display result search
منو
تفسیر آیات 31 تا 37 سوره مریم

تفسیر آیات 31 تا 37 سوره مریم

  • 1 تعداد قطعات
  • 33 دقیقه مدت قطعه
  • 42 دریافت شده
درس آیت الله عبدالله جوادی آملی با موضوع "تفسیر آیات 31 تا 37 سوره مریم"

زکات گاهی به معنای تزکیهٴ نفس است نظیر ﴿وَالَّذِینَ هُمْ لِلزَّکَاةِ فَاعِلُونَ﴾
اگر کسی دائماً به یاد خدای سبحان باشد شبانه‌روز در حال نماز است.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
﴿قَالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتَانِیَ الْکِتَابَ وَجَعَلَنِی نَبِیّاً ﴿30﴾ وَجَعَلَنِی مُبَارَکاً أَیْنَ مَا کُنتُ وَأَوْصَانِی بِالصَّلاَةِ وَالزَّکَاةِ مَادُمْتُ حَیّاً ﴿31﴾ وَبَرّاً بِوَالِدَتِی وَلَمْ یَجْعَلْنِی جَبَّاراً شَقِیّاً ﴿32﴾ وَالسَّلاَمُ عَلَیَّ یَوْمَ وُلِدتُّ وَیَوْمَ أَمُوتُ وَیَوْمَ أُبْعَثُ حَیّاً ﴿33﴾ وَالسَّلاَمُ عَلَیَّ یَوْمَ وُلِدتُّ وَیَوْمَ أَمُوتُ وَیَوْمَ أُبْعَثُ حَیّاً ﴿34﴾ ذلِکَ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِی فِیهِ یَمْتَرُونَ ﴿35﴾ مَا کَانَ لِلَّهِ أَن یَتَّخِذَ مِن وَلَدٍ سُبْحَانَهُ إِذَا قَضَی أَمْراً فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُن فَیَکُونُ ﴿36﴾ وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّی وَرَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذا صِرَاطٌ مُّسْتَقِیمٌ ﴿37﴾

بعد از اینکه وجود مبارک مریم(سلام الله علیها) آن بارِ الهی را به زمین نهاد و محزون شد که اگر از من بپرسند این فرزند را از کجا آوردی چه کنم و آن فرزند چندین جمله به او فرمود او را از حُزن و اندوه نجات داد و این کلمات سنگین را به عرض مادر رساند از آن به بعد مریم(سلام الله علیها) این بچه را در کمال شهامت به نزد قومش آورد ﴿فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَهَا تَحْمِلُهُ﴾ تکرار وجود مبارک مسیح با ضمیر برای همان است که این مثل کسی که مدّتها منتظر مادرشدن بود و هم‌اکنون مادر شد با نشاط فرزند را می‌آورد بعد فرمود: ﴿فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَهَا﴾ دیگر لازم نبود بفرماید: ﴿تَحْمِلُهُ﴾ که خب ضمیر ﴿بِهِ﴾ به عیسی برمی‌گردد عیسی را آورد دیگر, دیگر ﴿تَحْمِلُهُ﴾ برای چه, اگر کسی با نشاط چنین کاری بکند خب بچه را در آغوش می‌گیرد می‌آورد می‌شود گفت بچه را در آغوش گرفته و آورده اما اگر کسی نگران باشد و غمگین همان حدّاکثر بفرماید: ﴿فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَهَا﴾ اما ﴿فَأَتَتْ بِهِ﴾ یعنی با عیسی آمد یا عیسی را آورد ﴿قَوْمَهَا تَحْمِلُهُ﴾ این نشانهٴ آن است که او در کمال شهامت و نشاط این فرزند را به حضور مردم آورد.
پرسش: حاج آقا این اصرار از اینکه صحبت می‌کند فرزندش به دست آمد یا از اینکه خودش مطمئن شد.
پاسخ: به وسیلهٴ معجزهٴ عیسی(سلام الله علیه) چندین مشکل مریم حل شد مشکل تغذیه او حل شد, مشکل آب آشامیدنی او حل شد, مشکل رفع تهمت حل شد, مشکل پرستاری و نگهداری این کودک حل شد.
