- 32
- 1000
- 1000
- 1000
نقش مردم در اعطای حق رهبری
سخنرانی حجت الاسلام اسماعیل مقری با موضوع "نقش مردم در اعطای حق رهبری"، سال 1405
امروز دو مناسبت داریم، اول اینکه در دهه کرامت و آستانه ولادت حضرت رضا علیه السلام هستیم، دوم اینکه روز یکشنبه متعلق به امیرالمؤمنین و حضرت زهرا سلامالله علیهاست. از این رو موضوع صحبت را کلامی از امیرالمؤمنین در نهج البلاغه قرار دادم. بخشی از نهج البلاغه به نام «حکمتها» شامل جملات کوتاه اما پرمعنایی است که فهم کامل آنها نیاز به تأمل دارد. حکمت 22 نهج البلاغه این جمله است که حضرت فرمود: «لنا حقّ، فان اوتیناه و الا رکبنا اعجاز الابل و ان طال السری»؛ یعنی: برای ما حقی است. اگر آن حق را به ما بدهند خوب است و اگر ندهند، سوار بر پشت شتر می شویم به دنبال حق خود میرویم، هرچند شبهای طولانی در پیش باشد. از این جمله برداشت می شود که امیرالمؤمنین دو دسته حق دارد: یک دسته حقهایی که دست مردم نیست؛ مانند عصمت، شفاعت، مقام روز قیامت و... که مردم در آن دخالتی ندارند. اما دسته دیگر حقهایی است که به خواست و اقدام مردم بستگی دارد؛ همان حقی که مردم می توانند بدهند یا ندهند. روشنترین مصداق این حق، حق حکومت و رهبری است؛ همان امامت قرآنی که خدا به حضرت ابراهیم علیه السلام فرمود: «إنّی جاعلُکَ لِلنّاسِ إماماً». امام یعنی کسی که مدیریت و حکومت جامعه را در دست گیرد و در سایه آن، فضای دینی و احکام الهی را اجرا کند. اگر حکومت دست نباشد، نمیتوان جامعه ای توحیدی ساخت. بعضی می گویند: در زمان شاه هم نماز می خواندیم و روزه می گرفتیم و حرم باز بود. اما آیا دین فقط نماز و روزه و حج است؟ آیات قضا و جهاد و امر به معروف و نهی از منکر چه می شوند؟ اگر حکومت دست نباشد، چگونه دادگاه اسلامی تشکیل دهیم؟ چگونه جهاد کنیم؟ نماز حقیقی فقط دو رکعت خم و راست شدن نیست؛ نماز ستون دین است، خیمه را برپا میکند. نماز حقیقی یعنی فقط خدا، فقط حکومت خدا، فقط قانون خدا. آن نمازی که ما می خوانیم گاهی همه جا را می بینیم جز نمازمان. اما اگر نماز واقعی خوانده شود، انسان را مجاهد، بسیجی، دشمن ستیز و یاور مستضعفان می کند. امیرالمؤمنین در این حکمت می فرماید: اگر حق ما را ندهند، دست برنمی داریم. شاید در مقاطع مختلف، بر اساس مصالح، موضعگیری ما فرق کند؛ گاهی سکوت کنیم، گاهی داد بزنیم، گاهی بجنگیم، اما هرگز از اصلحق دست نمیکشیم. نویسندهای غیرشیعه گفته است که ائمه در دو چیز تقیه نکردند: اول اینکه هیچگاه از حق امامت خود دست نکشیدند و دیگری اینکه هیچگاه حکومتهای جائر را به رسمیت نشناختند. این کلام امیرالمؤمنین امروز برای ما کاملاً کاربردی است. ما هم حقی داشتیم در تنگه هرمز که سالها از ما گرفتند. بهانه های مختلف، جنگ تحمیلی، تحریمها، اما امروز توانستیم آن حق را به فعل برسانیم و ضرب شست خود را به دنیا نشان دهیم. شاید شصت، هفتاد سال دیگر نفت تمام شود، اما تجارت تمام نمی شود؛ آینده فرزندان ما را تنگه هرمز تضمین می کند. ما از این حق دست بردار نیستیم.
