- 165
- 1000
- 1000
- 1000
خونخواهی مظلوم،6
سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان با موضوع "خونخواهی مظلوم"، جلسه ششم:"دینداری عاشقانه و عاقلانه"، سال 1405
در این جلسه می خواهم خیلی شفاف درباره دو مرحله کاملاً متفاوت از دینداری صحبت کنم؛ مرحله ای که اسمش را می گذاریم «مرحله عمومی» یا «مرحله اول» و مرحله ای که اسمش را می گذاریم «مرحله عالی و اختصاصی». مرحله اول دینداری، مخصوص اصحاب یمین است. در این مرحله، انسان دین را به نفع خودش می بیند. این مرحله بدی نیست؛ بلکه کاملاً عقلانی و لازم است. اگر کسی در این مرحله دینداری نکند، به ضرر خودش عمل کرده و نظام هستی او را تنبیه میکند. در این مرحله، انگیزه ها منفعت طلبانه، خودخواهانه و حتی ملی گرایانه است، اما این اشکالی ندارد. مثلاً اگر به مردم لبنان کمک نکنیم، قوانین هستی ما را نابود خواهد کرد. روایت داریم که اگر کسی در راه ولی خدا انفاق نکند، مبتلا می شود به اینکه در راه دشمن خدا انفاق کند. مردم کوفه که به امیرالمؤمنین کمک نکردند، در نهایت به یزید کمک کردند و امام حسین به شهادت رسید. در موضوع انتقام هم همینطور است. اگر برای امنیت جامعه و فرهنگ خودمان بخواهیم اقدام کنیم، باید انتقام بگیریم. خداوند به کسانی که عقلشان میرسد و به او اعتماد میکنند، پاداش میدهد. اما سوال این است که اگر کسی نخواهد به نفع خودش کار کند، چه میشود؟ خدا می فرماید: باشه، اما به شرطی که به ضرر کسی کار نکنی! در حالی که عدم اقدام، خودش به نفع دشمن است. امیرالمؤمنین فرمودند: کسی که با ما نباشد، علیه ماست. سکوت در کوفه، بزرگترین کمک به عمر سعد و یزید بود. مرحله اول دینداری، این است که انسان بداند دینداری به نفع اوست. ما سالها در فضای دانشگاه ها و جلسات خصوصی از این ادبیات دفاع میکردیم. امام شهید هم می فرمودند که شهادت به ضرر انسان نیست. ما می گفتیم که خدا از هیچ چیزی نهی نکرده مگر اینکه به ضرر ماست. حتی در بحث مذاکره، امیرالمؤمنین به ابوموسی اشعری فرمودند: عقل و تجربه را زیر پا نگذار. اما مرحله دوم دینداری، مال «السابقون السابقون» و مقربان درگاه خداست. این مرحله فراتر از منافع شخصی است. انسان در این مرحله می گوید: خدایا، به نفع خودم کاری ندارم؛ میخواهم به امر تو و به عشق تو عمل کنم. در قرآن، آیاتی مانند «یُقْرِضُونَ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا» نشان می دهد که خداوند برای جذب دلها، اسم خودش را وسط میآورد تا عشق الهی جای منفعت را بگیرد. در سوره صف، هم به منافع اشاره شده (خیرٌ لکم) و هم به فی سبیل الله. خدا می داند که انسانها عاشقتر از آنند که تنها به فکر نفع خود باشند. در مرحله دوم، شعارها رنگ خدایی میگیرد. انسان می گوید: می خواهم امام زمان را کمک کنم؛ نایبش را کشته اند و من نمی توانم بی تفاوت باشم. این ادبیات عاشقانه، دشمن را نابود میکند و جهان را فتح میکند. کاش مسئولان سیاسی ما هم با این ادبیات با جهان سخن میگفتند! ترسوها از این شعارها می ترسند، اما حقیقت این است که وقتی می گوییم «همه هستی را فدای اسلام می کنیم»، در واقع همه منافع ما بهتر تأمین میشود. امام خمینی فرمودند: فرق من با کسانی که اسلام را برای مملکت میخواهند، این است که من مملکت را برای اسلام میخواهم. در تشییع پیکر امام شهیدمان، مردم باید شعارهای حماسی و عرفانی بدهند. بگویند: «ما بعد از آقامان چیزی برای از دست دادن نداریم» و «همه هستی را فدای انتقام از خون نایب امام زمان میکنیم». این شعارها، رعب در دل دشمن ایجاد میکند و امنیت ملی را چند برابر میسازد. قرآن می فرماید: «نَصْرٌ مِّنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِیبٌ». در پایان، روضهای از کاروان اسارت میخوانم: فضه، خادمه حضرت زینب، وقتی طاقت گرسنگی بچه ها را ندید، از خدا مائده خواست و مائده آمد. اما زینب کبری اخم کرد و فرمود: چرا این کار را کردی؟ ما داشتیم برای خدا گرسنگی می کشیدیم! این یعنی انسانهای عاشق، به دنبال فرصتیاند که چیزی را در راه خدا فدا کنند. خداوند از ابراهیم خلیل، قربانی اسماعیل را نپذیرفت تا بدون قربانی، او را قبول کند؛ اما از حسین، هرچه قربانی خواست، پذیرفت. کاش ما هم جگر و جرئت این عشق را داشتیم تا امام زمانمان را زودتر به ظهور برسانیم.
در این جلسه می خواهم خیلی شفاف درباره دو مرحله کاملاً متفاوت از دینداری صحبت کنم؛ مرحله ای که اسمش را می گذاریم «مرحله عمومی» یا «مرحله اول» و مرحله ای که اسمش را می گذاریم «مرحله عالی و اختصاصی». مرحله اول دینداری، مخصوص اصحاب یمین است. در این مرحله، انسان دین را به نفع خودش می بیند. این مرحله بدی نیست؛ بلکه کاملاً عقلانی و لازم است. اگر کسی در این مرحله دینداری نکند، به ضرر خودش عمل کرده و نظام هستی او را تنبیه میکند. در این مرحله، انگیزه ها منفعت طلبانه، خودخواهانه و حتی ملی گرایانه است، اما این اشکالی ندارد. مثلاً اگر به مردم لبنان کمک نکنیم، قوانین هستی ما را نابود خواهد کرد. روایت داریم که اگر کسی در راه ولی خدا انفاق نکند، مبتلا می شود به اینکه در راه دشمن خدا انفاق کند. مردم کوفه که به امیرالمؤمنین کمک نکردند، در نهایت به یزید کمک کردند و امام حسین به شهادت رسید. در موضوع انتقام هم همینطور است. اگر برای امنیت جامعه و فرهنگ خودمان بخواهیم اقدام کنیم، باید انتقام بگیریم. خداوند به کسانی که عقلشان میرسد و به او اعتماد میکنند، پاداش میدهد. اما سوال این است که اگر کسی نخواهد به نفع خودش کار کند، چه میشود؟ خدا می فرماید: باشه، اما به شرطی که به ضرر کسی کار نکنی! در حالی که عدم اقدام، خودش به نفع دشمن است. امیرالمؤمنین فرمودند: کسی که با ما نباشد، علیه ماست. سکوت در کوفه، بزرگترین کمک به عمر سعد و یزید بود. مرحله اول دینداری، این است که انسان بداند دینداری به نفع اوست. ما سالها در فضای دانشگاه ها و جلسات خصوصی از این ادبیات دفاع میکردیم. امام شهید هم می فرمودند که شهادت به ضرر انسان نیست. ما می گفتیم که خدا از هیچ چیزی نهی نکرده مگر اینکه به ضرر ماست. حتی در بحث مذاکره، امیرالمؤمنین به ابوموسی اشعری فرمودند: عقل و تجربه را زیر پا نگذار. اما مرحله دوم دینداری، مال «السابقون السابقون» و مقربان درگاه خداست. این مرحله فراتر از منافع شخصی است. انسان در این مرحله می گوید: خدایا، به نفع خودم کاری ندارم؛ میخواهم به امر تو و به عشق تو عمل کنم. در قرآن، آیاتی مانند «یُقْرِضُونَ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا» نشان می دهد که خداوند برای جذب دلها، اسم خودش را وسط میآورد تا عشق الهی جای منفعت را بگیرد. در سوره صف، هم به منافع اشاره شده (خیرٌ لکم) و هم به فی سبیل الله. خدا می داند که انسانها عاشقتر از آنند که تنها به فکر نفع خود باشند. در مرحله دوم، شعارها رنگ خدایی میگیرد. انسان می گوید: می خواهم امام زمان را کمک کنم؛ نایبش را کشته اند و من نمی توانم بی تفاوت باشم. این ادبیات عاشقانه، دشمن را نابود میکند و جهان را فتح میکند. کاش مسئولان سیاسی ما هم با این ادبیات با جهان سخن میگفتند! ترسوها از این شعارها می ترسند، اما حقیقت این است که وقتی می گوییم «همه هستی را فدای اسلام می کنیم»، در واقع همه منافع ما بهتر تأمین میشود. امام خمینی فرمودند: فرق من با کسانی که اسلام را برای مملکت میخواهند، این است که من مملکت را برای اسلام میخواهم. در تشییع پیکر امام شهیدمان، مردم باید شعارهای حماسی و عرفانی بدهند. بگویند: «ما بعد از آقامان چیزی برای از دست دادن نداریم» و «همه هستی را فدای انتقام از خون نایب امام زمان میکنیم». این شعارها، رعب در دل دشمن ایجاد میکند و امنیت ملی را چند برابر میسازد. قرآن می فرماید: «نَصْرٌ مِّنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِیبٌ». در پایان، روضهای از کاروان اسارت میخوانم: فضه، خادمه حضرت زینب، وقتی طاقت گرسنگی بچه ها را ندید، از خدا مائده خواست و مائده آمد. اما زینب کبری اخم کرد و فرمود: چرا این کار را کردی؟ ما داشتیم برای خدا گرسنگی می کشیدیم! این یعنی انسانهای عاشق، به دنبال فرصتیاند که چیزی را در راه خدا فدا کنند. خداوند از ابراهیم خلیل، قربانی اسماعیل را نپذیرفت تا بدون قربانی، او را قبول کند؛ اما از حسین، هرچه قربانی خواست، پذیرفت. کاش ما هم جگر و جرئت این عشق را داشتیم تا امام زمانمان را زودتر به ظهور برسانیم.


تاکنون نظری ثبت نشده است