سخنزانی حجت الاسلام علی علیزاده با موضوع "در مسیر عاقبت بخیری"، سال 1404
مهمترین دغدغه اولیای خدا، عاقبت بهخیری است. این مسئله، ذهن و جان بزرگان را به شدت مشغول کرده است. اجازه بدهید با یک تصویر عمیق شروع کنم: در خطبه شعبانیه، پیامبر اکرم صلیالله فضایل ماه رمضان را بیان میفرمایند. در پایان، امیرالمؤمنین علیهالسلام میپرسند: یا رسول الله، افضل الأعمال فیه؟ بهترین عمل در این ماه چیست؟ پیامبر پاسخ میدهند: الورَعُ عَن محارم الله؛ پرهیز از حرامهای خدا. بعد از این پرسش و پاسخ، پیامبر گریه میکنند. حضرت علی علیهالسلام علت گریه را میپرسند. پیامبر میفرمایند: علی جان! بر بیچارگی امتم گریه میکنم؛ زیرا در همین ماه رمضان، فرق مبارک تو را میشکافند. یعنی پیامبر خبر شهادت حضرت علی علیهالسلام را میدهند. حالا فکر کنید اگر به ما بگویند تو را ترور خواهند کرد، چه سوالاتی به ذهنمان میآید؟ کی؟ کجا؟ چرا؟ چگونه؟ اما امیرالمؤمنین هیچیک از این سوالات را نپرسیدند. تنها سوال ایشان این بود: یا رسول الله، ذلک فی سلامه مِن دینی؟ آیا در آن لحظه، دین من سالم است؟ این، دغدغه اولیای خداست. در شب تولد حضرت علیاکبر علیهالسلام است. امام حسین علیهالسلام از خوابی پریشان بیدار میشوند و میفرمایند: ملکی ندا داد که این کاروان، مرگ را به دنبال دارد. حضرت علیاکبر علیهالسلام فقط یک سوال میپرسند: أَلَسْنَا عَلَی الْحَقِّ؟ آیا ما بر حق نیستیم؟ اگر مسیرمان حق است و پایانش شهادت در راه خداست، پس مرگ اگر مرد است، گو پیش من آی! این، دغدغه جان علیاکبر است. در مناجاتهای امام سجاد علیهالسلام نیز این نگرانی را میبینیم: خدایا! اگر روزی قرار باشد عمرم چراگاه شیطان شود، مرا پیش از آن بمیران. تاریخ نشان داده کسانی که در احد کنار پیامبر صلی الله جنگیدند، بعدها در جمل مقابل امیرالمؤمنین علیهالسلام ایستادند. مهمترین عامل این سقوط، البته به صورت عاملی کلیدی طبق فرمایش حضرت علی علیه السلام این است: الکِبْرُ رَأْسُ کُلِّ طَغْیَانٍ، کبر، یعنی خود را دیدن. یعنی منیت. کسی که خودش را ببیند، حتی اگر در ظاهر سجده کند، در باطن خود را میپرستد. این همان بلایی است که ابلیس را پس از شش هزار سال عبادت، به لعنت ابدی کشاند: أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ. خطر اینجاست که گاهی این منیت با لباس دینداری ظاهر میشود. وقتی میگوییم: هجدهمین سالی است که به کربلا میروم، فلان مقدار نماز شب خواندم، چند سال است در هیئت هستم. اینها همان تکاثر است که قرآن هشدار میدهد: أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ. چه تکاثر در مال و مقام، چه تکاثر در عبادات و زیارات. اگر مواظب نباشیم، عبادت ما آب به آسیاب منیت ما میریزد. تنها راه له کردن منیت، ولایت است. ولایت یعنی چه؟ یعنی تشخیص مرا کنار بگذارم و تشخیص ولیِّ خدا را بپذیرم. قرآن با قاطعیت میفرماید: فَلَا وَرَبِّکَ لَا یُؤْمِنُونَ حَتَّى یُحَکِّمُوکَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ... وَیُسَلِّمُوا تَسْلِیمًا. ایمان ندارند مگر اینکه در اختلافات، تو ای پیامبر را داور کنند و سپس تسلیم محض باشند. این تسلیم، یک شعار نیست. یک تمرین عملی است که از کوچکترین دایره زندگی شروع میشود: در خانواده: در برابر همسر، پدر و مادر باید از خودگذشتگی کرد. قرآن میفرماید: وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ. در برابر پدر و مادر، نه فقط متواضع باش، که ذلیل باش! این، منیت را در هم میکوبد. در جامعه مؤمنان: دیگران را برادر و خواهر دینی خود بدانیم. إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ. برای رفع نیازشان تلاش کنیم. امام باقر علیهالسلام فرمودند: آیا وقتی به نیازمندی برمیخورید، دست در جیب خود میکنید و مشکل او را حل میکنید؟ اگر نه، هنوز آماده ظهور نیستید. در سطح جهانی: دغدغهمان فقط خودمان نباشد. برای رنج همه مظلومان عالم دل بسوزانیم. اینجاست که فریاد اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ، از عمق جان برمیآید، برای کسی که میآید تا زمین را از عدل پر کند. پس مسیر عاقبت بهخیری این است،
از خودت شروع کن. منیت را در خانواده خرد کن. سپس در جامعه مؤمنان ذوب شو. بعد دغدغهات را فراتر ببر و آرزوی نجات همه بشر را داشته باش. این ذوب شدن در ولایت و دغدغه جمعی، تو را از خطر بزرگ خودبینی نجات میدهد و قدم به قدم، تحت ولایت اهل بیت علیهمالسلام، به سمت عاقبتی نیکو راهی میکند.
