- 140
- 1000
- 1000
- 1000
رمز اقتدار در مکتب حسینی،3
سخنرانی حجت الاسلام میرهاشم حسینی با موضوع "رمز اقتدار در مکتب حسینی"، جلسه سوم:"بصیرت و ایستادگی در جبهه حق "، سال 1405
امشب شب سوم از بحثی بود که درباره عوامل اقتدار، قوت، قدرت و توفیق در دفاع از حق و مکتب اهل بیت علیهم السلام صحبت میکردیم. سؤال این است که چطور یک شخص میتواند قدرتمند باشد، در این راه بماند، ایستادگی کند و پای آقا امام حسین علیه السلام و اهدافش باقی بماند. امشب یکی از مهمترین این عوامل را بررسی کردیم و آن «با معرفت بودن» است. داستان عاشورا، در حقیقت داستان انسانهای با معرفت و بیمعرفت، نمکشناس و نمکنشناس، قدرشناس و قدرنشناس است. این نزاع تا قیام قیامت ادامه دارد؛ بحث اصلی، معرفت و بیمعرفتی است.
ماجرای نصر بن ابینیزر را مثال زدیم که در شب عاشورا، وقتی امام حسین علیهالسلام به یارانش فرمودند هرکس میخواهد برود، اصحاب خاص هرکدام بیانی داشتند، اما بیان نصر بن ابینیزر عجیب بود. او عرض کرد: «یا اباعبدالله! اگر ما رفتنی بودیم، اصلاً اینجاها نبودیم.» این سخن ریشه در عقبهای عمیق دارد. پدرش، ابینیزر، از نسل پادشاهان حبشه بود. زمانی که پادشاه حبشه دچار بیآبرویی شد، ابینیزر به محضر رسول اکرم صلی الله آمد و مسلمان شد و از همان ابتدا به عنوان خادم پنج تن آل عباس علیه السلام انتخاب شد. وقتی پادشاه حبشه از دنیا رفت، او را برای پادشاهی دعوت کردند، اما ایشان فرمود: «یک ساعت خدمت به اهل بیت علیهم السلام، از یک عمر پادشاهی حبشه برای من بالاتر است.» او افتخار کرد که لحظهای خادم پیامبر صلی الله باشد و بعدها یار مولا امیرالمومنین علیهالسلام و حضرت فاطمه زهرا سلام الله شد. همین پدر با معرفت، فرزندی به نام نصر تربیت کرد که در کنار امام حسن و امام حسین علیهالسلام رشد یافت. وقتی در سختترین شرایط عاشورا، آقا امام حسین علیهالسلام فرمودند هرکس میخواهد برود، این پدر و فرزندی که از کودکی در مکتب اهل بیت پرورش یافته بودند، ثابت قدم ماندند. اگر کسی در مکتب اهل بیت واقعی باشد، هم خودش حیات پیدا میکند و هم به داد بقیه میرسد و احیا میکند. نمونه بارز این معرفت را در کارهای مولا امیرالمومنین علیه السلام میبینیم که با کمک یارانی مثل ابینیزر، زمینهای مرده را آباد کردند. حتی وقفنامهای که مولا نوشتند، نشان میدهد که ایشان دو چشمه را برای فقرا و در راهماندگان صدقه دادند و فرمودند: «این صدقهای است برای اینکه صورت علی بن ابی طالب از آتش دوزخ حفظ شود.» این نشان میدهد که دشمنان با این جریان مخالفند، چون اگر جریان اهل بیت علیهالسلام زنده باشد، به داد مردم میرسد و خوشبختی دنیا و آخرت را به ارمغان میآورد. امروز هم دشمنان با ایران و رهبران ما دشمنی دارند چون این جریان، ادامهدهنده راه مولا و اهل بیت علیه السلام است. نکته بعدی که برای افزایش تابآوری و قدرت در زندگی مطرح شد، «فال نیک زدن» است. در آیات و روایات تأکید شده که فال بد نزنید، چون زندگی را پیچیدهتر میکند. مولا امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: «فال خوب بزنید تا همان را بیابید.» در دوران کرونا، رهبر عزیزمان فرمودند «این نیز میگذرد» و این فال نیک باعث امیدواری و مدیریت بحران شد. فال بد زدن، تابآوری آدم را از بین میبرد، تحمل را کم میکند و خود بلا را صد برابر بیشتر نشان میدهد. در بیماریها هم اگر کسی بگوید خدا نیاره، قبل از بیماری از دنیا میرود.
