- 107
- 1000
- 1000
- 1000
عاقبت بخیری در کلام امام سجاد علیه السلام
سخنرانی حجت الاسلام مرتضی امینی نیا با موضوع "عاقبت بخیری در کلام امام سجاد علیه السلام "، سال 1405
مردم از نظر عاقبت به چهار دسته تقسیم می شوند:
دسته اول: کسانی که خوب زندگی می کنند، زندگی همراه با عبودیت، بندگی و تقوا و بعد هم با همین حالت خوب از دنیا می روند. این طبیعی است؛ مثل امام شهیدمان که سالم زندگی کرد و با افتخار از دنیا رفت. این عاقبت به خیری است. دسته دوم: کسانی که بد زندگی می کنند و بد هم از دنیا می روند. این هم طبیعی است؛ مثل صدام که با بدبختی و ذلت مرد. دسته سوم (خطرناکترین دسته): کسانی که خوب زندگی می کنند اما بد از دنیا می روند. بله، در تاریخ داریم کسانی که آدمهای خوبی بودند اما بی ایمان و بی دین از دنیا رفتند. در قرآن نمونه اش بلعم باعورا است؛ عالمی که به تعبیر امام رضا علیه السلام مستجاب الدعوه بود، اما در مقابل حضرت موسی ایستاد و خداوند درباره اش فرمود: مَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ. در تاریخ اسلام هم آقای زبیر بن عوام را داریم که پسر عموی پیغمبر و امیرالمؤمنین و سیف الاسلام بود، بارها تا مرز شهادت رفته بود، اما در آخر مقابل امیرالمؤمنین علی علیه السلام لشکر کشید و آنچنان خراب شد. در تاریخ انقلاب خودمان هم داشتیم کسانی که خیلی انقلابی و ولایی بودند، بعد چنان خراب شدند که ضد انقلاب برایشان کف می زدند. امام صادق علیه السلام به عبدالله بن سنان فرمود: زمانی می رسد که گرفتار شبهه می شوید؛ کسی سالم نمی ماند مگر کسی که دعای غریق بخواند و آن دعا این است: یا الله یا رحمن یا رحیم، یا مقلب القلوب، ثبت قلبی علی دینک. چون خیلی ها هستند که صبح با ایمان از خانه بیرون می روند و شب کافر برمی گردند. دسته چهارم خوش عاقبتان واقعی: کسانی که بد زندگی کردند اما آخر کار برگشتند، توبه کردند و صالح از دنیا رفتند. این بسیار عجیب است. اولین کسی که به ذهن می رسد حر بن یزید ریاحی است که سپهسالار یزید بود و جلوی امام حسین علیهالسلام را گرفت، اما برگشت و جانش را فدای اباعبدالله کرد. یا زهیر که عثمانی بود و از امام حسین خوشش نمیآمد، اما از شهدای کربلا شد. در انقلاب خودمان هم آقای طیب حاج رضایی را داریم که لات تهران بود. برادرش طاهر می گوید: شب آخر عمر که می خواستند اعدامش کنند، دو مطلب گفت: اول سلام مرا به امام برسان و بگو من به پسر پیغمبر خیانت نکردم. امام لبخندی زد و فرمود می دانیم. دوم گفت به امام بگو روز قیامت ما را شفاعت کند. امام سرشان را پایین انداختند، بعد سر بالا کردند در حالی که چشمانشان پر از اشک بود و فرمودند: طیب باید ما را شفاعت کند. همچنین شاهرخ ضرغام که کتابش را بخوانید؛ آدم عجیبی بود، اما برگشت و در جبهه شهید شد؛ صدام برای سرش جایزه تعیین کرده بود. همین الان در کوچه و خیابان بعضی ها که در دی ماه اغتشاشگر بودند، برگشته اند و از نظام و ولایت فقیه دفاع می کنند. از امیرالمؤمنین علیهالسلام روایت است: إنَّ حَقیقَةَ السَّعادَةِ أَنْ یُخْتَمَ لِلْمَرْءِ بِالسَّعادَةِ، یعنی سعادت واقعی این است که آخر کار ختم به خیر شود. و إنَّ حَقیقَةَ الشَّقاءِ أَنْ یُخْتَمَ لِلْمَرْءِ بِالشَّقاءِ یعنی بدبختی واقعی این است که انسان شقی از دنیا برود. پیامبر صلیالله فرمود: لا یَزالُ الْمُؤْمِنُ خائِفاً مِنْ سُوءِ الْعاقِبَةِ؛ مؤمن همیشه از بدی عاقبت