- 8
- 1000
- 1000
- 1000
تهدیدات نظام خانواده،16
سخنرانی حجت الاسلام سید علیرضا تراشیون با موضوع "تهدیدات نظام خانواده"، جلسه شانزدهم: نجات خانواده از طوفان تنش ها، سال 1404
در ادامه بحث جلسه قبل که درباره تنشهای طبیعی بین زوجین و راهکارهای برونرفت از آن صحبت کردیم، امشب میخواهم به یکی دیگر از چالشهای مهم زندگی مشترک بپردازم: تنشهای والدین با فرزندان. گاهی مشکل اصلی، زن و شوهر با هم نیستند؛ بلکه ما با فرزندانمان درگیر میشویم.
چرا بچهها در خانه تنش ایجاد میکنند؟
علت اول: طبیعت کودکی
بچهها به دلیل نداشتن تجربه کافی در تعامل، به صورت طبیعی ممکن است رفتارها، کردارها و گفتارهایی داشته باشند که برای ما چالشزا باشد. این بخشی از فرآیند رشد است. بچهها ربات نیستند که با فشار یک دکمه، دقیقاً مطابق میل ما عمل کنند. یک مثال واقعی: مادری از لجبازی فرزندش شکایت داشت و انتظار داشت مانند بزرگترها کنار سفره بنشیند. وقتی پرسیدم سنش چقدر است، گفت: هشت ماهه! خب، طبیعت یک کودک هشت ماهه این است. در هر سنی، این چالشها به شکلی متناسب با آن دوره وجود دارد.
علت دوم: نوع برخورد و راهبری نادرست ما والدین است. با جسارت و احترام فراوان به همه پدران و مادران گرامی عرض میکنم. به گمان من، حدود هفتاد درصد مشکلاتی که بچهها ایجاد میکنند، تقصیر خود بچهها نیست. مقصر اصلی، ما بزرگترها هستیم که بلد نیستیم چگونه راهبری کنیم. حکایت ما مانند رانندهی ناواردی است که پشت فرمان یک ماشین خوب نشسته است؛ قطعاً حادثهساز خواهد شد. بچه باید بچگی کند، اما ما باید بلد باشیم این بچگی را چگونه هدایت کنیم. مشکل اینجاست که ابزارهای تربیتی که امروز بسیاری از ما استفاده میکنیم، گاهی آنتی تربیت هستند؛ یعنی ضد تربیت عمل میکنند: 1. نصیحتِ محض: اگر قرار بود بچهها با نصیحت خوب شوند، که میشدند! از صبح تا شب از همهجانب در معرض نصیحت هستند: مادر، پدر، مدرسه، مشاور، برنامههای مذهبی، مادربزرگ... نصیحت مانند نمک تربیت است، اما اگر بخواهیم فقط با آن پیش برویم، نه تنها جواب نمیدهد، بلکه گاهی نتیجه عکس دارد. 2. امر و نهیِ مداوم: از خودمان بپرسیم: امروز چقدر به بچهام بکن، نکن گفتم؟ این بمباران مداوم، اثر خود را از دست میدهد. 3. سرزنش: امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرمایند: السَّبابُ یُثیرُ اللَّجاجَ؛ سرزنش و دشنام، آتش لجاجت را برمیافروزد. سرزنش، بچه را اصلاح نمیکند، بلکه او را لجبازتر میکند. 4. تحقیر و مقایسه: امام هادی علیهالسلام میفرمایند: مَهانٌ عَلَى نَفْسِهِ فَمَنِ اشْتَرَى. فرمول این حدیث تربیتی این است: وقتی تو کسی را تحقیر کنی، نتیجهاش میشود شرارت. او شرور و بدرفتار میشود. حکایتی از یک نوکر که اربابش را پس از تحقیرهای بسیار، با خوردن تف در غذایش تلافی کرد، گواه این مطلب است. مقایسه بچه با دیگران نیز از همین جنس تحقیر است. 5. تنبیه بدنی: اینجا باید قاطعانه عرض کنم: در دکترین تربیتی اصیل ما، چیزی به نام تنبیه بدنی به عنوان یک روش تربیتی مؤثر وجود ندارد. امام علی علیهالسلام میفرمایند تنبیه برای حیوان است، نه برای فرزند آدمیزاد. تنبیه بدنی، حتی به مقدار کم، نه تنها تربیت نمیکند، بلکه: آسیب روحی عمیق وارد میکند. آسیب رفتاری گسترده ایجاد میکند. میتواند آسیب جسمی به همراه داشته باشد. از نظر شرعی نیز ممکن است مسئولیتهای سنگینی مانند دیه برای والدین ایجاد کند. به عنوان مثال، سرخ شدن یا کبودی ناشی از ضربه، دیه به همراه دارد که با قیمت امروز طلا، رقم قابل توجهی است. ما حق نداریم به بهانه تربیت، حریم جسم و روح فرزندمان را بشکنیم. روز قیامت، روزی است که فرزند از پدر و مادر فرار میکند و ممکن است حقوقی بر گردن ما باشد. بخش دوم: راه برونرفت؛ ساختن ابر مادر.
مامانهای بزرگوار! شما محور تربیت در خانه هستید. برای مدیریت این تنشها و تربیت نسل، باید "ابر مادر" یا مادر قدرتمند و توانمند باشید. ابر مادر پنج ویژگی کلیدی دارد: 1. سلامت جسمی:
مادری که خودش کمخون، خسته و بیحال است، مانند مردهای متحرک است که به خانواده آسیب میزند. آستانه تحملش پایین است و با کوچکترین چالش از کوره درمیرود. به خودتان برسید. این خودخواهی نیست؛ حفظ نظام خانواده است. بهترین غذای خانه باید برای مادر خانه باشد. گاهی میبینیم خانمی برای "روز مبادا" طلا پسانداز میکند، اما به فکر سلامتی امروز خود نیست. آن روز مبادا، روزی است که دیگر این طلاها در غسالخانه از دستش جدا میشود! باید برای عمری طولانی و سالم برنامهریزی کنیم. هوشمندیِ یک مادر این است که در خانه یک "گنجه اختصاصی" برای خود داشته باشد و با خوراکیهای مقوی مانند چهارمغز، شیره خرما به خودش برسد. مادری که از ته ماندههای یخچال تغذیه کند، هنگام بازگشت بچهها از مدرسه، انرژی و حوصله کافی برای استقبال شاداب ندارد.
2. سلامت روحی و روانی:
حالِ روحی مادر، حالِ کل خانواده است. اینجا نقش حمایتی مرد بسیار حیاتی است. آقایان! بدانید که جنس زن، لطیف و "ریحانه" است. باید مراقب حال او باشید،هوایش را داشته باشید، با کلام محبتآمیز از او استقبال کنید. وقتی حالِ خانم خوب باشد، حالِ همه خوب میشود. انسان قدرتمند در خانواده کسی است که میتواند خانواده را از مشکلات عبور دهد، نه اینکه مشکلات را به باتلاقی برای همه تبدیل کند. خانمها ذاتاً کمتوقعاند. اگر دیدید توقعشان زیاد شده، به احتمال زیاد توقعات منطقی و کوچک گذشتهشان برآورده نشده است. آنها تشنه "دیده شدن" و قدردانی هستند. یک "خدا قوت" ساده پس از یک روز سخت، معجزه میکند.
3. دانش و مهارت تربیتی:
مادری که میخواهد بچهای را در عصر اینترنت و فضای مجازی تربیت کند، باید دانش و مهارت خود را دائماً ارتقا دهد. با سطح دانش معمولی نمیتوان با این نسل ارتباط برقرار کرد. باید اهل مطالعه، مشورت و شرکت در دورههای آموزشی باشد. اگر من، مادر، بچهام را تربیت نکنم، اینستاگرام و تلگرام او را تربیت میکنند. جملهای را توجه کنید: "ما ذهن پاک بچههایمان را نباید بدهیم دست پلتفرمهای آمریکایی که آن را پر کنند." این را چه کسی گفته؟ امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه! حتی او هم از نفوذ فرهنگ آمریکایی میترسد. پس ما چطور بیخیال هستیم که موبایل هوشمند را بدون نظارت در اختیار فرزند نوجوانمان میگذاریم؟ باید ارزیابی کنیم: آیا با حضور در فضای مجازی، ادب، نماز، حیا و درسِ فرزندم بهتر شده یا بدتر؟ متأسفانه پاسخ معمولاً دوم است.
