- 126
- 1000
- 1000
- 1000
تبیین میدان درگیری و مقاومت از منظر قرآن، 5
سخنرانی آیت الله سید محمدمهدی میرباقری با موضوع "تبیین میدان درگیری و مقاومت از منظر قرآن"، جلسه پنجم:"ائتلاف قلوب و عبور از سختی ها "، سال 1405
یک صف بندی در عالم هست بر مدار بندگی و عبودیت و استکبار. صف بندیهای دیگری هم در عالم هست، اهل دنیا بر سر دنیا با هم نزاع دارند، اما یک صف بندیای هست که با بعثت انبیا آغاز میشود و موضوعش انذارهای بزرگ و بشارتهای بزرگ است. وقتی انبیا می آیند، دعوتهای بزرگی میکنند و عده ایی مقابل این دعوتها می ایستند و صف بندی می کنند. وقتی می گویید فقط خدا، بحث از او هست که فقط باید بندگی او کرد، در راه او راه رفت، هرچه او می خواهد. آنهایی که ایمان به آخرت ندارند، مشمئز می شوند. وقتی صحبت از دیگران و بتهاست، گویا به آنها بشارت داده میشود. انبیا انذارهای بزرگ و بشارتهای بزرگ دارند: "وَاللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ" این انذارها اختلاف ایجاد کرده. این اختلاف موضوعش دنیا نیست، موضوعش پرستش خداست. گرچه به امکانات دنیا هم میکشد، اما نزاع بر سر امکانات مادی عالم نیست. انبیا خیلی بزرگتر از این هستند که سر این امور نزاع کنند، نزاعشان بر سر گسترش توحید است. البته مقابل تعدی و طغیان و چپاول و بی عدالتی هم می ایستند، ولی مسئله بزرگتر از این حرفهاست. خدای متعال میفرماید: "هَذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِی رَبِّهِمْ" - موضوع در باب پروردگار است. حضرت فرمود ما می گوییم طرح خدا درست است، ربوبیت خدا حق است، امر او باید در عالم جاری بشود. اینها میگویند نه، طرح خدا درست نیست، ما خودمان باید طرح دیگری دربیندازیم و اداره بشر را به عهده بگیریم. نزاع بر سر همین یک کلمه است: حق و باطل. در این درگیری، دو تا جریان امامت شکل میگیرد، دو تا جریان ولایت شکل میگیرد، دو تا دستگاه سرپرستی درست میشود:
· سرپرستی که دعوت به توحید میکند: "الَّذِینَ یَدْعُونَ إِلَى اللَّهِ"
· سرپرستی که "أَئِمَّةً یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ" - دعوت به جهنم و آتش و طغیان میکند.
این درگیری بین این دو دستگاه بر سر پرستش خدای متعال و استکبار، به همه عرصه های زندگی کشیده میشود. یک درگیری فراگیر است، اینطور نیست که نقطه ای محل درگیری نباشد. خدای متعال ناظر بیتفاوت نیست، طرفدار جبهه مؤمنین است. قرآن با بیانهای مختلف توضیح داده: "إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِینَ اتَّقَوْا"، "إِنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُحْسِنِینَ"، "إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ". خدای متعال همراه انبیاست، همراه جبهه حقه است و این همراهی به نصرت و پیروزی منتهی میشود: "إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا".
اشکال مختلف نصرت الهی:
1. گاهی با صفوف ملائکه است
2. گاهی با نازل کردن آرامش و سکینه است
3. گاهی رعب بر دشمن مسلط میشود
این نصرت یک پوشش ظاهری هم دارد، اهل دنیا ممکن است متوجه نشوند، ولی نصرت خداست. ممکن است کفار ببینند و متوجه می شود. نصرت الهی یک برنامه بلندمدت و طولانی است. درگیری طولانی است و نصرت هم یکباره نیست. مسلمونها در بدر پیروز میشوند، اما این پیروزی مطلق نیست. خدا به دنبال این است که حق را تثبیت کند و باطل را جمع کند: "لِیُحِقَّ الْحَقَّ وَیُبْطِلَ الْبَاطِلَ". این روایت به ظهور تأویل شده، از بعد شروع میشود تا ظهور ادامه پیدا میکند.