نگران است. کسانی بودند که از ما قوی تر، مؤمن تر و متدین تر بودند، اما خراب شدند. بعضی رئیس جمهور، رئیس مجلس بودند و چقدر خراب کردند. باید همیشه ترسید. حضرت ابراهیم و یعقوب به فرزندانشان وصیت کردند: فَلا تَمُوتُنَّ إِلاّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ؛ نمیرید مگر در حالت تسلیم و اسلام. در دعای یازدهم صحیفه سجادیه، امام سجاد علیه السلام از خدا درخواست میکند: إِذَا قَضَیْتَ أَیَّامَ حَیَاتِنَا وَ تَصَرَّمَتْ مُدَدُ أَعْمَارِنَا یعنی خدایا وقتی عمرمان تمام شد و اجل رسید و شتر مرگ که در هر خانه ای می خوابد آمد، بر محمد و آل محمد درود فرست و وَ اخْتِمْ لَنَا بِحُسْنَی التَّوْبَةِ؛ کار ما را با توبه ای نیکو ختم کن، توبه ای که بعدش گناهی نباشد، پاک از دنیا برویم. امام می فرماید: اول پاکمان کن، بعد خاکمان کن. توبه تا قبل از مرگ قبول است؛ اما وقتی انسان مرگ را به چشم خود ببیند، دیگر توبه اش قبول نیست. در قرآن درباره فرعون داریم که وقتی داشت غرق می شد گفت ایمان آوردم، اما قبول نشد. چه کنیم عاقبت به خیر شویم؟ راهکار این است: روحیه تسلیم و پذیرش در مقابل حق، تواضع در مقابل ولی الله. هرچه حق است بپذیریم، لجبازی نکنیم، بگوییم چشم، چشم. ولی الله کیست؟ پیامبر، امام، و در زمان غیبت، علما و مراجع تقلید و در رأس آنها ولی فقیه. در مقابل ولی فقیه باید تسلیم باشیم. هرچه بگوید بجنگید چشم، تنگه هرمز باید بسته باشد چشم، صلح کنید چشم، اقتصاد مقاومتی چشم، اسراف نکنید چشم. ما در این چهل و هفت سال تجربه کردیم: هر جا از امام و رهبری اطاعت کردیم، بردیم؛ هر جا تمرد و سرپیچی کردیم، خوردیم. امروز جهان دیده که ابرقدرت جدیدی در حال ظهور است. امیدواریم خدا این پرچم را به دست امام زمان عجل الله برساند.
مردم از نظر عاقبت به چهار دسته تقسیم می شوند:
دسته اول: کسانی که خوب زندگی می کنند، زندگی همراه با عبودیت، بندگی و تقوا و بعد هم با همین حالت خوب از دنیا می روند. این طبیعی است؛ مثل امام شهیدمان که سالم زندگی کرد و با افتخار از دنیا رفت. این عاقبت به خیری است. دسته دوم: کسانی که بد زندگی می کنند و بد هم از دنیا می روند. این هم طبیعی است؛ مثل صدام که با بدبختی و ذلت مرد. دسته سوم (خطرناکترین دسته): کسانی که خوب زندگی می کنند اما بد از دنیا می روند. بله، در تاریخ داریم کسانی که آدمهای خوبی بودند اما بی ایمان و بی دین از دنیا رفتند. در قرآن نمونه اش بلعم باعورا است؛ عالمی که به تعبیر امام رضا علیه السلام مستجاب الدعوه بود، اما در مقابل حضرت موسی ایستاد و خداوند درباره اش فرمود: مَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ. در تاریخ اسلام هم آقای زبیر بن عوام را داریم که پسر عموی پیغمبر و امیرالمؤمنین و سیف الاسلام بود، بارها تا مرز شهادت رفته بود، اما در آخر مقابل امیرالمؤمنین علی علیه السلام لشکر کشید و آنچنان خراب شد. در تاریخ انقلاب خودمان هم داشتیم کسانی که خیلی انقلابی و ولایی بودند، بعد چنان خراب شدند که ضد انقلاب برایشان کف می زدند. امام صادق علیه السلام به عبدالله بن سنان فرمود: زمانی می رسد که گرفتار شبهه می شوید؛ کسی سالم نمی ماند مگر کسی که دعای غریق بخواند و آن دعا این است: یا الله یا رحمن یا رحیم، یا مقلب القلوب، ثبت قلبی علی دینک. چون خیلی ها هستند که صبح با ایمان از خانه بیرون می روند و شب کافر برمی گردند. دسته چهارم خوش