منو
اثرات جهاد و مقاومت در جوامع، 1

اثرات جهاد و مقاومت در جوامع، 1

  • 1 تعداد قطعات
  • 48 دقیقه مدت قطعه
  • 125 دریافت شده
سخنرانی حجت الاسلام سیدمحمدحسین راجی با موضوع "اثرات جهاد و مقاومت در جوامع"، جلسه اول: ترویج روحیه صبر و مقاومت، سال 1404


چیزی که ما امروز بیش از هر دورانی به آن نیاز داریم این هست که بتوانیم برای مردم مان و برای خودمان و برای نسلمان روحیه صبر و مقاومت رو ترویج بکنیم. ما در روزهای آینده و ماه های آینده به یکی از چیزهایی که خیلی نیاز داریم روحیه مقاومت مبارزه و جهاد هست. خب جنگ اتفاق افتاد، الان می بینیم که بیش از همیشه ما به این روحیه مقاومت نیاز داریم. در این جلسه به اصل مقاومت و جهاد می پردازیم، آن چیزی که خداوند در قرآن مومنین را در رابطه با آن امتحان می کند و می فرماید: اگر اهل این کار بودید، اگر اهل مقاومت و مبارزه و جهاد بودید، ارزش دارید و اگر اهل این امور نبودید هیچ ارزشی ندارید، ما شما را هم عوض خواهیم کرد و گروه دیگری می آوریم که اهل مبارزه و جهاد باشند. خداوند در یک جایی از سوره مبارکه مائده آیه معروف را مطرح می فرماید: بلند شید برید بجنگید مرتد نشید جهاد بکنید و اگر این کارا رو انجام ندید اشکال نداره ما هم یک قومی را می آوریم که انها خدا رو دوست دارند و خدا هم آن ها را دوست دارد و اهل جهادند و از ملامت ها نمی ترسند. امثال این آیات در قرآن کم نیست. آن چیزی که به انسان و به یک جامعه و به یک ملت و به یک امت ارج و قرب می دهد بحث مقاومت است و این توبیخی که خداوند در این آیات بیان می فرماید توبیخ کفار که نیست، توبیخ منافقین که نیست، توبیخ مومنین هست، یعنی این ها نماز می خوانند این ها اهل روزه ای اند اما اهل جهاد نیستند. ان چالشی که در دوران امیرالمومنین در مقابل حضرت برای ایشان پیش آمده بود، چالش راحت طلبی و فراری بودن مسلمان ها از مبارزه و جهاد بود، آن چیزی که باعث شد امام مجتبی صلح را متحمل شوند، مگر دوری از روحیه جهاد مسلمان ها نبود. در دوران اباعبدالله اهل نماز که زیاد بود، اهل عبادات زیاد بود، اهل پیاده روی به حج که زیاد بود اما مشکل این بود که بسیاری از دوستداران اباعبدالله هم روحیه مقاومتشان را از دست داده بودند و سازشکار شده بودند، حال و حوصله جهاد نداشتند و می ترسیدند، زندگی دنیا خیلی براشون شیرین شده بود. کسی که زندگی دنیا برای او دلپذیر و شیرین شد تیزی شمشیر را نمی تواند تحمل کند. حجت بن الحسن که تشریف آوردند تازه زمان جهاد و مبارزه هست و به این راحتی که نیست، چقدر راحت طلب ها خون به دل امیرالمومنین کردند. در زندگی حضرت یک دوران هایی وجود دارد که از لحاظ عبرت برای ما اهمیت بیشتری دارد. شش ماه بعد از به خلافت رسیدن ایشان جنگ جمل اتفاق افتاد، هشت ماه بعد از جنگ جمل که جنگ صفین اتفاق افتاد، دوازده ماه بعد از جنگ صفین که جنگ نهروان اتفاق افتاد. اما اوج مظلومیت امیرالمومنین بعد از این جریانات هست، یعنی از جنگ نهروان تا شهادت واقعا این دوران دوران عجیبی بود برای امیرالمومنین، بیشترین