- 47
- 1000
- 1000
- 1000
جوان آرمان خواه شیعه
سخنزانی حجت الاسلام عباس پسندیده با موضوع " جوان آرمان خواه شیعه"، سال 1404
در دنیای امروز، در نگاهی کلی، جوامع به دو دسته تقسیم میشوند:
دستهی اول: جوامع غیرآرمانی. اینها جامعههایی هستند که زندگی تنها به تولد و مرگ خلاصه میشود. تمام همّ و غمشان این است که چگونه بخورند، بپوشند، لذت ببرند و روزگار بگذرانند. زندگی برایشان فراتر از این دایرهی محدود مادی، معنایی ندارد.
دستهی دوم: جوامع آرمانی. اینها ملتهایی هستند که فراتر از زندگی مادی، آرمان دارند. فراتر از خوردن و خوابیدن، امید و هدف های بزرگی دارند که مسیر زندگیشان را تعیین میکند. اهل بیت عصمت و طهارت و پیروان راستین آنها، نمونهی کامل چنین زندگیِ آرمانی هستند. زندگی شما، به برکت تشیع و پیروی از این خاندان، یک زندگی عادی نیست؛ یک ماموریت است. ماموریتِ زمینهسازی برای ظهور آخرین ذخیرهی الهی. و این، ارزشی بینظیر و افتخاری عظیم است. بحث امشب ما در سبک زندگی اسلامی، دربارهی جوانی است. چگونگی جوان زیستن و جوانی کردن، با الهام از اسوهی جوانان، حضرت علیاکبر علیهالسلام. در نگاه به مقوله جوانی، دو دیدگاه اصلی وجود دارد:
1. نگاه اول: جوانی به عنوان یک مقطع سنی صرف. در این دیدگاه، جوانی دورهای بین نوجوانی و میانسالی تعریف میشود که شروع و پایان عددی مشخصی دارد مثلاً 18 تا 35 سال. نکتهی جالب اینجاست که در دنیای امروز، به رغم همهی ادعاهای پیشرفت، سن جوانی نه تنها عقب نرفته، بلکه جلوتر رفته است! یعنی انسانها دیرتر جوان میشوند و دورهی نوجوانی و حتی کودکیشان طولانیتر شده است.
2. نگاه دوم: جوانی به عنوان یک فرصت طلایی و موقعیت استثنایی. این نگاه، هماهنگ با فرهنگ اسلامی است. در این دیدگاه، سن، موضوعیت اصلی نیست. آنچه مهم است، ویژگیها و قابلیتهایی است که معمولاً در این برهه از زندگی شکوفا میشود. جوانی، یک سرمایه است، نه یک کالای مصرفی. تفاوت این دو چیست؟ اگر پولی داشته باشید و آن را صرفاً خرج لذتهای زودگذر کنید، آن را مصرف کردهاید. اما اگر بخشی از آن را سرمایهگذاری کنید تا در آینده بهرهور شوید، آن را به سرمایه تبدیل کردهاید. نگاه فرهنگ لیبرالی و غربی به جوان، نگاهی مصرفگرا و لذتمحور است. در این نگاه، جوان یعنی کسی که باید از دنیا بهره ببرد، لذت ببرد، غرایز خود را آزادانه اشباع کند. این، نگاه کسانی است که انسان را تنها در تن و غریزه او خلاصه میکنند. طبق این تفکر، جوانی که زود از دنیا برود، ناکام است! اما سوال بزرگی اینجاست: آیا کسی مثل حضرت علیاکبر علیهالسلام یا آن شهدای نوجوان و جوان کربلا، یا شهدای جوان انقلاب و دفاع مقدس، ناکام بودند؟ یا بلکه آنها کامیابترین جوانان تاریخ بودند؟ مسلماً پاسخ دوم درست است. این تفکر که کامیابی یعنی عمر طولانی کردن و لذتبردن، زهی خیال باطل! در فرهنگ اسلامی، جوانی یک سرمایه گرانبهاست. سرمایهای که باید از آن برای ساختن آیندهی خود در دنیا و آخرت، استفاده کرد. پیامبر اکرم صلیالله در روایتی خطاب به امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرماید: یا عَلِیُّ، أُوصِیکَ فِی نَفْسِکَ بِأَرْبَعٍ... وَ أَسْرَعْهُنَّ زَوَالاً الشَّبَابُ...