- 87
- 1000
- 1000
- 1000
تهدیدات نظام خانواده،15
سخنرانی حجت الاسلام سید علیرضا تراشیون با موضوع "تهدیدات نظام خانواده"، جلسه پانزدهم: تنش های طبیعی در خانواده، سال 1404
بحث امروز درباره تنشهای طبیعی درون خانواده است. تنش بین زن و شوهر، والدین و فرزندان، یا حتی شرکای کاری، جزئی جداییناپذیر از زندگی اجتماعی انسان است. انسان موجودی پیچیده است و شناخت کامل تمام زوایای او ممکن نیست، لذا به طور طبیعی در تعاملات، تنش به وجود میآید. آنچه مهم است، این است که این تنشهای طبیعی، تبدیل به بحران نشوند. تفاوت تنش و بحران، مانند تفاوت یک کاه با یک کوه است. کاه را میتوان با یک فوت جابهجا کرد، اما جابهجایی کوه نیاز به ابزار بسیار سنگین دارد. وظیفه ما این است که از تبدیل تنش به بحران جلوگیری کنیم. گام اول: کنترل هیجانات است. اصلی طلایی است و تنش با هیجانات مساوی با بحران می شود. در لحظه بروز تنش، اولین کار، کنترل هیجانات مانند خشم، عصبانیت، ناراحتی شدید است. اگر در اوج هیجان بخواهید مسئله را حل کنید، فقط آن را پیچیدهتر و بزرگتر میکنید. توصیههای عملی برای مدیریت خشم مستند به روایات: اگر ایستادهاید، بنشینید. اگر نشستهاید، دراز بکشید. وضو بگیرید. تصمیم، امر و نهی یا تنبیه را به تأخیر بیندازید تا آتش هیجان فروکش کند. مادری که در اوج عصبانیت فرزندش را میزند و بعد پشیمان میشود، قربانی همین هیجانات کنترلنشده است. پس از آن، ممکن است برای جبران، اقدامات نادرست دیگری مثل رشوه دادن به کودک انجام دهد که خودش آسیب جدیدی است. گام دوم: سهمدهی به خود است. در هر تنشی، به جای اینکه تمام تقصیر را به گردن طرف مقابل بیندازیم، باید سهم خودمان را در ایجاد یا تشدید مشکل ببینیم. ضربالمثل حکیمانه: نگاه بین آدمها، خار در چشم طرف مقابل را میبیند، اما تیر را در چشم خودش نمیبیند. باید از خود بپرسیم: من در این وضعیت چه نقشی داشتم؟ کدام حرف یا رفتار من این جرقه را زد؟ تأثیر موجی رفتارها: غفلت از این سهمدهی، عواقب گسترده دارد. روایت هشداردهنده از امام کاظم علیهالسلام: در قیامت کسانی را میبینند که ظرف خونی به دست دارند، در حالی که خودشان کسی را نکشتهاند. امام میفرمایند: تو در شرق عالم حرفی زدی که منجر به فتنه و خونریزی شد؛ تو در این خون شریک هستی. این نشاندهنده اثر موجی و گسترده کلام و رفتار ما است. گام سوم: تفکر و یافتن راهحل است. پس از کنترل هیجان و سهمدهی به خود، نوبت به تفکر و یافتن راه حل میرسد. انسان موجود هوشمندی است که خداوند او را برای حل مسئله آفریده است. باید از قوز فکری یعنی استفاده نکردن از تمام ظرفیت فکری بیرون آمد و فعالانه به دنبال چاره بود. در اوایل قرن بیستم، نظریهپردازان هشدار میدادند که اگر جمعیت جهان از مرز خاصی بگذرد، منابع غذایی کفاف نمیدهد و قحطی بزرگ رخ خواهد داد. اما امروز با جمعیتی بسیار بیشتر، دسترسی به منابع و رفاه، به مراتب بالاتر رفته است. چرا؟ چون هوشمندی بشر راهحلهای جدید مانند انقلاب کشاورزی، فنآوری را ایجاد کرد. نکته کلیدی در فرزندآوری و معیشت: نگرانیهای اقتصادی نباید مانع فرزندآوری شود. رزق و روزی بر عهده خداست. وظیفه ما تربیت درست فرزندان است، نه نگرانی افراطی درباره روزی آنها. روزیرسان، خداست. روایت از امام صادق علیهالسلام: مردی ناراحت بود که خدا به او دختر داده است. حضرت فرمودند: اگر نامش را فاطمه گذاشتهای، وظیفه تو این است که با او با لطف و مهربانی رفتار کنی، به او تندی نکنی و او را نیازاری. تربیت او بر عهده توست و روزی او بر عهده خدا. هوشمندی در سبک زندگی: لازم نیست برای هر فرزند یک اتاق مجزا داشته باشیم. نسل گذشته در خانههای کوچک و با امکانات کمتر، فرزندان بیشتری را با سلامت اخلاقی بهتر پرورش دادند. هوشمندی یعنی اولویتبندی درست: دغدغه اصلی باید تربیت باشد، نه صرفاً تأمین امکانات مادیِ تجملگرایانه. مکمل بودن زن و مرد: زن و مرد مانند لنگههای راست و چپ یک جفت دمپایی هستند. شکل متفاوت اما مکمل یکدیگرند. این تفاوتهای فطری و ذاتی است که باعث جذب و تکمیل میشود. مقام معظم رهبری فرمودهاند: بزرگترین ظلم به زن این است که به او بگوییم مثل مرد باش. اقتدار عاطفی مرد و مهربانی زن، دو رکن مکمل زندگی هستند.
