- 11
- 1000
- 1000
- 1000
ضرورت قصاص خون امام شهید
سخنرانی آیت الله سید محمدمهدی میرباقری با موضوع"ضرورت قصاص خون امام شهید"، سال 1405
ابتدا شهادت قائد عزیز و همه شهدای بزرگوار بهویژه شهدای جنگ دوازدهروزه و جنگ رمضان را تسلیت عرض میکنم. این شهادت یک حادثه بزرگ و استثنایی است؛ شخصیتی در تراز مرجعیت و جامعیت، با موقعیت ممتاز در دنیای اسلام که پس از جنگ دوازدهروزه به عنوان رهبر آزادگان جهان شناخته شد، به شهادت رسیده است. این واقعه آغاز یک مرحله جدید در درگیری بین جبهه حق و باطل است؛ همانگونه که شهادت سیدالشهدا (علیهالسلام) پایان راه نبود، بلکه آغاز تحولات عظیم جهانی شد.
در پاسخ به این جنایت، باید در دو سطح عمل کنیم:
1. قصاص: کسانی که مباشر یا واسطه در این ترور بودهاند، باید محاکمه و به بدترین شکل قصاص شوند. این یک وظیفه شرعی و عقلی است و یکی از مصادیق «اعداد قوه» برای برقراری توازن با دشمن محسوب میشود. باید یک دستگاه قضایی اسلامی در سطح جهانی ایجاد کنیم که نه فقط اشخاص، بلکه دولتها و شرکتهای متجاوز را محاکمه کند و حکم آنها را با پشتوانه اجرایی صادر نماید. «وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ»؛ قصاص مایه حیات جامعه است و نباید آن را با ترور اشتباه گرفت.
2. انتقام بزرگتر از قصاص: انتقام خون سیدالشهدا (علیهالسلام) تنها کشتن قاتلان نبود؛ بلکه نابودی تمام دستگاه شیطان است که در طول تاریخ و با ظهور امام زمان (عجلالله) محقق میشود. این انتقام، طرحی الهی و درازمدت است که نیاز به تربیت امت، بصیرتافزایی، تفکیک صف مؤمن از منافق و آمادگی نظری و عملی دارد. همانگونه که امام خامنهای (مدظلهالعالی) فرمودند: «مجازات آمریکا اخراج آنها از منطقه است»، این یک طرح بزرگ است که زیرساختهای ذهنی، همگرایی امت و فضاسازی جهانی میخواهد. این طرح، در مسیر تحقق است و نباید به شکست ظاهری نگاه کرد. در نگاه قرآنی، جبهه حق همیشه در مسیر فتح است. امام شهید ما مکرر میفرمودند: «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند»؛ یعنی نمیتواند این ملت را در دستگاه هاضمه خود هضم کند. این ادعای توهمی نیست، بلکه ناشی از قاعده الهی است که هرکس در جبهه خدا باشد، پیروز است، هرچند ظاهراً ضربه بخورد. حضرت زینب (سلام الله) در مجلس ابنزیاد، شهادت برادر را نه شکست، بلکه پیروزی بزرگ معرفی کرد و فرمود: «ما رَأَیتُ إِلَّا جَمِیلًا»؛ زیرا آنان با خدا پیمان بسته بودند و به عهد خود وفا کردند. در طرح مارکسیستی، کشتهشدهها زیر چرخ تاریخ له میشوند، اما در قرآن، شهدا زندهاند و روزی میخورند (وَ لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ). اگر کسی طرح بزرگ الهی را نبیند، کوچکبینی باعث احساس شکست میشود. غیبت انبیا، عقبنشینیهای تاکتیکی و حتی شهادت، در منطق قرآن، شکست نیست؛ بلکه مراحلی از پیروزی است که امت را برای فتح نهایی آماده شوند. نقد و آسیبشناسی، نه فقط جایز، بلکه لازم است، اما باید در چارچوب «روایت فتح» باشد؛ یعنی نقد، عیبجویی، القاب زشت، سوءظن و غیبت نباشد. قرآن هشدار میدهد که اگر خبر فاسقی را بدون بررسی بپذیرید، اختلاف و نفاق در صف مؤمنان ایجاد میشود و این مانع فتح است. دشمن با روایتسازی، میخواهد روایت شکست را به ما تحمیل کند، اما ما باید با بصیرت، صف منافق را از مؤمن جدا کنیم و با مؤمنان (حتی درجات ضعیفتر ایمان) مدارا کنیم، زیرا همه درجههای ایمان، ولی یکدیگرند و حق امر به معروف و نهی از منکر دارند، نه تخریب و تکفیر. اگر چشم باز کنیم، فتوحات بزرگ را میبینیم: فروپاشی شوروی، افول آمریکا، انتقال قدرت به شرق، گسترش گفتمان مقاومت، و ایستادگی یک امت کوچک در برابر نظام تکقطبی. دشمن که زمانی فقط جنگ ترکیبی (اقتصادی، شناختی، دیپلماتیک) راه میانداخت، اکنون مجبور به لشکرکشی مستقیم شده است؛ این خود نشانهای از درماندگی و پایان کار اوست. شهادت رهبر فقید در سن قریب به نود سالگی و به دست اشقیا، خود یکی از نشانههای پیروزی است، زیرا این خون، بیداری عمومی و بعثتی تازه در امت ایجاد کرده است.
طرح ما، طرح امام زمان (عجلالله) است و هرکس در این جبهه باشد، شکستناپذیر است. اگر از جبهه خارج شدیم، شکست قطعی است، اما درون جبهه، پیروزی محض است. رسانهها باید روایت فتح را بهدرستی تبیین کنند و جزئیات را در همین چارچوب تفسیر نمایند تا امید واقعی (نه توهمی) در جامعه شکل گیرد. این، رمز عبور از بحرانها و رسیدن به تمدن اسلامی و زمینهسازی ظهور است.
ابتدا شهادت قائد عزیز و همه شهدای بزرگوار بهویژه شهدای جنگ دوازدهروزه و جنگ رمضان را تسلیت عرض میکنم. این شهادت یک حادثه بزرگ و استثنایی است؛ شخصیتی در تراز مرجعیت و جامعیت، با موقعیت ممتاز در دنیای اسلام که پس از جنگ دوازدهروزه به عنوان رهبر آزادگان جهان شناخته شد، به شهادت رسیده است. این واقعه آغاز یک مرحله جدید در درگیری بین جبهه حق و باطل است؛ همانگونه که شهادت سیدالشهدا (علیهالسلام) پایان راه نبود، بلکه آغاز تحولات عظیم جهانی شد.
در پاسخ به این جنایت، باید در دو سطح عمل کنیم:
1. قصاص: کسانی که مباشر یا واسطه در این ترور بودهاند، باید محاکمه و به بدترین شکل قصاص شوند. این یک وظیفه شرعی و عقلی است و یکی از مصادیق «اعداد قوه» برای برقراری توازن با دشمن محسوب میشود. باید یک دستگاه قضایی اسلامی در سطح جهانی ایجاد کنیم که نه فقط اشخاص، بلکه دولتها و شرکتهای متجاوز را محاکمه کند و حکم آنها را با پشتوانه اجرایی صادر نماید. «وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ»؛ قصاص مایه حیات جامعه است و نباید آن را با ترور اشتباه گرفت.
2. انتقام بزرگتر از قصاص: انتقام خون سیدالشهدا (علیهالسلام) تنها کشتن قاتلان نبود؛ بلکه نابودی تمام دستگاه شیطان است که در طول تاریخ و با ظهور امام زمان (عجلالله) محقق میشود. این انتقام، طرحی الهی و درازمدت است که نیاز به تربیت امت، بصیرتافزایی، تفکیک صف مؤمن از منافق و آمادگی نظری و عملی دارد. همانگونه که امام خامنهای (مدظلهالعالی) فرمودند: «مجازات آمریکا اخراج آنها از منطقه است»، این یک طرح بزرگ است که زیرساختهای ذهنی، همگرایی امت و فضاسازی جهانی میخواهد. این طرح، در مسیر تحقق است و نباید به شکست ظاهری نگاه کرد. در نگاه قرآنی، جبهه حق همیشه در مسیر فتح است. امام شهید ما مکرر میفرمودند: «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند»؛ یعنی نمیتواند این ملت را در دستگاه هاضمه خود هضم کند. این ادعای توهمی نیست، بلکه ناشی از قاعده الهی است که هرکس در جبهه خدا باشد، پیروز است، هرچند ظاهراً ضربه بخورد. حضرت زینب (سلام الله) در مجلس ابنزیاد، شهادت برادر را نه شکست، بلکه پیروزی بزرگ معرفی کرد و فرمود: «ما رَأَیتُ إِلَّا جَمِیلًا»؛ زیرا آنان با خدا پیمان بسته بودند و به عهد خود وفا کردند. در طرح مارکسیستی، کشتهشدهها زیر چرخ تاریخ له میشوند، اما در قرآن، شهدا زندهاند و روزی میخورند (وَ لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ). اگر کسی طرح بزرگ الهی را نبیند، کوچکبینی باعث احساس شکست میشود. غیبت انبیا، عقبنشینیهای تاکتیکی و حتی شهادت، در منطق قرآن، شکست نیست؛ بلکه مراحلی از پیروزی است که امت را برای فتح نهایی آماده شوند. نقد و آسیبشناسی، نه فقط جایز، بلکه لازم است، اما باید در چارچوب «روایت فتح» باشد؛ یعنی نقد، عیبجویی، القاب زشت، سوءظن و غیبت نباشد. قرآن هشدار میدهد که اگر خبر فاسقی را بدون بررسی بپذیرید، اختلاف و نفاق در صف مؤمنان ایجاد میشود و این مانع فتح است. دشمن با روایتسازی، میخواهد روایت شکست را به ما تحمیل کند، اما ما باید با بصیرت، صف منافق را از مؤمن جدا کنیم و با مؤمنان (حتی درجات ضعیفتر ایمان) مدارا کنیم، زیرا همه درجههای ایمان، ولی یکدیگرند و حق امر به معروف و نهی از منکر دارند، نه تخریب و تکفیر. اگر چشم باز کنیم، فتوحات بزرگ را میبینیم: فروپاشی شوروی، افول آمریکا، انتقال قدرت به شرق، گسترش گفتمان مقاومت، و ایستادگی یک امت کوچک در برابر نظام تکقطبی. دشمن که زمانی فقط جنگ ترکیبی (اقتصادی، شناختی، دیپلماتیک) راه میانداخت، اکنون مجبور به لشکرکشی مستقیم شده است؛ این خود نشانهای از درماندگی و پایان کار اوست. شهادت رهبر فقید در سن قریب به نود سالگی و به دست اشقیا، خود یکی از نشانههای پیروزی است، زیرا این خون، بیداری عمومی و بعثتی تازه در امت ایجاد کرده است.
طرح ما، طرح امام زمان (عجلالله) است و هرکس در این جبهه باشد، شکستناپذیر است. اگر از جبهه خارج شدیم، شکست قطعی است، اما درون جبهه، پیروزی محض است. رسانهها باید روایت فتح را بهدرستی تبیین کنند و جزئیات را در همین چارچوب تفسیر نمایند تا امید واقعی (نه توهمی) در جامعه شکل گیرد. این، رمز عبور از بحرانها و رسیدن به تمدن اسلامی و زمینهسازی ظهور است.


تاکنون نظری ثبت نشده است