سخنرانی حجت الاسلام محمد قمی با موضوع "فلسفه اعتکاف در مکتب اهلبیت "، سال 1404
همانطور که قرآن کریم با تصاویر جاننواز خود، معارف را در ذهن ما میکارد، روایات اهلبیت علیهمالسلام نیز درباره ماه رجب، تصاویر روشنی ترسیم میکنند. به عنوان مثال، در آن قیامت سراسر حیرت و هراس، ندایی از عرش بلند میشود که أین الرجبیون؟ و گروهی با چهرههای نورانی و گویی تاجدار، از تاریکیها رهایی یافته و به سوی دری ویژه رهسپار میشوند. این تصویر، نشان از جایگاه رفیع کسانی است که این ماه را غنیمت شمردهاند. ماه رجب، فصل بندگی و ریسمان رحمت الهی است که خداوند آن را به سوی ما انداخته است. این ماه، زمان استغفار، مناجات، عبادت و تجدید عهد با ولایت الهی است؛ آن ولایتی که خود خدا میفرماید: اللهُ ولیُّ الَّذینَ آمَنوا یُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النّور. پس این فرصت را باید مغتنم شمرد و ظرف وجود را رو به آسمان رحمت الهی گرفت و آن را از فیض این ماه لبریز کرد. غنیمت شمردن لحظات این ماه، ما را برای آن روز سخت قیامت آماده میکند. یکی از جلوههای شکوهمند این ماه، سنت اعتکاف است، به ویژه در ایام البیض روزهای سیزدهم تا پانزدهم. اعتکاف، یک فرصت عجیب معنوی است که در دل اجتماع و در مسجد جامع شکل میگیرد. مسجد جامع، نبض جامعه است و در طراحی حکیمانه اسلام، اعتکاف در آن، پیوندی عمیق بین خلوت با خدا و حضور در متن اجتماع ایجاد میکند. این، صرفاً یک عزلتگزینی فردی نیست، بلکه تربیت انسانی است که هم به عبادت و نجوای عاشقانه با معبود میپردازد و هم دلاش برای درد محرومان و مستضعفان میتپد. معنویتی که در اعتکاف پرورش مییابد، اگر جدی گرفته شود، در عرصه اجتماعی و حتی سیاسی، به میدان مبارزه با ظلم و دفاع از مظلوم کشیده میشود. این همان سیاست عباد است که امیرالمؤمنین علیهالسلام نمونه آن بودند. از این رو، این سنت حسنه، گرانیگاه تمدن مادی و ظالمانهی عالم را به چالش میکشد. امروز نظام سلطه جهانی، با تکیه بر ثروت و قدرت، به سرکوب معنویت و تسخیر طبیعت مشغول است. در مقابل، ارادهی جوامع بیدار و معطوف به حق، مانند ایران، بر پایهی معنویت، عدالت و مقاومت استوار است. اینجاست که ضرورت تبیین معارف اصیل و روشنگری بیش از پیش احساس میشود. ما باید با بینشی نظاممند و آیندهنگر، عمق فاجعهای که دنیای مادیگرا برای بشریت میسازد را بفهمیم و معنویت را که گوهر دین است پاس بداریم. تشنگی بشریت برای معنویت، واقعیتی انکارناپذیر است.
برای درک چگونگی ترویج معنویت در سختترین شرایط، باید به زندگی امام هادی علیهالسلام در دوران خفقان عباسی نظر افکنیم. با وجود محدودیتهای شدید، حضرت دو حرکت استراتژیک انجام دادند: نخست، تعمیق معرفت شیعی با ارائه معارفی بینظیر مانند زیارت جامعه کبیره که باشکوهترین ترسیم از جایگاه امامت و انسان کامل است. دوم، توسعه و نظارت بر شبکه ارتباطی وکالت، برای حفظ انسجام شیعیان در اقصی نقاط. همچنین، ایشان بر زیارت امام حسین علیهالسلام تأکید ویژه داشتند و حتی هزینهی زیارت دیگران را به عهده میگرفتند، که نشان از جایگاه محوری این سیره در تعمیق معنویت داشت. ایشان در مواجهه با دشمنان، همواره متانت و عزت خود را حفظ میکردند. حتی در موقعیتهای تحقیرآمیز مأیوس و منفعل نمیشدند و با قوت بر ایمان خود پای میفشردند. در برخورد با خطاکاران نیز، اگر نشانهای از پشیمانی میدیدند، با بزرگواری میبخشودند، همانطور که فردی که به ایشان خیانت کرده بود را با گفتن قَدْ غَفَرْتُ لَکَ مورد عفو قرار دادند.
