- 46
- 1000
- 1000
- 1000
ماه شعبان و دعاهای آسمانی
سخنزانی حجت الاسلام و المسلمین احمد عابدی با موضوع "ماه شعبان و دعاهای آسمانی"، سال 1404
یک نکتهای که ماه شعبان را خیلی ممتاز میکند این است که در تقویمِ ما شیعیان، در هیچ روزی از این ماه، نقلِ شهادت یا وفاتِ هیچ یک از معصومین علیهمالسلام را نداریم. در بقیه ماهها حتماً یا شهادت یکی از ائمه است یا دستِ کم نقلِ وفاتِ یکی از بزرگان. اما ماه شعبان خالی از این مصیبتهاست. در عوض، پر است از میلادهای پربرکت: ولادت سرور شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام، ولادت علی اکبر علیهالسلام، ولادت قمر بنیهاشم حضرت عباس علیهالسلام، ولادت امام سجاد علیهالسلام و ولادت منجی عالم بشریت حضرت صاحبالزمان ارواحنا فداه. این خودش نشانِ برکت این ماه است. برکت دیگرش، دعاهای ویژهای است که اصلاً ورودشان از این ماه است. مثلاً دعای کمیل. اصل و شأن نزولِ دعای کمیل مال ماه شعبان است. ماجرایش هم معروف است که حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام در مسجد فرمودند دعایی است به نام «دعای خضر» که ثواب بسیار دارد. بعد از نیمهشب، کمیل نزد حضرت آمد و گفت: یا علی! آن دعا را به من بیاموز. حضرت فرمودند: اگر جایگاه تو نزد ما نبود.. سپس دعای کمیل را به او آموختند. به خاطر همین در کتابهای ادعیه که اعمال ماهها را مینویسند، دعای کمیل را در اعمال ماه شعبان ذکر میکنند. یا دعای عهد امام زمان عجاللهتعالیفرجه که شأن نزولش در ماه شعبان است. یا مناجات شعبانیه که در کتابهایی مثل مفتاح الجنات نوشتهاند که امیرالمؤمنین و همه ائمه علیهمالسلام این دعا را میخواندند. آن صلوات خاص ظهر ماه شعبان و بسیاری دعاهای دیگر. دیشب داشتم به یکی از فرازهای این دعاها نگاه میکردم، میگوید: اللهم لا تجعل المصیبة فی دیننا؛ خدایا مصیبت را در دین ما قرار مده! یعنی چه؟ یعنی خدای نکرده آنقدر حال ما بد شود که دیگران بگویند: ببینید فلانی چه شد! عبرت بگیرید! نخواه که ما باعث عبرت دیگران شویم. این هم یک درخواست عمیق است.مرحوم میرداماد هم رسالهای دارد درباره شب شانزدهم ماه شعبان و ذکر یا غنی یا مغنی و نمازهای خاص آن. جالب است که میگویند در این ماه، درخت طوبی و درخت زقوم... پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآله فرمودهاند: هر کس کاری را انجام دهد، شاخهای از درخت طوبی را گرفته یا شاخهای از درخت زقوم... این احادیث نکات عجیبی دارند. مثلاً میگویند در جهنم درختی است به نام زقوم. حالا اگر جهنم پر از آتش است، آتش که درخت را میسوزاند! پس یا آن درخت، از جنس درختهای معمولی نیست، یا آتش جهنم از آتشهای دنیوی نیست. معلوم است این احادیث، رمزی و کنایهای هستند. مثل اینکه در بهشت به آدم و حوا گفتند از این درخت نخورید. درخت چه بود؟ گندم. در حالی که گندم که درخت ندارد! پس اینها اشارات و رمزهایی برای فهم عمیقتر هستند. یک جملهای در مناجات شعبانیه است: الهی حبِّلْ کمالَ الانقطاع إلَیْک. بعضی ممکن است غلط بخوانند: حبل کمال لُعْلَعِ الانقطاع نه. درستش این است: الهی حبِّلْ کمالَ الانقطاع إلَیْک. یعنی خدایا، وسیله و طنابِ کمالِ قطع شدن از غیر تو و پیوستن به خودت را برایم فراهم کن. این انقطاع الی الله مرتبه چهارم استعاذه است. فراز دیگری از دعا میگوید: وَ أَخْرِقْ سُتُورَ الْقُلُوبِ بِأَنْوَارِ الْأَنْظَارِ إِلَیْکَ؛ خدایا پردههای دلها را با نور نگاههایت به سوی خودت بشکاف. اینجا بحث حجاب مطرح میشود. بین ما و خدا حجابهایی هست.
