display result search
منو
تفسیر آیه 48 - 55 سوره مدثر

تفسیر آیه 48 - 55 سوره مدثر

  • 1 تعداد قطعات
  • 9 دقیقه مدت قطعه
  • 64 دریافت شده
سخنرانی حجت‌ الاسلام محسن قرائتی با موضوع تفسیر سوره مدثر- آیه‌ 48 -55

فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِینَ

فَمَا لَهُمْ عَنِ التَّذْکِرَةِ مُعْرِضِینَ

کَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُّسْتَنفِرَةٌ

فَرَّتْ مِن قَسْوَرَةٍ

بَلْ یُرِیدُ کُلُّ امْرِىٍ مِّنْهُمْ أَن یُؤْتَى‏ صُحُفاً مُّنَشَّرَةً

کَلَّا بَل لَّا یَخَافُونَ الْآخِرَةَ

کَلَّا إِنَّهُ تَذْکِرَةٌ

فَمَن شَآءَ ذَکَرَهُ‏

ترجمه
پس شفاعت شافعان سودشان ندهد.
چه شده آنان را که از تذکّر (قرآن) روى گردانند؟
گویا آنان گورخرانى هستند
که از شیر مى‏گریزند.
بلکه هریک از آنان توقّع دارد که نامه هایى سرگشاده (از سوى خدا) به او داده شود.
چنین نیست، بلکه آنان از آخرت نمى‏ترسند.
چنین نیست، همانا آن (قرآن) تذکّرى ارزشمند است.
پس هرکس خواست، با آن تذکّر یابد.


«حُمُر» جمع «حِمار» به الاغ وحشى گفته مى‏شود و معادل فارسى آن گورخر است. کلمه «گور» به معناى صحرا و گورخر یعنى الاغ صحرایى.
در تشبیه فرار کفّار از قرآن، به فرار گورخر از شیر نکاتى نهفته است:
الف) فرار گورخر از شیر بر اساس عقل و شعور نیست.
ب) این فرار با وحشت همراه است.
ج) فرار با هدف خاصى صورت نمى‏گیرد.
د) فرار کننده توان و فرصتى براى تجدید قوا ندارد و عاقبت اسیر خواهد شد.
«قَسورة» از «قَسر» به معناى قهر و غلبه و یکى از نام‏هاى شیر است و در برخى موارد به معناى شکارچى نیز آمده است. به نظر مى‏رسد مراد، فرار گورخر از شیر یا صیّاد باشد.
در برخى روایات آمده است که ابوجهل و جماعتى از قریش به پیامبر اسلام گفتند: ما به تو ایمان نمى ‏آوریم مگر آن که نامه‏اى از آسمان بیاورى که عنوانش این باشد: از پروردگار جهانیان به فلان فرزند فلان و در آن رسماً به ما دستور داده شود که به تو ایمان آوریم.
در آیاتى از قرآن کریم از توقّع نابجاى کفّار که مى‏گفتند: «و لن نؤمن لرقیک حتّى تنزل علینا کتاباً نقرؤه» ما هرگز به تو ایمان نمى‏آوریم مگر آنکه بر ما کتابى نازل کنى که ما بخوانیم. سخن به میان آمده است. در سوره انعام نیز مشابه آیه 52 را مى‏ خوانیم که گفتند: «لن نؤمن حتّى نؤتى مثل ما اوتى رسول اللّه» ایمان نمى‏آوریم مگر آن که آنچه براى انبیا آمده است، براى ما نیز بیاید. در پاسخ این توقّعات نابجا خداوند مى‏فرماید: «اللّه اعلم حیث یجعل رسالته» خداوند بهتر مى‏داند که رسالتش را کجا قرار دهد.
شفاعت کنندگان در قیامت
در قرآن و روایات مى‏خوانیم که خداوند در قیامت به افرادى اجازه مى‏دهد تا براى دیگران شفاعت کنند. در روایتى از پیامبر اکرم مى‏خوانیم: «انا اوّل شافع» اوّلین کسى که شفاعت (امّت خود را) مى‏کند، من هستم.
قرآن. امیرالمؤمنین على‏ (ع) مى‏فرماید: روز قیامت، قرآن از شفاعت کنندگان است.
انبیا. در روایات آمده است که انبیا در قیامت شفاعت مى‏کنند: «یشفع الانبیاء»
امامان معصوم و شیعیان واقعى. در روایتى از امام معصوم‏علیه السلام مى‏خوانیم: در قیامت، شفاعت براى ما و شیعیان ما خواهد بود. «لنا شفاعة و لاهل مودّتنا شفاعة»
فرشتگان. در روز قیامت، به فرشتگان و شهدا اجازه داده مى‏شود تا (از کسانى که مى‏خواهند) شفاعت کنند: «یؤذن للملائکة و الشهداء ان یشفعوا»
شهدا. در قیامت هر شهید هفتاد نفر از خانواده خود را شفاعت مى‏کند.
عبادات. عبادات بندگان، از اسباب شفاعت در قیامت خواهد بود: «الصیام والقرآن شفیعان للعبد یوم القیامة»
شرایط شفاعت شوندگان‏
قرآن و روایات، کسانى را مشمول شفاعت معرفى مى‏کنند که داراى شرایط زیر باشند:
الف) اهل ایمان و نماز و انفاق در راه خدا باشند و عمر را به هدر نداده باشند. «فما تنفعهم شفاعة الشافعین»
ب) خداوند به شفاعت آنان اذن داده باشد. «من ذا الذى یشفع عنده الاّ باذنه»
ج) با ایمان از دنیا برود.
د) رابطه‏اى میان شفیع و شفاعت شونده وجود داشته باشد. کسى که با شافعان ارتباطى مکتبى نداشته باشد، مشمول شفاعت قرار نمى‏ گیرد.


