display result search
منو
زینب کبری سلام‌الله علیها و روشنگری در تاریکی جهل

زینب کبری سلام‌الله علیها و روشنگری در تاریکی جهل

  • 1 تعداد قطعات
  • 34 دقیقه مدت قطعه
  • 48 دریافت شده
سخنرانی حجت الاسلام دکتر ناصر رفیعی با موضوع"زینب کبری سلام‌الله علیها و روشنگری در تاریکی جهل"، سال 1404


مصیبت‌هایی که در زندگی انسان واقع می‌شود دو قسم است. بعضی مصیبت‌ها مادی است. ما در کربلا و در مصائب حضرت زینب، بیشتر از مصیبت‌های مادی، مداح‌ها و سخنران‌هایمان می‌گویند، مثلاً چوب خیزران زدن یا تازیانه زدن یا ناسزا گفتن. دسته دوم، مصیبت غیرمادی است؛ یعنی مصیبت جسمی نیست. این مصیبت‌ها گاهی شدیدتر از آن مصیبت اول است. مثلاً جهالت یک مصیبت است. کسی هم نمی‌زنی، شما کاری هم به کسی نداری، اما با جهلت، با نادانیت، طرف آزار می‌دهد دیگران را. یا مصیبت کسالت، مثلاً. یا مصیبت خلل در اعتقادات، شبهات. شما ببینید، این دسته دوم به مراتب خطرش از آن دسته اول بیشتر است. یک وقت یک کسی را می‌گذارند می‌کشند، خب یک آدمی کشته شده. اما یک وقت یک جهالت و نادانی، دین درست می‌کند، یک دین اختراع می‌کند، یک جریان انحرافی ایجاد می‌کند. در جنگ جمل، امیرالمومنین با افراد جاهلی مواجه است که فقط چهل نفر برای دفاع از شتر عایشه کشته شدند. چهل تا آدم برای اینکه این شتر تیر نخورد، در صفین، امیرالمومنین با جهالت قومش مواجه است تا قرآن رفت بالای نیزه، می‌گویند ما دیگر نمی‌جنگیم. حضرت یک قدمی پیروزی بود، چون سپاه امیرالمومنین هشتاد هزار است، بیشتر از سپاه معاویه است، آنها کمتر از پنجاه هزارند. اما این جهالت باعث شد حکمیت پیش بیاید و بعد هم به اصطلاح امام حسن کنار زده شدو نود و یک سال امویان حکومت کردند. یک جهل باعث می‌شود سی هزار تا آدم در کربلا جمع بشود. شما در کربلا یک مصیبت جسمی دارید، می‌گویید امام حسین را اسب بر بدنش دویدند. بله، این مصیبت. مصیبت بدتر از آن است که می‌گویند امام حسین العیاذ بالله کافر شده، از دین خارج شده. زینب کبری در کوفه، در شام، با این مصیبت مواجه است که در شام که مصیبت جسمی دیگر خیلی نیست، امام حسین شهید شده. اینی که می‌بینید امیرالمومنین در نهج البلاغه هی شکوه می‌کند از جهالت‌ها، نادانی‌ها، تندروی‌ها. چهار هزار آدم بعد از جمل البته بین چهار تا دوازده هزار، حالا چهار هزار کفایه گفتند امیرالمومنین کافر شده، تکفیر کردن ایشان. این مصیبت نیست اولش؟ دیگر کوفه هم نیامدن، رفتن حرورا. حرورا منطقه‌ای بوده سه کیلومتری کوفه، الان جزو کوفه است. لذا به اینها می‌گویند حروریه، خوارج. بعد رفتن نزدیک بغداد، شهری بود به نام نهروان، آنجا اردو زدند. امام معصوم خودش زنده بوده در جامعه بوده، گذاشتندش کنار، سرش را بالای نیزه کردند. لذا امام حسین هم روز عاشورا با دو جور مصیبت: یک مصیبت شمشیر و نیزه است، یک مصیبت جهل و نادانی. امیرالمؤمنین در نهج البلاغه از هفت مورد به خدا پناه می‌برد، هفت مصیبت به خدا پناه می‌بریم چیست؟ عالم زلّه، عابد مَلَله، مومن خَلَله، مؤتمن خِلَله، غنی عَطَله، عزیز ذلّه، فقیر بَلَهِ.
اول عالم زلّه یعنی لغزش عالم. دوم: عابد مَلَله، یعنی عابد سست بشود. جوان نمازش را بگذارد کنار. سوم، مومن خَلَله. مومن خلل برایش پیدا بشود. یعنی شبهه، اعتقاداتش به هم بریزد. چهارم: مؤتمن خِلَله، امانت‌دار خیانت کند. پنجم، غنی عَطَله، این هم یک مصیبت است که ثروتمند فقیر بشود. سفره‌دار بوده، می‌آمدند می‌رفتند، یک مرتبه ورشکست بشود. این هم بد است. ششم، عزیز ذلّه بشود. این هم یک مصیبت، عزیزی ذلیل بشود. هفتم، فقیر بَلَهِ، این هم یک مصیبت است: فقیر مریض بشود.