مطلب دیگر اینکه یکی از کلمات عیسوی(سلام الله علیه) این بود که فرمود: ﴿فَإِمَّا تَرَیِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَداً فَقُولِی إِنِّی نَذَرْتُ لِلرَّحْمَانِ صَوْماً﴾ این ﴿فَقُولِی﴾ یعنی هم روزه بگیر روزهٴ صَمْت و هم به مردم بگو, الآ‌ن شما می‌بینید در بین مسیحیها این رایج است که برای احترام مُرده‌ها یک لحظه ساکت می‌شوند این سکوتِ یک لحظه ترحّماً للمیّت از همین صوم صَمت و امثال صمت به دست می‌آید معلوم می‌شود یک لحظه سکوت برای آنها یک تکریم الهی است نظیر درودهایی که ما می‌فرستیم وگرنه صِرف سکوت اگر سابقهٴ دینی نداشته باشد این را ممکن است در مراسم رسمی چنین کاری بکنند اما برای مُرده‌ها به عنوان ترحّم و طلب مغفرت برای مُرده یک لحظه سکوت بکنند این درست نیست مگر اینکه ریشهٴ دینی داشته باشد اینکه گفت: ﴿فَلَنْ أُکَلِّمَ الْیَوْمَ إِنسِیّاً﴾ زمینهٴ رشد این سنّت در بین مسیحیها هست.
مطلب دیگر اینکه اگر می‌فرمود «فإمّا تَرینّ أحداً فقولی إنّی نظرتُ للرحمٰن صوماً فلکن اکلّم الیوم بشرا» همان معنای ﴿إِنسِیّاً﴾ را می‌فهماند اما ﴿إِنسِیّاً﴾ فرمود برای اینکه تمام فواصل این هیجده آیه همه با «یاء» مشدّد ختم می‌شود از آیهٴ ﴿وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ مَرْیَمَ إِذِ انتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَکَاناً شَرْقِیّاً﴾ که آیهٴ شانزده است تا آیهٴ 33 همه با «یاء» مشدّد ختم می‌شود برای رعایت این فواصل فرمود: ﴿فَلَنْ أُکَلِّمَ الْیَوْمَ إِنسِیّاً﴾.
مطلب دیگر اینکه وجود مبارک عیسی این جمله‌ها را گفت ﴿إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتَانِیَ الْکِتَابَ وَجَعَلَنِی نَبِیّاً ٭ وَجَعَلَنِی مُبَارَکاً﴾ یعنی معجزهٴ من تنها نبوّت و آن اسرار غیبی نیست بلکه برکتهایی هم برای شما دارد ﴿وَأُبْرِئُ الْأَکْمَهَ وَالْأَبْرَصَ﴾ خب این مبارک بودن آن حضرت است دیگر. یک وقت است معجزه‌ای دارد آدم که عصا را اژدها می‌کند خب این معجزه است یا شقّ‌القمر می‌کند این هم معجزه است اما معجزهٴ طبیب بودن و بیماریهای لاعلاج را حل کردن هم یک برکتِ غیر قابل پیش‌بینی است دیگر فرمود: ﴿وَجَعَلَنِی مُبَارَکاً﴾ «قال نفّاعاً» طبق بیان نورانی امام صادق(سلام الله علیه) یعنی مشکلات شما را من حل می‌کنم نابیناها را درمان می‌کنم, أبرص را درمان می‌کنم و مانند آن. خب, اینها هم منشأ برکت است البته برکتهای دیگر هم فراوان داشت حضرت. ﴿وَجَعَلَنِی مُبَارَکاً أَیْنَ مَا کُنتُ وَأَوْصَانِی بِالصَّلاَةِ وَالزَّکَاةِ مَادُمْتُ حَیّاً﴾ گرچه زکات گاهی به معنای تزکیهٴ نفس است نظیر ﴿وَالَّذِینَ هُمْ لِلزَّکَاةِ فَاعِلُونَ﴾ که در سورهٴ مبارکهٴ «مؤمنون» است چون سورهٴ مبارکهٴ «مؤمنون» در مکه نازل شده یک, و زکات فقهی در مدینه آمده دو, بنابراین این ﴿وَالَّذِینَ هُمْ لِلزَّکَاةِ فَاعِلُونَ﴾ نمی‌تواند زکاتِ فقهی باشد حالا یا زکات مستحب است یا تزکیهٴ نفوس این ﴿یُزَکِّیهِمْ﴾ که در قرآن هست یا ﴿قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّاهَا﴾ یا ﴿قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَکَّی﴾ اینها مربوط به تزکیهٴ نفس است این در عین حال که احتمال زکات نفس می‌دهد اما چون در کنار صلات است و در بسیاری از موارد زکاتِ فقهی و مالی در کنار نماز ذکر شده این ﴿أَوْصَانِی بِالصَّلاَةِ وَالزَّکَاةِ مَادُمْتُ حَیّاً﴾ ظاهراً ناظر به زکاتِ مالی است.
پرسش:...