؛ ای علی! تو را به چهار چیز درباره خودت سفارش میکنم... و زودگذرترینِ آنها، جوانی است... یعنی ای علی! از جوانیات، پیش از آنکه از دست برود، بهرهی کامل ببر. این بهرهبرداری به چه معناست؟ مفهوم کلیدی در اینجا، تَزَوُّد است. تزود یعنی توشه برداشتن. انسان دو دسته است: یا تمتّعی است، یعنی فقط به فکر عشق و حال و لذت امروز خود است، یا تزوّدی است، یعنی برای فردای خود چه فردای دنیا و چه فردای قیامت توشه و زاد برمیدارد. نگاه اسلام، نگاه تزوّدی است. آن جوان ناکام واقعی کیست؟ کسی که دویست سال هم عمر کند، اما از دنیایش برای آخرتش توشهای برنداشته باشد. اما آن جوانی که در راه خدا جان میدهد، به کامیابی ابدی رسیده است. آفرین بر شما ملتی که چنین فرزندانی تربیت کردهاید.
ویژگیها و شاخصهای جوان تزوّدی و آرمانی چیست؟ جوانی که میخواهد مانند علیاکبر علیهالسلام باشد و در سپاه یاران حضرت مهدی عجل الله جای گیرد، باید این ویژگیها را در خود پرورش دهد:
1. تقوا خودمهارگری: جوان با چالش لذت روبرو است. لذتهایی که در دنیای امروز و بهویژه در فضای مجازیِ بیقیدوبند، به وفور و به راحتی عرضه میشود. جوان لذتگرا نمیتواند علیاکبری باشد. راز موفقیت، توانایی به تأخیر انداختن لذت است. تحقیقات روانشناسی در غرب هم نشان داده است کودکانی که توانستند لذت خوردن را به تأخیر بیندازند، در بزرگسالی انسانهای موفقتری شدند و آنانی که نتوانستند، اغلب یا بزهکار شدند یا افرادی بیعرضه. قرآن کریم راز موفقیت حضرت یوسف علیه السلام را دو چیز میداند: إِنَّهُ مَن یَتَّقِ وَیَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِین. هر که تقوا پیشه کند و شکیبایی ورزد، بداند که خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمی کند. تقوا یعنی مهار لذت، صبر یعنی تحمل سختی.
2. صبر و تابآوری: جوان امروز باید بتواند بر مشکلات و سختیها صبر کند. فقدان صبر، بنیان خانواده و جامعه را میرُباد. ملت ایران، شما در طول این پنج دهه، صبر و مقاومت علیاکبرگونهای از خود نشان دادهاید و دنیا را به حیرت واداشتهاید. این صبر، ریشه در همان نگاه آرمانی و تزوّدی شما دارد.
3. ژرفاندیشی و اهل مطالعه بودن: دنیای امروز، دنیای انفجار اطلاعات است. اما درد بزرگ، فقدان ژرفاندیشی است. بسیاری از کسانی که فریب میخورند و دچار آشوب میشوند، از کمتحلیلی و سطحینگری رنج میبرند. امام باقر علیهالسلام میفرماید: پدرم امام سجاد علیهالسلام هرگاه جوانی را میدید که در پی کسب علم و فهم بود، او را به خود نزدیک میکرد و میفرمود: خوشا به حالت! تو در پی چیزی هستی که فرشتگان برای آن به رقابت برمیخیزند. امام صادق علیهالسلام نیز میفرماید: دوست ندارم جوان شما را ببینم مگر در یکی از دو حالت: یا دانشمند باشد یا دانشآموز. اگر اینگونه نباشد، میترسم که هَوَى او را به هر سو بکشاند. جوانی که اهل فکر و تحلیل نباشد، مانند کاهی است که با هر بادی به هر سو میرود.