طرح نصرت الهی یک طرح وهله ای و لحظه ای نیست. حتی حضرت وقتی تشریف میآورند، در یک مسیری این نصرت و پیروزی نازل میشود. نباید طمع خام داشته باشیم که چون حق هستیم، باید پیروزی فوری به دست بیاید. قرآن متذکر شده که بعضی خیال میکنند اگر حق با ماست، اصلاً نباید آسیب ببینیم. اینطور نیست. نصرت خدا به این معنا نیست که آسیب ظاهری به ما نمیرسد. در جنگ احد، منافقین گفتند: "لَوْ کَانَ لَنَا مِنَ الْأَمْرِ شَیْءٌ مَّا قُتِلْنَا هَاهُنَا" - اگر حق با ما بود، ما کشته نمیشدیم. قرآن میفرماید اینطور نیست. سیدالشهدا علیهالسلام فرمودند: خدای متعال به مؤمنین وعده داده که اگر درگیر شدید، ایمانتان را حفظ میکند، اما وعده نداده که دچار سختی نشوید. سیدالشهدا که حق مطلق بود، روز عاشورا کشته شدند. حضرت فرمودند: "قَتْلُ آنا قَتْلُ الْأَنْبِیَاءِ" - کشته های ما مثل کشته های انبیاست. پس اینطور نیست که اگر حق با ما بود، نصرت الهی یعنی کار سخت نمیشود، آسیب نمیبینیم، لطمه ظاهری نمیخوریم. ولی واقعاً حضرت در کربلا منصور هستند. نصرت از خود صحنه کربلا شروع میشود. خونخواهی سیدالشهدا محقق میشود، ولی طرح نصرت نهایی یک مسیری را طی میکند.
نصرت قواعد و آدابی دارد:
1. استقامت و صبر: "إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ"
2. تقوا: "إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِینَ اتَّقَوْا"
3. احسان: "إِنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُحْسِنِینَ"
4. یاری کردن خدا: "إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرْکُمْ" - اگر خدا را یاری کنید، قطعاً خدا شما را یاری میکند. این سنت قطعی است و تخلف ندارد.
خدای متعال میفرماید: "أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا یَأْتِکُم مَّثَلُ الَّذِینَ خَلَوْا مِن قَبْلِکُم" - محاسبه غلط نکنید، خیال نکنید درهای بهشت باز میشود و وارد بهشت میشوید. خبر پیشینیان را دریافت نکردید که "مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا" - دچار سختیها و بیماریها و غصه ها و حزن ها شدند و آنقدر تزلزل پیدا کردند که "حَتَّىٰ یَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَىٰ نَصْرُ اللَّهِ" - پیغمبر و مؤمنین گفتند نصرت خدا کی میرسد؟ "أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِیبٌ" مرحوم علامه طباطبایی میفرمایند در جنگ احزاب، وقتی مؤمنین آن صحنه سخت را دیدند (مدینه محاصره شده، ده هزار لشکر، یهود بنی قریظه هم پیمان، خندق، سرمای شدید، محاصره اقتصادی)، گفتند: "هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ" - این همان وعده خداست.1. مؤمنین این را عذاب و وعید نمیبینند، بلکه وعده میبینند و نعمت و بستر رشد میدانند. 2. این را وعده خدا میدانند. وعده خدا این است که شما را به نصرت و پیروزی میرساند و درهای بهشت را باز میکند، اما پس از عبور از "بأساء و ضراء" و تکانه ها و زلزله ها. سختی ها برای این نیست که خدا میخواهد ما را عذاب کند یا مجازات کند. اگر انسان بخواهد به اندازه بهشت بشود، باید از دل این سختیها بگذرد. آدمی که اندازه دنیاست، لباس بهشت به تنش بیقواره است. باید سازه های سستی که در وجود ماست فرو بریزد، بعد خدای متعال بنای توحیدی در وجود ما درست کند. مومن موحد جایگاهش بهشت است، بهشت دارالمؤمنین، دارالذکر، دارالانبیاست. نصرت خدا را باید یک طرح بزرگ ببینیم که تا ظهور ادامه دارد و تا قیامت هم ادامه دارد. در مراحلی این نصرت نازل میشود، همه اش دفعتاً نازل نمیشود. ما خودمان را با این سنت و طرح باید وفق بدهیم.
سنتهای خدا "لَا تَبْدِیلَ لِسُنَّتِ اللَّهِ" - سنتها قواعدی هستند که در عالم حاکمند. بعضیها مثل طلوع و غروب خورشید هستند که اختیار ما در آنها حضور ندارد. اما سنتهایی هم هستند که قضیه شرطیاند: "إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرْکُمْ". اگر شرط محقق شد، نتیجه قطعی است. اما در اینکه ذیل آن سنت قرار بگیریم، آزادیم. اگر مسیر نصرت را رفتیم، خدا یاری میکند؛ اگر نرفتیم، نصرت شامل حالمان نمیشود. وقتی نصرت خدا نازل میشود، در جای مناسب خودش، حقیقت توحید و صفات حمیده نازل میشود، ما را بهشتی میکند و درهای بهشت را باز میکند. اما از یک مسیری باید عبور کنیم. این مسیر لوازم راه است، نه اینکه خدا میخواهد گرانفروشی کند. خدای متعال در آیه 150 سوره بقره (بعد از آیات تغییر قبله) میفرماید: "وَلَنَبْلُوَنَّکُم بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ"
پنج ابتلا:
1. خوف - ترس از دشمن
2. جوع - کمبود و گرانی
3. نقص از اموال - از دست دادن اموال
4. نقص از انفس - شهادت و خطرات جانی
5. نقص از ثمرات - از دست دادن ثمره زندگی
این ابتلائات امتحانات مسیر خداست. کسانی که پایداری میکنند، وقتی با این صحنههای سخت روبهرو میشوند میگویند: "إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ" - ما از خدا آمدیم و به سوی او بازمیگردیم، اینها لوازم راه است.
اگر می خواهید این نصرت نازل شود، حول امیرالمومنین موتلف شوید، نصرت می آید. اگر این ائتلاف به هم خورد، اگر تفرق از قلبها پیدا شد، اگر حول پرچمدار مجتمع نبودیم و ائتلاف قلب نداشتیم، نصرت خدا برداشته میشود. نصرت الهی با جبهه حقه و مؤمنین است، قواعد دارد، شرطش این است که ما سلوک با "بأساء و ضراء" داشته باشیم، در دل سختیها و تکانه های سنگین نگران نشویم، استقامت کنیم. خدا همین تزلزل را تبدیل به ثبات قدم میکند: "یُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ". یک جبهه نصرت هم نصرتی است که خدا انبیا را با مؤمنین میکند. مهمترین قوهای که جبهه انبیا با آن نصرت میشود، این است که خدا یک جبهه موتلفه القلب درست میکند.
یک صف بندی در عالم هست بر مدار بندگی و عبودیت و استکبار. صف بندیهای دیگری هم در عالم هست، اهل دنیا بر سر دنیا با هم نزاع دارند، اما یک صف بندیای هست که با بعثت انبیا آغاز میشود و موضوعش انذارهای بزرگ و بشارتهای بزرگ است. وقتی انبیا می آیند، دعوتهای بزرگی میکنند و عده ایی مقابل این دعوتها می ایستند و صف بندی می کنند. وقتی می گویید فقط خدا، بحث از او هست که فقط باید بندگی او کرد، در راه او راه رفت، هرچه او می خواهد. آنهایی که ایمان به آخرت ندارند، مشمئز می شوند. وقتی صحبت از دیگران و بتهاست، گویا به آنها بشارت داده میشود. انبیا انذارهای بزرگ و بشارتهای بزرگ دارند: "وَاللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ" این انذارها اختلاف ایجاد کرده. این اختلاف موضوعش دنیا نیست، موضوعش پرستش خداست. گرچه به امکانات دنیا هم میکشد، اما نزاع بر سر امکانات مادی عالم نیست. انبیا خیلی بزرگتر از این هستند که سر این امور نزاع کنند، نزاعشان بر سر گسترش توحید است. البته مقابل تعدی و طغیان و چپاول و بی عدالتی هم می ایستند، ولی مسئله بزرگتر از این حرفهاست. خدای متعال میفرماید: "هَذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِی رَبِّهِمْ" - موضوع در باب پروردگار است. حضرت فرمود ما می گوییم طرح خدا درست است، ربوبیت خدا حق است، امر او باید در عالم جاری بشود. اینها میگویند نه، طرح خدا درست نیست، ما خودمان باید طرح دیگری دربیندازیم و اداره بشر را به عهده بگیریم. نزاع بر سر همین یک کلمه است: حق و باطل. در این درگیری، دو تا جریان امامت شکل میگیرد، دو تا جریان ولایت شکل میگیرد، دو تا دستگاه سرپرستی درست میشود:
· سرپرستی که دعوت به توحید میکند: "الَّذِینَ یَدْعُونَ إِلَى اللَّهِ"
· سرپرستی که "أَئِمَّةً یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ" - دعوت به جهنم و آتش و طغیان میکند.