پاسخ: بله, همهٴ مکلّفین مأمور هستند در بحث روز چهارشنبه اشاره شد که منظور این نیست که من تا زنده‌ام مکلّف به نماز و روزه‌ام خب همهٴ ما همین طوریم تا زنده‌ایم مکلّف به نماز و روزه‌ایم ولی منظور آن است که مادام الحیاة من باید نماز بخوانم نه اینکه نماز پنج وقت باید بخوانم این همان روایتی که مرحوم صاحب وسائل نقل کرده اگر کسی دائماً به یاد خدای سبحان باشد شبانه‌روز در حال نماز است اگر در آن روایتی که صاحب وسائل دارد حضرت فرمود اگر کسی دائماً به یاد خدا باشد به منزلهٴ صلات است همین است که گفتند «خوشا آنان که دائم در نمازند» وگرنه انسان که دائماً نماز نمی‌خواند که وجود مبارک عیسی مأمور شد که دائماً به یاد ذات اقدس الهی باشد که بحثش روز چهارشنبه گذشت اما الآن نکتهٴ ادبی این است که گاهی عطف مفرد بر مفرد است, گاهی عطف جمله بر جمله فرمود: ﴿آتَانِیَ الْکِتَابَ﴾ جمله است, ﴿وَجَعَلَنِی نَبِیّاً﴾ عطف جمله بر جمله است, ﴿وَجَعَلَنِی مُبَارَکاً أَیْنَ مَا کُنتُ﴾ عطف جمله بر جمله است ﴿وَأَوْصَانِی بِالصَّلاَةِ وَالزَّکَاةِ مَادُمْتُ حَیّاً﴾ عطف جمله بر جمله است, ﴿وَبَرّاً بِوَالِدَتِی﴾ عطف مفرد بر مفرد است یعنی ﴿وَجَعَلَنِی مُبَارَکاً أَیْنَ مَا کُنتُ﴾ یک, «وجعلنی برّاً بوالدتی» این دو, این عطف مفرد بر مفرد است باز عطف جمله بر جمله شروع شده است فرمود: ﴿وَلَمْ یَجْعَلْنِی جَبَّاراً شَقِیّاً﴾.
مطلب دیگر اینکه این جعلی که خدای سبحان قرار داد یا از سِرشت و سرنوشت وجود مبارک عیسی در لوح محفوظ و عالَم قضا خبر می‌دهد یا نه, چون مستقبل محقّق‌الوقوع است از او به فعل ماضی یاد شده است یعنی این توفیق را من دارم در آینده که تا زنده‌ام این کار را انجام بدهم.
مطلب بعدی آن است که برخی توهّم بی‌نیازی از نماز را داشتند گفتند ﴿وَاعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّی یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ﴾ انسان وقتی به مقام یقین رسید دیگر نیازی به عبادت ندارد ـ معاذ الله ـ خب این همیشه بود برای افراد متوهّم و متخیّل اما دربارهٴ احسان به پدر و مادر و دربارهٴ پرهیز از ظلم کسی این توهّم را نکرده که اگر کسی به مقام یقین رسید دیگر تکلیفی ندارد نسبت به پدر و مادر احسان بکند تکلیفی ندارد نسبت به جامعه عادل باشد این توهّم پیدا نشده اصلاً لذا در مسئلهٴ زکات و صلات تقیید شده به ﴿مَادُمْتُ حَیّاً﴾ اما در مسئلهٴ ﴿بَرّاً بِوَالِدَتِی وَلَمْ یَجْعَلْنِی جَبَّاراً شَقِیّاً﴾ مقیّد نشده برای اینکه این جای توهّم نبود.
پرسش: حاج آقا این بلاواسطه بودن خصوصیت امر نیست. اینکه وصیت به نماز و زکات بلاواسطه از خود خدا به حضرت عیسی(علیه السلام) بوده.
