- 283
- 1000
- 1000
- 1000
ولاء ها و ولایت ها در قرآن، 7
سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین محسن قنبریان با موضوع «ولاء ها و ولایت ها در قرآن»، جلسه هفتم: ولایت یا ارباب، سال 1403
نکته خیلی مهمی که هست این است که خب تفاوت را توجه دارید. وقتی بگویید محبت و نصرت، محبت و نصرت یک چیزی است در سینه مؤمنان، در سینه آدمهایی که ممکن است یک سرپرستی را هم قبول کرده باشند. ولی وقتی میگویی ولایت خب آن دیگه خود سرپرستی است. خود آن سرپرستی و زعامت و تدبیر امور رو میگویند. نکته مهم آن این است که نسبت این دو تا با هم چیست؟ غیر از آن بحثهای لغوی که ماده جوهره معنایی مشترک همه آنها، اتصال و پیوستگی به هم بودن دو چیز است. در واقعیت خارجی، در زندگی اجتماعی این دو تا با هم چه نسبتی دارند؟ ولایت و ولایت فقط تو عالم لغت با هم تفاوت دارند؟ تو عالم لغت که با هم تفاوت دارند. آیا در بیرون هم نسبتی با هم دارند یا ندارند؟ اینجا حالا نمیخواهم خیلی بحثهای فنی و خستهکننده بیان کنم. یک کلمه خیلی نفیسی را در قرآن پیدا کردیم که بدیل و رقیب و هووی مفهوم ولایت بود. چون قرآن یک خوبی ای که دارد این است که اضداد آن مفاهیم خودش را هم بیان میکند. چون خیلی وقت ها یک چیزی با ضدش بهتر شناخته میشود. وقتی ضدش ر بگویی مثلاً شما سفیدی را بگویی در مقابل سیاهی، سیاهی آن وقت بهتر شناسایی می شود. خود سیاهی را اگر بخواهی تعریف کنی خیلی سخت است ولی جلوی سفیدی که قرارش می دهی دیگر معنایش را همه میفهمند. ایمان را جداگانه توضیح میدهد درباره اش که چیست و اوصافش چیست و تجلیات آن چیست؟ در مقابل آن شرک و کفر را هم میگوید تا به اضدادش شناخته بشود.
نکته خیلی مهمی که هست این است که خب تفاوت را توجه دارید. وقتی بگویید محبت و نصرت، محبت و نصرت یک چیزی است در سینه مؤمنان، در سینه آدمهایی که ممکن است یک سرپرستی را هم قبول کرده باشند. ولی وقتی میگویی ولایت خب آن دیگه خود سرپرستی است. خود آن سرپرستی و زعامت و تدبیر امور رو میگویند. نکته مهم آن این است که نسبت این دو تا با هم چیست؟ غیر از آن بحثهای لغوی که ماده جوهره معنایی مشترک همه آنها، اتصال و پیوستگی به هم بودن دو چیز است. در واقعیت خارجی، در زندگی اجتماعی این دو تا با هم چه نسبتی دارند؟ ولایت و ولایت فقط تو عالم لغت با هم تفاوت دارند؟ تو عالم لغت که با هم تفاوت دارند. آیا در بیرون هم نسبتی با هم دارند یا ندارند؟ اینجا حالا نمیخواهم خیلی بحثهای فنی و خستهکننده بیان کنم. یک کلمه خیلی نفیسی را در قرآن پیدا کردیم که بدیل و رقیب و هووی مفهوم ولایت بود. چون قرآن یک خوبی ای که دارد این است که اضداد آن مفاهیم خودش را هم بیان میکند. چون خیلی وقت ها یک چیزی با ضدش بهتر شناخته میشود. وقتی ضدش ر بگویی مثلاً شما سفیدی را بگویی در مقابل سیاهی، سیاهی آن وقت بهتر شناسایی می شود. خود سیاهی را اگر بخواهی تعریف کنی خیلی سخت است ولی جلوی سفیدی که قرارش می دهی دیگر معنایش را همه میفهمند. ایمان را جداگانه توضیح میدهد درباره اش که چیست و اوصافش چیست و تجلیات آن چیست؟ در مقابل آن شرک و کفر را هم میگوید تا به اضدادش شناخته بشود.


تاکنون نظری ثبت نشده است