display result search
منو
تفسیر آیه 32 سوره رعد _ بخش اول

تفسیر آیه 32 سوره رعد _ بخش اول

  • 1 تعداد قطعات
  • 33 دقیقه مدت قطعه
  • 12 دریافت شده
درس آیت الله جوادی آملی با موضوع تفسیر آیه 32 سوره رعد _ بخش اول
- از طرف خداوند خلف وعده محال است
- خلف وعید ممکن است از ناحیه عفو خداوند باشد
- وعده و وعید
- دشمنی لجوج

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحِیمِ
﴿وَلقَدِ استُهزِئَ بِرُسُلٍ مِن قَبلِکَ فَأملَیتُ لِلّذِینَ کَفرُوا ثُمَّ أخَذتُهُم فَکیفَ کَانَ عِقَابِ﴾( )
قرآن کریم بعد از اینکه با براهین اصول و کلیات معارف را تبیین فرمود برخوردهایی که کفار و منافقین در برابر انبیای عظام مخصوصاً خاتم انبیاء (علیهم السلام) داشتند بیان می کند و می فرماید آنها با سرسختی در برابر وحی مقاومت می کنند ولی همواره حادثه های کوبنده به نام قارعه به اینها می رسد مصیبتی کوبنده دامنگیرشان می شود که ﴿وَلاَ یَزالُ الّذِینَ کَفَرُوا تُصِیبُهُم بِمَا صَنعُوا قَارِعةٌ أو تَحُلُّ قَرِیباً مِن دَارِهِم﴾( )، یا به خودشان می رسد یا به منطقه زیستی اینها نزدیک می شود که اینها هراسناک باشند اینها زمینه و مقدمه است برای آن عذاب الهی ﴿حَتَّی یَأتِىَ وَعدُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لاَ یُخلِفُ المِیعَادَ﴾( )، میعاد به عرض رسید که اگر اسم مکان یا اسم زمان از وعد است این وعده اگر درباره نیکی و فضیلت و مسرّت باشد همان وعده نامیده می شود و اگر خطر باشد وعید نامیده می شود که وعده و وعید هر دو از یک باب هستند خُلف وعده محال است چون قبیح است امّا خلف وعید ممکن است با عفو از آن شخص یا گروهی که مورد تهدید هستند صرف نظر بشود ولی اگر چنانچه وعیدی نسبت به گروه وعده ای نسبت به گروه دیگر بود آنجا وعید یقیناً عمل می شود خدای سبحان نسبت به کفار و بد اندیشان تهدید کرد وعید داد که من شما را سرکوب می کنم این سرکوب کردن کفّار که به عنوان وعید است محصول وعده ای است که خدای سبحان به مؤمنین داد فرمود : ﴿إن تَنصُروا الله ینصُرکُم﴾( )، گرچه این وعید علی الکفّار است ولی وعدهٴ نسبت به مؤمنین است این گونه از وعیدها که همراه با وعده است یقیناً تخلّف نمی کند آنگاه به دنبالش می فرماید ﴿وَلَقَدِ استُهزِئَ بِرُسُلٍ مِن قَبلِکَ﴾ این لام لام قسم است خدای سبحان هر کند یاد می کند به این امر می فرماید به انبیای پیشین استهزا کردند مسخره کردند آنها همه این استهزاءها را تحمل کردند و من هم استهزاء کننده ها را مهلت دادم تا سرانجام اینها را گرفتم و آنگاه روشن شد که عقاب من چگونه است ﴿وَلَقَدِ استُهزِئَ بِرُسُلٍ مِن قَبلِکَ﴾ تنها نسبت به تو نیست که اینها مسخره کردند معجزه را به سخریه گرفتند هر روز پیشنهاد می دهند که این کوهها را کنار ببر این سرزمینهای سوزان را جای جوشش چشمه ها قرار بده و مانند آن این پیشنهادهای استهزاآمیز تنها نسبت به شما طرح نشد نسبت به انبیای دیگر هم این چنین بود زیرا اینها منظورشان ایمان آوردن که نیست می خواهند به معجزه استهزا کنند یک قدری می گویند این کوهها را کنارتر ببر تا ما اینجا را کشاورزی کنیم وقتی کشتشان تمام شد حالا سخن از ساختن خانه و امثال ذلک است نیازی به مصالح ساختمانی دارند به تو بگویند یک دستور بده کوهها یک قدری نزدیک‌تر بیاید که ما دیگر رنج حمل و نقل مصالح ساختمانی را تحمل نکنیم اینها می خواهند معجزهٴ الهی را به استهزا بگیرند تنها دربارهٴ تو نیست نسبت به انبیای پیشین هم همین کار را کردند و من مهلت دادم بعد گرفتم اینها را آن روز معلوم می شود که چگونه من اینها را مؤاخذه کردم و عقاب کردم که به فکر احدی در نمی آید چیزی که آقایان باید عنایت کنید این است که انبیا طرزی زندگی می کردند که اوّل با برهان مردم را دعوت به هدایت می کردند آنها در برابر این برهان یا جدال می کردند یا نمی کردند بالأخره در برابر برهان چیزی ارائه می دادند این ﴿قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَکُمْ إِنْ کُنتُمْ صَادِقِینَ﴾( )، و سایر موارد احتجاج و أدلّه ای است که خدای سبحان به انبیاء‌ (علیهم السلام) می آموزاند آنها هم با مردم در میان می گذارند این یک مقطع است که از راه اندیشه انبیا با امّتها برخورد دارند مقطع دوّم وقتی آنها ناامید شدند این رهاورد را به استهزا می گیرند مقطع بعدی نسبت به انبیا پرخاش می کنند و علیه او شورش می کنند این سه مقطع در جریان انبیای الهی هست و کم هم نیست امّا شما در هیچ جای قرآن دیدید که انبیا را تطمیع بکنند چون اگر کسی بخواهد جلوی یک زمامداری یا مدعی را بگیرد از چند راه می تواند او را فلج کند اول از راه فکر و اندیشه با از راه فکر و اندیشه او را مجاب کرد او بساط داعیهٴ خود را جمع می کند اگر از راه فکر و اندشه نشد که او را مغلوب کنند به حِیل و دسایس تمسک می کنند حیل و دسایس هم فراوان است یا تطمیع است یا تهدید است یا به وسیله مسخره از میدان بردن است که آن هم به احد الامرین برمی گردد این قدر مسخره می کنند که اینها از میدان بیرون بروند و دست از ادعا بردارند این شده است این قدر تهدید می کنند مبارزه می کنند پرخاش می کنند تا او را از صحنه خارج کنند این شده و آنها که داعیه دروغین داشتند با زد و بندها و زر و مال یا اتفای‌ غرایز و مانند آن تمکین کردند راضی شدند و صحنه را خالی کردند اگر کسی بخواهد یک رقیبی را خلع سلاح کند اوّل از راه اندیشه و فکر نشد با این دسایس دربارهٴ انبیاء (علیهم السلام) همهٴ آن کارها را کردند و موفق نشدند یعنی از راه اندیشه و فکر به مبارزه برخواستند موفق نشدند از راه سخریه و استهزا با همه درگیر شدند و اثر نکرد از راه تهدید و یورش و شورش و مبارزه و پرخاش قیام کردند ﴿حِرِّقُوهُ وَانصُرُوا آلِهَتَکُم﴾( )، گفتند و مانند آن اثر نکرد اینها را طرح کردند ولی اثر نکرد امّا راجع به تطمیع اصلاً طرح هم نشده درست دقت کنید که روش انبیا چه جور بود آنها را اصلاً به مال یا به زن و مانند آن اصلاً تطمیع نکردند هیچ سخن از این نیست . سؤال: ... جواب: دربارهٴ تاریخ که گفتند (ما سوتناک) اگر پول می خواهی به تو می دهیم و اینها آن را نمی‌گویند تطمیع آن را هم بعد به عرض می رسانیم کجا دارد که یک پیغمبری را به زر تطمیع بکنند .
سؤال: ... جواب: آن تاریخ را به عرض می رسانیم حالا آن چیزهایی که همه می دانند و در ذهن همه هم می-آید زود نقل نکنید یک قدری بیندیشید و سخن بگویید در جای قرآن کریم هست که انبیا را با زر تطمیع بکنند هیچ پیامبری را با مشتهیات با غریزه با زن با زر با مانند آن هیچ یک از آن دسایس و حِیَل أثر نکرد اما چرا این دسیسه و این حیله را اعمال نکردند چرا این پیشنهاد را هم ندادند یا علن یا به طور سر پیشنهاد بدهند که این مقدار پول بگیر و ساکت به شو همهٴ زمامداران را با این چهار پنج راه از میدان بیرون می کنند مگر آنها که به وحی تکیه کرده-اند نه سخن آنها با جدال و بلوا و فکر محکوم به شکست می شود نه با مسخره از میدان بیرون می روند نه با پرخاش و مبارزه و زور از میدان بیرون می روند امّا اصلاً سخن از تطمیع مطرح نشد که بگویند پول می دهیم تو ساکت باش این چرا ظاهراً انبیا بالأخره یا چهل سال یا کمتر یا بیشتر در بین مردم زندگی می کردند بعد به این مقام بلد نایل می-شدند کسی چهل سال تقریباً یک دوره ای از زندگی است کسی چهل سال طوری زندگی کند که به آن سخت ترین دشمنش هم مجال این دسیسه را ندهد چون او هم یقین دارد که این کسی که در چهل سال به این عظمت و بساطت و صفا زندگی کرد نه اهل زن است نه اهل زر این را نمی شود با این راه .
سؤال: ... جواب: بله ، اینکه برای تطمیع نبود که این یک تعارف متقابل بود این برای آن نبود که هیچ کسی را شما سراغ ندارید که به خودش اجازه بدهد برای اخراج یک پیامبری از صحنه او را تطمیع کند مسخره فراوان کردند قرآن کریم قسم یاد می کند خدا می فرماید قسم که همهٴ انبیا را مسخره کردند تنها تو نیستی این نشان می دهد در طیّ چهل سال طوری زندگی کردند که دشمن حاضر شد آنها را مسخره بکند اما به خودش اجازه تطمیع نداد چون می-دانست هیچ اثری ندارد برای اینکه اگر مال بخواهد آن مال خودش را به دیگران می دهد آنی که حاضر است از بهترین دسترنجش به دیگران ببخشد پس به دنبال مال نیست سیرهٴ او هم سیره ای است که کافر و دشمن را قانع کرد که نمی شود از راه تطمیع وارد شد طوری انبیا زندگی کردند که آن سخت ترین دشمن که به تعبیر قرآن کریم ﴿ألدُّ الخِصَامِ﴾( )، خصم یعنی دشمن لدود یعنی دشمن لجوج ﴿ألدُّ﴾ یعنی خیلی خصومتش از دیگران بیشتر است آن ﴿ألدُّ الخِصَامِ﴾( )، هم به خودش اجازه تطمیع نداد که با پول پیامبر را از صحنه خارج کند این را در سراسر قرآن کریم مطالعه بفرماید ببینید که یک جایی داریم که کفّار به خودشان اجازه تطمیع داده باشند وقتی رسول خدا (علیه آلاف التحیة والثناء) می فرماید ﴿فَقَد لَبِثتُ فُیکُم عُمُراً مِن قَبلِهِ أفَلاَ تَعقِلُونَ﴾( )، من یک عمری در بین شما زندگی کردم هنوز من را نشناختید این یک .
سؤال: ... جواب: ﴿فَناظِرةٌ بِمَ یَرجِعُ المُرسَلُونَ﴾( )، ببین با چی برمی گردند که آیا با سرسختی برمی گردند یا با سرسختی برنمی گردند آن برخوردی نداشت از نزدیک با حضرت او نه اینکه با تطمیع با این کار ساکتش بکنند برخوردی نداشت اگر هم بر فرض این آیه ناظر آن باشد یک بیگانه ای دربارهٴ بیگانه‌ای اظهار نظر کرد چون یک صرف نامه ای دید نمی دانست سلیمان چه کسی است که نمی دانست سیرهٴ عملی او چه است که یک نامه خالی دید و دید در این نامه نوشته است که تو باید ایمان بیاوری امّا این کی است چی است سیره او چی است چطور زندگی می کند غذای او چی است لباس او چی است با مردم چطور رفتار می کند محصول کار خودش را به چه کسی می‌دهد و چطور در راه خدا می دهد چه می دانست جایی که پیامبری در یک امّت به سر ببرد و داعیهٴ نبوّت را در سنین چهل سالگی افشا کند دیگران برای خاموش کردن او پیشنهاد زر و زن بدهند این اصلاً نشد مسخره کرده اند که او را خارج کنند اما این کار نشده و امّا جریان مسخره در مسخره چند تا امر است یکی اینکه همهٴ انبیا گرفتار استهزای تبهکاران بوده اند یک دوم اینکه خدای سبحان از این استهزا نمی گذرد استهزا کنندگان را به عقاب دردناک کیفر می دهد دو سوّم اینکه این عقاب عصاره همان استهزا است یعنی وقتی خوب ترسیم می کنید می بینید آن استهزاها به صورت این عقاب درمی آید این امور را یکی پس از دیگری ملاحظه می فرمایید امر اول این است که همهٴ انبیا اتسهزاء کردند امر دوّم این است که خدای سبحان این استهزاها را بی جواب نگذاشت پاسخ داد امر سوّم این است که این پاسخ الهی و عقاب الهی محصول همان استهزا است همان استهزا اینها را گرفته گاهی می فرماید استهزا اینها را گرفته گاهی می فرماید خدا اینها را گرفته معلوم می شود عمل است که انسان را گرفتار می کند اما امر اوّل که به همهٴ انبیا استهزا کردند در این آیهٴ کریمهٴ محل بحث سورهٴ رعد که فرمود ﴿وَلَقَدِ استُهزِئَ بِرُسُلٍ مِن قَبلِکَ﴾ که لام لام قسم است در سورهٴ یس ﴿یَاحَسرَةً عَلَی العِبَادِ مَا یَأتِیهِم مِن رَّسُولٍ إِلاّ کَانُوا بِهِ یَستَهزِؤونَ﴾( )، که یک حسرتی بر بندگان است (آیه 30) از سورهٴ یس فرمود ﴿یَاحَسرَةً عَلَی العِبَادِ مَا یَأتِیهِم مِن رَّسُولٍ إِلاّ کَانُوا بِهِ یَستَهزِؤونَ﴾ هیچ پیامبری نبود که از این رنج مصون باشد در سورهٴ انبیاء‌ هم به همین تعبیر آمده (آیهٴ 41) سورهٴ انبیاء آمده که ﴿وَلَقَدِ استُهزِئَ بِرُسُلٍ مِن قَبلِکَ﴾ که لام هم لام قسم است یعنی به انبیای قبل از تو هم استهزا کردند .

« والحمد لله رب العالمین »

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 33:23

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخنرانی مذهبی