پاسخ: بله دیگر, چون نبیّ همین است دیگر دیگران به وسیلهٴ نبیّ به صلات و زکات امر می‌شوند ولی انبیا که دیگر به وسیلهٴ نبیّ دیگر که امر نمی‌شوند که به وسیلهٴ خود ذات اقدس الهی است دیگر به پیامبران بلاواسطه امر می‌کند به افراد عادی‌ مع‌الواسطه خب, ﴿وَبَرّاً بِوَالِدَتِی وَلَمْ یَجْعَلْنِی جَبَّاراً شَقِیّاً﴾ مطلب دیگر اینکه این ﴿وَالسَّلاَمُ﴾ اگر جنسِ سلام شد وقتی گفته شد سلام بر من یعنی هر کس مثل من هست و راه مرا دارد چون جنسِ سلام بر انسانِ کامل هست و طبق دو آیه‌ای که در سورهٴ مبارکهٴ «احزاب» روز چهارشنبه قرائت شد خداوند نسبت به مؤمنان صلوات می‌فرستد نسبت به انبیا صلوات می‌فرستد دیگران را هم دستور می‌دهد که نسبت به انبیا تسلیم باشند و تصلیه داشته باشند ﴿هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْکُمْ وَمَلاَئِکَتُهُ لِیُخْرِجَکُم مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ﴾ معلوم می‌شود مؤمنین مورد صلوات خدایند چه اینکه مورد صلوات فرشته‌ها هم هستند ﴿الَّذِینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلاَئِکَةُ طَیِّبِینَ یَقُولُونَ سَلاَمٌ عَلَیْکُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِمَا کُنتُم تَعْمَلُونَ﴾ فرشته با سلام و صلوات می‌آیند روح مؤمن را قبض می‌کنند با این جلال و شکوه می‌آیند پس سلام و صلوات آن قلّهٴ رفعیش برای انبیا و اولیاست آن مراحل میانی و نازله‌اش شامل حال مؤمنین می‌شود جنس اینها زیر پوشش ﴿السَّلاَمُ﴾ است وقتی وجود مبارک عیسی می‌فرماید: ﴿وَالسَّلاَمُ عَلَیَّ﴾ یعنی بر من نه چون عیسی‌بن‌مریم‌ هستم از آن جهت که انسانِ معصومم, از آن جهت که نبیّ‌ام, از آن جهت که همراهانی دارم, از آن جهت که پیروانی دارم سلام بر من, آن وقت این گونه از کلمات گرچه مفهوم ندارد ولی چون در مقام تحدید است مفهوم دارد یعنی «والسلام علیَّ و اللعن علی مخالفی والعذاب علی مخالفی» این تصریح که در فرمایشات موسای کلیم آمده است به دو منطوق در سخنان وجود مبارک عیسای مسیح با مفهوم و منطوق آمده در سورهٴ مبارکهٴ «طه» همین مطلب به صورت منطوق در دو آیهٴ جداگانه آمده وقتی وجود مبارک موسای کلیم گفتگوی خود را با فرعون ادامه می‌دهد در آیهٴ 47 به این صورت می‌فرماید: ﴿وَالسَّلاَمُ عَلَی مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَی﴾ این ﴿وَالسَّلاَمُ﴾ چون در مقام تحدید است اگر جنس سلام نصیب پیروان هدایت می‌شود خب کسانی که پیروان هدایت نیستند گرفتار ضلالت‌اند هیچ سهمی از سلام ندارند دیگر برای اینکه کلّ سلام و جنس سلام برای مهتدیان است قهراً برای آنها عذاب می‌ماند. همین مفهوم در آیهٴ بعد به صورت منطوق تصریح شده ﴿وَالسَّلاَمُ عَلَی مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَی﴾ آیهٴ 47 ﴿إِنَّا قَدْ أُوحِیَ إِلَیْنَا أَنَّ الْعَذَابَ عَلَی مَن کَذَّبَ وَتَوَلَّی﴾ آیهٴ 48 در آنجا با دو منطوق این مسئله تبیین شد ولی در محلّ بحث با یک مفهوم و یک منطوق تبیین شد وقتی وجود مبارک عیسی می‌فرماید: ﴿وَالسَّلاَمُ عَلَیَّ﴾ یعنی «و العذاب علی مخالفی و معاندی و منکری» و مانند آن, ﴿وَالسَّلاَمُ عَلَیَّ یَوْمَ وُلِدتُّ وَیَوْمَ أَمُوتُ وَیَوْمَ أُبْعَثُ حَیّاً﴾ در پایان بحث روز چهارشنبه این جمله اشاره شد که یهودیها همین صهیونیستها و اسرائیلیها به این سه مقطع حساس بودند اهانت کردند در مسئلهٴ میلاد گفتند ـ معاذ الله ـ او مأهورانه به دنیا آمده است, در مسئلهٴ مرگ هم گفتند که او به صلیب کشیده شده, در قیامت هم ـ معاذ الله ـ معتقدند او چون تورات را نپذیرفته و دین یهود را قبول نکرده معذّب است این سه تعبیر که ﴿وَالسَّلاَمُ عَلَیَّ یَوْمَ وُلِدتُّ وَیَوْمَ أَمُوتُ وَیَوْمَ أُبْعَثُ حَیّاً﴾ ضمن تطهیر و تنزیه وجود مبارک عیسی(سلام الله علیه) ردّ توهّمات و تهمتهای آنها هم هست.
پرسش: حاج آقا این عهد الله اسناد به حضرت عیسی باشد اما بقیه تفضّلات الهی انیّت و عبودیّت عیسی نسبت به تفضّلات بعدی.
پاسخ: اوّلین وظیفه این است که انسان اقرار بکند دیگر در الست چه کار کردند, در الست همین ﴿أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ قَالُوا بَلَی﴾ این ﴿بَلَیٰ﴾ را خود انسان باید بگوید وقتی انسان ﴿بَلَیٰ﴾ گفت آن‌گاه ذات اقدس الهی نعمتهای خود, کرامتهای خود را نسبت به ایشان ارزانی می‌دارد, خب.
فرمود: ﴿وَالسَّلاَمُ عَلَیَّ یَوْمَ وُلِدتُّ وَیَوْمَ أَمُوتُ وَیَوْمَ أُبْعَثُ حَیّاً﴾ در جریان وجود مبارک یحیی(سلام الله علیه) این احتمال بود که آیهٴ پانزده همین سوره ﴿وَسَلاَمٌ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ﴾ این یکی, ﴿وَیَوْمَ یَمُوتُ وَیَوْمَ یُبْعَثُ حَیّاً﴾ که این ﴿حَیّاً﴾ هم برای ﴿یَمُوتُ﴾ باشد هم برای ﴿یُبْعَثُ﴾ بعضیها مُرده می‌میرند بعضیها زنده می‌میرند این مرگِ بدنی برای همه است اما دربارهٴ شهید فرمود او زنده می‌میرد نه مُرده بمیرد ﴿وَلاَ تَقُولُوا لِمَن یُقْتَلْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتٌ﴾ یک, ﴿لاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتاً﴾ دو چرا, برای اینکه مُرده آن است که از جایی خبر نداشته باشد او که از همه جا باخبر است او خبر دارد چه کسی راهیِ راه اوست, او خبر دارد که چقدر راه او را طی کردند, او خبر دارد که اصلِ اطلاق نزد خداست, او خبر دارد که اگر از خدا مژده بخواهند مژده می‌دهند مستقیماً از خدا بشارت طلب می‌کند ﴿وَیَسْتَبْشِرُونَ﴾ فعلِ مضارع دلالت بر استمرار, شهدا مرتّب به خدا عرض می‌کنند خدایا مژده بده اینهایی که سنگردار بودند الآن کجا هستند خب این حیات است دیگر «یَستبشِرُ», «یَستبشِرُ», «یَستبشِرُ» یعنی «یَطلب البشارة من الله سبحانه و تعالیٰ» نسبت به چه کسی, به ﴿الَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِم﴾ که قبلاً گذشت این ﴿الَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِم﴾ عدم مَلکه است آنها که راه نیافتند که نمی‌گویند هنوز نرسیدند که آنها که در گاراژ پارک کردند در پارکینگ پارک کردند نمی‌گویند هنوز نرسید می‌گویند هنوز راه نیفتاد اما این ﴿الَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِم﴾ یعنی کسانی که راهیان راه شهدا هستند راه افتادند الآن وضعشان روشن نیست کجا هستند شهدا از ذات اقدس الهی سؤال می‌کنند بشارت ما را بده اینها کجا هستند الآن, ﴿یَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِم﴾ نه به «الذین لم یتحرّکوا» خب این حیات است دیگر پس شهید زنده می‌میرد دیگران مُرده می‌میرند چون وجود مبارک یحیی(سلام الله علیه) شهید شد احتمال اینکه این ﴿حَیّاً﴾ هم به ﴿یَمُوتُ﴾ برگردد هم به ﴿یُبْعَثُ﴾ برگردد هست بعضیها اصلاً خبر ندارند ﴿مَنْ بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا هذَا﴾ چه کسی ما را آورده اینجا کجا هستیم ما, اما یک عده می‌فهمند که مبعوث شدند.
پرسش: اهل عالم که زنده باشند باید اطلاع داشته باشند دیگر قرآن می‌خواهند چه کنند؟
پاسخ: الآن ما هم زنده‌ایم از بعضی از امور مطّلعیم از بعضی از امور بی‌خبریم.
پرسش: اهل عالم اطلاق دارند که.
پاسخ: نه خب همه‌شان که یکسان نیستند که الآن در این عالَم انبیا هم زنده‌اند, اولیا هم زنده‌اند, ما هم زنده‌ایم اما فاصله خیلی است آنها از خیلی چیز باخبرند ما از آنها سؤال می‌کنیم جریان نوح چه بود, جریان ابراهیم چه بود الآن از وجود مبارک پیغمبر سؤال می‌کنیم جریان مریم چه بود ایشان می‌فرماید خدا فرمود: ﴿وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ مَرْیَمَ﴾ جریانش این است ما هم زنده‌ایم آنها هم زنده‌اند منتها از آنها خبر می‌گیریم که جریان چیست در برزخ هم همین طور است در صحنهٴ قیامت همین طور است در بهشت هم همین طور است سیدناالاستاد مرحوم علامه طباطبایی از استادشان از مرحوم آقا شیخ محمدحسین اصفهانی(رضوان الله علیهم اجمعین) نقل می‌کردند که وجود مبارک سیّدالشهداء(سلام الله علیه) سالی یک بار برای اهل بهشت تجلّی می‌کند این طور نیست که هر وقت هر کسی خواست خدمت حضرت برسد این غُرف مبنیه یکسان نیست این درجات یکسان نیست این طور است خب پس زنده‌بودن معنایش این نیست که از همه چیز باخبر باشند که آنها زنده‌اند و مُستخبِر لذا وجود مبارک یحیی زنده وارد آن عالَم شد زنده از آن عالَم وارد قیامت کبرا می‌شود دربارهٴ حضرت عیسی(سلام الله علیه) که شهید نشد هم بشرح ایضاً برای اینکه این روایت را فریقین از وجود مبارک پیغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نقل کردند که در روز قیامت خونهای شهدا را با مرکّب علما می‌سنجند «فتوزن دماء الشهداء مع مِداد العلماء فیرجح مداد العلماء علی دماء الشهداء» مرکّب عالِمان دین چون شهیدپرور است از دِمای شهدا بالاتر است بعضیها هستند که وزن و موزون را با هم دارند خون شهدا را با مرکّب علما می‌سنجند بعضی از علما هستند که هم خون آوردند هم مرکّب مثل شهیدین که این ایام, ایام بزرگداشت این ذوات مقدس است اینها با یک دست خون آوردند که وزن است, با یک دست موزون آوردند که مرکّب است هر دو را با هم آوردند شهدای محراب این طور است, شهدای روحانیت این طور است, شهدای طلبه‌ها که هر کسی در حدّ خودش به این انقلاب خدمت کرده این طور است اینها با یک دست وزن آوردند با یک دست موزون آوردند هر دو را آوردند تا خدا کدام را بهتر بپذیرد خب, وجود مبارک عیسی هم همین طور است دیگر, اگر انبیای الهی مرکّبات آنها بیش از دِمای شهدا می‌ارزد می‌شود گفت که «والسلام علیّ یوم أموت حیّاً, یوم اُبعث حیّاً» این «حیّاً» می‌تواند حال باشد برای هر دو جمله.
مطلب بعدی آن است که حالا دربارهٴ عالَم مثال چون یک آیه بود بحث کمی شده ممکن است در تدوین تسنیم جبران بشود یا اگر مناسبتهایی پیش آمد دربارهٴ عالَم مثال بحث بشود چون عالم مثال هم مورد علاقهٴ همهٴ ماست و هم محلّ ابتلای عملی ماست نه تنها علمیِ ما که ما بفهمیم عالم مثال چه خبر است چون همهٴ ما با عالم مثال کار داریم بالأخره باید برویم آنجا آدم اگر بداند آنجا چه خبر است وسایلش هم فراهم می‌کند دیگر خب حالا ان‌شاءالله ممکن است به مناسبتهایی از عالم مثال بحث بشود.
مطلب دیگر اینکه, اینکه فرمود: ﴿إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتَانِیَ الْکِتَابَ﴾ تا به اینجا رسیدیم.
پرسش: استاد عذر می‌خواهم در مورد حضرت عیسی(علیه السلام) شما فرمودید که ﴿وَالسَّلاَمُ عَلَیَّ﴾ این دارد سه مقطع که یهودیّت به ایشان اتهام زدند قبلاً دربارهٴ حضرت یحیی(سلام الله علیه) هم این سه مقطع آمده آنها چه تعبیری می‌خواستند بکنند؟
پاسخ: آنها دربارهٴ او این دو نکته دارد آن حالا لازم نیست دو نکته داشته باشد هر جا که گفته شد ﴿وَالسَّلاَمُ عَلَیَّ﴾ معنایش نیست که سه نکته در آنجا هست این انبیا هم همین طورند همهٴ انبیای الهی این طورند منتها بحث در اظهار تأسف بود که یهودیها نسبت به این سه مقطع بدرفتاری کردند وگرنه همهٴ انبیا نسبت به این سه مقطع همهٴ اولیا این طور است وقتی وجود مبارک امام کاظم به دنیا می‌آید امام صادق می‌فرماید: «أعظم برکة علی شیعتنا منه» به دنیا آمده سایر ائمه هم همین طورند منتها حالا در جریان حضرت عیسی این سه جنایت را آنها کردند دربارهٴ ائمه دیگر نکردند معنایش این نیست که هر جا این سه جمله شد سه خطر هم باید باشد, خب.
