- 90
- 1000
- 1000
- 1000
ام البنین سلام الله علیها، الگوی زنان مسلمان
سخنرانی حجت الاسلام عبدالحسین ذاکر با موضوع "ام البنین سلام الله علیها، الگوی زنان مسلمان"، سال 1404
خداوند تبارک و تعالی برخی نیازها را در ذات و فطرت انسان قرار داده است. نیازهایی که ذاتی است و نیازی به آموزش ندارد. یکی از این فطریات، نیاز به پرستش است. انسان، ذاتاً پرستشگر آفریده شده است. اگر راه صحیح پرستش را نیاموزد، ناگزیر در مسیر نادرست قرار میگیرد و ممکن است به پرستش بت، خورشید، قدرت یا هر چیز دیگری روی آورد. پرستش در نهاد اوست. نیاز فطری دیگر، نیاز به الگو است. انسان، پیوسته در زندگی خود کسی را به عنوان الگو و اسوه برمیگزیند. وجود مقدس حضرت بقیه الله الاعظم، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، که کاملترین مخلوق است و همه کمالات انبیای گذشته در وجود او جمع است. اما خود آن حجت خدا در روایتی میفرماید: فِی ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ لِی أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ؛ یعنی برای من در دختر رسول خدا، الگو و اسوهی نیکویی است. این جمله بسیار عمیق است. پس این تصور که حضرت زهرا سلام الله علیها تنها الگوی زنان هستند، نادرست است. ایشان الگوی امام زمان، و طبیعتاً الگوی همهی مردان و زنان مؤمن هستند. خداوند در طول تاریخ، شخصیتهایی را قرار داده که قابلیت الگو بودن دارند. یکی از این شخصیتهای تابناک، حضرت امالبنین سلام الله علیها است. سپس با اشاره به کتاب لمعه، افزود: شهید ثانی، صاحب کتاب لمعه، در توصیف ایشان جملهی زیبایی دارد: وَ کَانَتْ أُمُّ الْبَنِینَ مِنَ النِّسَاءِ الْفَاضِلَاتِ، الْعَارِفَاتِ بِحَقِّ أَهْلِ الْبَیْتِ، الْمُخْلِصَاتِ فِی الْوَلَاءِ...؛ یعنی ایشان از زنان با فضیلت، عارف به حق اهل بیت، خالص در ولایت و محبت آن خاندان بودند و به سبب همین، نزد اهل بیت علیهم السلام جاه و وجهه و مقام والایی داشتند. من میخواهم امشب روی یک صفت برجستهی این بانوی بزرگ تمرکز کنم: ادب. وقتی ما از ادب حضرت امالبنین سخن میگوییم، بسیاری فکر میکنند منظور ادب ظاهری، خوشزبانی یا نظم است. اما معنای حقیقی ادب، فراتر از اینهاست. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: أَفْضَلُ الْأَدَبِ أَنْ یَقِفَ الْإِنْسَانُ عِنْدَ حَدِّهِ وَ لَا یَتَعَدَّى قَدْرَهُ. این جمله کلیدی است: برترین ادب این است که انسان حد و اندازهی خود را بشناسد و از آن تجاوز نکند. حضرت امالبنین، تجسم عملی این حدیث بود. ایشان وقتی به خانهی امیرالمؤمنین قدم گذاشت، با تمام وجود فهمید که وارد چه حریمی شده است. او به همسر و فرزندانش گفت: هرگز به ذهنتان خطور نکند که من آمدهام جای فاطمه زهرا سلام الله علیها را بگیرم. من همسر علی هستم، اما فاطمه، فاطمه است. او جایگاه خود را به خوبی شناخت و هرگز از آن حد، فراتر نرفت. حتی فرزندانش را چنان تربیت کرد که بدانند مادرشان فاطمه زهراست و آنها باید خاضعانه در برابر فرزندان زهرا سلام الله علیها باشند. این است برترین ادب. این ادب، به فرزندش حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام هم منتقل شد. شما در زیارت ایشان میخوانید: السَّلَامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطِیعُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ. تمام وجود عباس، اطاعت و ادب بود. هرگز امام حسین علیه السلام را با لفظ برادر صدا نزد، مگر در آخرین لحظات عاشورا. همیشه گفت: سَیِّدِی وَ مَوْلَایَ، بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی. این ادب، از دامان مادری چون امالبنین نشأت گرفته بود. پس وقتی ما با ادب، با وقار، با صدایی آرام، با نگاهی محترمانه وارد حرم هر معصومی میشویم، این نشاندهنده بزرگی آن امام در قلب ماست. و طبق فرمایش خود امام، این ادب و احترام، تعیینکننده جایگاه ما نزد ایشان است. مرحوم آیتالله بهجت را دیده بودند که با وجود کهولت سن، زیارت جامعهی کبیره را در حرم امام رضا ایستاده میخواند. او امام را در قلبش بسیار بزرگ میدید