این درگیری بین این دو دستگاه بر سر پرستش خدای متعال و استکبار، به همه عرصه های زندگی کشیده میشود. یک درگیری فراگیر است، اینطور نیست که نقطه ای محل درگیری نباشد. خدای متعال ناظر بیتفاوت نیست، طرفدار جبهه مؤمنین است. قرآن با بیانهای مختلف توضیح داده: "إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِینَ اتَّقَوْا"، "إِنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُحْسِنِینَ"، "إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ". خدای متعال همراه انبیاست، همراه جبهه حقه است و این همراهی به نصرت و پیروزی منتهی میشود: "إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا".
اشکال مختلف نصرت الهی:
1. گاهی با صفوف ملائکه است
2. گاهی با نازل کردن آرامش و سکینه است
3. گاهی رعب بر دشمن مسلط میشود
این نصرت یک پوشش ظاهری هم دارد، اهل دنیا ممکن است متوجه نشوند، ولی نصرت خداست. ممکن است کفار ببینند و متوجه می شود. نصرت الهی یک برنامه بلندمدت و طولانی است. درگیری طولانی است و نصرت هم یکباره نیست. مسلمونها در بدر پیروز میشوند، اما این پیروزی مطلق نیست. خدا به دنبال این است که حق را تثبیت کند و باطل را جمع کند: "لِیُحِقَّ الْحَقَّ وَیُبْطِلَ الْبَاطِلَ". این روایت به ظهور تأویل شده، از بعد شروع میشود تا ظهور ادامه پیدا میکند.
طرح نصرت الهی یک طرح وهله ای و لحظه ای نیست. حتی حضرت وقتی تشریف میآورند، در یک مسیری این نصرت و پیروزی نازل میشود. نباید طمع خام داشته باشیم که چون حق هستیم، باید پیروزی فوری به دست بیاید. قرآن متذکر شده که بعضی خیال میکنند اگر حق با ماست، اصلاً نباید آسیب ببینیم. اینطور نیست. نصرت خدا به این معنا نیست که آسیب ظاهری به ما نمیرسد. در جنگ احد، منافقین گفتند: "لَوْ کَانَ لَنَا مِنَ الْأَمْرِ شَیْءٌ مَّا قُتِلْنَا هَاهُنَا" - اگر حق با ما بود، ما کشته نمیشدیم. قرآن میفرماید اینطور نیست. سیدالشهدا علیهالسلام فرمودند: خدای متعال به مؤمنین وعده داده که اگر درگیر شدید، ایمانتان را حفظ میکند، اما وعده نداده که دچار سختی نشوید. سیدالشهدا که حق مطلق بود، روز عاشورا کشته شدند. حضرت فرمودند: "قَتْلُ آنا قَتْلُ الْأَنْبِیَاءِ" - کشته های ما مثل کشته های انبیاست. پس اینطور نیست که اگر حق با ما بود، نصرت الهی یعنی کار سخت نمیشود، آسیب نمیبینیم، لطمه ظاهری نمیخوریم. ولی واقعاً حضرت در کربلا منصور هستند. نصرت از خود صحنه کربلا شروع میشود. خونخواهی سیدالشهدا محقق میشود، ولی طرح نصرت نهایی یک مسیری را طی میکند.
نصرت قواعد و آدابی دارد:
1. استقامت و صبر: "إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ"
2. تقوا: "إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِینَ اتَّقَوْا"
3. احسان: "إِنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُحْسِنِینَ"
4. یاری کردن خدا: "إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرْکُمْ" - اگر خدا را یاری کنید، قطعاً خدا شما را یاری میکند. این سنت قطعی است و تخلف ندارد.