پرسش: آن وقت این ﴿السَّلامُ﴾ تهیّت است فقط؟
پاسخ: نه یعنی من سالماً به دنیا آمدم من مظهر خدایی هستم که ﴿السَّلاَمُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ﴾ است طهارت مؤمن را با ﴿السَّلاَمُ﴾ تأیید کرده.
پرسش: دربارهٴ حضرت یحیی هم همین است.
پاسخ: بله خب دیگر اینها با سلامت به دنیا آمدند چون نمی‌شود گفت که حالا پدر که پیر بود مادر آن وقتی هم که جوان بود عقیم بود حالا که پیرزن است نازاست.
پرسش: حضرت‌عالی فرمودید دربارهٴ ﴿وَالسَّلاَمُ عَلَی مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَی﴾ اینجا فرمودید دارد رفع عذاب می‌کند.
پاسخ: نه رفع عذاب می‌کند منطوقش این است مفهومش رفع عذاب است گاهی منطوق و مفهوم جدای هم ذکر می‌شوند نظیر آیات سورهٴ مبارکهٴ «طه» گاهی مفهوم و منطوق یکجا ذکر می‌شود نظیر آیات محلّ بحث که فرمود: ﴿وَالسَّلاَمُ عَلَیَّ﴾ یعنی تمام سلام برای من است من که می‌گوید نه یعنی شخص عیسی یعنی کسی که در این مسیر است اهل نبوّت است, اهل عبادت است که اول از ﴿إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ﴾ شروع شده, خب. ﴿ذلِکَ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ﴾ این همه اختلافاتی که یهودیها با هم دارند, مسیحیها با هم دارند, یهودیها و مسیحیها با هم دارند همهٴ اینها را باید شست و کنار گذاشت خود عیسی(سلام الله علیه) خودش را معرفی کرده شناسنامهٴ او این است ﴿ذلِکَ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ قَوْلَ الْحَقِّ﴾ که می‌شود مفعول مطلق برای «قالَ»، «قال قول الحق» خودش را این طور معرفی کرده از عبودیّت خود شروع کرده، از نبوّت و دریافت انجیل شروع کرده از سلام مقاطع سه‌گانه شروع کرده و مانند آن ﴿ذلِکَ﴾ حالا ذات اقدس الهی این دو جمله را به عنوان جملهٴ معترضه دارد بیان می‌کند ﴿ذلِکَ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِی فِیهِ یَمْتَرُونَ﴾ آنها که اهل مِریه و شک‌اند چه یهودیها با هم، چه مسیحیها با هم، چه یهودیها و مسیحیها با هم اینها مِریه باطل دارند قول حق همین است که خود عیسی(سلام الله علیه) خودش را معرفی کرده بعد می‌فرماید: ﴿مَا کَانَ لِلَّهِ أَن یَتَّخِذَ مِن وَلَدٍ﴾ برای خدا محال است که فرزند داشته باشد فرزندداشتن برای خدا نه اینکه قبیح باشد محال است حقیقتی که هویّت محضه است، غنیّ محض است احدی همتای او نیست «لم یتّخذ صَاحِبَةً وَلاَ وَلَداً» کسی با او نیست هر که هست مخلوق اوست و هر که هست مادون است فرزندداری برای او فرض ندارد ﴿مَا کَانَ لِلَّهِ أَن یَتَّخِذَ مِن وَلَدٍ سُبْحَانَهُ﴾ او منزّه از هر نقص است، منزّه از تماس است، منزّه از تماثل است، منزّه از نکاح است اینها صفات نقص است در اینجا نقص وجود ندارد. این حرفها در سورهٴ مبارکهٴ «بقره» یک مقدار بازتر بحث شد در سورهٴ مبارکهٴ «بقره» به این صورت آمده است که خدای سبحان منزّه از آن است که آیهٴ 116 سورهٴ مبارکهٴ «بقره» این بود ﴿وَقَالُوا اتَّخَذَ اللّهُ وَلَداً سُبْحَانَهُ بَلْ لَهُ مَا فِی السَّمَاواتِ وَالْأَرْضِ کُلٌّ لَهُ قَانِتُونَ﴾ آنجا این بحث نزاهت خدای سبحان از اینکه والد و ولد باشد بیان شده ﴿مَا کَانَ لِلَّهِ أَن یَتَّخِذَ مِن وَلَدٍ سُبْحَانَهُ﴾ این ﴿سُبْحَانَهُ﴾, تعالیِ او چیست؟ دوتا برهان دارد یکی او منزّه از هر نقص است جسم بودن نقص است، همسر داشتن نقص است، نیاز داشته باشد که کارش را فرزند او انجام بدهد نقص است اینها نقص است بعد او هر کس را بخواهد بیافریند یا هر چیزی را بخواهد بیافریند با اراده کار می‌کند ﴿إِذَا قَضَی أَمْراً فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُن فَیَکُونُ﴾ دوتا بیان نورانی از حضرت امیر(سلام الله علیه) قبلاً نقل شد که ذات اقدس الهی «فَاعِلٌ لا بِمَعْنَی الْحَرَکاتِ» او کار را با دست و ابزار انجام نمی‌دهد با اراده انجام می‌دهد و ارادهٴ او هم به این است که ﴿إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئاً أَن یَقُولَ لَهُ کُن فَیَکُونُ﴾ این یک بحث بود در نهج‌البلاغه که خوانده شد، یکی هم کلامِ حضرت را معنا کرد در یک خطبهٴ دیگر فرمود: «لاَ بِصَوْتٍ یَقْرَعُ وَ لاَ بِنِدَاءٍ یُسْمَعُ وَ إِنَّما کَلامُهُ سُبْحَانَهُ فِعْلٌ مِنْهُ أَنْشَأَهُ» فرمود حرفِ حق باری‌تعالیٰ نظیر حرف دیگران نیست نظیر صوت نیست، نظیر قَلع و قَم نیست به گوش بخورد کارِ خدا فعلِ خداست، حرفِ خدا فعل خداست سراسر عالَم کلمات الهی‌اند، افعال الهی‌اند «إنّما قوله فعله» کلمهٴ خدا، کتاب خدا سراسر عالَم هست این‌چنین نیست که ذات اقدس الهی بگوید «کن» لفظی داشته باشد بعد آن شیء بشود «یکون» «لاَ بِصَوْتٍ یَقْرَعُ وَ لاَ بِنِدَاءٍ یُسْمَعُ وَ إِنَّما کَلامُهُ سُبْحَانَهُ فِعْلٌ مِنْهُ أَنْشَأَهُ» اینجا هم فرمود: ﴿إِذَا قَضَی أَمْراً فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُن فَیَکُونُ﴾ این دو آیه جملهٴ معترضه است. اصل بحث این بود ﴿قَالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتَانِیَ الْکِتَابَ وَجَعَلَنِی نَبِیّاً﴾ این جمله‌ها را فرمود ﴿وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّی وَرَبُّکُمْ﴾ یعنی «قال إنّ الله ربّی» که عطف است بر آ‌ن جمله‌های قبلی اینها مَقول حضرت عیسی(سلام الله علیه) است ﴿وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّی وَرَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذا صِرَاطٌ مُّسْتَقِیمٌ﴾ این بیان نورانی در سورهٴ مبارکهٴ «آل‌عمران» هم از وجود مبارک حضرت عیسی نقل شده است که سورهٴ مبارکهٴ «آل‌عمران» از آیهٴ 44 به بعد این است ﴿إِذْ قَالَتِ الْمَلاَئِکَةُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللّهَ یُبَشِّرُکِ بِکَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِیحُ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ﴾ از آیهٴ 44 شروع می‌شود تا آنکه وجود مبارک عیسی کلمات خودشان را دارند بعد از اینکه فرمود: ﴿أَنِّی أَخْلُقُ لَکُم مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَةِ الطَّیْرِ فَأَنْفُخُ فِیهِ فَیَکُونُ طَیْراً بِإِذْنِ اللّهِ﴾ بعد در آیهٴ بعد ﴿وَمُصَدِّقاً لِمَا بَیْنَ یَدَیَّ﴾ در آیهٴ 51 می‌فرماید: ﴿إِنَّ اللّهَ رَبِّی وَرَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ هذَا صِرَاطٌ مُستَقِیمٌ﴾ راه مستقیم این است که من بردهٴ اویم شما بندهٴ او باشید، او معبود من است معبود شما باشد این جمله که فرمود: ﴿إِنَّ اللّهَ رَبِّی وَرَبُّکُمْ﴾ تتمّهٴ بیانات نورانی وجود مبارک عیسی‌بن‌مریم است که از ﴿إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ﴾ شروع شده و به ﴿وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّی وَرَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذا صِرَاطٌ مُّسْتَقِیمٌ﴾ ختم شد.
«و الحمد لله ربّ العالمین»

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 33:45

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخنرانی مذهبی