- 221
- 1000
- 1000
- 1000
راز اقامه عزای امام حسین علیهالسلام در محرم، 3
سخنرانی حجت الاسلام سید حسین مومنی با موضوع "راز اقامه عزای امام حسین علیهالسلام در محرم"، جلسه سوم:"تمسک به قرآن و عترت"، سال 1405
پیامبر عظیمالشأن اسلام دو روایت برای اباعبدالله دارند. یک روایت که خود اباعبدالله بیان کردند، آن جایی که اُبَیّ بن کعب از پیغمبر مطلبی میشنود و تعجب میکند. پیغمبر میفرمایند که حسین در عرش، مقام و رتبهاش به مراتب بزرگتر است تا در فرش. هشت ویژگی برای اباعبدالله بیان کردند که دو ویژگی معروف است و شش ویژگی دیگر اگر حیاتی بودم، فردا عرض میکنم. اما روایت دیگر خیلی اهمیت دارد؛ یک دستورالعمل و نسخه سلوکی است و ما را نسبت به ائمه معصومین معرفت میدهد. انسان به حکم انسان بودن، عاقل است و فکر و تفکر اگر در مسیر درست قرار بگیرد، او را به فلاح میرساند. انسان باید بنشیند فکر کند راه و طریق را برای نیل به مقصود پیدا کند. فکر و تفکر در سه محور است:
یک: اندیشه نسبت به مبدأ. ثمرهاش این است که هیچگاه انسان مبتلا به تکبر نمیشود. چه چیزی بخواهم به خود ببالم؟ هرچه دارم از اوست. من در حرم مطهر، پشت منبر نشسته بودم و مطلب را جلوی خودم داشتم، اما یادم رفت چه میخواستم بگویم. ذهنم پاک شد. آن روز سه تا صلوات از مردم میگرفتم، اما پنج تا گرفتم و به خانم التماس کردم تا زبانم باز شد. این درس برای من بود که مبادا تکبر بگیردت، مبادا غرور بگیردت؛ هرچه داری از اوست، اگر اراده کند ازت میگیرد.
دو: فکر و تفکر نسبت به مقصد. آخر کار کجاست؟ یک قبری را میبینید که مرجع بزرگی مثل آیتالله بروجردی با این همه خدمات علمی و غیرعلمی، حتی در روستاها و مصر، بعد از چند سال از دنیا رفتند و میفرمایند: «عمرم تمام شد و کاری نکردم». شما با این همه خدمات، آن حدیث معروف را خواندند.
سه: فکر و تفکر نسبت به راه و طریق. ما مبدأیی داریم به نام الله و مقصدی داریم به نام الله؛ «إنا لله و إنا إلیه راجعون». راه و طریق منحصر است به محمد و آل محمد صلی الله. پیغمبر در خطبه غدیر، سوره حمد را خواندند و فرمودند: «من صراط مستقیمم، من پیغمبرم، بعد از من علی بن ابیطالب و بعد از او اولاد من از صلب علی علیه السلام ». خدا من را برای شما قرار داد تا شما را انذار بدهم؛ انذارِ آنچه سبب فلاح و رستگاری شما میشود. اگر میخواهید به فلاح برسید و از ظلمت نجات پیدا کنید، دو ثقل گرانبها در میان شما قرار میدهم: کتاب خدا و عترت. «إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ». اگر به این دو تمسک کنید، هرگز گمراه نمیشوید. و بعد از من، علی بن ابیطالب است. هرکس دنبال هدایت است، باید به در خانه علی علیه السلام برود و به او متصل شود. روزی یک کار برای امیرالمومنین انجام دهید، ولو در حد یک سوره.
من از یکی از علما و اساتید بنام حوزه پرسیدم: «آقا، این آرامش و وقاری که در شما میبینم، رازش چیست؟» ایشان فرمودند: «من در زندگی هیچوقت کارها را با هم قاطی نمیکنم. هر چیزی در باکس خودش. الان که دارم درس میدهم، به فکر دخترم که صبح از دنیا رفته نیستم.» عرض کردم: «این هم معلول یک علتی است.» ایشان در جواب گفتند: «از قبل از ورود به طلبگی، هر روز دو رکعت نماز میخوانم هدیه به حجت بن الحسن عجل الله، یک سوره یاسین هدیه به حضرت زهرا و صد تا حمد هدیه به امیرالمومنین علیه السلام میخوانم. این آرامش را مدیون این اعمال هستم.» و اما «بِالْحُسَیْنِ سَعَادَة»؛ سعادت، کمال و عاقبتبهخیری میخواهی؟ برو در خانه حسین علیهالسلام پیغمبر میفرماید: «تَمَسَّکُوا بِالْحُسَیْنِ»؛ به حسین تمسک کنید. بعد حضرت میفرماید: «به به به بهشت، هشت در دارد که یکی از آنها باب الحسین است». خوشا به حال آن کسی که از باب الحسین وارد بهشت شود.