اما معرفت واقعی در کلام امام حسین علیهالسلام در خطبه منا به خوبی تبیین شده است. حضرت شش یا هفت نکته را بیان کردند که هر کسی که دم از حسین بن علی علیه السلام میزند باید به آنها توجه کند:
1. و لا تنافس فی سلطان: هر سمت و مسئولیتی که پیدا کردید، نباید به فکر سلطنت و برتریجویی باشید و زیردستان را اذیت کنید.
2. و لا تماسا من فضول الحطام: دنبال دنیاپرستی و جمع مال برای خود نباشید. مثل رهبر عزیزمان که حتی یک عینک ساده را تعویض نکردند و این باعث شده دشمن با ایشان دشمنی کند، چون به دنبال دنیا نیستند.
3. لنی المال منین: برای بلندآوازه کردن علم دین و ارزشها قیام کنید.
4. السلام علیک یا ابا عبدالله: امام حسین علیهالسلام سرپرست کسانی است که میخواهند عبد خدا شوند، نه عبد شیطان و هوا و هوس.
5. و نظهر الاصلاح فی بلادک: مسیر امام حسین علیهالسلام مسیر پرورش انسانهای صالح و مصلح است.
6. و یمن المظلومون من عبادک: راه امام حسین علیهالسلام دفاع از مستضعفین و مظلومین عالم است.
امام حسین علیه السلام تأکید داشتند که باید هم شعور و معرفت داشته باشیم و هم شور حسینی؛ همانطور که بزرگان مثل حاج آقا مجتهدی و حاج آقا حق شناس میفرمودند، هم منبر و سخنرانی برای افزایش معرفت مهم است، هم روضه و سینهزنی برای شور. نکته هفتم اینکه، کسی که دم از امام حسین علیهالسلام میزند، باید نماز، زکات، روزه و عباداتش درست باشد و به داد فقرا برسد. دشمنان به خاطر همین مکتب، کودککش و کودکخوار شدهاند. امروز که شاهد جنایات در سوریه و فلسطین هستیم، نتیجه همین دشمنی با مکتب امام حسین علیهالسلام است. هرکس در این راه قدم بردارد، دشمن از او متنفر میشود و به هر روشی سعی میکند این جریان را از بین ببرد.
امشب شب سوم از بحثی بود که درباره عوامل اقتدار، قوت، قدرت و توفیق در دفاع از حق و مکتب اهل بیت علیهم السلام صحبت میکردیم. سؤال این است که چطور یک شخص میتواند قدرتمند باشد، در این راه بماند، ایستادگی کند و پای آقا امام حسین علیه السلام و اهدافش باقی بماند. امشب یکی از مهمترین این عوامل را بررسی کردیم و آن «با معرفت بودن» است. داستان عاشورا، در حقیقت داستان انسانهای با معرفت و بیمعرفت، نمکشناس و نمکنشناس، قدرشناس و قدرنشناس است. این نزاع تا قیام قیامت ادامه دارد؛ بحث اصلی، معرفت و بیمعرفتی است.
