- 48
- 1000
- 1000
- 1000
جایگاه امید و یاری امام عصر عجلالله
سخنزانی حجت الاسلام علی علیزاده با موضوع "جایگاه امید و یاری امام عصر عجلالله "، سال 1404
آنچه میخواهم با شما در میان بگذارم، دربارهی یک موتور محرکهی اصلی زندگی، یعنی امید است. بین انسان و حیوان تفاوتهای زیادی گفته شده، اما یکی از تفاوتهای بنیادین، همین امید است. حیوان در لحظه زندگی میکند، غافل است، سرگرم همان آنِ خودش است. اما انسان اینگونه نیست. انسان اگر نقطهی امیدی در افق زندگیاش نداشته باشد، انگیزهای برای ادامهی راه نخواهد داشت. اینقدر این مسئله جدی است که برخی انسانها وقتی امید واقعی ندارند، برای خودشان امیدهای واهی میسازند: به این امید زندگی میکنم که پایانخدمتم را بگیرم، به این امید که ازدواج کنم، به این امید که بچهدار شوم، به این امید که بچهها مدرسه بروند، به این امید که آنها را عروس و داماد کنم... و این داستان ادامه دارد تا هشتاد سالگی که میگوید: حاج آقا، فقط یک آرزو دارم: خوشبختی نوهام را ببینم. پس میبینید که نقش امید در زندگی انسان، نقشی کاملاً جدی و حیاتی است. اما یک سؤال پیش میآید: این امید باید به چه چیزی باشد؟ خداوند متعال در قرآن میفرماید: وَ مَن یَتوَکَّل عَلَی اللهِ فَهُوَ حَسبُهُ.(طلاق/3) و همچنین در سورهی حج آیهی 15 میفرماید: ...مَن کانَ یَظُنُّ أن لَن یَنصُرَهُ اللهُ فِی الدُّنیا وَ الآخِرَهِ فَلیَمدُد بِسَبَبٍ إلَی السَّماءِ ثُمَّ لیَقطَع فَلیَنظُر هَل یُذهِبَنَّ کَیدُهُ مایَغیظُ. به بیان ساده: اگر کسی گمان ببرد که خداوند در دنیا و آخرت او را یاری نمیکند، پس بهتر است طنابی به آسمان بزند و خود را حلقآویز کند! زیرا زندگی بدون امید به خدا، دیگر زندگی نیست. اما این امید، همانقدر که میتواند مفید و نجاتبخش باشد، اگر بیجا خرج شود، میتواند بسیار مضر باشد. یأس از نعمتهای بزرگ است، اما نه هر یأسی. یأس از غیر خدا نعمت بزرگی است. انسان باید از غیر خدا مأیوس باشد تا بتواند امیدش را به خداوند متعال معطوف کند. اینجا میرسیم به یک عنوان بسیار زیبا و عجیب در فرهنگ اسلام که پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند: اَفْضَلُ اَعْمالِ اُمَّتی اِنْتِظارُ الْفَرَجِ. بالاترین عمل امت من، انتظار فرج است.
انتظار فرج فقط به معنای انتظار برای ظهور حضرت بقیة الله الاعظم عجّل الله تعالی فرجه الشریف که کاملترین و بزرگترین مصداق فرج است نیست. بلکه هر مشکلی، هر بنبستی، هر گرفتاری که در زندگی شخصی با آن روبرو میشویم، بهترین عمل در آن لحظات این است که منتظر فرج از سوی خدا باشیم و اجازه ندهیم شیطان ما را به یأس و ناامیدی بکشاند. گاهی اوقات، خداوند برای اینکه بندهاش را خالص کند، کاری میکند که دیگران دلش را میشکنند. این لحظات، لحظات سکوی پرواز هستند. حیف که ما با این لحظات انس نمیگیریم و از آنها لذت نمیبریم! اگر کسی بخواهد شما را برای خودش انتخاب کند، کاری میکند که دیگران دل شما را بشکنند تا شما به سوی او بازگردید. خداوند در قرآن میفرماید: أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ (یونس/62) و نشان میدهد که او نزدیک دلهای شکستههاست.
اگر کسی از خدا ناامید شود، بدترین حالت ممکن است. به آیهی ششم سورهی فتح نگاه کنید: وَ یُعَذِّبَ الْمُنَافِقِینَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِکِینَ وَالْمُشْرِکَاتِ الظَّانِّینَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَیْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِیرًا. پنج نفرین پشت سر هم! این عذاب سخت برای کیست؟ برای کسانی که به خدا بدگمان هستند. کسانی که گمان میبرند خداوند آنها را یاری نمیکند. البته باید سنتهای الهی را نیز شناخت. سنت نصرت الهی این است که گاهی دیر میرسد. آنقدر دیر که حتی همراهان رسول الله هم میگفتند: پس نصرت خدا کجاست؟ (آل عمران/128). امام صادق علیهالسلام میفرمایند: ظهور امام زمان عجل الله اتفاق نمیافتد مگر بعد از آنکه مردم مأیوس شوند. این سنت الهی است، هم در امور کلی و هم در زندگی فردی ما. خداوند نمیگوید اول پولت را میدهم بعد ازدواج کن. میفرماید: تو ازدواج کن، به من توکل کن، من اگر فقیر شوی تو را بینیاز میکنم.امید زمانی مفید است که دو ویژگی داشته باشد:
1. قطعی و حتمی باشد، نه احتمالی. امید به شاید انسان را به خسران میاندازد.