خدای متعال میفرماید: "أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا یَأْتِکُم مَّثَلُ الَّذِینَ خَلَوْا مِن قَبْلِکُم" - محاسبه غلط نکنید، خیال نکنید درهای بهشت باز میشود و وارد بهشت میشوید. خبر پیشینیان را دریافت نکردید که "مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا" - دچار سختیها و بیماریها و غصه ها و حزن ها شدند و آنقدر تزلزل پیدا کردند که "حَتَّىٰ یَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَىٰ نَصْرُ اللَّهِ" - پیغمبر و مؤمنین گفتند نصرت خدا کی میرسد؟ "أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِیبٌ" مرحوم علامه طباطبایی میفرمایند در جنگ احزاب، وقتی مؤمنین آن صحنه سخت را دیدند (مدینه محاصره شده، ده هزار لشکر، یهود بنی قریظه هم پیمان، خندق، سرمای شدید، محاصره اقتصادی)، گفتند: "هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ" - این همان وعده خداست.1. مؤمنین این را عذاب و وعید نمیبینند، بلکه وعده میبینند و نعمت و بستر رشد میدانند. 2. این را وعده خدا میدانند. وعده خدا این است که شما را به نصرت و پیروزی میرساند و درهای بهشت را باز میکند، اما پس از عبور از "بأساء و ضراء" و تکانه ها و زلزله ها. سختی ها برای این نیست که خدا میخواهد ما را عذاب کند یا مجازات کند. اگر انسان بخواهد به اندازه بهشت بشود، باید از دل این سختیها بگذرد. آدمی که اندازه دنیاست، لباس بهشت به تنش بیقواره است. باید سازه های سستی که در وجود ماست فرو بریزد، بعد خدای متعال بنای توحیدی در وجود ما درست کند. مومن موحد جایگاهش بهشت است، بهشت دارالمؤمنین، دارالذکر، دارالانبیاست. نصرت خدا را باید یک طرح بزرگ ببینیم که تا ظهور ادامه دارد و تا قیامت هم ادامه دارد. در مراحلی این نصرت نازل میشود، همه اش دفعتاً نازل نمیشود. ما خودمان را با این سنت و طرح باید وفق بدهیم.
سنتهای خدا "لَا تَبْدِیلَ لِسُنَّتِ اللَّهِ" - سنتها قواعدی هستند که در عالم حاکمند. بعضیها مثل طلوع و غروب خورشید هستند که اختیار ما در آنها حضور ندارد. اما سنتهایی هم هستند که قضیه شرطیاند: "إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرْکُمْ". اگر شرط محقق شد، نتیجه قطعی است. اما در اینکه ذیل آن سنت قرار بگیریم، آزادیم. اگر مسیر نصرت را رفتیم، خدا یاری میکند؛ اگر نرفتیم، نصرت شامل حالمان نمیشود. وقتی نصرت خدا نازل میشود، در جای مناسب خودش، حقیقت توحید و صفات حمیده نازل میشود، ما را بهشتی میکند و درهای بهشت را باز میکند. اما از یک مسیری باید عبور کنیم. این مسیر لوازم راه است، نه اینکه خدا میخواهد گرانفروشی کند. خدای متعال در آیه 150 سوره بقره (بعد از آیات تغییر قبله) میفرماید: "وَلَنَبْلُوَنَّکُم بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ"
پنج ابتلا:
1. خوف - ترس از دشمن
2. جوع - کمبود و گرانی
3. نقص از اموال - از دست دادن اموال
4. نقص از انفس - شهادت و خطرات جانی
5. نقص از ثمرات - از دست دادن ثمره زندگی
این ابتلائات امتحانات مسیر خداست. کسانی که پایداری میکنند، وقتی با این صحنههای سخت روبهرو میشوند میگویند: "إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ" - ما از خدا آمدیم و به سوی او بازمیگردیم، اینها لوازم راه است.
اگر می خواهید این نصرت نازل شود، حول امیرالمومنین موتلف شوید، نصرت می آید. اگر این ائتلاف به هم خورد، اگر تفرق از قلبها پیدا شد، اگر حول پرچمدار مجتمع نبودیم و ائتلاف قلب نداشتیم، نصرت خدا برداشته میشود. نصرت الهی با جبهه حقه و مؤمنین است، قواعد دارد، شرطش این است که ما سلوک با "بأساء و ضراء" داشته باشیم، در دل سختیها و تکانه های سنگین نگران نشویم، استقامت کنیم. خدا همین تزلزل را تبدیل به ثبات قدم میکند: "یُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ". یک جبهه نصرت هم نصرتی است که خدا انبیا را با مؤمنین میکند. مهمترین قوهای که جبهه انبیا با آن نصرت میشود، این است که خدا یک جبهه موتلفه القلب درست میکند.


تاکنون نظری ثبت نشده است