4. وقت گذاری (حضور کیفی):
تربیت مانند بافتن قالی است. بهترین دار و بهترین ابریشم خالص را هم بگذارید، اگر بافنده پای دار حاضر نباشد و وقت نگذارد، قالی خودبهخود بافته نمیشود. این فطرت پاک فرزند، خودبهخود شکوفا نمیشود. نیاز به مربی دارد. مادر باید با حوصله و حضور مؤثر، نقش زیبای تربیت را بر جان فرزند بزند. مرحوم آیتالله صافی گلپایگانی تعبیر زیبایی داشتند: بچه شما مانند گل است. میتوانی از آن مُهر سجده بسازی، یا مهره شطرنج. این دست توست.
5. صبر و استمرار:
تربیت، مسابقه سرعت نیست؛ ماراتن استقامت است. مادرِ ابری، باید صبری به اندازه دریا داشته باشد و با استمرار، راه خود را ادامه دهد. بیحوصلگی و رها کردن وسط راه، یا تغییر مداوم روش، همه زحمات را بر باد میدهد.
ما برای عبور از تنشهای با فرزندان، باید ابتدا علل را درست تشخیص دهیم: بخشی طبیعیِ رشد کودک، و بخش بزرگتر، ناشی از ناآگاهی و روشهای نادرست خودمان. سپس، باید برای تربیت این نسل پیچیده، "ابر مادر" بسازیم: مادری سالم، با آرامش روحی، دانشمند، وقتگذار و صبور. این، ارزشمندترین و باشکوهترین "شغل" برای یک زن است. به فرموده پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله: "الجَنَّةُ تَحْتَ أَقْدَامِ الأُمَّهَاتِ". بهشت زیر پای مادران است. حتی زمانی که پیامبر میخواهد بالاترین مدال را به حضرت زهرا سلام الله علیها بدهد، او را به امابیها میخواند. پس قدر این مقام را بدانیم.
در ادامه بحث جلسه قبل که درباره تنشهای طبیعی بین زوجین و راهکارهای برونرفت از آن صحبت کردیم، امشب میخواهم به یکی دیگر از چالشهای مهم زندگی مشترک بپردازم: تنشهای والدین با فرزندان. گاهی مشکل اصلی، زن و شوهر با هم نیستند؛ بلکه ما با فرزندانمان درگیر میشویم.
چرا بچهها در خانه تنش ایجاد میکنند؟
علت اول: طبیعت کودکی
بچهها به دلیل نداشتن تجربه کافی در تعامل، به صورت طبیعی ممکن است رفتارها، کردارها و گفتارهایی داشته باشند که برای ما چالشزا باشد. این بخشی از فرآیند رشد است. بچهها ربات نیستند که با فشار یک دکمه، دقیقاً مطابق میل ما عمل کنند. یک مثال واقعی: مادری از لجبازی فرزندش شکایت داشت و انتظار داشت مانند بزرگترها کنار سفره بنشیند. وقتی پرسیدم سنش چقدر است، گفت: هشت ماهه! خب، طبیعت یک کودک هشت ماهه این است. در هر سنی، این چالشها به شکلی متناسب با آن دوره وجود دارد.
