- 42
- 1000
- 1000
- 1000
مروری بر فرازهای زندگی امیرالمؤمنین علیهالسلام
سخنرانی حجت الاسلام علی علیزاده با موضوع"مروری بر فرازهای زندگی امیرالمؤمنین علیهالسلام "، سال 1404
از دوران ولادت اعجازآمیز امیرالمؤمنین تا بعثت پیامبر، این دوره با ولادتی بی همتا در درون خانه خدا آغاز می شود؛ حادثه ای که از نظر تاریخی متواتر است و دهها سند معتبر از منابع اهل سنت و شیعه و نیز اشعار دهها شاعر در قرون اولیه اسلامی بر آن گواهی میدهند. این تولد، خود پیامی بزرگ داشت: همانگونه که کعبه، قبله گاه بدنهاست، انسان کامل (امام معصوم) قبله دلهای جویای حقیقت است. این رخداد چنان شگفت انگیز بود که سالها پس از آن، زائران کعبه در جستجوی آن نوزاد معجزه آسا بودند. امیرالمؤمنین از همان اوان کودکی، تحت تربیت مستقیم پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله قرار گرفت. ایشان خود فرمودند: کُنْتُ أَتَّبِعُهُ اتِّبَاعَ الْفَصِیلِ أَثَرَ أُمِّهِ. این همراهی، زمینه ای شد تا شاکله وجودی آن حضرت، با روح نبوت و رسالت آمیخته گردد.
دوره دوم زندگی امیرالمؤمنین از بعثت تا هجرت به مدینه را شامل می شود. این دوره، سختترین سالهای تبلیغ اسلام را شامل می شود. امیرالمؤمنین که در زمان بعثت، نوجوانی حدوداً ده ساله بود، نخستین مردی بود که به پیامبر ایمان آورد. در واقعه یوم الانذار و دعوت خویشان، هنگامی که پیامبر فرمود: کُونُوا لِی أَعْوَاناً وَ أَنْصَاراً تَکُونُوا أَخِی وَ وَصِیِّی وَ وَزِیرِی، تنها کسی که پاسخ مثبت داد و برای دفاع از رسالت جانفشانی کرد، علی علیه السلام بود. ایشان در تمام این دوران، همچون سایه ای پیامبر را همراهی می کرد، رازدار وحی بود و آزار مشرکان را بر خود هموار می نمود. در شعب ابیطالب، سه سال در محاصره اقتصادی و اجتماعی همراه پیامبر و مسلمانان مقاومت کرد و در شب تاریخی هجرت، با فداکاری بیمانند خود، در بستر پیامبر خوابید و جان خویش را سپر بلای ایشان ساخت؛ عملی که مورد تمجید فرشتگان و موجب مباهات خداوند در آسمانها گردید. دوره سوم زندگی امیرالمؤمنین از هجرت تا رحلت پیامبر را شامل می شود، این دوره، اوج درخشش امیرالمؤمنین در تمام عرصه هاست. پس از هجرت، پیامبر میان هر دو مهاجر و انصار پیمان برادری بست، امام علی علیه السلام را برای خود نگه داشت و فرمود: أَنْتَ أَخِی وَ أَنَا أَخُوکَ. ایشان در تمام غزوات مهم بدر، احد، خندق، خیبر و...پرچمدار و سردار بی بدیل اسلام بود. در جنگ بدر، قهرمانان قریش را به خاک هلاکت افکند. در احد، با وجود جراحتهای بسیار، از پیامبر دفاع جانانهای کرد تا جایی که جبرئیل ندا داد: لَا فِتَی إِلَّا عَلِیٌّ لَا سَیْفَ إِلَّا ذُو الْفَقَار. در جنگ خندق، با از پای درآوردن پهلوان نامدار عرب، عمرو بن عبدود، سد مستحکم احزاب را در هم شکست و با نصرتی الهی، محاصره مدینه را پایان بخشید. در غزوه خیبر، هنگامی که دیگران ناتوان ماندند، فتح دروازه های مستحکم قلعه خیبر را به دست او میسر ساختند. پیامبر در جایجای این دوران، بر مقام ولایت و خلافت بلافصل ایشان تأکید کردند که اوج آن در واقعه غدیر خم و حدیث مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ تجلی یافت. دوره چهارم زندگی امیرالمؤمنین از رحلت پیامبر تا آغاز خلافت ظاهری را شامل می شود. این دوره، دوران سکوت و خانه نشینی اجباری امیرالمؤمنین است. اگرچه حق مسلّم ایشان غصب شد، اما حضرت برای حفظ وحدت ظاهری امت اسلامی و جلوگیری از بازگشت به جاهلیت، صبر پیشه کرد. در این مدت، به تربیت شاگردان، تفسیر قرآن، پاسخگویی به مسائل علمی و فقهی، و کشاورزی برای تأمین معاش فقرا پرداخت. این دوره، عصر تدوین علوم اسلامی توسط آن حضرت است؛ چنانکه هزاران حدیث در تفسیر، فقه، کلام و اخلاق از ایشان صادر شد. تألیف کتابهای متعدد توسط شاگردان ایشان و نیز مصحف علی که مشتمل بر تنزیل و تأویل قرآن بود، از ثمرات این دوران است. این سکوت، خود حجتی بزرگ بر امت بود و نشان داد که ایشان به دنبال قدرت شخصی نیست، بلکه زمانی حکومت را میپذیرد که مسئولیتی الهی بر دوش او نهاده شود. دوره پنجم زندگی حضرت شامل دوران خلافت ظاهری ایشان بود، حدود 4 سال و 9 ماه بود. پس از قتل عثمان و اصرار عمومی مردم، امیرالمؤمنین خلافت را پذیرفتند، اما شرط کردند که باید به کتاب خدا و سنت پیامبر عمل کنند. این دوره، کوتاه اما بسیار پرفرازونشیب و آموزنده بود. حضرت بلافاصله دست به اصلاحات گسترده زدند: عزل والیان فاسد، بازگرداندن بیتالمال غصبشده به مردم، برقراری مساوات کامل در تقسیم بیتالمال، و مبارزه با فساد اقتصادی و اخلاقی. این اقدامات، بلافاصله باعث ایجاد مخالفت سه گروه شد: ناکثین، پیمان شکنان به رهبری طلحه و زبیر و عایشه که جنگ جمل را به راه انداختند. حضرت در این جنگ پیروز شدند اما با کرامت انسانی با شکستخوردگان برخورد کردند. قاسطین، ستمگران به رهبری معاویه که در شام حکومت خودمختار تشکیل داده بود و از بیعت سر باز زد. رویارویی اصلی در جنگ صفین رخ داد. هنگامی که سپاه معاویه با حیله عَمْرو العاص قرآنها رابر نیزه زدند و خواستار حکمیت شدند، گروهی از سپاه امام که بعدها خوارج نام گرفتند امام را مجبور به پذیرش حکمیت کردند؛ نتیجهای که به ضرر جبهه حق تمام شد. مارقین یا خوارج که ابتدا از یاران امام بودند اما پس از ماجرای حکمیت، با شعار لَا حُکْمَ إِلَّا لِلَّهِ از امام جدا شده و با ترور و ایجاد ناامنی، جنگ نهروان را بر امام تحمیل کردند. در این دوران کوتاه، حضرت با ایراد خطبه های نغز در نهج البلاغه، نوشتن نامه های حکومتی به والیان مانند عهدنامه مالک اشتر، و برپایی عدالت فراگیر، چنان نمونه ای از حکمرانی دینی و عادلانه ارائه داد که برای همیشه تاریخ الگو و اسوه شد. سرانجام، در بامداد نوزدهم ماه رمضان سال 40 هجری، در محراب عبادت مسجد کوفه، به دست یکی از همین خوارج عبدالرحمن بن ملجم مرادی ضربت خورده و در شب بیست و یکم همان ماه به شهادت رسیدند. زندگانی امیرالمؤمنین علیه السلام، از آغاز تا پایان، یکپارچه نور و حکمت و فداکاری بود. ایشان تجسم عینی قرآن ناطق و اسلام ناب محمدی بودند. از کرامت ولادت در کعبه تا فداکاری در هجرت، از شجاعت در جنگها تا حکمت در دوران سکوت، و از عدالت بی همتا در حکومت تا شهادت در محراب، هر لحظه زندگی ایشان درس بزرگی برای بشریت است.
از دوران ولادت اعجازآمیز امیرالمؤمنین تا بعثت پیامبر، این دوره با ولادتی بی همتا در درون خانه خدا آغاز می شود؛ حادثه ای که از نظر تاریخی متواتر است و دهها سند معتبر از منابع اهل سنت و شیعه و نیز اشعار دهها شاعر در قرون اولیه اسلامی بر آن گواهی میدهند. این تولد، خود پیامی بزرگ داشت: همانگونه که کعبه، قبله گاه بدنهاست، انسان کامل (امام معصوم) قبله دلهای جویای حقیقت است. این رخداد چنان شگفت انگیز بود که سالها پس از آن، زائران کعبه در جستجوی آن نوزاد معجزه آسا بودند. امیرالمؤمنین از همان اوان کودکی، تحت تربیت مستقیم پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله قرار گرفت. ایشان خود فرمودند: کُنْتُ أَتَّبِعُهُ اتِّبَاعَ الْفَصِیلِ أَثَرَ أُمِّهِ. این همراهی، زمینه ای شد تا شاکله وجودی آن حضرت، با روح نبوت و رسالت آمیخته گردد.
دوره دوم زندگی امیرالمؤمنین از بعثت تا هجرت به مدینه را شامل می شود. این دوره، سختترین سالهای تبلیغ اسلام را شامل می شود. امیرالمؤمنین که در زمان بعثت، نوجوانی حدوداً ده ساله بود، نخستین مردی بود که به پیامبر ایمان آورد. در واقعه یوم الانذار و دعوت خویشان، هنگامی که پیامبر فرمود: کُونُوا لِی أَعْوَاناً وَ أَنْصَاراً تَکُونُوا أَخِی وَ وَصِیِّی وَ وَزِیرِی، تنها کسی که پاسخ مثبت داد و برای دفاع از رسالت جانفشانی کرد، علی علیه السلام بود. ایشان در تمام این دوران، همچون سایه ای پیامبر را همراهی می کرد، رازدار وحی بود و آزار مشرکان را بر خود هموار می نمود. در شعب ابیطالب، سه سال در محاصره اقتصادی و اجتماعی همراه پیامبر و مسلمانان مقاومت کرد و در شب تاریخی هجرت، با فداکاری بیمانند خود، در بستر پیامبر خوابید و جان خویش را سپر بلای ایشان ساخت؛ عملی که مورد تمجید فرشتگان و موجب مباهات خداوند در آسمانها گردید. دوره سوم زندگی امیرالمؤمنین از هجرت تا رحلت پیامبر را شامل می شود، این دوره، اوج درخشش امیرالمؤمنین در تمام عرصه هاست. پس از هجرت، پیامبر میان هر دو مهاجر و انصار پیمان برادری بست، امام علی علیه السلام را برای خود نگه داشت و فرمود: أَنْتَ أَخِی وَ أَنَا أَخُوکَ. ایشان در تمام غزوات مهم بدر، احد، خندق، خیبر و...پرچمدار و سردار بی بدیل اسلام بود. در جنگ بدر، قهرمانان قریش را به خاک هلاکت افکند. در احد، با وجود جراحتهای بسیار، از پیامبر دفاع جانانهای کرد تا جایی که جبرئیل ندا داد: لَا فِتَی إِلَّا عَلِیٌّ لَا سَیْفَ إِلَّا ذُو الْفَقَار. در جنگ خندق، با از پای درآوردن پهلوان نامدار عرب، عمرو بن عبدود، سد مستحکم احزاب را در هم شکست و با نصرتی الهی، محاصره مدینه را پایان بخشید. در غزوه خیبر، هنگامی که دیگران ناتوان ماندند، فتح دروازه های مستحکم قلعه خیبر را به دست او میسر ساختند. پیامبر در جایجای این دوران، بر مقام ولایت و خلافت بلافصل ایشان تأکید کردند که اوج آن در واقعه غدیر خم و حدیث مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ تجلی یافت. دوره چهارم زندگی امیرالمؤمنین از رحلت پیامبر تا آغاز خلافت