سختی را حضرت توی این دوران کشید. ماجرا این بود که نظر حضرت علی علیه السلام بعد از ماجرای حکمیت در جنگ صفین این نبود که بروند و با خوارج بجنگند، نظر حضرت این بود که بروند و با معاویه دوباره بجنگند اما یاران حضرت علی علیه السلام آمدند پیش ایشان گفتن آقا ما الان خیالمون راحت نیست ما الان اگر بریم به جنگ با معاویه خوارج حمله می کنند به شهرهای ما به کوفه حمله می کنند شما اجازه بدید ما ابتدا بریم فتنه خوارج را تمام بکنیم بعد می رویم به جنگ با معاویه. خب جنگ اتفاق افتاد و جنگ درخشانی هم بود، دوازده هزار نفر آمدند به جنگ امیرالمومنین حضرت نصیحتشون کرد و این جنگ که تمام شد حضرت رو می کند به یارانش و می فرماید شکر خدا بکنید این پیروزی بزرگ رو خدا برای شما رقم زد، حالا آماده بشید برای جنگ با معاویه. یاران امیرالمومنین بلند شدند گفتند آقا ما خسته ایم ما جنگ انجام دادیم شما اجازه بدید ما بریم سمت کوفه وقتی رفتیم سمت کوفه حتی وارد کوفه هم نمی شویم شما بیایید و ما را تجهیز بکنید. حضرت مجبور شدند قبول کردند آمدند به نزدیکی کوفه که رسیدند در نخیله فرمودند کسی کوفه نره شما برید کنار زن و بچه هاتون دیگر برنمی گردید اما کسی گوش نداد. حضرت در یکی از خطبه ها می فرماید: عجیب است شما فقط در هنگام صلح شیران بیشه هستید و زمانی که به جنگ فراخوانده شوید روباهان مکاری هستید. شما نه ستون قابل اتکایی هستید که موجب پیروزی شود و نه لشکر عزتمندی که بتوان به آن پناه برد به خدا قسم شما بدترین هیزم برای افروختن آتش جنگید، شما فریب می خورید اما تدبیر نمی کنید از گوشه و کنار شما کم می شود اما خم به ابرو نمی آورید، دشمنانتان در خواب نیستند اما شما در غفلت و سهل انگاری به سر می برید، جنگجوی بیدار غافلان را از بین می برد و سازشکار خوار و ذلیل می شود کسانی که از جنگ رویگردان شوند شکست می خورند و کسی که شکست می خورد ناکام و غارت زده است. حالا معاویه کاری که معاویه انجام داد این بود که آمد یک جنگ شناختی عجیبی راه انداخت ضد حکومت امیرالمومنین یه بحثش این بود که علی به امنیت حکومت خودش دل خوش کرده هر جا می نشیند می گوید ما امنیت داریم، امنیت در دستور کار معاویه قرار گرفت، شهرهایی که زیرمجموعه امیرالمومنین هست اینها باید ناامن شود به هر صورتی که شده، یک سری عملیات های تروریستی اینها انجام می دادند که فضا را ناامن بکنند. روحیه مقاومت وقتی در یک جامعه ای که حتی فرمانده اش مالک اشتر هست و رهبرش علی بن ابی طالب از بین برود، این اتفاق می افتد معاویه ها حکومت خواهند کرد. مسلمان هایی که اهل مقاومت نبودند خوار شدند. در طول تاریخ هر کس اهل مقاومت نبود خوار شد. روحیه مقاومت که شکل گرفت این جور ملت عزیز می شود، روحیه مقاومت جای خودش رو به سازش کاری داد ذلیل می شود. کسانی که حاضر نشدند با امیرالمومنین بیعت بکنند یک روزی مجبور شدند با کف پای حجاج بن یوسف ثقفی بیعت کنند.

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 48:18

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخن