روایتی مستند و منصفانه از تاریخ ایران پس از انقلاب کاری از آقای میلاد موحدیان دانش آموخته دکتری جامعه شناسی سیاسی و پژوهشگر حوزه تاریخ معاصر ایران به کمک دوستنانش با موضوع «پادکست روزگار ما»، جلسه شانزدهم: قصه اعدامهای انقلابی 4، سال 1403
تو این قسمت از قصه اعدام های انقلاب می خواهیم برویم سراغ کسی که نام او گره خورده با موضوع اعدام های بعد از انقلاب. ایرانی ها چه کسانی که موافق به همراه حکومت هستند و چه انهایی که منتقد و حتی برانداز هم هستند این نام را حتما در خاطره تاریخی خودشان به یاد دارند البته برخی به نیکی و خیر از او یاد می کنند و برخی هم به بدی و نفرت. این شخص کسی نیست جز محمد صادق صادقی گیوی مشهور به شیخ صادق خلخالی.
خلخالی: «من با خلوص نیت کار کردم. ما اینها را اعدام کردیم. دست ها را قطع می کنیم. جاسوسان همه به نابودی کشیده شدند. چرا سکوت کنیم در مقابل این مسائل. با سردمداران فساد پیکار کنید»
محمد صادق صادقی گیوی در سال یک هزار و سیصد و پنج شمسی در گیوی از توابع شهرستان خلخال استان اردبیل به دنیا امد. به همین خاطر به خلخالی معروف است. هفده سالگی رفته قم و شاگرد آقا روح الله خمینی شده و البته هم درس فرزند آیت الله خمینی، مصطفی خمینی. خودش میگوید من تا مدت ها نمیدانستم این رفیق ما آقا مصطفی پسر استاد ماست میگوید یک روزی که به یک مناسبتی رفته بودند منزل آیت الله خمینی دیدم آقا مصطفی هم انجاست. گفتم مصطفی تو اینجا چیکار میکنی؟ گفت خانه بابایم است. تازه فهمیدم که هم درس ما پسر استاد ماست.
تو این قسمت از قصه اعدام های انقلاب می خواهیم برویم سراغ کسی که نام او گره خورده با موضوع اعدام های بعد از انقلاب. ایرانی ها چه کسانی که موافق به همراه حکومت هستند و چه انهایی که منتقد و حتی برانداز هم هستند این نام را حتما در خاطره تاریخی خودشان به یاد دارند البته برخی به نیکی و خیر از او یاد می کنند و برخی هم به بدی و نفرت. این شخص کسی نیست جز محمد صادق صادقی گیوی مشهور به شیخ صادق خلخالی.
خلخالی: «من با خلوص نیت کار کردم. ما اینها را اعدام کردیم. دست ها را قطع می کنیم. جاسوسان همه به نابودی کشیده شدند. چرا سکوت کنیم در مقابل این مسائل. با سردمداران فساد پیکار کنید»
محمد صادق صادقی گیوی در سال یک هزار و سیصد و پنج شمسی در گیوی از توابع شهرستان خلخال استان اردبیل به دنیا امد. به همین خاطر به خلخالی معروف است. هفده سالگی رفته قم و شاگرد آقا روح الله خمینی شده و البته هم درس فرزند آیت الله خمینی، مصطفی خمینی. خودش میگوید من تا مدت ها نمیدانستم این رفیق ما آقا مصطفی پسر استاد ماست میگوید یک روزی که به یک مناسبتی رفته بودند منزل آیت الله خمینی دیدم آقا مصطفی هم انجاست. گفتم مصطفی تو اینجا چیکار میکنی؟ گفت خانه بابایم است. تازه فهمیدم که هم درس ما پسر استاد ماست.


تاکنون نظری ثبت نشده است