زینب کبری با دو دسته مصیبت مواجه است. یک مصیبت، بدن قطعه قطعه شده ابی عبدالله، سخت است. یک مصیبت، چوب خیزران به لب و دندان ابی زدن. یک مصیبت، سر بالای نیزه است. اینا مصیبت است. یک مصیبت، بچه‌های خودش، دو تا را روی زمین غلتیدن. یک مصیبت، بدن علی اکبر. یک مصیبت، بدن قاسم است. اینا همه مصیبت است. یک مصیبت، فقدان عباس برادرش است. اما آقایان، مصیبت دومی که گریه‌اش بیشتر است، مصیبتی است که جسمی نیست: جهالت مردم کوفه است، نادانی مردم کوفه است. این ببینید، یک مصیبت این است سر امام حسین بالای نیزه است در شام، آره. اما مصیبت بدتر، شادی کردن مردم است که کف می‌زنند، شادی می‌کنند، آذین می‌بندن، فکر می‌کنم کار مثبتی کردن. می‌دانید چی عرض می‌کنم؟ یک وقت یک کسی یک خطایی مرتکب می‌شود، یک وقت می‌گوید خوب کردم این کار را کردم. آدم بیشتر دلش می‌سوزد. چرا زینب کبری دروازه کوفه ایستاد به خطبه خواندن؟ چهار تا آیه قرآن خواند. من چهارتاش را الان برایتان عرض می‌کنم، آدرسش هم می‌دهم که حالی این مردم کند. بابا والله زینب کبری خطبه‌ای که در کوفه خوانده که دیگر جلوی شهادت امام حسین را نمی‌تواند بگیرد، امام حسین شهید شده، تمام شد. این خطبه، خطبه بعد از حادثه است، بعد از اتفاق. دیگر نمی‌خواهد ایشون امام حسین را برگرداند، سر بالای نیزه است. می‌خواهد بگه شما مردم بیدار شید، تکرار نشه این اتفاق. لذا چقدر زیبا انتخاب کرد این چهار آیه را. آیه اول، آیه ده سوره روم است. آدرس‌هایش رامی‌گویم. این چهار تا آیه را مثل مادرش حضرت زهرا، چطور در مسجد با قرآن سخنرانی کرد و خلیفه اول را به چالش کشید. آیه اول این بود: "ثُمَّ کَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاءُوا السُّوأَىٰ أَنْ کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ". مردم کوفه، عاقبت این کار را می‌بینید. فکر نکنید امام حسین را کشتید و سرش را بالای نیزه بردید و تمام شد. صبر کنید، عجله نکنید. آیه دومی که خواند: آیه صد و شصت و نه آل عمران بود: "وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ". حالا شما فکر کردید ما رفتیم، تموم شد؟ نه، آنی که می‌ماند نام حسین است، نام ابی عبدالله است. شما سراسر دنیا را نگاه کنید، چقدر نام ابی عبدالله می‌درخشد. آیه سومی که خواند: آیه صد و هفتاد و هشت آل عمران است. این آیه را امام حسین هم شب عاشورا خواند: "وَلَا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ خَیْرٌ لِّأَنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدَادُوا إِثْمًا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ". فکر نکنید خدا بهتان مهلت می‌دهد دوستتان دارد. خدا به فرعون هم مهلت داد، به قارون هم داد، به نمرود هم داد، ولی یک مرتبه گرفته شد. آیه چهارم هم حضرت این آیه را خواندند که سوره کهف آیه پنجاه: "فَبَعَثَ اللَّهُ غُرَابًا یَبْحَثُ فِی الْأَرْضِ لِیُرِیَهُ کَیْفَ یُوَارِی سَوْءَةَ أَخِیهِ قَالَ یَا وَیْلَتَا أَعَجَزْتُ أَنْ أَکُونَ مِثْلَ هَٰذَا الْغُرَابِ فَأُوَارِیَ سَوْءَةَ أَخِی فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِینَ"، اما مضمونش: "بَعْثَ الظَّالِمِینَ"، بلا، ظالم بدسرنوشتی دچار می شود. امام حسین علیه‌السلام خون داد تا مصیبت جهالت را از جامعه برگرداند، دور کند.

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 34:23

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخن