- 87
- 1000
- 1000
- 1000
آماده سازی روح برای دریافت فیض الهی
سخنرانی آیت الله سید رحیم توکل با موضوع "آماده سازی روح برای دریافت فیض الهی"، سال 1404
روح و بدن؛ حقیقت مقامات الهی هستند. نکتهی اساسی این است که آنچه اصالت دارد و باقی است، روح انسان است. این بدن، تنها مرکبی است موقت و فانی در این دنیا. حتی در طول حیات دنیا، سلولهای بدن در حال تغییر و زوال هستند، اما روح است که ثابت و باقی است و مسئول همهی فضائل، رذائل، حساب و کتاب و پاداش و عقاب است. بر این اساس، مقامات عظیم الهی مانند نبوت و امامت نیز به روح مرتبط است، نه به جسم. برخی از ائمهی ما علیهمالسلام در سنین کودکی چهار، پنج، هفت یا هشت سالگی به امامت رسیدند. آیا جسم یک کودک میتواند بار سنگین امامت را تحمل کند؟ خیر، این روح بلندمرتبه و تربیتیافتهی الهی است که شایستگی این مقام را دارد. حضرت عیسی علیهالسلام در حالی که چندساعته بود، در آغوش حضرت مریم سلام الله علیها به مقام نبوت اولوالعزمی مفتخر شد. این نشان میدهد تحمل این بار عظیم، ربطی به سن و جسم ندارد و از شأن روح است. ارادهی نافذ خداوند و لزوم آمادهسازی بستر روح برای دریافت حکمت خیلی مهم است. ارادهی خداوند بر همه چیز حاکم است و هر چه او اراده کند، بیچون و چرا محقق میشود. مثالهای تاریخی گواه این مطلب است: نجات حضرت موسی از آب نیل و بزرگ شدنش در دل خانهی فرعون، طبق ارادهی خداوند برای تربیت منتظمی در قلب دستگاه ظلم بود. نابودی لشکر ابرهه با پرندههای ابابیل، نشان از قدرت مطلق الهی دارد که از لشکری از پرندگان برای اجرای ارادهاش بهره گرفت. قوم نوح، عاد، ثمود و فرعون، هر کدام به عذاب خاص الهی دچار شدند که همه جلوهای از ارادهی تخلفناپذیر اوست. برای بهرهمند شدن از فیض الهی و به ویژه دریافت حَکمَت که در روایات، نور معرفت معنا شده، باید شرایط و بستر مناسب در روح انسان فراهم شود. امام هادی علیهالسلام فرمودند: حکمت در دلهای فاسد جای نمیگیرد. حکمت مانند نور است و دل فاسد و ظلمانی، آن را دفع میکند. شرایط دریافت حکمت یا نور معرفت دو چیز است:
1. ایجاد اقتضا و زمینه یعنی تَزکیه: یعنی نفس را با عمل به احکام الهی و تزکیه، آماده و مستعد کنیم.
2. رفع موانع: بزرگترین مانع برای تابش نور حکمت، گناه و آلودگیهای ناشی از پیروی از شهوات است. حکمت و شهوت در یک دل جمع نمیشوند. گناه، ظلمت میآورد و ظلمت، مانع از تابش نور معرفت میشود. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: جواهر را به گردن خوک نیاویزید. کسی که بر اثر خوردن لقمهی حرام و اصرار بر گناه، در باطن به حالت خوک یعنی حیوان صفت درآمده باشد، از جواهر حکمت و الطاف الهی سودی نمیبرد. همچنین فرمودند: فرشتگان وارد خانهای که سگ در آن باشد نمیشوند. یکی از مصادیق این روایت، سگهای بیفایده هستند که باعث خروج برکت و ملائکه و ورود شیاطین به خانه میشوند. اما معنای باطنی آن این است: اگر انسان بر اثر ظلم و گناه، باطنش به صورت سگ حیوان خوی تجاوزگر درآمد، ملائکه با او ارتباط برقرار نمیکنند و شیطان بر او مسلط میشود. اگر میخواهیم مشمول عنایات خاصه الهی،از جمله نزول برکات آسمانی و زمینی و دریافت نور حکمت شویم، باید از گناه دوری کنیم. روایات صریحاً بیان میکنند که گناهان، باعث قطع باران و برکات میشوند. دعاها و نمازهای استسقای مردم، اثر کرد و این بارش عظیم پاسخی الهی بود. کسانی که این ارتباط را انکار میکنند و گناه را بیاثر میپندارند، به حقیقت نزدیک نشدهاند. همانطور که مشرکان، معجزات پیامبر صلیالله را انکار میکردند، امروز نیز گناه، قلبها را تاریک و چشم حقیقتبینی را کور میکند. بیاییم با تمسک به قرآن و عترت،باطن خود را از گناه پاک کنیم تا شایسته دریافت نور الهی و در امان ماندن از قهر او باشیم.