علت دوم: نوع برخورد و راهبری نادرست ما والدین است. با جسارت و احترام فراوان به همه پدران و مادران گرامی عرض میکنم. به گمان من، حدود هفتاد درصد مشکلاتی که بچهها ایجاد میکنند، تقصیر خود بچهها نیست. مقصر اصلی، ما بزرگترها هستیم که بلد نیستیم چگونه راهبری کنیم. حکایت ما مانند رانندهی ناواردی است که پشت فرمان یک ماشین خوب نشسته است؛ قطعاً حادثهساز خواهد شد. بچه باید بچگی کند، اما ما باید بلد باشیم این بچگی را چگونه هدایت کنیم. مشکل اینجاست که ابزارهای تربیتی که امروز بسیاری از ما استفاده میکنیم، گاهی آنتی تربیت هستند؛ یعنی ضد تربیت عمل میکنند: 1. نصیحتِ محض: اگر قرار بود بچهها با نصیحت خوب شوند، که میشدند! از صبح تا شب از همهجانب در معرض نصیحت هستند: مادر، پدر، مدرسه، مشاور، برنامههای مذهبی، مادربزرگ... نصیحت مانند نمک تربیت است، اما اگر بخواهیم فقط با آن پیش برویم، نه تنها جواب نمیدهد، بلکه گاهی نتیجه عکس دارد. 2. امر و نهیِ مداوم: از خودمان بپرسیم: امروز چقدر به بچهام بکن، نکن گفتم؟ این بمباران مداوم، اثر خود را از دست میدهد. 3. سرزنش: امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرمایند: السَّبابُ یُثیرُ اللَّجاجَ؛ سرزنش و دشنام، آتش لجاجت را برمیافروزد. سرزنش، بچه را اصلاح نمیکند، بلکه او را لجبازتر میکند. 4. تحقیر و مقایسه: امام هادی علیهالسلام میفرمایند: مَهانٌ عَلَى نَفْسِهِ فَمَنِ اشْتَرَى. فرمول این حدیث تربیتی این است: وقتی تو کسی را تحقیر کنی، نتیجهاش میشود شرارت. او شرور و بدرفتار میشود. حکایتی از یک نوکر که اربابش را پس از تحقیرهای بسیار، با خوردن تف در غذایش تلافی کرد، گواه این مطلب است. مقایسه بچه با دیگران نیز از همین جنس تحقیر است. 5. تنبیه بدنی: اینجا باید قاطعانه عرض کنم: در دکترین تربیتی اصیل ما، چیزی به نام تنبیه بدنی به عنوان یک روش تربیتی مؤثر وجود ندارد. امام علی علیهالسلام میفرمایند تنبیه برای حیوان است، نه برای فرزند آدمیزاد. تنبیه بدنی، حتی به مقدار کم، نه تنها تربیت نمیکند، بلکه: آسیب روحی عمیق وارد میکند. آسیب رفتاری گسترده ایجاد میکند. میتواند آسیب جسمی به همراه داشته باشد. از نظر شرعی نیز ممکن است مسئولیتهای سنگینی مانند دیه برای والدین ایجاد کند. به عنوان مثال، سرخ شدن یا کبودی ناشی از ضربه، دیه به همراه دارد که با قیمت امروز طلا، رقم قابل توجهی است. ما حق نداریم به بهانه تربیت، حریم جسم و روح فرزندمان را بشکنیم. روز قیامت، روزی است که فرزند از پدر و مادر فرار میکند و ممکن است حقوقی بر گردن ما باشد. بخش دوم: راه برونرفت؛ ساختن ابر مادر.
مامانهای بزرگوار! شما محور تربیت در خانه هستید. برای مدیریت این تنشها و تربیت نسل، باید "ابر مادر" یا مادر قدرتمند و توانمند باشید. ابر مادر پنج ویژگی کلیدی دارد: 1. سلامت جسمی:
مادری که خودش کمخون، خسته و بیحال است، مانند مردهای متحرک است که به خانواده آسیب میزند. آستانه تحملش پایین است و با کوچکترین چالش از کوره درمیرود. به خودتان برسید. این خودخواهی نیست؛ حفظ نظام خانواده است. بهترین غذای خانه باید برای مادر خانه باشد. گاهی میبینیم خانمی برای "روز مبادا" طلا پسانداز میکند، اما به فکر سلامتی امروز خود نیست. آن روز مبادا، روزی است که دیگر این طلاها در غسالخانه از دستش جدا میشود! باید برای عمری طولانی و سالم برنامهریزی کنیم. هوشمندیِ یک مادر این است که در خانه یک "گنجه اختصاصی" برای خود داشته باشد و با خوراکیهای مقوی مانند چهارمغز، شیره خرما به خودش برسد. مادری که از ته ماندههای یخچال تغذیه کند، هنگام بازگشت بچهها از مدرسه، انرژی و حوصله کافی برای استقبال شاداب ندارد.