مهمترین دغدغه اولیای خدا، عاقبت بهخیری است. این مسئله، ذهن و جان بزرگان را به شدت مشغول کرده است. اجازه بدهید با یک تصویر عمیق شروع کنم: در خطبه شعبانیه، پیامبر اکرم صلیالله فضایل ماه رمضان را بیان میفرمایند. در پایان، امیرالمؤمنین علیهالسلام میپرسند: یا رسول الله، افضل الأعمال فیه؟ بهترین عمل در این ماه چیست؟ پیامبر پاسخ میدهند: الورَعُ عَن محارم الله؛ پرهیز از حرامهای خدا. بعد از این پرسش و پاسخ، پیامبر گریه میکنند. حضرت علی علیهالسلام علت گریه را میپرسند. پیامبر میفرمایند: علی جان! بر بیچارگی امتم گریه میکنم؛ زیرا در همین ماه رمضان، فرق مبارک تو را میشکافند. یعنی پیامبر خبر شهادت حضرت علی علیهالسلام را میدهند. حالا فکر کنید اگر به ما بگویند تو را ترور خواهند کرد، چه سوالاتی به ذهنمان میآید؟ کی؟ کجا؟ چرا؟ چگونه؟ اما امیرالمؤمنین هیچیک از این سوالات را نپرسیدند. تنها سوال ایشان این بود: یا رسول الله، ذلک فی سلامه مِن دینی؟ آیا در آن لحظه، دین من سالم است؟ این، دغدغه اولیای خداست. در شب تولد حضرت علیاکبر علیهالسلام است. امام حسین علیهالسلام از خوابی پریشان بیدار میشوند و میفرمایند: ملکی ندا داد که این کاروان، مرگ را به دنبال دارد. حضرت علیاکبر علیهالسلام فقط یک سوال میپرسند: أَلَسْنَا عَلَی الْحَقِّ؟ آیا ما بر حق نیستیم؟ اگر مسیرمان حق است و پایانش شهادت در راه خداست، پس مرگ اگر مرد است، گو پیش من آی! این، دغدغه جان علیاکبر است. در مناجاتهای امام سجاد علیهالسلام نیز این نگرانی را میبینیم: خدایا! اگر روزی قرار باشد عمرم چراگاه شیطان شود، مرا پیش از آن بمیران. تاریخ نشان داده کسانی که در احد کنار پیامبر صلی الله جنگیدند، بعدها در جمل مقابل امیرالمؤمنین علیهالسلام ایستادند. مهمترین عامل این سقوط، البته به صورت عاملی کلیدی طبق فرمایش حضرت علی علیه السلام این است: الکِبْرُ رَأْسُ کُلِّ طَغْیَانٍ، کبر، یعنی خود را دیدن. یعنی منیت. کسی که خودش را ببیند، حتی اگر در ظاهر سجده کند، در باطن خود را میپرستد. این همان بلایی است که ابلیس را پس از شش هزار سال عبادت، به لعنت ابدی کشاند: أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ. خطر اینجاست که گاهی این منیت با لباس دینداری ظاهر میشود. وقتی میگوییم: هجدهمین سالی است که به کربلا میروم، فلان مقدار نماز شب خواندم، چند سال است در هیئت هستم. اینها همان تکاثر است که قرآن هشدار میدهد: أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ. چه تکاثر در مال و مقام، چه تکاثر در عبادات و زیارات. اگر مواظب نباشیم، عبادت ما آب به آسیاب منیت ما میریزد. تنها راه له کردن منیت، ولایت است. ولایت یعنی چه؟ یعنی تشخیص مرا کنار بگذارم و تشخیص ولیِّ خدا را بپذیرم. قرآن با قاطعیت میفرماید: فَلَا وَرَبِّکَ لَا یُؤْمِنُونَ حَتَّى یُحَکِّمُوکَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ... وَیُسَلِّمُوا تَسْلِیمًا. ایمان ندارند مگر اینکه در اختلافات، تو ای پیامبر را داور کنند و سپس تسلیم محض باشند. این تسلیم، یک شعار نیست. یک تمرین عملی است که از کوچکترین دایره زندگی شروع میشود: در خانواده: در برابر همسر، پدر و مادر باید از خودگذشتگی کرد. قرآن میفرماید: وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ. در برابر پدر و مادر، نه فقط متواضع باش، که ذلیل باش! این، منیت را در هم میکوبد. در جامعه مؤمنان: دیگران را برادر و خواهر دینی خود بدانیم. إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ. برای رفع نیازشان تلاش کنیم. امام باقر علیهالسلام فرمودند: آیا وقتی به نیازمندی برمیخورید، دست در جیب خود میکنید و مشکل او را حل میکنید؟ اگر نه، هنوز آماده ظهور نیستید. در سطح جهانی: دغدغهمان فقط خودمان نباشد. برای رنج همه مظلومان عالم دل بسوزانیم. اینجاست که فریاد اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ، از عمق جان برمیآید، برای کسی که میآید تا زمین را از عدل پر کند. پس مسیر عاقبت بهخیری این است،
از خودت شروع کن. منیت را در خانواده خرد کن. سپس در جامعه مؤمنان ذوب شو. بعد دغدغهات را فراتر ببر و آرزوی نجات همه بشر را داشته باش. این ذوب شدن در ولایت و دغدغه جمعی، تو را از خطر بزرگ خودبینی نجات میدهد و قدم به قدم، تحت ولایت اهل بیت علیهمالسلام، به سمت عاقبتی نیکو راهی میکند.


تاکنون نظری ثبت نشده است