display result search
منو
بندگی خدای متعال تنها راه رسیدن به عزت

بندگی خدای متعال تنها راه رسیدن به عزت

  • 1 تعداد قطعات
  • 64 دقیقه مدت قطعه
  • 234 دریافت شده
سخنرانی آیت الله سید محمدمهدی میرباقری با موضوع "بندگی خدای متعال تنها راه رسیدن به عزت"، سال 1398


خدای متعال در مقابل وجود مقدس نبی اکرم و اهل بیت علیهم السلام از ما خواسته است که از ایشان اطاعت بکنیم «مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ»(نساء/80) «أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ»(نساء/59) و از ما خواسته است که هیچ وقت جلوتر از حضرت حرکت نکنیم «لا تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ»(حجرات/1) ما نباید از برنامه های با عظمت حضرت جلو بیفتیم. «لا تَرْفَعُوا أَصْواتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ» این آیه یعنی هیچ صدایی نباید در امت اسلامی بالاتر از صدای حضرت باشد. «إِنَّ الَّذینَ یَغُضُّونَ أَصْواتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ أُولئِکَ الَّذینَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوى » کسانی که صدای خود را در مقابل رسول الله خاشع می کنند، کسانی هستند که خدای متعال قلبشان را به مرحله تقوا رسانده است. بنابراین تا وقتی که انسان به مرحله تقوای در قلب نرسد، غض صوت در مقابل حضرت پیدا نمی کند. البته منظور آیه صرفا آرام حرف زدن نیست؛ این که ادب ظاهری است و خیلی ها بلدند. کسانی که غض صوت دارند حقیقتا در مقابل رسول خدا حرف مخالف نمی زنند. مصداق تام «الَّذینَ یَغُضُّونَ أَصْواتَهُمْ» هم امیرالمؤمنین علیه السلام هستند. خدای متعال از ما خواسته است که در مقابل حضرت تسلیم محض باشیم، از ایشان تبعیت کنیم و با حضرت راه برویم «اتَّقُوا اللَّهَ وَ کُونُوا مَعَ الصَّادِقین »(توبه/119) تقوای الهی اقتضاء می کند که از امام جلو نیافتیم. چیزی که دشوارتر است این است که انسان تسلیم محض باشد. «فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّى یُحَکِّمُوکَ فیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ»)نساء/65 انسان به مرحله کمال ایمان نمی رسد مگر این که اگر اختلافی بود حضرت را حکم قرار بدهد و در دلش احساس دلتنگی نکند.

آدم باید عبد مطلق باشد و به جایی برسد که چیزی در دلش نگذرد الا چیزی که خدای متعال می خواهد. بالا تر از مقام تسلیم، مقام رضا و رضوان است؛ یعنی هر چه خدای متعال می پسندد، او هم بپسندد و اصلا پسندیدنش تابع پسندیدن خدای متعال باشد و هر چه را که خدای متعال می خواهد، زیبا ببیند. تسلیم بودن با اختیار انسان سازگار است؟ تلقی این آقایان این است که امر ما بین این که خدا باشیم یا بنده باشیم دائر است. بله؛ اگر امر ما دائر بود بین خدایی و بندگی، قطعا خدایی از بندگی خیلی بهتر است، ولی هیچ کس خدا نمی شود. حضرت حق عزیز مطلق است، غنی مطلق است و مطلقا به هیچ کسی تکیه ندارد و قدرت مطلق دارد؛ ما به اینجا نخواهیم رسید. اگر امر ما دائر بود بین این که یا خدا باشیم یا مخلوق، حتما خدا بودن را انتخاب می کردیم، ولی این شدنی نیست. پس ما مخلوقیم و چون مخلوقیم مضطر هم هستیم. ما چه بخواهیم چه نخواهیم ضعف داریم. همین آقایی که ادعا می کند تسلیم بودن در برابر خدا با عزت نفس نمی سازد، اگر چهل و هشت ساعت غذا گیرش نیاید به هر کس و ناکسی رو می اندازد و دیگر از عزت نفس دم نمی زند. ما گرسنه می شویم، تشنه می شویم، خسته می شویم. اگر همین انسان چند شب خوابش نبرد، آن وقت معلوم می شود که به چه کار هایی متوسل می شود تا خوابش ببرد.

هر چه مشیت خدای متعال باشد انجام می دهد؛ اوست که هرچه خودش اراده می کند انجام می دهد چون عزیز است و تحت فرمان هیچ کسی نیست و کسی بر خدای متعال حکم رانی نمی کند که خدای متعال ملاحظه او را بکند. کبریا و عزت فقط از آن خدای متعال است. بعضی ها توهم برشان می دارد و خیال می کنند که در این عالم کبریایی دارند، ملک و ملکی دارند ولی ملک آسمان ها از آن خداست. ما باید توهم ها را بگذاریم کنار؛ ما خدا نیستیم ما مخلوقیم. بنابراین فرق موحد با غیر موحد در این نیست که او عبد است و این یکی خداست؟ خیر، آن کسی هم که عبد خدا نیست عبد است؛ منتها عبد کس دیگری است، اگر کسی از دایره عبودیت خدا بیرون بیاید، شیطان او را عبد خودش می کند. عبد شدن آسان نیست. اصلا خدای متعال این بساط را به پا کرده و عالم را تزیین کرده تا ما را امتحان کند و ما باید از این وادی عبور کنیم. آن هایی که درست راه می روند به عبد بودن می رسند. الان ببینید ابراهیم خلیل عزیز است یا آن هایی که از نمرود می ترسیدند؟ موسای کلیم عزیز است یا فرعون؟ پیداست چه کسی عزیز است؛ موسای کلیم عبد خداست و مقابل فرعون می ایستد و هیچ احساس خوف و خطری هم نمی کند.

انسان تا وقتی که به امام نرسیده باشد در تاریکی و ضلال است. امام نور الله است و با امام است که عالم روشن می شود؛ وقتی عالم برای انسان روشن بشود به اینجا می رسد که به درون خودش که نگاه می کند آیات الله می بیند؛ همین آدمی که تا حالا فقط خودش را می دید و می گفت این من هستم، خدا کجاست، حالا هیچ چیز دیگری جز خدا را نمی بینند. تمام عالم برای این شخص می شوند آیات خدا. انسان وقتی به اینجا برسد فقط به خدا تکیه می کند و فقط از او می خواهد و فقط او را دوست می دارد و عزتی پیدا می کند که اگر همه کائنات را هم به او بدهی یا از او بگیری تکان نمی خورد و نگاهش فقط به دست خداست و کارش مسابقه در حرکت به سمت خداست.
ما دنبال عزت خدایی نیستیم و معنی هم ندارد مخلوق دنبال این عزت باشد. اصلا همین که انسان دنبال آن عزت باشد باعث سقوطش می شود؛ سقوط شیطان هم از همین جا بود. به تعبیر امیرالمؤمنین در خطبه قاصعه، تمام امتحان ما همین است که ما در مقابل کبریا و عزت الهی تواضع و خشوع می کنیم یا نمی کنیم. این تواضع و خشوع در برابر خدای متعال است که ما را به عزت می رساند. از یک جهت مخلوق در مقابل خدای متعال هیچ عزتی ندارد؛ یعنی اگر من بخواهم کاری کنم که اراده خدا در من جاری نشود نمی توانم. ما هر کاری بکنیم مخلوق خدای متعال هستیم و تمام مقامات وجودی ما تحت اشراف حضرت حق و تحت تصرف اوست. اما اگر همین مخلوق به مقام معرفت و عبودیت برسد به عزت می رسد. انسانی که عبد بشود به عزتی می رسد که تمام کائنات در برابر او به حساب نمی آیند. ولی اگر به خدا تکیه نکرد، آن وقت از همه کائنات می ترسد و کل نظام کیهانی عامل خوف او می شوند. فقط انسانی که به طرف حضرت حق برود از دنیا مستغنی می شود و عزت پیدا می کند. اگر کسی بنده خدا باشد اکرام می شود. حالا اگر ما عبد این خدا نباشیم و عبد دیگران باشیم، اکرام نمی شویم چون دیگران کریم نیستند. اگر زیر دست فراعنه تاریخ بیافتیم، اکرام نمی شویم چون آن ها کریم نیستند. این هایی که دم از کرامت و حقوق بشر می زنند، جز دروغ چیزی نمی گویند؛ چون این ها خودشان کریم نیستند که بتوانند با دیگران کریمانه برخورد بکنند. پس تنها راه کرامت، عبودیت است. اگر عبد بشوی دیگر تحت تأثیر دیگران قرار نمی گیری. اگر شیطان همه عالم را در مقابل بنده خدا تزیین بدهد، ذره ای نمی تواند او را جا به جا کند. بنابراین عزت تنها برای خداست و اگر کسی می خواهد عزیز بشود باید به خدا تکیه کند. بنابراین کسی عزیز می شود که تحت ولایت حضرت باشد. عزت از ناحیه خدای متعال به رسول می رسد و از رسول به مؤمنین می رسد و هیچ کسی در این دنیا غیر از این سه گروه عزت ندارد. درست است که خیلی ها ادعای عزت و آزادی و کرامت نفس می کنند ولی پایش که می افتد معلوم می شود که چه کاره اند. این هایی که در جنگ جهانی دوم سر تسخیر دنیا با هم جنگیدند و دست کم صد و پنجاه میلیون آدم را کشتند، کریم اند؟ حالا همین ها که ادعای حقوق بشر می کنند برای ما کراوات و ادکلن می زنند و می آیند پشت دوربین بحث از خدا و پیامبر می کنند.

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 64:56

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخنرانی مذهبی