بحث امروز درباره تنشهای طبیعی درون خانواده است. تنش بین زن و شوهر، والدین و فرزندان، یا حتی شرکای کاری، جزئی جداییناپذیر از زندگی اجتماعی انسان است. انسان موجودی پیچیده است و شناخت کامل تمام زوایای او ممکن نیست، لذا به طور طبیعی در تعاملات، تنش به وجود میآید. آنچه مهم است، این است که این تنشهای طبیعی، تبدیل به بحران نشوند. تفاوت تنش و بحران، مانند تفاوت یک کاه با یک کوه است. کاه را میتوان با یک فوت جابهجا کرد، اما جابهجایی کوه نیاز به ابزار بسیار سنگین دارد. وظیفه ما این است که از تبدیل تنش به بحران جلوگیری کنیم. گام اول: کنترل هیجانات است. اصلی طلایی است و تنش با هیجانات مساوی با بحران می شود. در لحظه بروز تنش، اولین کار، کنترل هیجانات مانند خشم، عصبانیت، ناراحتی شدید است. اگر در اوج هیجان بخواهید مسئله را حل کنید، فقط آن را پیچیدهتر و بزرگتر میکنید. توصیههای عملی برای مدیریت خشم مستند به روایات: اگر ایستادهاید، بنشینید. اگر نشستهاید، دراز بکشید. وضو بگیرید. تصمیم، امر و نهی یا تنبیه را به تأخیر بیندازید تا آتش هیجان فروکش کند. مادری که در اوج عصبانیت فرزندش را میزند و بعد پشیمان میشود، قربانی همین هیجانات کنترلنشده است. پس از آن، ممکن است برای جبران، اقدامات نادرست دیگری مثل رشوه دادن به کودک انجام دهد که خودش آسیب جدیدی است. گام دوم: سهمدهی به خود است. در هر تنشی، به جای اینکه تمام تقصیر را به گردن طرف مقابل بیندازیم، باید سهم خودمان را در ایجاد یا تشدید مشکل ببینیم. ضربالمثل حکیمانه: نگاه بین آدمها، خار در چشم طرف مقابل را میبیند، اما تیر را در چشم خودش نمیبیند. باید از خود بپرسیم: من در این وضعیت چه نقشی داشتم؟ کدام حرف یا رفتار من این جرقه را زد؟ تأثیر موجی رفتارها: غفلت از این سهمدهی، عواقب گسترده دارد. روایت هشداردهنده از امام کاظم علیهالسلام: در قیامت کسانی را میبینند که ظرف خونی به دست دارند، در حالی که خودشان کسی را نکشتهاند. امام میفرمایند: تو در شرق عالم حرفی زدی که منجر به فتنه و خونریزی شد؛ تو در این خون شریک هستی. این نشاندهنده اثر موجی و گسترده کلام و رفتار ما است. گام سوم: تفکر و یافتن راهحل است. پس از کنترل هیجان و سهمدهی به خود، نوبت به تفکر و یافتن راه حل میرسد. انسان موجود هوشمندی است که خداوند او را برای حل مسئله آفریده است. باید از قوز فکری یعنی استفاده نکردن از تمام ظرفیت فکری بیرون آمد و فعالانه به دنبال چاره بود. در اوایل قرن بیستم، نظریهپردازان هشدار میدادند که اگر جمعیت جهان از مرز خاصی بگذرد، منابع غذایی کفاف نمیدهد و قحطی بزرگ رخ خواهد داد. اما امروز با جمعیتی بسیار بیشتر، دسترسی به منابع و رفاه، به مراتب بالاتر رفته است. چرا؟ چون هوشمندی بشر راهحلهای جدید مانند انقلاب کشاورزی، فنآوری را ایجاد کرد. نکته کلیدی در فرزندآوری و معیشت: نگرانیهای اقتصادی نباید مانع فرزندآوری شود. رزق و روزی بر عهده خداست. وظیفه ما تربیت درست فرزندان است، نه نگرانی افراطی درباره روزی آنها. روزیرسان، خداست. روایت از امام صادق علیهالسلام: مردی ناراحت بود که خدا به او دختر داده است. حضرت فرمودند: اگر نامش را فاطمه گذاشتهای، وظیفه تو این است که با او با لطف و مهربانی رفتار کنی، به او تندی نکنی و او را نیازاری. تربیت او بر عهده توست و روزی او بر عهده خدا. هوشمندی در سبک زندگی: لازم نیست برای هر فرزند یک اتاق مجزا داشته باشیم. نسل گذشته در خانههای کوچک و با امکانات کمتر، فرزندان بیشتری را با سلامت اخلاقی بهتر پرورش دادند. هوشمندی یعنی اولویتبندی درست: دغدغه اصلی باید تربیت باشد، نه صرفاً تأمین امکانات مادیِ تجملگرایانه. مکمل بودن زن و مرد: زن و مرد مانند لنگههای راست و چپ یک جفت دمپایی هستند. شکل متفاوت اما مکمل یکدیگرند. این تفاوتهای فطری و ذاتی است که باعث جذب و تکمیل میشود. مقام معظم رهبری فرمودهاند: بزرگترین ظلم به زن این است که به او بگوییم مثل مرد باش. اقتدار عاطفی مرد و مهربانی زن، دو رکن مکمل زندگی هستند.


تاکنون نظری ثبت نشده است