منو
نهج البلاغه، گنجینه حکمت و بصیرت، 7

نهج البلاغه، گنجینه حکمت و بصیرت، 7

  • 1 تعداد قطعات
  • 52 دقیقه مدت قطعه
  • 228 دریافت شده
سخنزانی حجت الاسلام مسعود عالی با موضوع "نهج البلاغه، گنجینه حکمت و بصیرت"، جلسه هقتم: جایگاه زهد و موعظه، سال 1404


ما در ادامه شرح نامه سی‌ویکم نهج‌البلاغه، در بخشی از سفارشات امیرالمؤمنین علیه‌السلام به فرزندشان امام مجتبی علیه‌السلام هستیم: أَحْیِ قَلْبَکَ بِالْمَوْعِظَةِ وَ أَمِتْهُ بِالزُّهْدِ یعنی: دلت را با موعظه زنده نگه‌دار و با زهد بمیران. در وجود انسان دو کانون اصلی وجود دارد: یکی عقل که مرکز جمع‌آوری اطلاعات، پردازش، تحلیل و فکر کردن است. دیگری دل یا قلب که مرکز احساسات، عواطف، شادی، غم، محبت، بغض، ایمان، کفر، اضطراب و آرامش است. انسان معمولاً تحت تأثیر دل است تا عقل؛ دل است که آدم را می‌کشد به هر سمتی که خاطرخواه اوست. در تعارض بین عقل و دل، غالباً حرف دل پیروز می‌شود. در روایت آمده: القلب فی الجسد بمنزله الامام فی الناس. یعنی دل در وجود انسان، همان جایگاه امام را در جامعه دارد. بنابراین پرداختن به حالات دل بسیار مهم است. انسان موجودی است که سه نهر به حوض دلش می‌ریزد: الهامات ملکی از سوی فرشتگان که نتیجه آن، میل به معنویت، تصمیمات خیر، نشاط و سرزندگی است. وسوسه‌های شیطانی که نتیجه آن، کسالت، بی‌حوصلگی، بی‌میلی به معنویت و تصمیمات نادرست است. غرایز حیوانی که میل به خوردن، خوابیدن، شهوت و لذت‌های دنیایی را ایجاد می‌کند. احی قلبک بالموعظة دل را با موعظه زنده کن. یکی از بهترین راه‌های زنده‌نگه‌داشتن دل، شنیدن موعظه است. موعظه جان آدم را زنده می‌کند. پیامبر اکرم صلی‌الله علیه‌وآله فرمود: اغتنموا برد الربیع.. مولوی در مثنوی این حدیث را به زیبایی تفسیر کرده و می‌گوید: نفس‌های پاک مثل باد بهار است که جان انسان را زنده می‌کند. موعظه باعث گردگیری دل می‌شود؛ حجاب‌ها را کنار می‌زند و انسان را از غفلت بیرون می‌آورد. در خطبه‌ی هَمّام خطبه 193 نهج‌البلاغه وقتی هَمّام از دنیا رفت، حضرت فرمود: هذا تُصْنَعُ لَهُ الْمَوَاعِظُ الْبَالِغَةُ گاهی یک موعظه کوتاه، یک تصمیم درونی ایجاد می‌کند که ارزشش از افزودن علم بیشتر است. حتی بزرگان مانند مرحوم آیت‌الله حائری یزدی مؤسس حوزه قم، بعد از هر درس، روضه یا توسلی قرار می‌دادند.مرحوم آیت‌الله تبریزی می‌فرمود: نوجوان که بودم می‌خواستم روضه‌خوان امام حسین علیه‌السلام بشوم؛ لیاقت نداشتم. درس خواندم و مرجع تقلید شدم. پس موعظه و روضه، غذای دل است و دل را زنده نگه می‌دارد. باید جنبه‌های شیطانی و حیوانی دل را با زهد بمیرانیم. زهد از مفاهیم سهل و ممتنع است به ظاهر ساده، ولی عمیق و پیچیده. زهد به معنای بی‌علاقگی به دنیا نیست، بلکه به معنای اسیر نشدن به دنیاست. اصل زهد، به تعبیر امیرالمؤمنین علیه‌السلام: حُسْنُ الرَّغْبَةِ فِیمَا عِنْدَ اللَّهِ است؛ یعنی میل و اشتیاق اصلی انسان به سوی خداست. انسان کامل ماند معصومین احساسات کامل‌تری دارد؛ اما این علاقه‌ها مانع انجام وظیفه نمی‌شود. قرآن در سوره توبه می‌فرماید: اگر پدر، مادر، فرزند، همسر، مال و تجارت، محبوب‌تر از خدا و رسول و جهاد در راه اوست، منتظر عذاب خدا باشید. زهد یعنی: دل‌برِ انسان خدا باشد، نه دنیا. امام علیه‌السلام در نهج‌البلاغه زهد را بین دو کلمه از قرآن معرفی می‌کند: لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلى‌ ما فاتَکُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاکُمْ. تا بر آنچه از دست داده‌اید اندوه نخورید و به آنچه به دست آورده‌اید شادمانی نکنید. زاهد کسی است که دنیا برایش بزرگ نمایی نمی‌شود؛ نه با از دست‌دادنش می‌شکند، نه با به‌دست‌آوردنش مغرور می‌شود. زهد تنها یک حالت قلبی نیست؛ نمود بیرونی هم دارد: ساده‌زیستی در حد کفاف. کفاف به معنای حد متوسط زندگی است، نه فقر. اسلام به فقر توصیه نکرده، بلکه به قدرت اقتصادی، علمی، نظامی، سیاسی توصیه کرده است. فقیر توانایی مالی ندارد. زاهد توانایی مالی دارد، اما در مصرف، قناعت و ساده‌زیستی را انتخاب می‌کند. امیرالمؤمنین علیه‌السلام تولید ثروت می‌کرد، نخلستان‌های گسترده، چاه‌های آب وقفی، اما در مصرف بسیار ساده زندگی می‌کرد. ایشان می‌فرمود: شکمی که با چند لقمه سیر می‌شود، حیف است که صاحبش را به خاطر پرکردنش به حرام بیندازد. اسلام به تولید ثروت تشویق می‌کند، اما در مصرف، زهد و قناعت را توصیه می‌کند. زاهد آزاده است؛ چون دلبسته نیست، شجاع است و می‌تواند حق را بگوید. مثل مدرس که در مجلس در مقابل رضاخان ایستاد. یا حکیم سبزواری که در مقابل ناصرالدین شاه کرنش نکرد.

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 52:31

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

  • کاربر مهمان
    خداوند خیرعطا فرماید بچه‌ها ی صدا رو
  • کاربر مهمان
    خداوند خیرتون بده حاج آقا عالی

تصاویر

پایگاه سخن