- 571
- 1000
- 1000
- 1000
درآمدی بر نهج البلاغه، 8
سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین حامد کاشانی با موضوع «درآمدی بر نهج البلاغه»، جلسه هشتم: سختی طرفداری از حق
در محضر امیر المؤمنین (علیه الصّلاة والسّلام) در گوشهای از فرمایشات ایشان در نهج البلاغه هستیم؛ به خطبهی صد و سیام رسیدیم. چون خطبه کوتاه است، خیلی سریع جملاتی از آن را برای شما میخوانم،
فرمود: «یَا أَبَا ذَرٍّ إِنَّکَ غَضِبْتَ لِلَّهِ» عرض کردیم جناب ابوذر (سلام الله علیه) در آن دورهای که کسی جرأت نمیکرد با خلیفهی سوم مقابله بکند همهی وجههی همّت خود را مقابل او قرار داد. دست خود را به دهان خود میگرفت شبیه به این حالت (اشاره) و جلوی در دار الحکومه فریاد میزند: «بَشَّرَ الکَافِرین بَعذاب ألیم» در جامعهای که اینقدر عثمان پول داده بود که طرفدار زیاد داشت، انصافاً این نول نهی از منکر خیلی مشکل بود. اگر ابوذر صد بار کتک خورده بود، اینقدر کار سختی نبود که این کار را بکند.
شاید به همین دلیل هم است امیر المؤمنین میفرماید: جز حق چیزی تو را به وحشت نیندازد. تنهایی و غربت در برابر جبههی باطل خیلی کار مشکلی است. شاید از دلایلی که بسیاری از مردمی که خیلی دوست داشتند آن روزی که به خانهی امیر المؤمنین (علیه السّلام) حمله شد، کاری بکنند ولی مقابل جمعیت خود را دیدند و عقب نشستند، همین باشد. خیلی سخت است.
اینجا که مدینه بود، عدّهای او را میشناختند، عثمان دید کارها پیش نمیرود -جلسهی قبل هم عرض کردم- یک نفر مقابل حکومت ایستاد، عثمان مجبور شد او را به شام تبعید بکند؛ در شام اوضاع خیلی بدتر بود. اینقدر او را تخریب کردند که این ابوذری که (سلام الله علیه) نماد عقلانیّت اسلامی است، عرض کردیم در روایات است «کَانَ أَکْثَرَ عِبَادَةِ أَبِی ذَرٍّ رَحِمَهُ اللَّهُ التَّفَکُّرُ» اکثر عبادت ابیذر از تفکّر او بود. او همیشه در حال نماز و روزه نبود، فکور بود. ایشان را به یک (معاذ الله) بُله تبدیل کردند، رد میشد میگفتند: دیوانه است. طبیعی است قرآن هم میفرماید که: مطوعین را لمز میکنند؛ یک طوری آنها را تخریب میکنند که اگر اینها حرف هم بزنند، دور از محضر شما مثل خل و چلها به آنها نگاه میکنند.
در محضر امیر المؤمنین (علیه الصّلاة والسّلام) در گوشهای از فرمایشات ایشان در نهج البلاغه هستیم؛ به خطبهی صد و سیام رسیدیم. چون خطبه کوتاه است، خیلی سریع جملاتی از آن را برای شما میخوانم،
فرمود: «یَا أَبَا ذَرٍّ إِنَّکَ غَضِبْتَ لِلَّهِ» عرض کردیم جناب ابوذر (سلام الله علیه) در آن دورهای که کسی جرأت نمیکرد با خلیفهی سوم مقابله بکند همهی وجههی همّت خود را مقابل او قرار داد. دست خود را به دهان خود میگرفت شبیه به این حالت (اشاره) و جلوی در دار الحکومه فریاد میزند: «بَشَّرَ الکَافِرین بَعذاب ألیم» در جامعهای که اینقدر عثمان پول داده بود که طرفدار زیاد داشت، انصافاً این نول نهی از منکر خیلی مشکل بود. اگر ابوذر صد بار کتک خورده بود، اینقدر کار سختی نبود که این کار را بکند.
شاید به همین دلیل هم است امیر المؤمنین میفرماید: جز حق چیزی تو را به وحشت نیندازد. تنهایی و غربت در برابر جبههی باطل خیلی کار مشکلی است. شاید از دلایلی که بسیاری از مردمی که خیلی دوست داشتند آن روزی که به خانهی امیر المؤمنین (علیه السّلام) حمله شد، کاری بکنند ولی مقابل جمعیت خود را دیدند و عقب نشستند، همین باشد. خیلی سخت است.
اینجا که مدینه بود، عدّهای او را میشناختند، عثمان دید کارها پیش نمیرود -جلسهی قبل هم عرض کردم- یک نفر مقابل حکومت ایستاد، عثمان مجبور شد او را به شام تبعید بکند؛ در شام اوضاع خیلی بدتر بود. اینقدر او را تخریب کردند که این ابوذری که (سلام الله علیه) نماد عقلانیّت اسلامی است، عرض کردیم در روایات است «کَانَ أَکْثَرَ عِبَادَةِ أَبِی ذَرٍّ رَحِمَهُ اللَّهُ التَّفَکُّرُ» اکثر عبادت ابیذر از تفکّر او بود. او همیشه در حال نماز و روزه نبود، فکور بود. ایشان را به یک (معاذ الله) بُله تبدیل کردند، رد میشد میگفتند: دیوانه است. طبیعی است قرآن هم میفرماید که: مطوعین را لمز میکنند؛ یک طوری آنها را تخریب میکنند که اگر اینها حرف هم بزنند، دور از محضر شما مثل خل و چلها به آنها نگاه میکنند.


تاکنون نظری ثبت نشده است