2. ابدی باشد، نه مقطعی و زماندار. امید به ثروت، مقام یا هر چیز فانی، نهایتی جز جدایی با مرگ ندارد.
تنها چیزی که هم قطعی است و هم ابدی، خدای متعال است. وَ مَن یَتَوَکَّل عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ. این امید، هم در زندگی شخصی ما کاربرد دارد، هم در عرصهی اجتماعی و سیاسی. رهبر معظم انقلاب با بیانی شیوا فرمودند: امید بستن به غرب و آمریکا، به حکم تجربه محکوم به شکست است. امید واقعی، امید به خداست. انتظار فرج حضرت حجت عجل الله، مصداق اعلای این امید قطعی و ابدی است. اما انتظار فرج فقط به آن ظهور بزرگ ختم نمیشود. هر بنبست اقتصادی، هر مشکل خانوادگی، هر ناملایمتی، جایی است که ما باید در آن منتظر فرج خدا باشیم و یأس را به خود راه ندهیم. ما امروز منتظر یک امام مظلوم نیستیم. امام مظلوم را همه دوست دارند. اما حضرت بقیه الله عجل الله روزی ظهور میکنند که قدرت عالم در دستشان است. اینجاست که آزمایش واقعی شروع میشود. آیا ما همانگونه که پشت سر امام مظلوم میایستیم، پشت سر امام مقتدر نیز خواهیم ایستاد؟ آیا وقتی حضرت کاری خلاف عقل ناقص ما انجام داد، تسلیم امر او میشویم و میگوییم سَمِعْنَا وَ أَطَعْنَا؟ وظیفهی ما این نیست که برای ظهور زمان تعیین کنیم. وظیفهی ما این است که همین فردا را زمان ظهور ببینیم و خود را برای یاری آن امام مقتدر آماده کنیم. آمادهسازی، تنها با جهاد با نفس، مبارزه با کبر و غرور و شهوت و حرص ممکن است. ما باید خود را به جایی برسانیم که حاضر باشیم در رکاب او، از مال و جان بگذریم؛ همانگونه که در دعای عهد میخوانیم: ..أُبَایِعُکَ وَ أَسْمَعُ لَکَ وَ أُطِیعُ....
آنچه میخواهم با شما در میان بگذارم، دربارهی یک موتور محرکهی اصلی زندگی، یعنی امید است. بین انسان و حیوان تفاوتهای زیادی گفته شده، اما یکی از تفاوتهای بنیادین، همین امید است. حیوان در لحظه زندگی میکند، غافل است، سرگرم همان آنِ خودش است. اما انسان اینگونه نیست. انسان اگر نقطهی امیدی در افق زندگیاش نداشته باشد، انگیزهای برای ادامهی راه نخواهد داشت. اینقدر این مسئله جدی است که برخی انسانها وقتی امید واقعی ندارند، برای خودشان امیدهای واهی میسازند: به این امید زندگی میکنم که پایانخدمتم را بگیرم، به این امید که ازدواج کنم، به این امید که بچهدار شوم، به این امید که بچهها مدرسه بروند، به این امید که آنها را عروس و داماد کنم... و این داستان ادامه دارد تا هشتاد سالگی که میگوید: حاج آقا، فقط یک آرزو دارم: خوشبختی نوهام را ببینم. پس میبینید که نقش امید در زندگی انسان، نقشی کاملاً جدی و حیاتی است. اما یک سؤال پیش میآید: این امید باید به چه چیزی باشد؟ خداوند متعال در قرآن میفرماید: وَ مَن یَتوَکَّل عَلَی اللهِ فَهُوَ حَسبُهُ.(طلاق/3) و همچنین در سورهی حج آیهی 15 میفرماید: ...مَن کانَ یَظُنُّ أن لَن یَنصُرَهُ اللهُ فِی الدُّنیا وَ الآخِرَهِ فَلیَمدُد بِسَبَبٍ إلَی السَّماءِ ثُمَّ لیَقطَع فَلیَنظُر هَل یُذهِبَنَّ کَیدُهُ مایَغیظُ. به بیان ساده: اگر کسی گمان ببرد که خداوند در دنیا و آخرت او را یاری نمیکند، پس بهتر است طنابی به آسمان بزند و خود را حلقآویز کند! زیرا زندگی بدون امید به خدا، دیگر زندگی نیست. اما این امید، همانقدر که میتواند مفید و نجاتبخش باشد، اگر بیجا خرج شود، میتواند بسیار مضر باشد. یأس از نعمتهای بزرگ است، اما نه هر یأسی. یأس از غیر خدا نعمت بزرگی است. انسان باید از غیر خدا مأیوس باشد تا بتواند امیدش را به خداوند متعال معطوف کند. اینجا میرسیم به یک عنوان بسیار زیبا و عجیب در فرهنگ اسلام که پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند: اَفْضَلُ اَعْمالِ اُمَّتی اِنْتِظارُ الْفَرَجِ. بالاترین عمل امت من، انتظار فرج است.
انتظار فرج فقط به معنای انتظار برای ظهور حضرت بقیة الله الاعظم عجّل الله تعالی فرجه الشریف که کاملترین و بزرگترین مصداق فرج است نیست. بلکه هر مشکلی، هر بنبستی، هر گرفتاری که در زندگی شخصی با آن روبرو میشویم، بهترین عمل در آن لحظات این است که منتظر فرج از سوی خدا باشیم و اجازه ندهیم شیطان ما را به یأس و ناامیدی بکشاند. گاهی اوقات، خداوند برای اینکه بندهاش را خالص کند، کاری میکند که دیگران دلش را میشکنند. این لحظات، لحظات سکوی پرواز هستند. حیف که ما با این لحظات انس نمیگیریم و از آنها لذت نمیبریم! اگر کسی بخواهد شما را برای خودش انتخاب کند، کاری میکند که دیگران دل شما را بشکنند تا شما به سوی او بازگردید. خداوند در قرآن میفرماید: أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ (یونس/62) و نشان میدهد که او نزدیک دلهای شکستههاست.
اگر کسی از خدا ناامید شود، بدترین حالت ممکن است. به آیهی ششم سورهی فتح نگاه کنید: وَ یُعَذِّبَ الْمُنَافِقِینَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِکِینَ وَالْمُشْرِکَاتِ الظَّانِّینَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَیْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِیرًا. پنج نفرین پشت سر هم! این عذاب سخت برای کیست؟ برای کسانی که به خدا بدگمان هستند. کسانی که گمان میبرند خداوند آنها را یاری نمیکند. البته باید سنتهای الهی را نیز شناخت. سنت نصرت الهی این است که گاهی دیر میرسد. آنقدر دیر که حتی همراهان رسول الله هم میگفتند: پس نصرت خدا کجاست؟ (آل عمران/128). امام صادق علیهالسلام میفرمایند: ظهور امام زمان عجل الله اتفاق نمیافتد مگر بعد از آنکه مردم مأیوس شوند. این سنت الهی است، هم در امور کلی و هم در زندگی فردی ما. خداوند نمیگوید اول پولت را میدهم بعد ازدواج کن. میفرماید: تو ازدواج کن، به من توکل کن، من اگر فقیر شوی تو را بینیاز میکنم.امید زمانی مفید است که دو ویژگی داشته باشد:
1. قطعی و حتمی باشد، نه احتمالی. امید به شاید انسان را به خسران میاندازد.
2. ابدی باشد، نه مقطعی و زماندار. امید به ثروت، مقام یا هر چیز فانی، نهایتی جز جدایی با مرگ ندارد.
تنها چیزی که هم قطعی است و هم ابدی، خدای متعال است. وَ مَن یَتَوَکَّل عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ. این امید، هم در زندگی شخصی ما کاربرد دارد، هم در عرصهی اجتماعی و سیاسی. رهبر معظم انقلاب با بیانی شیوا فرمودند: امید بستن به غرب و آمریکا، به حکم تجربه محکوم به شکست است. امید واقعی، امید به خداست. انتظار فرج حضرت حجت عجل الله، مصداق اعلای این امید قطعی و ابدی است. اما انتظار فرج فقط به آن ظهور بزرگ ختم نمیشود. هر بنبست اقتصادی، هر مشکل خانوادگی، هر ناملایمتی، جایی است که ما باید در آن منتظر فرج خدا باشیم و یأس را به خود راه ندهیم. ما امروز منتظر یک امام مظلوم نیستیم. امام مظلوم را همه دوست دارند. اما حضرت بقیه الله عجل الله روزی ظهور میکنند که قدرت عالم در دستشان است. اینجاست که آزمایش واقعی شروع میشود. آیا ما همانگونه که پشت سر امام مظلوم میایستیم، پشت سر امام مقتدر نیز خواهیم ایستاد؟ آیا وقتی حضرت کاری خلاف عقل ناقص ما انجام داد، تسلیم امر او میشویم و میگوییم سَمِعْنَا وَ أَطَعْنَا؟ وظیفهی ما این نیست که برای ظهور زمان تعیین کنیم. وظیفهی ما این است که همین فردا را زمان ظهور ببینیم و خود را برای یاری آن امام مقتدر آماده کنیم. آمادهسازی، تنها با جهاد با نفس، مبارزه با کبر و غرور و شهوت و حرص ممکن است. ما باید خود را به جایی برسانیم که حاضر باشیم در رکاب او، از مال و جان بگذریم؛ همانگونه که در دعای عهد میخوانیم: ..أُبَایِعُکَ وَ أَسْمَعُ لَکَ وَ أُطِیعُ....


تاکنون نظری ثبت نشده است