همانطور که قرآن کریم با تصاویر جاننواز خود، معارف را در ذهن ما میکارد، روایات اهلبیت علیهمالسلام نیز درباره ماه رجب، تصاویر روشنی ترسیم میکنند. به عنوان مثال، در آن قیامت سراسر حیرت و هراس، ندایی از عرش بلند میشود که أین الرجبیون؟ و گروهی با چهرههای نورانی و گویی تاجدار، از تاریکیها رهایی یافته و به سوی دری ویژه رهسپار میشوند. این تصویر، نشان از جایگاه رفیع کسانی است که این ماه را غنیمت شمردهاند. ماه رجب، فصل بندگی و ریسمان رحمت الهی است که خداوند آن را به سوی ما انداخته است. این ماه، زمان استغفار، مناجات، عبادت و تجدید عهد با ولایت الهی است؛ آن ولایتی که خود خدا میفرماید: اللهُ ولیُّ الَّذینَ آمَنوا یُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النّور. پس این فرصت را باید مغتنم شمرد و ظرف وجود را رو به آسمان رحمت الهی گرفت و آن را از فیض این ماه لبریز کرد. غنیمت شمردن لحظات این ماه، ما را برای آن روز سخت قیامت آماده میکند. یکی از جلوههای شکوهمند این ماه، سنت اعتکاف است، به ویژه در ایام البیض روزهای سیزدهم تا پانزدهم. اعتکاف، یک فرصت عجیب معنوی است که در دل اجتماع و در مسجد جامع شکل میگیرد. مسجد جامع، نبض جامعه است و در طراحی حکیمانه اسلام، اعتکاف در آن، پیوندی عمیق بین خلوت با خدا و حضور در متن اجتماع ایجاد میکند. این، صرفاً یک عزلتگزینی فردی نیست، بلکه تربیت انسانی است که هم به عبادت و نجوای عاشقانه با معبود میپردازد و هم دلاش برای درد محرومان و مستضعفان میتپد. معنویتی که در اعتکاف پرورش مییابد، اگر جدی گرفته شود، در عرصه اجتماعی و حتی سیاسی، به میدان مبارزه با ظلم و دفاع از مظلوم کشیده میشود. این همان سیاست عباد است که امیرالمؤمنین علیهالسلام نمونه آن بودند. از این رو، این سنت حسنه، گرانیگاه تمدن مادی و ظالمانهی عالم را به چالش میکشد. امروز نظام سلطه جهانی، با تکیه بر ثروت و قدرت، به سرکوب معنویت و تسخیر طبیعت مشغول است. در مقابل، ارادهی جوامع بیدار و معطوف به حق، مانند ایران، بر پایهی معنویت، عدالت و مقاومت استوار است. اینجاست که ضرورت تبیین معارف اصیل و روشنگری بیش از پیش احساس میشود. ما باید با بینشی نظاممند و آیندهنگر، عمق فاجعهای که دنیای مادیگرا برای بشریت میسازد را بفهمیم و معنویت را که گوهر دین است پاس بداریم. تشنگی بشریت برای معنویت، واقعیتی انکارناپذیر است.
برای درک چگونگی ترویج معنویت در سختترین شرایط، باید به زندگی امام هادی علیهالسلام در دوران خفقان عباسی نظر افکنیم. با وجود محدودیتهای شدید، حضرت دو حرکت استراتژیک انجام دادند: نخست، تعمیق معرفت شیعی با ارائه معارفی بینظیر مانند زیارت جامعه کبیره که باشکوهترین ترسیم از جایگاه امامت و انسان کامل است. دوم، توسعه و نظارت بر شبکه ارتباطی وکالت، برای حفظ انسجام شیعیان در اقصی نقاط. همچنین، ایشان بر زیارت امام حسین علیهالسلام تأکید ویژه داشتند و حتی هزینهی زیارت دیگران را به عهده میگرفتند، که نشان از جایگاه محوری این سیره در تعمیق معنویت داشت. ایشان در مواجهه با دشمنان، همواره متانت و عزت خود را حفظ میکردند. حتی در موقعیتهای تحقیرآمیز مأیوس و منفعل نمیشدند و با قوت بر ایمان خود پای میفشردند. در برخورد با خطاکاران نیز، اگر نشانهای از پشیمانی میدیدند، با بزرگواری میبخشودند، همانطور که فردی که به ایشان خیانت کرده بود را با گفتن قَدْ غَفَرْتُ لَکَ مورد عفو قرار دادند.


تاکنون نظری ثبت نشده است