ماجرای نصر بن ابینیزر را مثال زدیم که در شب عاشورا، وقتی امام حسین علیهالسلام به یارانش فرمودند هرکس میخواهد برود، اصحاب خاص هرکدام بیانی داشتند، اما بیان نصر بن ابینیزر عجیب بود. او عرض کرد: «یا اباعبدالله! اگر ما رفتنی بودیم، اصلاً اینجاها نبودیم.» این سخن ریشه در عقبهای عمیق دارد. پدرش، ابینیزر، از نسل پادشاهان حبشه بود. زمانی که پادشاه حبشه دچار بیآبرویی شد، ابینیزر به محضر رسول اکرم صلی الله آمد و مسلمان شد و از همان ابتدا به عنوان خادم پنج تن آل عباس علیه السلام انتخاب شد. وقتی پادشاه حبشه از دنیا رفت، او را برای پادشاهی دعوت کردند، اما ایشان فرمود: «یک ساعت خدمت به اهل بیت علیهم السلام، از یک عمر پادشاهی حبشه برای من بالاتر است.» او افتخار کرد که لحظهای خادم پیامبر صلی الله باشد و بعدها یار مولا امیرالمومنین علیهالسلام و حضرت فاطمه زهرا سلام الله شد. همین پدر با معرفت، فرزندی به نام نصر تربیت کرد که در کنار امام حسن و امام حسین علیهالسلام رشد یافت. وقتی در سختترین شرایط عاشورا، آقا امام حسین علیهالسلام فرمودند هرکس میخواهد برود، این پدر و فرزندی که از کودکی در مکتب اهل بیت پرورش یافته بودند، ثابت قدم ماندند. اگر کسی در مکتب اهل بیت واقعی باشد، هم خودش حیات پیدا میکند و هم به داد بقیه میرسد و احیا میکند. نمونه بارز این معرفت را در کارهای مولا امیرالمومنین علیه السلام میبینیم که با کمک یارانی مثل ابینیزر، زمینهای مرده را آباد کردند. حتی وقفنامهای که مولا نوشتند، نشان میدهد که ایشان دو چشمه را برای فقرا و در راهماندگان صدقه دادند و فرمودند: «این صدقهای است برای اینکه صورت علی بن ابی طالب از آتش دوزخ حفظ شود.» این نشان میدهد که دشمنان با این جریان مخالفند، چون اگر جریان اهل بیت علیهالسلام زنده باشد، به داد مردم میرسد و خوشبختی دنیا و آخرت را به ارمغان میآورد. امروز هم دشمنان با ایران و رهبران ما دشمنی دارند چون این جریان، ادامهدهنده راه مولا و اهل بیت علیه السلام است. نکته بعدی که برای افزایش تابآوری و قدرت در زندگی مطرح شد، «فال نیک زدن» است. در آیات و روایات تأکید شده که فال بد نزنید، چون زندگی را پیچیدهتر میکند. مولا امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: «فال خوب بزنید تا همان را بیابید.» در دوران کرونا، رهبر عزیزمان فرمودند «این نیز میگذرد» و این فال نیک باعث امیدواری و مدیریت بحران شد. فال بد زدن، تابآوری آدم را از بین میبرد، تحمل را کم میکند و خود بلا را صد برابر بیشتر نشان میدهد. در بیماریها هم اگر کسی بگوید خدا نیاره، قبل از بیماری از دنیا میرود.
اما معرفت واقعی در کلام امام حسین علیهالسلام در خطبه منا به خوبی تبیین شده است. حضرت شش یا هفت نکته را بیان کردند که هر کسی که دم از حسین بن علی علیه السلام میزند باید به آنها توجه کند:
1. و لا تنافس فی سلطان: هر سمت و مسئولیتی که پیدا کردید، نباید به فکر سلطنت و برتریجویی باشید و زیردستان را اذیت کنید.
2. و لا تماسا من فضول الحطام: دنبال دنیاپرستی و جمع مال برای خود نباشید. مثل رهبر عزیزمان که حتی یک عینک ساده را تعویض نکردند و این باعث شده دشمن با ایشان دشمنی کند، چون به دنبال دنیا نیستند.
3. لنی المال منین: برای بلندآوازه کردن علم دین و ارزشها قیام کنید.
4. السلام علیک یا ابا عبدالله: امام حسین علیهالسلام سرپرست کسانی است که میخواهند عبد خدا شوند، نه عبد شیطان و هوا و هوس.
5. و نظهر الاصلاح فی بلادک: مسیر امام حسین علیهالسلام مسیر پرورش انسانهای صالح و مصلح است.
6. و یمن المظلومون من عبادک: راه امام حسین علیهالسلام دفاع از مستضعفین و مظلومین عالم است.
امام حسین علیه السلام تأکید داشتند که باید هم شعور و معرفت داشته باشیم و هم شور حسینی؛ همانطور که بزرگان مثل حاج آقا مجتهدی و حاج آقا حق شناس میفرمودند، هم منبر و سخنرانی برای افزایش معرفت مهم است، هم روضه و سینهزنی برای شور. نکته هفتم اینکه، کسی که دم از امام حسین علیهالسلام میزند، باید نماز، زکات، روزه و عباداتش درست باشد و به داد فقرا برسد. دشمنان به خاطر همین مکتب، کودککش و کودکخوار شدهاند. امروز که شاهد جنایات در سوریه و فلسطین هستیم، نتیجه همین دشمنی با مکتب امام حسین علیهالسلام است. هرکس در این راه قدم بردارد، دشمن از او متنفر میشود و به هر روشی سعی میکند این جریان را از بین ببرد.


تاکنون نظری ثبت نشده است