روح و بدن؛ حقیقت مقامات الهی هستند. نکتهی اساسی این است که آنچه اصالت دارد و باقی است، روح انسان است. این بدن، تنها مرکبی است موقت و فانی در این دنیا. حتی در طول حیات دنیا، سلولهای بدن در حال تغییر و زوال هستند، اما روح است که ثابت و باقی است و مسئول همهی فضائل، رذائل، حساب و کتاب و پاداش و عقاب است. بر این اساس، مقامات عظیم الهی مانند نبوت و امامت نیز به روح مرتبط است، نه به جسم. برخی از ائمهی ما علیهمالسلام در سنین کودکی چهار، پنج، هفت یا هشت سالگی به امامت رسیدند. آیا جسم یک کودک میتواند بار سنگین امامت را تحمل کند؟ خیر، این روح بلندمرتبه و تربیتیافتهی الهی است که شایستگی این مقام را دارد. حضرت عیسی علیهالسلام در حالی که چندساعته بود، در آغوش حضرت مریم سلام الله علیها به مقام نبوت اولوالعزمی مفتخر شد. این نشان میدهد تحمل این بار عظیم، ربطی به سن و جسم ندارد و از شأن روح است. ارادهی نافذ خداوند و لزوم آمادهسازی بستر روح برای دریافت حکمت خیلی مهم است. ارادهی خداوند بر همه چیز حاکم است و هر چه او اراده کند، بیچون و چرا محقق میشود. مثالهای تاریخی گواه این مطلب است: نجات حضرت موسی از آب نیل و بزرگ شدنش در دل خانهی فرعون، طبق ارادهی خداوند برای تربیت منتظمی در قلب دستگاه ظلم بود. نابودی لشکر ابرهه با پرندههای ابابیل، نشان از قدرت مطلق الهی دارد که از لشکری از پرندگان برای اجرای ارادهاش بهره گرفت. قوم نوح، عاد، ثمود و فرعون، هر کدام به عذاب خاص الهی دچار شدند که همه جلوهای از ارادهی تخلفناپذیر اوست. برای بهرهمند شدن از فیض الهی و به ویژه دریافت حَکمَت که در روایات، نور معرفت معنا شده، باید شرایط و بستر مناسب در روح انسان فراهم شود. امام هادی علیهالسلام فرمودند: حکمت در دلهای فاسد جای نمیگیرد. حکمت مانند نور است و دل فاسد و ظلمانی، آن را دفع میکند. شرایط دریافت حکمت یا نور معرفت دو چیز است:
1. ایجاد اقتضا و زمینه یعنی تَزکیه: یعنی نفس را با عمل به احکام الهی و تزکیه، آماده و مستعد کنیم.
2. رفع موانع: بزرگترین مانع برای تابش نور حکمت، گناه و آلودگیهای ناشی از پیروی از شهوات است. حکمت و شهوت در یک دل جمع نمیشوند. گناه، ظلمت میآورد و ظلمت، مانع از تابش نور معرفت میشود. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: جواهر را به گردن خوک نیاویزید. کسی که بر اثر خوردن لقمهی حرام و اصرار بر گناه، در باطن به حالت خوک یعنی حیوان صفت درآمده باشد، از جواهر حکمت و الطاف الهی سودی نمیبرد. همچنین فرمودند: فرشتگان وارد خانهای که سگ در آن باشد نمیشوند. یکی از مصادیق این روایت، سگهای بیفایده هستند که باعث خروج برکت و ملائکه و ورود شیاطین به خانه میشوند. اما معنای باطنی آن این است: اگر انسان بر اثر ظلم و گناه، باطنش به صورت سگ حیوان خوی تجاوزگر درآمد، ملائکه با او ارتباط برقرار نمیکنند و شیطان بر او مسلط میشود. اگر میخواهیم مشمول عنایات خاصه الهی،از جمله نزول برکات آسمانی و زمینی و دریافت نور حکمت شویم، باید از گناه دوری کنیم. روایات صریحاً بیان میکنند که گناهان، باعث قطع باران و برکات میشوند. دعاها و نمازهای استسقای مردم، اثر کرد و این بارش عظیم پاسخی الهی بود. کسانی که این ارتباط را انکار میکنند و گناه را بیاثر میپندارند، به حقیقت نزدیک نشدهاند. همانطور که مشرکان، معجزات پیامبر صلیالله را انکار میکردند، امروز نیز گناه، قلبها را تاریک و چشم حقیقتبینی را کور میکند. بیاییم با تمسک به قرآن و عترت،باطن خود را از گناه پاک کنیم تا شایسته دریافت نور الهی و در امان ماندن از قهر او باشیم.


تاکنون نظری ثبت نشده است