الگوی نهایی ما، حضرت علیاکبر علیهالسلام است. آن حضرت تنها در زیبایی چهره به پیامبر صلیالله شباهت نداشت، بلکه در خَلقِه و خُلُقِه و مَنْطِقِه آفرینش، اخلاق و منطق/سخن شبیهترین مردم به جدّ بزرگوارش بود. اوج منطق و ژرفاندیشی علیاکبر علیهالسلام آخرین لحظات آشکار شد. وقتی امام حسین علیهالسلام خبر شهادت یاران را به او داد و از او خواست تا برای آب آمدن به سوی دشمن برود، سؤال اساسی و کلیدی او این بود: أَفِی نَحْنُ عَلَى الْحَقِّ؟؛ آیا ما بر حق هستیم؟ وقتی امام علیهالسلام پاسخ مثبت داد، فرمود: إِذَنْ لَا نُبَالِی أَنْ نَمُوتَ عَلَى الْحَقِّ؛ پس باکی نداریم که در راه حق کشته شویم. برای جوان آرمانی، حقانیت راه مهمتر از پیروزی ظاهری است. این منطق، منطق شما ملت ایران نیز هست. از ابتدای انقلاب تاکنون، با وجود همهی فشارها، این پرسش و پاسخ را در دل زنده نگه داشتهاید: آیا ما بر حقیم؟ و چون پاسخ مثبت بوده، پای حق ایستادهاید. این، همان روحیهی علیاکبری است.
اگر میخواهید سربازان راستین حضرت مهدی عجل الله باشید، باید سه ویژگی را در خود تقویت کنید:
اول: تقوا و مهار لذت.
دوم: صبر و تحمل سختی.
سوم: ژرفاندیشی و قدرت تحلیل.
در دنیای امروز، در نگاهی کلی، جوامع به دو دسته تقسیم میشوند:
دستهی اول: جوامع غیرآرمانی. اینها جامعههایی هستند که زندگی تنها به تولد و مرگ خلاصه میشود. تمام همّ و غمشان این است که چگونه بخورند، بپوشند، لذت ببرند و روزگار بگذرانند. زندگی برایشان فراتر از این دایرهی محدود مادی، معنایی ندارد.
دستهی دوم: جوامع آرمانی. اینها ملتهایی هستند که فراتر از زندگی مادی، آرمان دارند. فراتر از خوردن و خوابیدن، امید و هدف های بزرگی دارند که مسیر زندگیشان را تعیین میکند. اهل بیت عصمت و طهارت و پیروان راستین آنها، نمونهی کامل چنین زندگیِ آرمانی هستند. زندگی شما، به برکت تشیع و پیروی از این خاندان، یک زندگی عادی نیست؛ یک ماموریت است. ماموریتِ زمینهسازی برای ظهور آخرین ذخیرهی الهی. و این، ارزشی بینظیر و افتخاری عظیم است. بحث امشب ما در سبک زندگی اسلامی، دربارهی جوانی است. چگونگی جوان زیستن و جوانی کردن، با الهام از اسوهی جوانان، حضرت علیاکبر علیهالسلام. در نگاه به مقوله جوانی، دو دیدگاه اصلی وجود دارد:
1. نگاه اول: جوانی به عنوان یک مقطع سنی صرف. در این دیدگاه، جوانی دورهای بین نوجوانی و میانسالی تعریف میشود که شروع و پایان عددی مشخصی دارد مثلاً 18 تا 35 سال. نکتهی جالب اینجاست که در دنیای امروز، به رغم همهی ادعاهای پیشرفت، سن جوانی نه تنها عقب نرفته، بلکه جلوتر رفته است! یعنی انسانها دیرتر جوان میشوند و دورهی نوجوانی و حتی کودکیشان طولانیتر شده است.