پیامبر عظیمالشأن اسلام دو روایت برای اباعبدالله دارند. یک روایت که خود اباعبدالله بیان کردند، آن جایی که اُبَیّ بن کعب از پیغمبر مطلبی میشنود و تعجب میکند. پیغمبر میفرمایند که حسین در عرش، مقام و رتبهاش به مراتب بزرگتر است تا در فرش. هشت ویژگی برای اباعبدالله بیان کردند که دو ویژگی معروف است و شش ویژگی دیگر اگر حیاتی بودم، فردا عرض میکنم. اما روایت دیگر خیلی اهمیت دارد؛ یک دستورالعمل و نسخه سلوکی است و ما را نسبت به ائمه معصومین معرفت میدهد. انسان به حکم انسان بودن، عاقل است و فکر و تفکر اگر در مسیر درست قرار بگیرد، او را به فلاح میرساند. انسان باید بنشیند فکر کند راه و طریق را برای نیل به مقصود پیدا کند. فکر و تفکر در سه محور است:
یک: اندیشه نسبت به مبدأ. ثمرهاش این است که هیچگاه انسان مبتلا به تکبر نمیشود. چه چیزی بخواهم به خود ببالم؟ هرچه دارم از اوست. من در حرم مطهر، پشت منبر نشسته بودم و مطلب را جلوی خودم داشتم، اما یادم رفت چه میخواستم بگویم. ذهنم پاک شد. آن روز سه تا صلوات از مردم میگرفتم، اما پنج تا گرفتم و به خانم التماس کردم تا زبانم باز شد. این درس برای من بود که مبادا تکبر بگیردت، مبادا غرور بگیردت؛ هرچه داری از اوست، اگر اراده کند ازت میگیرد.
دو: فکر و تفکر نسبت به مقصد. آخر کار کجاست؟ یک قبری را میبینید که مرجع بزرگی مثل آیتالله بروجردی با این همه خدمات علمی و غیرعلمی، حتی در روستاها و مصر، بعد از چند سال از دنیا رفتند و میفرمایند: «عمرم تمام شد و کاری نکردم». شما با این همه خدمات، آن حدیث معروف را خواندند.
سه: فکر و تفکر نسبت به راه و طریق. ما مبدأیی داریم به نام الله و مقصدی داریم به نام الله؛ «إنا لله و إنا إلیه راجعون». راه و طریق منحصر است به محمد و آل محمد صلی الله. پیغمبر در خطبه غدیر، سوره حمد را خواندند و فرمودند: «من صراط مستقیمم، من پیغمبرم، بعد از من علی بن ابیطالب و بعد از او اولاد من از صلب علی علیه السلام ». خدا من را برای شما قرار داد تا شما را انذار بدهم؛ انذارِ آنچه سبب فلاح و رستگاری شما میشود. اگر میخواهید به فلاح برسید و از ظلمت نجات پیدا کنید، دو ثقل گرانبها در میان شما قرار میدهم: کتاب خدا و عترت. «إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ». اگر به این دو تمسک کنید، هرگز گمراه نمیشوید. و بعد از من، علی بن ابیطالب است. هرکس دنبال هدایت است، باید به در خانه علی علیه السلام برود و به او متصل شود. روزی یک کار برای امیرالمومنین انجام دهید، ولو در حد یک سوره.
من از یکی از علما و اساتید بنام حوزه پرسیدم: «آقا، این آرامش و وقاری که در شما میبینم، رازش چیست؟» ایشان فرمودند: «من در زندگی هیچوقت کارها را با هم قاطی نمیکنم. هر چیزی در باکس خودش. الان که دارم درس میدهم، به فکر دخترم که صبح از دنیا رفته نیستم.» عرض کردم: «این هم معلول یک علتی است.» ایشان در جواب گفتند: «از قبل از ورود به طلبگی، هر روز دو رکعت نماز میخوانم هدیه به حجت بن الحسن عجل الله، یک سوره یاسین هدیه به حضرت زهرا و صد تا حمد هدیه به امیرالمومنین علیه السلام میخوانم. این آرامش را مدیون این اعمال هستم.» و اما «بِالْحُسَیْنِ سَعَادَة»؛ سعادت، کمال و عاقبتبهخیری میخواهی؟ برو در خانه حسین علیهالسلام پیغمبر میفرماید: «تَمَسَّکُوا بِالْحُسَیْنِ»؛ به حسین تمسک کنید. بعد حضرت میفرماید: «به به به بهشت، هشت در دارد که یکی از آنها باب الحسین است». خوشا به حال آن کسی که از باب الحسین وارد بهشت شود.


تاکنون نظری ثبت نشده است