خداوند تبارک و تعالی برخی نیازها را در ذات و فطرت انسان قرار داده است. نیازهایی که ذاتی است و نیازی به آموزش ندارد. یکی از این فطریات، نیاز به پرستش است. انسان، ذاتاً پرستشگر آفریده شده است. اگر راه صحیح پرستش را نیاموزد، ناگزیر در مسیر نادرست قرار میگیرد و ممکن است به پرستش بت، خورشید، قدرت یا هر چیز دیگری روی آورد. پرستش در نهاد اوست. نیاز فطری دیگر، نیاز به الگو است. انسان، پیوسته در زندگی خود کسی را به عنوان الگو و اسوه برمیگزیند. وجود مقدس حضرت بقیه الله الاعظم، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، که کاملترین مخلوق است و همه کمالات انبیای گذشته در وجود او جمع است. اما خود آن حجت خدا در روایتی میفرماید: فِی ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ لِی أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ؛ یعنی برای من در دختر رسول خدا، الگو و اسوهی نیکویی است. این جمله بسیار عمیق است. پس این تصور که حضرت زهرا سلام الله علیها تنها الگوی زنان هستند، نادرست است. ایشان الگوی امام زمان، و طبیعتاً الگوی همهی مردان و زنان مؤمن هستند. خداوند در طول تاریخ، شخصیتهایی را قرار داده که قابلیت الگو بودن دارند. یکی از این شخصیتهای تابناک، حضرت امالبنین سلام الله علیها است. سپس با اشاره به کتاب لمعه، افزود: شهید ثانی، صاحب کتاب لمعه، در توصیف ایشان جملهی زیبایی دارد: وَ کَانَتْ أُمُّ الْبَنِینَ مِنَ النِّسَاءِ الْفَاضِلَاتِ، الْعَارِفَاتِ بِحَقِّ أَهْلِ الْبَیْتِ، الْمُخْلِصَاتِ فِی الْوَلَاءِ...؛ یعنی ایشان از زنان با فضیلت، عارف به حق اهل بیت، خالص در ولایت و محبت آن خاندان بودند و به سبب همین، نزد اهل بیت علیهم السلام جاه و وجهه و مقام والایی داشتند. من میخواهم امشب روی یک صفت برجستهی این بانوی بزرگ تمرکز کنم: ادب. وقتی ما از ادب حضرت امالبنین سخن میگوییم، بسیاری فکر میکنند منظور ادب ظاهری، خوشزبانی یا نظم است. اما معنای حقیقی ادب، فراتر از اینهاست. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: أَفْضَلُ الْأَدَبِ أَنْ یَقِفَ الْإِنْسَانُ عِنْدَ حَدِّهِ وَ لَا یَتَعَدَّى قَدْرَهُ. این جمله کلیدی است: برترین ادب این است که انسان حد و اندازهی خود را بشناسد و از آن تجاوز نکند. حضرت امالبنین، تجسم عملی این حدیث بود. ایشان وقتی به خانهی امیرالمؤمنین قدم گذاشت، با تمام وجود فهمید که وارد چه حریمی شده است. او به همسر و فرزندانش گفت: هرگز به ذهنتان خطور نکند که من آمدهام جای فاطمه زهرا سلام الله علیها را بگیرم. من همسر علی هستم، اما فاطمه، فاطمه است. او جایگاه خود را به خوبی شناخت و هرگز از آن حد، فراتر نرفت. حتی فرزندانش را چنان تربیت کرد که بدانند مادرشان فاطمه زهراست و آنها باید خاضعانه در برابر فرزندان زهرا سلام الله علیها باشند. این است برترین ادب. این ادب، به فرزندش حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام هم منتقل شد. شما در زیارت ایشان میخوانید: السَّلَامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطِیعُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ. تمام وجود عباس، اطاعت و ادب بود. هرگز امام حسین علیه السلام را با لفظ برادر صدا نزد، مگر در آخرین لحظات عاشورا. همیشه گفت: سَیِّدِی وَ مَوْلَایَ، بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی. این ادب، از دامان مادری چون امالبنین نشأت گرفته بود. پس وقتی ما با ادب، با وقار، با صدایی آرام، با نگاهی محترمانه وارد حرم هر معصومی میشویم، این نشاندهنده بزرگی آن امام در قلب ماست. و طبق فرمایش خود امام، این ادب و احترام، تعیینکننده جایگاه ما نزد ایشان است. مرحوم آیتالله بهجت را دیده بودند که با وجود کهولت سن، زیارت جامعهی کبیره را در حرم امام رضا ایستاده میخواند. او امام را در قلبش بسیار بزرگ میدید


تاکنون نظری ثبت نشده است