- 321
- 1000
- 1000
- 1000
نبردی که پنهان نیست، 1
سخنرانی دکتر حسین محمدی سیرت با موضوع «نبردی که پنهان نیست»، جلسه اول: مواجهه ایران با آمریکا، سال 1404
این مواجهه، که ریشه در تخاصم ذاتی و تقابل عمیق دارد، با غفلت ساختار سیاسی آمریکا از پیشبینی طلوع انقلاب اسلامی آغاز شد؛ چرا که ایستگاه امنیتی آنها در تهران، وظیفه اصلیاش را نه مسائل داخلی ایران، بلکه مدیریت منطقه از مدیترانه تا شرق آسیا و مبارزه با شوروی میدانست. پس از ناکامی در سناریوهای ممانعت و کودتا (هایزر)، سفارتخانه به کانون پروژه انحراف انقلاب و ایجاد ائتلاف میانه تبدیل گشت، تا از طریق جریانهای غربگرا و میانه مانند نهضت آزادی، ملیگراها و برخی چهرههای مذهبی، قدرت را در ساختار سیاسی ایران کنترل و منحرف سازد. تسخیر لانه جاسوسی واکنشی بود به همین دسیسهها و نگرانی تاریخی انقلابیون از تکرار کودتا (مانند تجربه سال 32)، که با کشف اسناد طراحی ائتلاف و نفوذ در طبقه دوم سفارت، ماهیت آن را از یک اعتراض ساده به یک غلت تاریخی و نقطه افتخار برای ملت ایران مبدل کرد. این رویارویی تا امروز در قالب جنگ شناختی و ارائه روایت پیروز از سوی آمریکا ادامه دارد، روایتی که به خطا ادعا میکند صنعت هستهای ایران نابود شده و ستونهای مقاومت (حماس و حزبالله) حذف گشتهاند، حال آنکه شواهد تاریخی و آماری خلاف آن را گواهی میدهند.
اگر مشتاقید، میتوانیم در باره جزئیات پروژههای انحرافی مانند ماجرای ائتلاف میانه یا مک فارلین که نشان دادند مذاکره با آمریکا جز در موارد بسیار محدود و اقتضایی ناممکن است، بیشتر سخن گوییم، یا به تحلیل عمیقتر چرایی شکست روایتهای آمریکایی در خصوص نابودی دانش هستهای و افزایش محبوبیت مقاومت در منطقه بپردازیم.
این مواجهه، که ریشه در تخاصم ذاتی و تقابل عمیق دارد، با غفلت ساختار سیاسی آمریکا از پیشبینی طلوع انقلاب اسلامی آغاز شد؛ چرا که ایستگاه امنیتی آنها در تهران، وظیفه اصلیاش را نه مسائل داخلی ایران، بلکه مدیریت منطقه از مدیترانه تا شرق آسیا و مبارزه با شوروی میدانست. پس از ناکامی در سناریوهای ممانعت و کودتا (هایزر)، سفارتخانه به کانون پروژه انحراف انقلاب و ایجاد ائتلاف میانه تبدیل گشت، تا از طریق جریانهای غربگرا و میانه مانند نهضت آزادی، ملیگراها و برخی چهرههای مذهبی، قدرت را در ساختار سیاسی ایران کنترل و منحرف سازد. تسخیر لانه جاسوسی واکنشی بود به همین دسیسهها و نگرانی تاریخی انقلابیون از تکرار کودتا (مانند تجربه سال 32)، که با کشف اسناد طراحی ائتلاف و نفوذ در طبقه دوم سفارت، ماهیت آن را از یک اعتراض ساده به یک غلت تاریخی و نقطه افتخار برای ملت ایران مبدل کرد. این رویارویی تا امروز در قالب جنگ شناختی و ارائه روایت پیروز از سوی آمریکا ادامه دارد، روایتی که به خطا ادعا میکند صنعت هستهای ایران نابود شده و ستونهای مقاومت (حماس و حزبالله) حذف گشتهاند، حال آنکه شواهد تاریخی و آماری خلاف آن را گواهی میدهند.
اگر مشتاقید، میتوانیم در باره جزئیات پروژههای انحرافی مانند ماجرای ائتلاف میانه یا مک فارلین که نشان دادند مذاکره با آمریکا جز در موارد بسیار محدود و اقتضایی ناممکن است، بیشتر سخن گوییم، یا به تحلیل عمیقتر چرایی شکست روایتهای آمریکایی در خصوص نابودی دانش هستهای و افزایش محبوبیت مقاومت در منطقه بپردازیم.


تاکنون نظری ثبت نشده است