2. نگاه دوم: جوانی به عنوان یک فرصت طلایی و موقعیت استثنایی. این نگاه، هماهنگ با فرهنگ اسلامی است. در این دیدگاه، سن، موضوعیت اصلی نیست. آنچه مهم است، ویژگیها و قابلیتهایی است که معمولاً در این برهه از زندگی شکوفا میشود. جوانی، یک سرمایه است، نه یک کالای مصرفی. تفاوت این دو چیست؟ اگر پولی داشته باشید و آن را صرفاً خرج لذتهای زودگذر کنید، آن را مصرف کردهاید. اما اگر بخشی از آن را سرمایهگذاری کنید تا در آینده بهرهور شوید، آن را به سرمایه تبدیل کردهاید. نگاه فرهنگ لیبرالی و غربی به جوان، نگاهی مصرفگرا و لذتمحور است. در این نگاه، جوان یعنی کسی که باید از دنیا بهره ببرد، لذت ببرد، غرایز خود را آزادانه اشباع کند. این، نگاه کسانی است که انسان را تنها در تن و غریزه او خلاصه میکنند. طبق این تفکر، جوانی که زود از دنیا برود، ناکام است! اما سوال بزرگی اینجاست: آیا کسی مثل حضرت علیاکبر علیهالسلام یا آن شهدای نوجوان و جوان کربلا، یا شهدای جوان انقلاب و دفاع مقدس، ناکام بودند؟ یا بلکه آنها کامیابترین جوانان تاریخ بودند؟ مسلماً پاسخ دوم درست است. این تفکر که کامیابی یعنی عمر طولانی کردن و لذتبردن، زهی خیال باطل! در فرهنگ اسلامی، جوانی یک سرمایه گرانبهاست. سرمایهای که باید از آن برای ساختن آیندهی خود در دنیا و آخرت، استفاده کرد. پیامبر اکرم صلیالله در روایتی خطاب به امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرماید: یا عَلِیُّ، أُوصِیکَ فِی نَفْسِکَ بِأَرْبَعٍ... وَ أَسْرَعْهُنَّ زَوَالاً الشَّبَابُ...؛ ای علی! تو را به چهار چیز درباره خودت سفارش میکنم... و زودگذرترینِ آنها، جوانی است... یعنی ای علی! از جوانیات، پیش از آنکه از دست برود، بهرهی کامل ببر. این بهرهبرداری به چه معناست؟ مفهوم کلیدی در اینجا، تَزَوُّد است. تزود یعنی توشه برداشتن. انسان دو دسته است: یا تمتّعی است، یعنی فقط به فکر عشق و حال و لذت امروز خود است، یا تزوّدی است، یعنی برای فردای خود چه فردای دنیا و چه فردای قیامت توشه و زاد برمیدارد. نگاه اسلام، نگاه تزوّدی است. آن جوان ناکام واقعی کیست؟ کسی که دویست سال هم عمر کند، اما از دنیایش برای آخرتش توشهای برنداشته باشد. اما آن جوانی که در راه خدا جان میدهد، به کامیابی ابدی رسیده است. آفرین بر شما ملتی که چنین فرزندانی تربیت کردهاید.