پیام ها
1- تساهل در نماز و انفاق و اطعام نیازمندان و هدر دادن عمر، سبب محروم شدن از شفاعت در قیامت مى‏ شود. «فما تنفعهم شفاعة الشافعین ...»
2- خداوند در قیامت به افرادى اجازه مى‏دهد تا براى دیگران شفاعت کنند ولى بسیارى از مردم، شرائط دریافت شفاعت را ندارد. «فما تنفعهم شفاعة الشافعین»
3- در قیامت، شفاعت کنندگان متعدّدند: انبیا، اوصیا، شهدا، قرآن و... «الشافعین»
4- مخالفان اسلام، هیچ دلیلى براى نپذیرفتن آیات الهى و سخن وحى ندارند. «فما لهم عن التذکرة معرضین»
5 - اعراض کنندگان از سخن حق، از عقل و خرد بهره ‏اى ندارند. «کانّهم حمر»
6- داشتن توقّعات نابجا از خداوند (نظیر درخواست نامه از خداوند)، نشانه حماقت است. «کانهم حُمر ... یرید کلّ امرء منهم...»
7- کفّار مغرورند و انتظار دارند که براى هدایت هریک از آنان به راه حق، دعوت نامه‏اى خاص فرستاده شود. «بل یرید کلّ امرء منهم ان یؤتى صحفاً منشّرة»
8 - به توقّعات نابه جا قاطعانه پاسخ منفى دهید. (خدا با فرستادن برهان و معجزه اتمام حجّت کرده است و نیازى به فرستادن نامه خصوصى نیست.) «کلاّ»
9- درخواست‏هاى نابجاى کفّار براى ایمان آوردن، بهانه‏ اى بیش نیست. «یرید... کلاّ»
10- بى پروایى نسبت به قیامت سبب انکار نبوّت است. «عن التذکرة معرضین ... بل لا یخافون الاخرة»
11- انسان در انتخاب عقیده و اندیشه، مختار و داراى اراده است. «فمن شاء»
12- قرآن بستر مناسبى براى هدایت بشر است، لکن هدایت شدن و بهره بردن از این بستر، مشروط به خواست خود انسان است. «فمن شاء ذکره»


متبع: پایگاه درس هایی از قرآن

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 9:39

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخنرانی مذهبی