display result search
منو
تأملی در فرازهای مناجات شعبانیه

تأملی در فرازهای مناجات شعبانیه

  • 1 تعداد قطعات
  • 34 دقیقه مدت قطعه
  • 2 دریافت شده
سخنرانی حجت الاسلام مهدی شریعتی تبار با موضوع "تأملی در فرازهای مناجات شعبانیه "، سال 1404


ماه شعبان، ماه پیامبر صلی‌الله است. ایشان فرمودند: شعبان ماه من است و سپس دعا کردند: رحمت خدا بر بنده‌ای که مرا در ماهم یاری کند. یاری پیامبر صلی الله در این ماه، چیزی نیست جز عمل به آموزه‌ها، سنت‌ها و دستورات دین و قرآن ایشان و پیروی از سنت پیامبر و اهل بیت علیهم‌السلام. امیرالمومنین علی علیه السلام پس از شنیدن این ندای ملکوتی فرمودند: من از وقتی که این سخن رسول خدا را شنیدم، هیچ‌گاه روزه ماه شعبان را فوت نکردم. امسال، ماه شعبان با ماه بهمن و ایام الله انقلاب اسلامی همراه شده که از برکات این ماه شریف است. یکی دیگر از برکات بزرگ ماه شعبان، مناجات‌ها و دعاهای واردشده در آن، به ویژه مناجات شعبانیه است. این مناجات، سخن و گفتگویی است با معبود و محبوب مطلق، خداوند متعال. اولیای خدا و انسان‌های عارف و مراقب، با این مناجات انس داشتند و مشتاقانه منتظر فرارسیدن ماه شعبان بودند تا آن را زمزمه کنند. برخی از بزرگان، فرازهایی از این مناجات را در قنوت نماز یا اوقات مناجات خود در طول سال می‌خواندند. مناجات شعبانیه، یک گنجینه ارزشمند فرهنگی و میراثی از پیامبر و اهل بیت برای ماست. محور اصلی سخن امروز ما، بحث درباره نقش محبت و عشق به خدا در اطاعت و بندگی است که از همین مناجات شعبانیه و همچنین آیات قرآن و روایات به‌دست می‌آید. یکی از ریشه‌های مهم، فطرت انسان است که کمال مطلق را می‌ستاید. ریشه دیگر، طمع در بهشت و امید به ثواب است. بسیاری از بندگان، برای رسیدن به پاداش اخروی و بهشت برین، عبادت می‌کنند. ریشه دیگر، ترس از دوزخ و عذاب الهی است. این هم امری پسندیده است و انسان باید از عذاب خدا بترسد. امیرالمومنین علی علیه السلام در نهج‌البلاغه می‌فرمایند: به خدا سوگند، اگر مانند مادر جوانمرده‌ای ناله‌زنید و مانند کبوتر جداافتاده‌ای از سر سوز و گداز بنالید و در راه خدا از مال و فرزند بگذرید، سزاوار است. برای چه؟ برای اینکه خداوند یکی از گناهانی را که فرشتگان در نامه عملتان ثبت کرده‌اند، ببخشاید. پس، عبادت برای ثواب یا برای ترس از عقاب، هر دو شایسته‌اند. گاه ریشه عبادت، حیا است. در حدیث داریم: رحمت خدا بر بنده‌ای که حق حیا از خدا را ادا کند. انسان باید از ناسپاسی و گناه در برابر نعمت‌های خدا شرمنده باشد. حیا، انسان را کنترل می‌کند. ریشه دیگر، شکرگزاری از نعمت‌های الهی است. اما یکی از مهم‌ترین و والاترین ریشه‌های عبودیت، محبت و عشق به خداست. در روایتی از امیرالمومنین و سیدالشهدا علیه السلام آمده: بندگان خدا سه گروهند: گروهی خدا را از ترس عبادت می‌کنند؛ این عبادت بردگان است. گروهی برای طمع عبادت می‌کنند؛ این عبادت تاجران است. و گروهی خدا را از روی محبت عبادت می‌کنند؛ این عبادت آزادگان است. مسئله محبت در فرهنگ اسلامی ما بسیار مهم است. قرآن کریم، از زبان حضرت ابراهیم نقل می‌کند که به مشرکان گفت: من چیزهایی را که غروب می‌کنند مانند ستاره و ماه و خورشید دوست ندارم. انسان باید معشوقی پایدار و فناناپذیر داشته باشد. عشق به خدا که کمال، جمال و زیبایی مطلق است، همین ویژگی را دارد.
