سخنرانی حجت الاسلام محمد رضا عابدینی با موضوع «توان نامتناهی انسان در تأثیر جهاد تبیین»، سال 1404
با این مقدماتی که سعی میکنم عنوان و خلاصه باشد که دوستان بتونیم گفتمان بیشتری رو در محضرشون باشیم. نکته اول این است که انسان یک مسیر نامتناهی رو در پیش دارد. کمال نامتناهی برای انسان در به اصطلاح مسیر انسان قرار دارد و کمال نامتناهی امکان ندارد طی شود مگر اینکه توان نامتناهی در انسان وجود داشته باشد و توان نامتناهی هم باید به گونهای باشد هر لحظه امکان فعلیت نامتناهی داشته باشد و الا ضمیمه محدودها با هم تحقق نامتناهی رو ممکن نمیشود. نمیشه تو هر لحظه انسان امکان متناهی داشته باشد. ضمیمه امکانهای متناهی امکانهای متناهی ضمیمهشون حقیقت نامتناهی ایجاد نمیکند. پس اگر انسان مسیر نامت ناهی رو در پیش دارد باید در هر لحظه امکان و توان نامتناهی براش باشد این از جهت ریاضی ثابته. نمیشه که به اصطلاح متناهیها ضمیمه بشن با هم هرچند بزرگ باشن و از مجموع اینها نامتناهی ایجاد بشه نمیشه. لذا چون انسان مسیرش به سمت نامتناهی است حتماً باید در هر لحظه امکان نامتناهی و به تبعش توان نامتناهی باید داشته باشد. اون موقع اگر انسان در هر لحظه توان نامتناهی داشته باشد ببینیم ما چقدر از این رو تو هر لحظه داریم به کار میگیریم و چقدرش ضایع میشود و از بین میرود. اگر این باور رو کردیم اون موقع در رابطه با اینکه این حقیقت توان نامتناهی انسان چگونه در وجود انسان هست چیست که چگونه به کارش بگیریم تمام قوای انسان که وجود دارن در بین این تواناییها و قوا شاید تنها قوهای که در روایات ما هم به اون اشاره بیبدیلی شده این است که توان حب و بغض فقط قدرت نامتناهی رو دارد. چرا؟ چون حب و بغض به انضمام و ضمیمه محبوب نامتناهی و مبغوضی که در مسیر نامتناهی است قدرت نامتناهی ایجاد میکنه. دقت بکنید اینا داریم یه مسیری رو میخوایم ترسیم بکنیم که ببینیم ما تو جهاد تبیینمون باید چه چیزهایی رو اولویت و اصل ببینیم چه چیزهایی فرق تلقی میشه. پس اگر که حب و بغض به لحاظ اینکه محبت به محبوب نامتناهی وقتی متصل میشود یک طرف این میشه نامتناهی این چون عین ربط است این عین ربط به سمت نامتناهی تمایل پیدا میکند و وقتی مبغوض در اوج خباثت باشد و انسان نسبت به او شدت تنفر پیدا کند هرچقدر اون مبغوض شدیدتر باشد شدت تنفر یعنی گسستن از او فرار از او جدا شدن از او که حالا هر کدوم از اینا مصداقی دارد شدیدتر میشود
با این مقدماتی که سعی میکنم عنوان و خلاصه باشد که دوستان بتونیم گفتمان بیشتری رو در محضرشون باشیم. نکته اول این است که انسان یک مسیر نامتناهی رو در پیش دارد. کمال نامتناهی برای انسان در به اصطلاح مسیر انسان قرار دارد و کمال نامتناهی امکان ندارد طی شود مگر اینکه توان نامتناهی در انسان وجود داشته باشد و توان نامتناهی هم باید به گونهای باشد هر لحظه امکان فعلیت نامتناهی داشته باشد و الا ضمیمه محدودها با هم تحقق نامتناهی رو ممکن نمیشود. نمیشه تو هر لحظه انسان امکان متناهی داشته باشد. ضمیمه امکانهای متناهی امکانهای متناهی ضمیمهشون حقیقت نامتناهی ایجاد نمیکند. پس اگر انسان مسیر نامت ناهی رو در پیش دارد باید در هر لحظه امکان و توان نامتناهی براش باشد این از جهت ریاضی ثابته. نمیشه که به اصطلاح متناهیها ضمیمه بشن با هم هرچند بزرگ باشن و از مجموع اینها نامتناهی ایجاد بشه نمیشه. لذا چون انسان مسیرش به سمت نامتناهی است حتماً باید در هر لحظه امکان نامتناهی و به تبعش توان نامتناهی باید داشته باشد. اون موقع اگر انسان در هر لحظه توان نامتناهی داشته باشد ببینیم ما چقدر از این رو تو هر لحظه داریم به کار میگیریم و چقدرش ضایع میشود و از بین میرود. اگر این باور رو کردیم اون موقع در رابطه با اینکه این حقیقت توان نامتناهی انسان چگونه در وجود انسان هست چیست که چگونه به کارش بگیریم تمام قوای انسان که وجود دارن در بین این تواناییها و قوا شاید تنها قوهای که در روایات ما هم به اون اشاره بیبدیلی شده این است که توان حب و بغض فقط قدرت نامتناهی رو دارد. چرا؟ چون حب و بغض به انضمام و ضمیمه محبوب نامتناهی و مبغوضی که در مسیر نامتناهی است قدرت نامتناهی ایجاد میکنه. دقت بکنید اینا داریم یه مسیری رو میخوایم ترسیم بکنیم که ببینیم ما تو جهاد تبیینمون باید چه چیزهایی رو اولویت و اصل ببینیم چه چیزهایی فرق تلقی میشه. پس اگر که حب و بغض به لحاظ اینکه محبت به محبوب نامتناهی وقتی متصل میشود یک طرف این میشه نامتناهی این چون عین ربط است این عین ربط به سمت نامتناهی تمایل پیدا میکند و وقتی مبغوض در اوج خباثت باشد و انسان نسبت به او شدت تنفر پیدا کند هرچقدر اون مبغوض شدیدتر باشد شدت تنفر یعنی گسستن از او فرار از او جدا شدن از او که حالا هر کدوم از اینا مصداقی دارد شدیدتر میشود


تاکنون نظری ثبت نشده است