یک حدیث است که حضرت موسی گفت: خدایا من تا به تو برسم چقدر راه است؟ خدا فرمود: یک قدم بر نفس خودت بگذار، قدم دوم به من میرسی.
اما کتابهای عرفانی فاصله را مختلف بیان کردهاند: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری میگوید هزار درجه، اوصاف الاشراف میگوید صد درجه، اشارات بوعلی سینا میگوید یازده درجه. اینها با هم تناقض ندارند؛ هر کدام از یک زاویه سخن گفتهاند.حتی روایت است که بین شما و آسمان (ملکوت) هفتاد هزار حجاب است. و جالبتر اینکه از پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآله نقل شده که فرمودند: بین من و خدا نود هزار حجاب است. این نشان میدهد مقامات معنوی چه عظمتی دارد. این حجابها دو نوع هستند: 1. حجابهای ظلمانی: یعنی گناهان، کبر، حرص، ریاستطلبی، دلبستگی به مقام و مال. اینها تاریکیاند.2. حجابهای نورانی: این جالب است! حتی چیزهای خوب هم اگر مطلق شوند و جای خدا را بگیرند، حجاب میشوند. العلم هو الحجاب الاکبر؛ علم بدون عبودیت بزرگترین حجاب است. مقامات معنوی، فرشتگان، حتی نورهای درک شده همانطور که فردوسی هم در شاهنامه از نور سیاه سخن میگوید گاهی خودشان حجاب میشوند. مثل عینکی که برای دیدن لازم است، اما خودش یک لایه بین چشم و دنیاست. پس ماه شعبان، ماه شکستن حجابهاست. ماهی است برای انقطاع الی الله، برای خواندن دعاهایی مثل کمیل و عهد و مناجات شعبانیه. ماهی است که باید از برکاتش استفاده کنیم و دعا کنیم: خدایا! پردههای نورانی و ظلمانی را از برابر قلب ما کنار بزن، تا به اصل و معدَن اعظم، که تو هستی، برسیم.
یک نکتهای که ماه شعبان را خیلی ممتاز میکند این است که در تقویمِ ما شیعیان، در هیچ روزی از این ماه، نقلِ شهادت یا وفاتِ هیچ یک از معصومین علیهمالسلام را نداریم. در بقیه ماهها حتماً یا شهادت یکی از ائمه است یا دستِ کم نقلِ وفاتِ یکی از بزرگان. اما ماه شعبان خالی از این مصیبتهاست. در عوض، پر است از میلادهای پربرکت: ولادت سرور شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام، ولادت علی اکبر علیهالسلام، ولادت قمر بنیهاشم حضرت عباس علیهالسلام، ولادت امام سجاد علیهالسلام و ولادت منجی عالم بشریت حضرت صاحبالزمان ارواحنا فداه. این خودش نشانِ برکت این ماه است. برکت دیگرش، دعاهای ویژهای است که اصلاً ورودشان از این ماه است. مثلاً دعای کمیل. اصل و شأن نزولِ دعای کمیل مال ماه شعبان است. ماجرایش هم معروف است که حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام در مسجد فرمودند دعایی است به نام «دعای خضر» که ثواب بسیار دارد. بعد از نیمهشب، کمیل نزد حضرت آمد و گفت: یا علی! آن دعا را به من بیاموز. حضرت فرمودند: اگر جایگاه تو نزد ما نبود.. سپس دعای کمیل را به او آموختند. به خاطر همین در کتابهای ادعیه که اعمال ماهها را مینویسند، دعای کمیل را در اعمال ماه شعبان ذکر میکنند. یا دعای عهد امام زمان عجاللهتعالیفرجه که شأن نزولش در ماه شعبان است. یا مناجات شعبانیه که در کتابهایی مثل مفتاح الجنات نوشتهاند که امیرالمؤمنین و همه ائمه علیهمالسلام این دعا را میخواندند. آن صلوات خاص ظهر ماه شعبان و بسیاری دعاهای دیگر. دیشب داشتم به یکی از فرازهای این دعاها نگاه میکردم، میگوید: اللهم لا تجعل المصیبة فی دیننا؛ خدایا مصیبت را در دین ما قرار مده! یعنی چه؟ یعنی خدای نکرده آنقدر حال ما بد شود که دیگران بگویند: ببینید فلانی چه شد! عبرت بگیرید! نخواه که ما باعث عبرت دیگران شویم. این هم یک درخواست عمیق است.مرحوم میرداماد هم رسالهای دارد درباره شب شانزدهم ماه شعبان و ذکر یا غنی یا مغنی و نمازهای خاص آن. جالب است که میگویند در این ماه، درخت طوبی و درخت زقوم... پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآله فرمودهاند: هر کس کاری را انجام دهد، شاخهای از درخت طوبی را گرفته یا شاخهای از درخت زقوم... این احادیث نکات عجیبی دارند. مثلاً میگویند در جهنم درختی است به نام زقوم. حالا اگر جهنم پر از آتش است، آتش که درخت را میسوزاند! پس یا آن درخت، از جنس درختهای معمولی نیست، یا آتش جهنم از آتشهای دنیوی نیست. معلوم است این احادیث، رمزی و کنایهای هستند. مثل اینکه در بهشت به آدم و حوا گفتند از این درخت نخورید. درخت چه بود؟ گندم. در حالی که گندم که درخت ندارد! پس اینها اشارات و رمزهایی برای فهم عمیقتر هستند. یک جملهای در مناجات شعبانیه است: الهی حبِّلْ کمالَ الانقطاع إلَیْک. بعضی ممکن است غلط بخوانند: حبل کمال لُعْلَعِ الانقطاع نه. درستش این است: الهی حبِّلْ کمالَ الانقطاع إلَیْک. یعنی خدایا، وسیله و طنابِ کمالِ قطع شدن از غیر تو و پیوستن به خودت را برایم فراهم کن. این انقطاع الی الله مرتبه چهارم استعاذه است. فراز دیگری از دعا میگوید: وَ أَخْرِقْ سُتُورَ الْقُلُوبِ بِأَنْوَارِ الْأَنْظَارِ إِلَیْکَ؛ خدایا پردههای دلها را با نور نگاههایت به سوی خودت بشکاف. اینجا بحث حجاب مطرح میشود. بین ما و خدا حجابهایی هست.
یک حدیث است که حضرت موسی گفت: خدایا من تا به تو برسم چقدر راه است؟ خدا فرمود: یک قدم بر نفس خودت بگذار، قدم دوم به من میرسی.
اما کتابهای عرفانی فاصله را مختلف بیان کردهاند: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری میگوید هزار درجه، اوصاف الاشراف میگوید صد درجه، اشارات بوعلی سینا میگوید یازده درجه. اینها با هم تناقض ندارند؛ هر کدام از یک زاویه سخن گفتهاند.حتی روایت است که بین شما و آسمان (ملکوت) هفتاد هزار حجاب است. و جالبتر اینکه از پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآله نقل شده که فرمودند: بین من و خدا نود هزار حجاب است. این نشان میدهد مقامات معنوی چه عظمتی دارد. این حجابها دو نوع هستند: 1. حجابهای ظلمانی: یعنی گناهان، کبر، حرص، ریاستطلبی، دلبستگی به مقام و مال. اینها تاریکیاند.2. حجابهای نورانی: این جالب است! حتی چیزهای خوب هم اگر مطلق شوند و جای خدا را بگیرند، حجاب میشوند. العلم هو الحجاب الاکبر؛ علم بدون عبودیت بزرگترین حجاب است. مقامات معنوی، فرشتگان، حتی نورهای درک شده همانطور که فردوسی هم در شاهنامه از نور سیاه سخن میگوید گاهی خودشان حجاب میشوند. مثل عینکی که برای دیدن لازم است، اما خودش یک لایه بین چشم و دنیاست. پس ماه شعبان، ماه شکستن حجابهاست. ماهی است برای انقطاع الی الله، برای خواندن دعاهایی مثل کمیل و عهد و مناجات شعبانیه. ماهی است که باید از برکاتش استفاده کنیم و دعا کنیم: خدایا! پردههای نورانی و ظلمانی را از برابر قلب ما کنار بزن، تا به اصل و معدَن اعظم، که تو هستی، برسیم.


تاکنون نظری ثبت نشده است