشیند برنامه ریزی کند. امور کشورداری کار سادهای نیست. گاهی اداره یک خانه سه، چهار نفره هم سخت است. حالا یک کشور نود میلیونی را اداره کردن، مدیر قوی میخواهد که شب و روز از خواب و استراحت بزند و از همه مهمتر برود سراغ مشورت با متخصصین. پیغمبر عقل کل است و همه چیز میفهمد، اما خدا در قرآن به ایشان فرمود: «وَ شَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ»؛ با مردم مشورت کن. منظور مردم عادی نیست؛ مثلاً برای رشد اقتصاد کشور، اولاً باید اقتصاد بلد بود، ثانیاً باید از افراد متدین باتجربه در صنایع دعوت کرد و پرسید مشکل امروز صنعت کشور چیست و راه حل کدام است. ارتباط مدیریت خوب با محبوبیت و دوام حکومت است.اساساً حکومتداری خودش مدیریت محض است. امیرالمومنین در نامه 53 نهج البلاغه می فرماید: اگر کسی بخواهد حکومتش دوام پیدا کند، باید خوب مدیریت کند تا مدیریتش استمرار پیدا کند. مردم هم دلشان متوجه میشود و میگویند دارد خوب کار میکند بگذارید کار کند. امیرالمؤمنین فرمود: «شرُّ الرعاة»؛ بدترین حاکمان کسانی هستند که به مردم ظلم کنند. در حدیث دیگر فرمود: «الظلم یُخرب المدن»؛ ظلم شهرها و کشورها را ویران میکند. الان ما در کوران جنگ هستیم، اما انشاءالله با پیروزی نهایی جنگ تمام میشود، و بعد از آن (پساجنگ) مدیریت کردن کشور در مسیر درست مهم است.


تاکنون نظری ثبت نشده است