ویژگیها و شاخصهای جوان تزوّدی و آرمانی چیست؟ جوانی که میخواهد مانند علیاکبر علیهالسلام باشد و در سپاه یاران حضرت مهدی عجل الله جای گیرد، باید این ویژگیها را در خود پرورش دهد:
1. تقوا خودمهارگری: جوان با چالش لذت روبرو است. لذتهایی که در دنیای امروز و بهویژه در فضای مجازیِ بیقیدوبند، به وفور و به راحتی عرضه میشود. جوان لذتگرا نمیتواند علیاکبری باشد. راز موفقیت، توانایی به تأخیر انداختن لذت است. تحقیقات روانشناسی در غرب هم نشان داده است کودکانی که توانستند لذت خوردن را به تأخیر بیندازند، در بزرگسالی انسانهای موفقتری شدند و آنانی که نتوانستند، اغلب یا بزهکار شدند یا افرادی بیعرضه. قرآن کریم راز موفقیت حضرت یوسف علیه السلام را دو چیز میداند: إِنَّهُ مَن یَتَّقِ وَیَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِین. هر که تقوا پیشه کند و شکیبایی ورزد، بداند که خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمی کند. تقوا یعنی مهار لذت، صبر یعنی تحمل سختی.
2. صبر و تابآوری: جوان امروز باید بتواند بر مشکلات و سختیها صبر کند. فقدان صبر، بنیان خانواده و جامعه را میرُباد. ملت ایران، شما در طول این پنج دهه، صبر و مقاومت علیاکبرگونهای از خود نشان دادهاید و دنیا را به حیرت واداشتهاید. این صبر، ریشه در همان نگاه آرمانی و تزوّدی شما دارد.
3. ژرفاندیشی و اهل مطالعه بودن: دنیای امروز، دنیای انفجار اطلاعات است. اما درد بزرگ، فقدان ژرفاندیشی است. بسیاری از کسانی که فریب میخورند و دچار آشوب میشوند، از کمتحلیلی و سطحینگری رنج میبرند. امام باقر علیهالسلام میفرماید: پدرم امام سجاد علیهالسلام هرگاه جوانی را میدید که در پی کسب علم و فهم بود، او را به خود نزدیک میکرد و میفرمود: خوشا به حالت! تو در پی چیزی هستی که فرشتگان برای آن به رقابت برمیخیزند. امام صادق علیهالسلام نیز میفرماید: دوست ندارم جوان شما را ببینم مگر در یکی از دو حالت: یا دانشمند باشد یا دانشآموز. اگر اینگونه نباشد، میترسم که هَوَى او را به هر سو بکشاند. جوانی که اهل فکر و تحلیل نباشد، مانند کاهی است که با هر بادی به هر سو میرود.
الگوی نهایی ما، حضرت علیاکبر علیهالسلام است. آن حضرت تنها در زیبایی چهره به پیامبر صلیالله شباهت نداشت، بلکه در خَلقِه و خُلُقِه و مَنْطِقِه آفرینش، اخلاق و منطق/سخن شبیهترین مردم به جدّ بزرگوارش بود. اوج منطق و ژرفاندیشی علیاکبر علیهالسلام آخرین لحظات آشکار شد. وقتی امام حسین علیهالسلام خبر شهادت یاران را به او داد و از او خواست تا برای آب آمدن به سوی دشمن برود، سؤال اساسی و کلیدی او این بود: أَفِی نَحْنُ عَلَى الْحَقِّ؟؛ آیا ما بر حق هستیم؟ وقتی امام علیهالسلام پاسخ مثبت داد، فرمود: إِذَنْ لَا نُبَالِی أَنْ نَمُوتَ عَلَى الْحَقِّ؛ پس باکی نداریم که در راه حق کشته شویم. برای جوان آرمانی، حقانیت راه مهمتر از پیروزی ظاهری است. این منطق، منطق شما ملت ایران نیز هست. از ابتدای انقلاب تاکنون، با وجود همهی فشارها، این پرسش و پاسخ را در دل زنده نگه داشتهاید: آیا ما بر حقیم؟ و چون پاسخ مثبت بوده، پای حق ایستادهاید. این، همان روحیهی علیاکبری است.
اگر میخواهید سربازان راستین حضرت مهدی عجل الله باشید، باید سه ویژگی را در خود تقویت کنید:
اول: تقوا و مهار لذت.
دوم: صبر و تحمل سختی.
سوم: ژرفاندیشی و قدرت تحلیل.


تاکنون نظری ثبت نشده است