ظاهری را شامل می شود. این دوره، دوران سکوت و خانه نشینی اجباری امیرالمؤمنین است. اگرچه حق مسلّم ایشان غصب شد، اما حضرت برای حفظ وحدت ظاهری امت اسلامی و جلوگیری از بازگشت به جاهلیت، صبر پیشه کرد. در این مدت، به تربیت شاگردان، تفسیر قرآن، پاسخگویی به مسائل علمی و فقهی، و کشاورزی برای تأمین معاش فقرا پرداخت. این دوره، عصر تدوین علوم اسلامی توسط آن حضرت است؛ چنانکه هزاران حدیث در تفسیر، فقه، کلام و اخلاق از ایشان صادر شد. تألیف کتابهای متعدد توسط شاگردان ایشان و نیز مصحف علی که مشتمل بر تنزیل و تأویل قرآن بود، از ثمرات این دوران است. این سکوت، خود حجتی بزرگ بر امت بود و نشان داد که ایشان به دنبال قدرت شخصی نیست، بلکه زمانی حکومت را میپذیرد که مسئولیتی الهی بر دوش او نهاده شود. دوره پنجم زندگی حضرت شامل دوران خلافت ظاهری ایشان بود، حدود 4 سال و 9 ماه بود. پس از قتل عثمان و اصرار عمومی مردم، امیرالمؤمنین خلافت را پذیرفتند، اما شرط کردند که باید به کتاب خدا و سنت پیامبر عمل کنند. این دوره، کوتاه اما بسیار پرفرازونشیب و آموزنده بود. حضرت بلافاصله دست به اصلاحات گسترده زدند: عزل والیان فاسد، بازگرداندن بیتالمال غصبشده به مردم، برقراری مساوات کامل در تقسیم بیتالمال، و مبارزه با فساد اقتصادی و اخلاقی. این اقدامات، بلافاصله باعث ایجاد مخالفت سه گروه شد: ناکثین، پیمان شکنان به رهبری طلحه و زبیر و عایشه که جنگ جمل را به راه انداختند. حضرت در این جنگ پیروز شدند اما با کرامت انسانی با شکستخوردگان برخورد کردند. قاسطین، ستمگران به رهبری معاویه که در شام حکومت خودمختار تشکیل داده بود و از بیعت سر باز زد. رویارویی اصلی در جنگ صفین رخ داد. هنگامی که سپاه معاویه با حیله عَمْرو العاص قرآنها رابر نیزه زدند و خواستار حکمیت شدند، گروهی از سپاه امام که بعدها خوارج نام گرفتند امام را مجبور به پذیرش حکمیت کردند؛ نتیجهای که به ضرر جبهه حق تمام شد. مارقین یا خوارج که ابتدا از یاران امام بودند اما پس از ماجرای حکمیت، با شعار لَا حُکْمَ إِلَّا لِلَّهِ از امام جدا شده و با ترور و ایجاد ناامنی، جنگ نهروان را بر امام تحمیل کردند. در این دوران کوتاه، حضرت با ایراد خطبه های نغز در نهج البلاغه، نوشتن نامه های حکومتی به والیان مانند عهدنامه مالک اشتر، و برپایی عدالت فراگیر، چنان نمونه ای از حکمرانی دینی و عادلانه ارائه داد که برای همیشه تاریخ الگو و اسوه شد. سرانجام، در بامداد نوزدهم ماه رمضان سال 40 هجری، در محراب عبادت مسجد کوفه، به دست یکی از همین خوارج عبدالرحمن بن ملجم مرادی ضربت خورده و در شب بیست و یکم همان ماه به شهادت رسیدند. زندگانی امیرالمؤمنین علیه السلام، از آغاز تا پایان، یکپارچه نور و حکمت و فداکاری بود. ایشان تجسم عینی قرآن ناطق و اسلام ناب محمدی بودند. از کرامت ولادت در کعبه تا فداکاری در هجرت، از شجاعت در جنگها تا حکمت در دوران سکوت، و از عدالت بی همتا در حکومت تا شهادت در محراب، هر لحظه زندگی ایشان درس بزرگی برای بشریت است.


تاکنون نظری ثبت نشده است