امروز دو مناسبت داریم، اول اینکه در دهه کرامت و آستانه ولادت حضرت رضا علیه السلام هستیم، دوم اینکه روز یکشنبه متعلق به امیرالمؤمنین و حضرت زهرا سلامالله علیهاست. از این رو موضوع صحبت را کلامی از امیرالمؤمنین در نهج البلاغه قرار دادم. بخشی از نهج البلاغه به نام «حکمتها» شامل جملات کوتاه اما پرمعنایی است که فهم کامل آنها نیاز به تأمل دارد. حکمت 22 نهج البلاغه این جمله است که حضرت فرمود: «لنا حقّ، فان اوتیناه و الا رکبنا اعجاز الابل و ان طال السری»؛ یعنی: برای ما حقی است. اگر آن حق را به ما بدهند خوب است و اگر ندهند، سوار بر پشت شتر می شویم به دنبال حق خود میرویم، هرچند شبهای طولانی در پیش باشد. از این جمله برداشت می شود که امیرالمؤمنین دو دسته حق دارد: یک دسته حقهایی که دست مردم نیست؛ مانند عصمت، شفاعت، مقام روز قیامت و... که مردم در آن دخالتی ندارند. اما دسته دیگر حقهایی است که به خواست و اقدام مردم بستگی دارد؛ همان حقی که مردم می توانند بدهند یا ندهند. روشنترین مصداق این حق، حق حکومت و رهبری است؛ همان امامت قرآنی که خدا به حضرت ابراهیم علیه السلام فرمود: «إنّی جاعلُکَ لِلنّاسِ إماماً». امام یعنی کسی که مدیریت و حکومت جامعه را در دست گیرد و در سایه آن، فضای دینی و احکام الهی را اجرا کند. اگر حکومت دست نباشد، نمیتوان جامعه ای توحیدی ساخت. بعضی می گویند: در زمان شاه هم نماز می خواندیم و روزه می گرفتیم و حرم باز بود. اما آیا دین فقط نماز و روزه و حج است؟ آیات قضا و جهاد و امر به معروف و نهی از منکر چه می شوند؟ اگر حکومت دست نباشد، چگونه دادگاه اسلامی تشکیل دهیم؟ چگونه جهاد کنیم؟ نماز حقیقی فقط دو رکعت خم و راست شدن نیست؛ نماز ستون دین است، خیمه را برپا میکند. نماز حقیقی یعنی فقط خدا، فقط حکومت خدا، فقط قانون خدا. آن نمازی که ما می خوانیم گاهی همه جا را می بینیم جز نمازمان. اما اگر نماز واقعی خوانده شود، انسان را مجاهد، بسیجی، دشمن ستیز و یاور مستضعفان می کند. امیرالمؤمنین در این حکمت می فرماید: اگر حق ما را ندهند، دست برنمی داریم. شاید در مقاطع مختلف، بر اساس مصالح، موضعگیری ما فرق کند؛ گاهی سکوت کنیم، گاهی داد بزنیم، گاهی بجنگیم، اما هرگز از اصلحق دست نمیکشیم. نویسندهای غیرشیعه گفته است که ائمه در دو چیز تقیه نکردند: اول اینکه هیچگاه از حق امامت خود دست نکشیدند و دیگری اینکه هیچگاه حکومتهای جائر را به رسمیت نشناختند. این کلام امیرالمؤمنین امروز برای ما کاملاً کاربردی است. ما هم حقی داشتیم در تنگه هرمز که سالها از ما گرفتند. بهانه های مختلف، جنگ تحمیلی، تحریمها، اما امروز توانستیم آن حق را به فعل برسانیم و ضرب شست خود را به دنیا نشان دهیم. شاید شصت، هفتاد سال دیگر نفت تمام شود، اما تجارت تمام نمی شود؛ آینده فرزندان ما را تنگه هرمز تضمین می کند. ما از این حق دست بردار نیستیم.


تاکنون نظری ثبت نشده است