- 220
- 1000
- 1000
- 1000
سر خط شروع و تحلیل تاریخ اسلام، 58
سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین حامد کاشانی با موضوع «سر خط شروع و تحلیل تاریخ اسلام»، جلسه پنجاه و هشتم: پیامدهای جنگ نهروان و بررسی شرایط مصر، سال 1399
بحث ما رسیده به یک جایی که تقریباً تلخ است و کاری هم نمی شود کرد. ما متهم هستیم که جنگ ها را طولانی کردیم. الآن مجبور هستیم که ادامه بحث را پیش برویم. بعد از نهروان جامعه ی اسلامی دچار تلاطم هایی شد که البته مطالعه ی آن زمان خیلی برای عبرت گرفتن یا برای تأسی، تأسی معنای اصلی آن این است که وقتی ما یک مشکل بزرگی داریم، وقتی تلخی هایی داریم، به بزرگی نگاه کنیم که او چگونه در سختی ها و شدائد و مشکلات تحمل کرده است، از این طوفان ها چطوری عبور کرده است، ما هم نگاه کنیم. چون حضرت وقتی به حکومت رسید، هیچ وقت تمام جهان اسلام یکپارچه مطیع حضرت نبود که حضرت بخواهد باب خدمات اصلی اش را باز کن. حتی خودشان فرمودند. فرمودند با وجود شما مردم و این شرایطی که پیش آمده، دیگر من امید ندارم که سحر و صبحدم عدالت را ببینم. حالا امیر المؤمنین که نماد عدل است، توقع امیر المؤمنین در بحث عدل مثل ما و خیلی های دیگر نیست. حضرت عدل محض است خودش و دنبال این است که همه ی این را در جامعه پیاده کند و مردم، بعضی از ظالمین، بعضی از مستکبرین، بعضی از منافقین، خلاصه نمی گذارند. مردم در آن زمان درک نداشتند همراهی کنند و حضرت یک تنه هی می خواهد این عدالت را پیش ببرد و هی مانع زیاد است، سرعت گیر هست و از این گله می کند که... یعنی این از عجایب روزگار است که امیر المؤمنین دنبال هر چه عدالت ورزی بیشتر است و بقیه سعی می کنند آن را نگه دارند.
بعد از جنگ نهروان و تقریباً شکست قطعی خوارج، حضرت فرمود دیگر بعد از من با اینها نجنگید و اینها فعلاً قوت پا گرفتن ندارند اما همین خوارجی که قوت پاگرفتن نداشتند بهترین یاوران معاویه شدند. چرا؟ چون با جنگ داخلی ای که در کوفه رخ داد، با تخریب روحیه ای که در بین مردم اتفاق افتاد، اینها دیگر برای آماده شدن قابل شام همراهی نکردند، انگیزه نداشتند، توان روحی روانی نداشتند. دشمن هم فهمید شروع به جنگ ها کرد. یک گوشه ی کار که بسیار مهم است یعنی از کوفه و بصره مهمتر مصر هست، دچار خطر شد. برای اینکه من بگویم مصر چگونه دچار خطر شد، یک مقدمه ای باید عرض کنم که این نهروان چگونه روی مصر اثر گذاشت و مهمترین لشکرگاه امیر المؤمنین به تعبیر خودش و یکی از مهمترین منابع مالی جهان اسلام و یکی از نقاط اصلی استراتژیک جهان اسلام با شهادت دو سردار بی نظیر زمان امیر المؤمنین متأسفانه از دست رفت. مصر در دوره ی پیش از امیر المؤمنین توسط عمروعاص فتح شده بود. او شهر نظامی شبیه کوفه و بصره بنا کرد اسم آن را هم فسطاط گذاشت. محل نظامیان بود و برای اینکه جنگ هایی که با روم شرقی و اینها داشتند در مرزهای اسلامی آنجا در واقع محل درگیری نظامیان بود. خیلی هم درآمد داشت از آن فتوحاتی که در دوران قبل از امیر المؤمنین به دست آمده بود.
بحث ما رسیده به یک جایی که تقریباً تلخ است و کاری هم نمی شود کرد. ما متهم هستیم که جنگ ها را طولانی کردیم. الآن مجبور هستیم که ادامه بحث را پیش برویم. بعد از نهروان جامعه ی اسلامی دچار تلاطم هایی شد که البته مطالعه ی آن زمان خیلی برای عبرت گرفتن یا برای تأسی، تأسی معنای اصلی آن این است که وقتی ما یک مشکل بزرگی داریم، وقتی تلخی هایی داریم، به بزرگی نگاه کنیم که او چگونه در سختی ها و شدائد و مشکلات تحمل کرده است، از این طوفان ها چطوری عبور کرده است، ما هم نگاه کنیم. چون حضرت وقتی به حکومت رسید، هیچ وقت تمام جهان اسلام یکپارچه مطیع حضرت نبود که حضرت بخواهد باب خدمات اصلی اش را باز کن. حتی خودشان فرمودند. فرمودند با وجود شما مردم و این شرایطی که پیش آمده، دیگر من امید ندارم که سحر و صبحدم عدالت را ببینم. حالا امیر المؤمنین که نماد عدل است، توقع امیر المؤمنین در بحث عدل مثل ما و خیلی های دیگر نیست. حضرت عدل محض است خودش و دنبال این است که همه ی این را در جامعه پیاده کند و مردم، بعضی از ظالمین، بعضی از مستکبرین، بعضی از منافقین، خلاصه نمی گذارند. مردم در آن زمان درک نداشتند همراهی کنند و حضرت یک تنه هی می خواهد این عدالت را پیش ببرد و هی مانع زیاد است، سرعت گیر هست و از این گله می کند که... یعنی این از عجایب روزگار است که امیر المؤمنین دنبال هر چه عدالت ورزی بیشتر است و بقیه سعی می کنند آن را نگه دارند.
بعد از جنگ نهروان و تقریباً شکست قطعی خوارج، حضرت فرمود دیگر بعد از من با اینها نجنگید و اینها فعلاً قوت پا گرفتن ندارند اما همین خوارجی که قوت پاگرفتن نداشتند بهترین یاوران معاویه شدند. چرا؟ چون با جنگ داخلی ای که در کوفه رخ داد، با تخریب روحیه ای که در بین مردم اتفاق افتاد، اینها دیگر برای آماده شدن قابل شام همراهی نکردند، انگیزه نداشتند، توان روحی روانی نداشتند. دشمن هم فهمید شروع به جنگ ها کرد. یک گوشه ی کار که بسیار مهم است یعنی از کوفه و بصره مهمتر مصر هست، دچار خطر شد. برای اینکه من بگویم مصر چگونه دچار خطر شد، یک مقدمه ای باید عرض کنم که این نهروان چگونه روی مصر اثر گذاشت و مهمترین لشکرگاه امیر المؤمنین به تعبیر خودش و یکی از مهمترین منابع مالی جهان اسلام و یکی از نقاط اصلی استراتژیک جهان اسلام با شهادت دو سردار بی نظیر زمان امیر المؤمنین متأسفانه از دست رفت. مصر در دوره ی پیش از امیر المؤمنین توسط عمروعاص فتح شده بود. او شهر نظامی شبیه کوفه و بصره بنا کرد اسم آن را هم فسطاط گذاشت. محل نظامیان بود و برای اینکه جنگ هایی که با روم شرقی و اینها داشتند در مرزهای اسلامی آنجا در واقع محل درگیری نظامیان بود. خیلی هم درآمد داشت از آن فتوحاتی که در دوران قبل از امیر المؤمنین به دست آمده بود.
تاکنون نظری ثبت نشده است