2. سلامت روحی و روانی:
حالِ روحی مادر، حالِ کل خانواده است. اینجا نقش حمایتی مرد بسیار حیاتی است. آقایان! بدانید که جنس زن، لطیف و "ریحانه" است. باید مراقب حال او باشید،هوایش را داشته باشید، با کلام محبتآمیز از او استقبال کنید. وقتی حالِ خانم خوب باشد، حالِ همه خوب میشود. انسان قدرتمند در خانواده کسی است که میتواند خانواده را از مشکلات عبور دهد، نه اینکه مشکلات را به باتلاقی برای همه تبدیل کند. خانمها ذاتاً کمتوقعاند. اگر دیدید توقعشان زیاد شده، به احتمال زیاد توقعات منطقی و کوچک گذشتهشان برآورده نشده است. آنها تشنه "دیده شدن" و قدردانی هستند. یک "خدا قوت" ساده پس از یک روز سخت، معجزه میکند.
3. دانش و مهارت تربیتی:
مادری که میخواهد بچهای را در عصر اینترنت و فضای مجازی تربیت کند، باید دانش و مهارت خود را دائماً ارتقا دهد. با سطح دانش معمولی نمیتوان با این نسل ارتباط برقرار کرد. باید اهل مطالعه، مشورت و شرکت در دورههای آموزشی باشد. اگر من، مادر، بچهام را تربیت نکنم، اینستاگرام و تلگرام او را تربیت میکنند. جملهای را توجه کنید: "ما ذهن پاک بچههایمان را نباید بدهیم دست پلتفرمهای آمریکایی که آن را پر کنند." این را چه کسی گفته؟ امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه! حتی او هم از نفوذ فرهنگ آمریکایی میترسد. پس ما چطور بیخیال هستیم که موبایل هوشمند را بدون نظارت در اختیار فرزند نوجوانمان میگذاریم؟ باید ارزیابی کنیم: آیا با حضور در فضای مجازی، ادب، نماز، حیا و درسِ فرزندم بهتر شده یا بدتر؟ متأسفانه پاسخ معمولاً دوم است.
4. وقت گذاری (حضور کیفی):
تربیت مانند بافتن قالی است. بهترین دار و بهترین ابریشم خالص را هم بگذارید، اگر بافنده پای دار حاضر نباشد و وقت نگذارد، قالی خودبهخود بافته نمیشود. این فطرت پاک فرزند، خودبهخود شکوفا نمیشود. نیاز به مربی دارد. مادر باید با حوصله و حضور مؤثر، نقش زیبای تربیت را بر جان فرزند بزند. مرحوم آیتالله صافی گلپایگانی تعبیر زیبایی داشتند: بچه شما مانند گل است. میتوانی از آن مُهر سجده بسازی، یا مهره شطرنج. این دست توست.
5. صبر و استمرار:
تربیت، مسابقه سرعت نیست؛ ماراتن استقامت است. مادرِ ابری، باید صبری به اندازه دریا داشته باشد و با استمرار، راه خود را ادامه دهد. بیحوصلگی و رها کردن وسط راه، یا تغییر مداوم روش، همه زحمات را بر باد میدهد.
ما برای عبور از تنشهای با فرزندان، باید ابتدا علل را درست تشخیص دهیم: بخشی طبیعیِ رشد کودک، و بخش بزرگتر، ناشی از ناآگاهی و روشهای نادرست خودمان. سپس، باید برای تربیت این نسل پیچیده، "ابر مادر" بسازیم: مادری سالم، با آرامش روحی، دانشمند، وقتگذار و صبور. این، ارزشمندترین و باشکوهترین "شغل" برای یک زن است. به فرموده پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله: "الجَنَّةُ تَحْتَ أَقْدَامِ الأُمَّهَاتِ". بهشت زیر پای مادران است. حتی زمانی که پیامبر میخواهد بالاترین مدال را به حضرت زهرا سلام الله علیها بدهد، او را به امابیها میخواند. پس قدر این مقام را بدانیم.


تاکنون نظری ثبت نشده است