عاقبتان واقعی: کسانی که بد زندگی کردند اما آخر کار برگشتند، توبه کردند و صالح از دنیا رفتند. این بسیار عجیب است. اولین کسی که به ذهن می رسد حر بن یزید ریاحی است که سپهسالار یزید بود و جلوی امام حسین علیهالسلام را گرفت، اما برگشت و جانش را فدای اباعبدالله کرد. یا زهیر که عثمانی بود و از امام حسین خوشش نمیآمد، اما از شهدای کربلا شد. در انقلاب خودمان هم آقای طیب حاج رضایی را داریم که لات تهران بود. برادرش طاهر می گوید: شب آخر عمر که می خواستند اعدامش کنند، دو مطلب گفت: اول سلام مرا به امام برسان و بگو من به پسر پیغمبر خیانت نکردم. امام لبخندی زد و فرمود می دانیم. دوم گفت به امام بگو روز قیامت ما را شفاعت کند. امام سرشان را پایین انداختند، بعد سر بالا کردند در حالی که چشمانشان پر از اشک بود و فرمودند: طیب باید ما را شفاعت کند. همچنین شاهرخ ضرغام که کتابش را بخوانید؛ آدم عجیبی بود، اما برگشت و در جبهه شهید شد؛ صدام برای سرش جایزه تعیین کرده بود. همین الان در کوچه و خیابان بعضی ها که در دی ماه اغتشاشگر بودند، برگشته اند و از نظام و ولایت فقیه دفاع می کنند. از امیرالمؤمنین علیهالسلام روایت است: إنَّ حَقیقَةَ السَّعادَةِ أَنْ یُخْتَمَ لِلْمَرْءِ بِالسَّعادَةِ، یعنی سعادت واقعی این است که آخر کار ختم به خیر شود. و إنَّ حَقیقَةَ الشَّقاءِ أَنْ یُخْتَمَ لِلْمَرْءِ بِالشَّقاءِ یعنی بدبختی واقعی این است که انسان شقی از دنیا برود. پیامبر صلیالله فرمود: لا یَزالُ الْمُؤْمِنُ خائِفاً مِنْ سُوءِ الْعاقِبَةِ؛ مؤمن همیشه از بدی عاقبت نگران است. کسانی بودند که از ما قوی تر، مؤمن تر و متدین تر بودند، اما خراب شدند. بعضی رئیس جمهور، رئیس مجلس بودند و چقدر خراب کردند. باید همیشه ترسید. حضرت ابراهیم و یعقوب به فرزندانشان وصیت کردند: فَلا تَمُوتُنَّ إِلاّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ؛ نمیرید مگر در حالت تسلیم و اسلام. در دعای یازدهم صحیفه سجادیه، امام سجاد علیه السلام از خدا درخواست میکند: إِذَا قَضَیْتَ أَیَّامَ حَیَاتِنَا وَ تَصَرَّمَتْ مُدَدُ أَعْمَارِنَا یعنی خدایا وقتی عمرمان تمام شد و اجل رسید و شتر مرگ که در هر خانه ای می خوابد آمد، بر محمد و آل محمد درود فرست و وَ اخْتِمْ لَنَا بِحُسْنَی التَّوْبَةِ؛ کار ما را با توبه ای نیکو ختم کن، توبه ای که بعدش گناهی نباشد، پاک از دنیا برویم. امام می فرماید: اول پاکمان کن، بعد خاکمان کن. توبه تا قبل از مرگ قبول است؛ اما وقتی انسان مرگ را به چشم خود ببیند، دیگر توبه اش قبول نیست. در قرآن درباره فرعون داریم که وقتی داشت غرق می شد گفت ایمان آوردم، اما قبول نشد. چه کنیم عاقبت به خیر شویم؟ راهکار این است: روحیه تسلیم و پذیرش در مقابل حق، تواضع در مقابل ولی الله. هرچه حق است بپذیریم، لجبازی نکنیم، بگوییم چشم، چشم. ولی الله کیست؟ پیامبر، امام، و در زمان غیبت، علما و مراجع تقلید و در رأس آنها ولی فقیه. در مقابل ولی فقیه باید تسلیم باشیم. هرچه بگوید بجنگید چشم، تنگه هرمز باید بسته باشد چشم، صلح کنید چشم، اقتصاد مقاومتی چشم، اسراف نکنید چشم. ما در این چهل و هفت سال تجربه کردیم: هر جا از امام و رهبری اطاعت کردیم، بردیم؛ هر جا تمرد و سرپیچی کردیم، خوردیم. امروز جهان دیده که ابرقدرت جدیدی در حال ظهور است. امیدواریم خدا این پرچم را به دست امام زمان عجل الله برساند.


تاکنون نظری ثبت نشده است