منو
سر خط شروع و تحلیل تاریخ اسلام، 67 (پایان)

سر خط شروع و تحلیل تاریخ اسلام، 67 (پایان)

  • 1 تعداد قطعات
  • 28 دقیقه مدت قطعه
  • 58 دریافت شده
سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین حامد کاشانی با موضوع «سر خط شروع و تحلیل تاریخ اسلام»، جلسه شصت و هفتم: وقایع روزهای پایانی حکومت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام (4)، سال 1400

یک دعای جوشن کبیری هست که روزی عزیزان ما می‌شود که شب‌های قدر بخوانند اسامی خدا را صدا می‌زنند. بعد از پایان هر بندی که ده تا اسم خدا را صدا می‌زنند می‌گویند که «سُبْحَانَکَ یَا لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنَا مِنَ النَّارِ یَا رَب‏» این سبحانک در این فضا یک خورده تعجب‌آور است اگر کسی به آن توجه نکند. تسبیح حضرت حق که کار بسیار عظیم‌الشأنی است، مراتبی دارد. یکی از این موارد تسبیح مال آنجایی است که می‌خواهیم خدا را تنزیه کنیم یا عذرخواهی کنیم. من چند تا آیه می‌خوانم تا این موضوع مشخص شود. مثلاً ملائکه وقتی در مورد خلقت حضرت آدم از خداوند چیزی خواستند که آقا اینها می‌آیند در زمین و چه می‌کنند، ما هستیم. «نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ» وقتی حضرت حق فرمود که «إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُون‏» را شما خبر ندارید، گفتند که «قالُوا سُبْحانَکَ» ما فکر کردیم الآن داریم یک چیزی به خدا یاد می‌دهیم. پیشنهاد دادیم. سبحانک. تو پاک و منزهی. «لا عِلْمَ لَنا إِلاَّ ما عَلَّمْتَنا» یعنی یکی از موارد تسبیح و سبحانک گفتن موارد عذرخواهی است یا تنزیه است. مثلاً «وَ قالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدا» چند بار در قرآن شبیه این آمده که برخی خیال کردند یا فرزند گرفتند برای خدا. سبحانه. پاک و منزه است خدا از همچنین نیازی که فرزند داشته باشد. یا بندگان خدا، آنهایی که شب زنده‌دار هستند می‌گویند «رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلا» خدایا تو این آسمان و زمین را باطل خلق نکردی. سبحانک. منزهی تو از اینکه بی‌حکمت کاری کرده باشی. «إِنَّمَا اللَّهُ إِلهٌ واحِد» خدا، الله، معبود یگانه‌ی احد فرد است. «سُبْحانَهُ أَنْ یَکُونَ لَهُ وَلَد» منزه است از اینکه فرزند داشته باشد. «سُبْحانَهُ‏ عَمَّا یُشْرِکُون‏» منزه است از آن چیزی که مشرکان می‌گویند. «سُبْحانه عَمَّا یَصِفُون‏‏» خب ببینید این فضا را ببینید. فرزند دارد، شرک می‌ورزند، نسبت خلاف حکمت ممکن است در ذهن یک لحظه بیاید. حالا ما وقتی می‌گوییم یا علی یا غفور، یا عزیز یا شکور، یا من له القدره والکمال، یا من له العزه والجمال. ای که صاحب عزت و جمالی، دیگر برای چی سبحانک؟ این سبحانک سرش چیست؟ ما درباره صفات خدا به صورت مختصر همواره بین دو خطر عظیم هستیم. خطر تشبیه و خطر تعطیل. خطر تشبیه خدا به غیرخدا. هیچ چیزی مثل او نیست. و بعضی‌ها ممکن است به خاطر اینکه نخواهند خدا را به چیزی تشبیه کنند که دون شأن باری تعالی است کلاً سکوت کنند و هیچ صفتی به او نسبت ندهند. به اینها می‌گویند معطله یعنی تعطیل کرد. بین تشبیه‌کنندگان مثل کسانی که برای خدا جسم قائلند. اگر شما بروید بعضی منابع روایی را ببینید مثل صحیح بخاری و جاهای دیگر، خدا ساق دارد. قیامت به ساق پای او ساقش را نشان می‌دهد مسلمان‌ها، مؤمنان بشناسند. حالا کارت شناسایی‌شان مثلاً چرا، چطوری است. این تشبیه است. سبحانه از اینکه خدا تشبیه بشود به چیزی. «لیس کمثله شیء» این از محکم‌ترین آیات قرآن است. این جزء آیات محکم است. از آن طرف هم بعضی‌ها هم خواسته‌اند از این طرف پشت بام نیفتند، از آن طرف افتاده‌اند سقوط کرده‌اند. در حالی که قرآن هم برای خدا سمیع و بصیر و غفور و شکور، صبار دارد. چه کار باید کرد؟ نکته‌ی بحث اینجا است. ما آنجایی که خیال می‌کنیم داریم... مثلاً خدا به شما یک توان بیانی داده اگر دو تا جمله از من تعریف کنیم از شأن من هم حتی بالاتر بیان می‌کنید. اما ما هر چه تلاش کنیم خدا را وصل کنیم آن قدرت، ته قدرتی که در ذهن من است و فهم من است چقدر است؟ ته کمالی که در ذهن من است که می‌گویم «یا من له القدره والکمال» ته کمال که من می‌فهمم چیست؟ آیا این کمال، کمال حضرت حق است؟

قطعات

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخن