- 30
- 1000
- 1000
- 1000
نکاتی از نامه 31 نهجالبلاغه امیرالمؤمنین علیه السلام، 32
سخنرانی حجت الاسلام محمدجواد نظافت با موضوع «نکاتی از نامه 31 نهجالبلاغه امیرالمؤمنین علیه السلام»، جلسه سی و دوم: لجبازی و عجله بدون آگاهی، سال 1403
ائمه معصومین سلام الله علیه و همه پیامبران بشر هستند و قرآن اصرار دارد که اینها بشر هستند و اصلا این بشر بودن خودش یک امتیاز هست البته بشر مافوق هستند مافوق بشر نیستند اما بشر مافوق هستند در پاسخ موسی و هارون و فرعونی ها اینطوری گفتند فقالوا انومنوا لبشرین مثلنا بشر مثل ما یعنی بهانه های کفار همین بود گفتند اینها بشر هستند از نظر ما بشر بودن یک امتیاز است چون اگر بشر نبودند ما بهانه داشتیم. منتهی یوحی الیه تفاوتش و وجه تمایزش این است از نظر علمی و معنوی یوحی الیه و معنوی هم اهل عمل و عبد خدا و اگر بشر نبودند ما بهانه داشتیم می گفتیم تو فرشته ای درد ما را که ندارند مشکل ما را که ندارند مثل ما که نیست نمی شد تأصی بکنیم برای اینکه قرآن می گوید اینها اسوه هستند چون بشر هستند می شود اسوه باشند و باز آیه داریم و ما جعلناهم جسدا لا یأکلون الطعام اینها را جسدی که غذا نخورند ندادیم و ما کانوا خالدین این انبیاء همیشه اینجا نیستند مثل شما انک میت و انهم میتون یک روزی از این دنیا می روند بهانه می آوردند ما لهذا الرسول یاکل الطعام این چه طور پیامبری است این که همیشه غذا می خورد و یمشوا فی الاسواء این که مثل ما در بازار راه می رود لَوْ لا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مَلَکٌ فَیَکُونَ مَعَهُ نَذِیراً.
عرضم این است که بشر بودن یک امتیاز است و تاکید شده حالا درک عبارات این نامه سی و یک باید وقتی درست میسر می شود که ما به این جنبه توجه کنیم من از همان ابتدا یک نمونه هایی را بگویم که اگر توجه نکنیم به این جنبه بشر بودن برای ما سوء تفاهم درست می کند و من عرض کردم این از اون جهت که امام معصوم هستند نامه را ننوشته اند از اون جهت که یک بشر هستند و البته بشر آگاه و با تجربه خطاب به یک جوان نه از اون جهت که امام حسن قرار است امام معصوم شوند در آینده جوانی که طبیعت هر جوانی ناپختگی هایی دارد شهریار خیلی خوب گفت نه خدا توانشم خواند نه بشر توانمش گفت متحیرم چه نامم بشر خدا نما را.
ائمه معصومین سلام الله علیه و همه پیامبران بشر هستند و قرآن اصرار دارد که اینها بشر هستند و اصلا این بشر بودن خودش یک امتیاز هست البته بشر مافوق هستند مافوق بشر نیستند اما بشر مافوق هستند در پاسخ موسی و هارون و فرعونی ها اینطوری گفتند فقالوا انومنوا لبشرین مثلنا بشر مثل ما یعنی بهانه های کفار همین بود گفتند اینها بشر هستند از نظر ما بشر بودن یک امتیاز است چون اگر بشر نبودند ما بهانه داشتیم. منتهی یوحی الیه تفاوتش و وجه تمایزش این است از نظر علمی و معنوی یوحی الیه و معنوی هم اهل عمل و عبد خدا و اگر بشر نبودند ما بهانه داشتیم می گفتیم تو فرشته ای درد ما را که ندارند مشکل ما را که ندارند مثل ما که نیست نمی شد تأصی بکنیم برای اینکه قرآن می گوید اینها اسوه هستند چون بشر هستند می شود اسوه باشند و باز آیه داریم و ما جعلناهم جسدا لا یأکلون الطعام اینها را جسدی که غذا نخورند ندادیم و ما کانوا خالدین این انبیاء همیشه اینجا نیستند مثل شما انک میت و انهم میتون یک روزی از این دنیا می روند بهانه می آوردند ما لهذا الرسول یاکل الطعام این چه طور پیامبری است این که همیشه غذا می خورد و یمشوا فی الاسواء این که مثل ما در بازار راه می رود لَوْ لا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مَلَکٌ فَیَکُونَ مَعَهُ نَذِیراً.
عرضم این است که بشر بودن یک امتیاز است و تاکید شده حالا درک عبارات این نامه سی و یک باید وقتی درست میسر می شود که ما به این جنبه توجه کنیم من از همان ابتدا یک نمونه هایی را بگویم که اگر توجه نکنیم به این جنبه بشر بودن برای ما سوء تفاهم درست می کند و من عرض کردم این از اون جهت که امام معصوم هستند نامه را ننوشته اند از اون جهت که یک بشر هستند و البته بشر آگاه و با تجربه خطاب به یک جوان نه از اون جهت که امام حسن قرار است امام معصوم شوند در آینده جوانی که طبیعت هر جوانی ناپختگی هایی دارد شهریار خیلی خوب گفت نه خدا توانشم خواند نه بشر توانمش گفت متحیرم چه نامم بشر خدا نما را.


تاکنون نظری ثبت نشده است