ریشه اصلی بندگی واقعی، همین حب و عشق است. در حدیثی قدسی، خداوند به حضرت موسی می‌فرماید: ای موسی! آیا کاری برای من انجام داده‌ای؟ موسی گفت: خدایا! نماز خواندم، روزه گرفتم، صدقه دادم، زکات پرداختم، همه برای تو. خدا فرمود: نمازت برهان توست. روزه‌ات سپر آتش است. صدقه‌ات سایه‌ات در قیامت است. زکات‌ات نور توست. همه اینها برای خودت بود. برای من چه کرده‌ای؟ موسی پرسید: پس چه کاری برای توست؟ خدا فرمود: آیا برای من، دوستان مرا دوست داشته‌ای و با دشمنانم دشمنی کرده‌ای؟ این اشاره به آیه 54 سوره مائده است که می‌فرماید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر از دین خود برگردید، خداوند به زودی گروهی را می‌آورد که آنان را دوست دارد و آنان او را دوست دارند...ویژگی‌های این گروه محبوب و عاشق خدا این‌هاست: یُحبُّهم و یُحبّونه: محبت دوطرفه بین خدا و آنان برقرار است. أذِلَّةٍ عَلَی المُؤمِنینَ: در برابر مؤمنان، فروتن و مهربان‌اند. أعِزَّةٍ عَلَی الکافِرینَ: در برابر کافران، سرسخت و عزیز هستند. یُجاهِدونَ فی سَبیلِ اللهِ: در راه خدا جهاد می‌کنند. وَ لا یَخافونَ لَوْمَةَ لائِمٍ از سرزنش هیچ سرزنش‌گری نمی‌هراسند. این آیه، شأن نزولش درباره امیرالمومنین و یارانش است و مصداق اتم آن، خود حضرت علی علیه‌السلام است. در روایت دیگری، پیامبر صلی‌الله تلاوت این آیه، دست بر شانه سلمان فارسی زدند و فرمودند: مقصود، سلمان و قوم او ایرانیان است. اگر دین و معرفت بر ثریا ستاره‌ای دور آویخته باشد، مردانی از فارس ایران به آن دست خواهند یافت. امیدواریم ملت ایران امروز، از مصادیق این آیه باشند. اما اوج بحث محبت، در مناجات شعبانیه تجلی می‌یابد. امیرالمومنین و ائمه در این مناجات به ما می‌آموزند که چگونه با خدا سخن بگوییم و اساس رابطه خود با او را بر محبت استوار کنیم. به این فرازها توجه کنید: إلهی لَم یَکُن لی دونَکَ مِن ظَهیرٍ فَأستَعینَ بِهِ عَلَیکَ، وَ لَا لِی دُونَکَ مِن وَلِیٍّ فَألُوذَ بِهِ إلَیکَ، أوَ لَمْ تَکُن مِنّی مَوارِدٌ لِلمَعصِیَةِ إلاّ فی وَقتٍ أزَعَجَتْنِی فِیهِ إلَیکَ مَحَبَّتُکَ.
خدایا! برای من جز تو پشتیبانی نیست که در تو از او یاری جویم، و جز تو ولیّی نیست که به سوی تو پناه برم. آیا برای من راهی به سوی معصیت نبود، مگر در وقتی که محبت تو مرا به سوی خودت برانگیخت؟ این یعنی: انسان در می‌یابد که اگر محبت الهی نبود، او توان بیرون آمدن از گناه و معصیت را ندارد. این عشق خداوند است که بنده را از خواب غفلت بیدار می‌کند و به سوی اطاعت می‌کشاند. إلهی! هَبْنی صَبَرتُ عَلَی عَذابِکَ، فَکیفَ أَصْبِرُ عَلَی فِراقِکَ؟! هَبْنی صَبَرتُ عَلَی حَرِّ النّارِ، فَکیفَ أَصْبِرُ عَنِ النَّظَرِ إلی کَرامَتِکَ. خدایا! اگر بر عذاب تو صبر کنم، چگونه بر فراق تو صبر کنم؟! و اگر بر حرارت آتش دوزخ صبر کنم، چگونه از نگاه به کرامت و بزرگی تو چشم بپوشم؟ این یعنی: عاشق، از فراق معشوق بیشتر می‌ترسد تا از عذاب او. محبت، عبادت را از حسابگری ثواب و عقاب، به اشتیاق دیدار و ترس از جدایی ارتقا می‌دهد. فرازی دیگر می‌گوید: إلهی! إنْ عَذَّبْتَنی فَبِذَنْبی وَ إنْ عَفَوْتَ عَنّی فَبِکَرَمِکَ وَ جُودِکَ. إلهی! إنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ فَأَعْلِمْ أَهْلَهَا أنِّی أُحِبُّکَ. خدایا! اگر مرا عذاب کنی، به سبب گناهم است و اگر از من درگذری، به سبب کرامت و بخشش توست. خدایا! اگر مرا به آتش دوزخ درآوری، به اهل آتش اعلام کن که من تو را دوست دارم. این اوج عشق است: حتی اگر عاشق را به جهنم ببری، او در میان شعله‌ها فریاد می‌زند که من تو را دوست دارم! این محبت، برگرفته از همان مکتبی است که سیدالشهدا فرمود: الهی! ترکَ الْخَلْقَ فی هَواکَ، وَ أتیتُکَ لِتَرْحَمَنی، فَإِذا رَحِمْتَنی فَأَنْتَ الْکَریمُ. خدایا! خلق را به خاطر هوای تو رها کردم و به درگاهت آمدم تا بر من رحم کنی، و اگر بر من رحم کنی، تو کریمی. اساس و روح بندگی و اطاعت واقعی، محبت و عشق به خداست. این محبت است که انسان را از عبادتِ ترسان و طمع‌کار، به عبادتِ آزاده و عاشق تبدیل می‌کند. این محبت است که در جامعه، مهر و تواضع می‌آفریند أذلة علی المؤمنین و در برابر دشمن، صلابت و عزت. این محبت به خدا، عین محبت به اولیای خداست و محبت به اولیای خدا، انسان را در مسیر اطاعت و جهاد در راه او قرار می‌دهد.

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 34:03

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخن