سخنزانی حجت الاسلام حسین جوشقانیان با موضوع "ولایت پذیری، شرط رستگاری"، سال 1404
حقیقت این است که ولایت خطکش توحید است. آل الله کسانی هستند که اسلام مجسماند، عبایات مقدساند و اصل دین در وجود آنهاست. مسئله اصلی ما این است، اول آقا را ببینیم. یعنی در هر کاری، در هر حرکتی، ابتدا باید دید امام زمان عجل الله از ما چه میخواهد. سهم ما برای او چیست؟ سهم من در تربیت فرزندانم برای امام زمان چیست؟ چند تا از آنها را باید وقف این راه کنم؟ سهم من در مدیریت، در شغل، در معیشت برای حضرت چیست؟ حتی در برخورد با همسرم، در کلامم، در پوششم، در گویشم؛ آیا او میپسندد؟ اگر اولویت ما دیدن رضایت آقا باشد، زندگیمان نورانی میشود. این را از زندگی بزرگان تاریخ میفهمیم: حبیب بن مظاهر جز امام حسین علیهالسلام کی را میدید؟ محبوبش فقط امام بود. مالک اشتر هرچه داشت، از امیرالمؤمنین علیهالسلام داشت. ابوحمزه ثمالی آن چنان مورد عنایت خاص امام صادق علیهالسلام بود که حضرت فرمود: با تو آرامش مییابیم. سید بحرالعلوم وقتی از او پرسیدند چگونه به این مقام رسیدی؟ گفت: میرزای قمی بارها سر مرا به سینه مبارک امام زمان عجل الله چسبانید. من دل به حضرت دادم، حضرت هم دل به من داد. پس اصل، اتصال و انس با حضرت است. این اتصال فقط برای علما نیست. مادران ائمه بسیاری کنیز بودند، اما ظرف وجودی امام معصوم شدند. از اصحاب امام حسین علیهالسلام هم کسانی بودند که سواد خواندن و نوشتن نداشتند، اما مدالی گرفتند که تا قیامت عالمیان به آنها احترام میگذارند. امروز این سرزمین، خانه امام زمان عجل الله است. دشمنان عالم اتمیها، صهیونیستها، آمریکا این خانه را نشانه گرفتهاند. جنایات اخیر هم از همان جنس است. اما کی میتواند گرههای ما را بگشاید؟ همان کسی که چهل و هفت سال است گرهها را باز کرده است. باید دل به او داد. ماجرای آن مرد که در خانه امام حسین علیهالسلام را زد، درس بزرگی است. او گفت: آقا! گرفتارم، بدهکاری سنگین دارم. امام حسین علیهالسلام به او فرمود: سه سوال میپرسم؛ به اندازه معرفتت به تو پاداش میدهم. برترین عمل چیست؟ ایمان به خدا. حضرت فرمود: درست است. یک سوم دیه تو را بخشیدم. اما بدانیم: ایمان فقط در قلب نیست. باید در عمل، در حمایت، در ایثار، در زبان و در زندگی ظاهر شود. ایمان داشته باشیم که خدا وعده نصرت داده و دشمن را خوار خواهد کرد. چهل و هفت سال شکوه انقلاب گواه این نصرت الهی است. سوال دوم: وقتی در بنبست و درماندگی افتادی، چه میکنی؟ جواب مرد: به خدا پناه میبرم و به او توکل میکنم. حضرت فرمود: آفرین. دو سوم دیگر دیه را هم بخشیدم. این یعنی هیچ بنبستی نیست. وقتی موسی(ع) در کنار نیل و در محاصره فرعونیان قرار گرفت، فرمود: کَلَّا إِنَّ مَعِیَ رَبِّی. خدا با من است. اوست که دریا را شکافت. ما هم در تمام مشکلات از کسب و کار تا خانواده باید خدا را در محاسباتمان بیاوریم. سوال سوم: زینت مرد چیست؟ مرد پاسخ داد: 1. مرد ثروتمند، زینتش انصاف در خرج و دستگیری از دیگران است. 2. مرد عالم، زینتش حلم و بردباری است (مانند صبر و حکمت رهبری در فتنهها).
3. مرد فقیر، زینتش صبر بر نداری است. حضرت پرسید: اگر کسی نه پول دارد، نه علم، و نه صبر؟! این نشان میدهد که صبر حتی برای کسی که هیچ چیز ندارد، کلید نجات است. حضرت تمام دیه آن مرد را بخشید. پس نتیجه این است: باید باورها و زندگیمان را با امام زمان عجل الله تنظیم کنیم. گرههایی که در زندگی داریم، از دوری از اوست. هرگاه به سمت او بیاییم، عنایتش شامل حالمان میشود.
حقیقت این است که ولایت خطکش توحید است. آل الله کسانی هستند که اسلام مجسماند، عبایات مقدساند و اصل دین در وجود آنهاست. مسئله اصلی ما این است، اول آقا را ببینیم. یعنی در هر کاری، در هر حرکتی، ابتدا باید دید امام زمان عجل الله از ما چه میخواهد. سهم ما برای او چیست؟ سهم من در تربیت فرزندانم برای امام زمان چیست؟ چند تا از آنها را باید وقف این راه کنم؟ سهم من در مدیریت، در شغل، در معیشت برای حضرت چیست؟ حتی در برخورد با همسرم، در کلامم، در پوششم، در گویشم؛ آیا او میپسندد؟ اگر اولویت ما دیدن رضایت آقا باشد، زندگیمان نورانی میشود. این را از زندگی بزرگان تاریخ میفهمیم: حبیب بن مظاهر جز امام حسین علیهالسلام کی را میدید؟ محبوبش فقط امام بود. مالک اشتر هرچه داشت، از امیرالمؤمنین علیهالسلام داشت. ابوحمزه ثمالی آن چنان مورد عنایت خاص امام صادق علیهالسلام بود که حضرت فرمود: با تو آرامش مییابیم. سید بحرالعلوم وقتی از او پرسیدند چگونه به این مقام رسیدی؟ گفت: میرزای قمی بارها سر مرا به سینه مبارک امام زمان عجل الله چسبانید. من دل به حضرت دادم، حضرت هم دل به من داد. پس اصل، اتصال و انس با حضرت است. این اتصال فقط برای علما نیست. مادران ائمه بسیاری کنیز بودند، اما ظرف وجودی امام معصوم شدند. از اصحاب امام حسین علیهالسلام هم کسانی بودند که سواد خواندن و نوشتن نداشتند، اما مدالی گرفتند که تا قیامت عالمیان به آنها احترام میگذارند. امروز این سرزمین، خانه امام زمان عجل الله است. دشمنان عالم اتمیها، صهیونیستها، آمریکا این خانه را نشانه گرفتهاند. جنایات اخیر هم از همان جنس است. اما کی میتواند گرههای ما را بگشاید؟ همان کسی که چهل و هفت سال است گرهها را باز کرده است. باید دل به او داد. ماجرای آن مرد که در خانه امام حسین علیهالسلام را زد، درس بزرگی است. او گفت: آقا! گرفتارم، بدهکاری سنگین دارم. امام حسین علیهالسلام به او فرمود: سه سوال میپرسم؛ به اندازه معرفتت به تو پاداش میدهم. برترین عمل چیست؟ ایمان به خدا. حضرت فرمود: درست است. یک سوم دیه تو را بخشیدم. اما بدانیم: ایمان فقط در قلب نیست. باید در عمل، در حمایت، در ایثار، در زبان و در زندگی ظاهر شود. ایمان داشته باشیم که خدا وعده نصرت داده و دشمن را خوار خواهد کرد. چهل و هفت سال شکوه انقلاب گواه این نصرت الهی است. سوال دوم: وقتی در بنبست و درماندگی افتادی، چه میکنی؟ جواب مرد: به خدا پناه میبرم و به او توکل میکنم. حضرت فرمود: آفرین. دو سوم دیگر دیه را هم بخشیدم. این یعنی هیچ بنبستی نیست. وقتی موسی(ع) در کنار نیل و در محاصره فرعونیان قرار گرفت، فرمود: کَلَّا إِنَّ مَعِیَ رَبِّی. خدا با من است. اوست که دریا را شکافت. ما هم در تمام مشکلات از کسب و کار تا خانواده باید خدا را در محاسباتمان بیاوریم. سوال سوم: زینت مرد چیست؟ مرد پاسخ داد: 1. مرد ثروتمند، زینتش انصاف در خرج و دستگیری از دیگران است. 2. مرد عالم، زینتش حلم و بردباری است (مانند صبر و حکمت رهبری در فتنهها).
3. مرد فقیر، زینتش صبر بر نداری است. حضرت پرسید: اگر کسی نه پول دارد، نه علم، و نه صبر؟! این نشان میدهد که صبر حتی برای کسی که هیچ چیز ندارد، کلید نجات است. حضرت تمام دیه آن مرد را بخشید. پس نتیجه این است: باید باورها و زندگیمان را با امام زمان عجل الله تنظیم کنیم. گرههایی که در زندگی داریم، از دوری از اوست. هرگاه به سمت او بیاییم، عنایتش شامل حالمان میشود.


تاکنون نظری ثبت نشده است