- 3
- 1000
- 1000
- 1000
ضرورت تحول در روش ادارۀ کشور و نقش مردم، 1
سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان با موضوع "ضرورت تحول در روش ادارۀ کشور و نقش مردم"، جلسه اول: نقد لیبرال دموکراسی، سال 1405
ما داریم از مردم، از قدرت مردم، از حضور مردم و تأثیرگذاری مردم صحبت میکنیم. این مردم در دموکراسی و تمدن غرب فریب خوردند. آمدند پای صندوقهای رأی، رأی دادند، رفتند خانه هایشان، و احزاب و منتخبین، مقدرات فرهنگی، اقتصادی و همه چیزشان را اداره کردند. همه چیز رفت پشت پرده. دموکراسی بزرگترین فریبی بود که تاریخ بشر از آدم تا الان دچارش شده و زندگی مردم به جنگ و جنایت و ابتذال کشیده شد. فوکویاما، اندیشمند برجسته غربی، میگفت در آخرین مرحله حیات بشر، لیبرال دموکراسی است و بشر چارهای ندارد. تا پنج-شش سال پیش میگفت آخر حیات بشر لیبرال دموکراسی است، اما افتضاحات دموکراسی در ایام کرونا آنقدر خودش را نشان داد که فوکویاما برگشت گفت من حرفم را پس میگیرم؛ لیبرال دموکراسی نتوانست مردم را نجات بدهد. لیبرال دموکراسی پرده حکومت را کنار نمیزند، فقط آن گوشه را بالا میزند، پشت صحنه را نشان نمیدهد. یک کمی مردم را دخالت میدهد، آن هم با تبلیغات خودشان و عوام فریبی. اوج لیبرال دموکراسی آمریکا است؛ شخصیتی پلید که آمریکاییها خجالت میکشند رئیس جمهورشان باشد. کسانی که هنوز پای او هستند، نه به خاطر اینکه قباحت او را نمیفهمند، به خاطر اینکه چاره دیگری ندارند. پس ما باید با دو چیز مبارزه کنیم: یکی با دیکتاتوری، دوم با دموکراسی که فریب همان دیکتاتوری است. جمهوری اسلامی نباید مثل دموکراسی غربی بشود. ما چه کنیم که دموکراسی غربی نباشیم و دیکتاتوری هم غلط است؟ مردم بیش از هر چیز، بیش از هر جامعه ای، بیش از هر صورتی باید در اداره جامعه مؤثر باشند. در بانکها دزدی و اختلاس است، در دولتها، در شرکتها، در مجلس، در شوراهای شهر. اگر خود مسئولین اصلی فاسد نباشند، قطعاً فساد پیش می آید. با قانون، با قوه قضائیه، حتی با مسئولین خوب نمیشود جلوی فساد را گرفت.
راه حل، حضور مردم است. همه وزیرانتان مالک اشتر باشند، کار نمیگیرد. خدا نمیخواهد یک جامعه با یک عده آدم خوب جمع بشود اداره شود. رسول الله اعظم سال آخر لشکرش حرفش را گوش نکردند، حکومت پیغمبر بعد از رحلت به هم خورد. رمزش این آیه قرآنی است: "یقومون بالقسط" - مردم باید به قسط قیام کنند، نه پیغمبرها. این کار خود مردم است، نه کار یک دولت خوب. بخشی از مشکلات در هر دولتی -بدترین یا بهترین دولت- به خاطر این است که مردم حضور ندارند در اداره جامعه. الان بهترین وقت برای طرح این موضوع است. امام شهید ما درباره حضور مردم حرف زدند. بعضی از انقلابی ترین آدمها میگفتند: مردم نمی آیند، یا مگر میشود اداره کشور را به مردم سپرد؟ آموزش و پرورش را بدهیم به مردم؟ به خدا میشود داد به مردم. این حضور مردم مشکلات را حل میکند. مشکلات اقتصادی، بانکی، همه مشکلات را حل میکند. مردم سالاری یعنی تقسیم بین گروههای کوچک مردم. شما دیگر نمیتوانید اینطور زندگی کنید که در انتخابات شرکت کنید بعد بروید تا چهار سال بعد ببینید رئیس جمهور چه کرد. مردم باید به گروههای صد نفره، دویست نفره، هزار نفره تبدیل شوند. امروز دولت مردان ما اگر حرف شما را گوش کنند احساس قدرت میکنند، اگر گوش نکنند احساس وحشت و ضعف در مقابل شما.
ما داریم از مردم، از قدرت مردم، از حضور مردم و تأثیرگذاری مردم صحبت میکنیم. این مردم در دموکراسی و تمدن غرب فریب خوردند. آمدند پای صندوقهای رأی، رأی دادند، رفتند خانه هایشان، و احزاب و منتخبین، مقدرات فرهنگی، اقتصادی و همه چیزشان را اداره کردند. همه چیز رفت پشت پرده. دموکراسی بزرگترین فریبی بود که تاریخ بشر از آدم تا الان دچارش شده و زندگی مردم به جنگ و جنایت و ابتذال کشیده شد. فوکویاما، اندیشمند برجسته غربی، میگفت در آخرین مرحله حیات بشر، لیبرال دموکراسی است و بشر چارهای ندارد. تا پنج-شش سال پیش میگفت آخر حیات بشر لیبرال دموکراسی است، اما افتضاحات دموکراسی در ایام کرونا آنقدر خودش را نشان داد که فوکویاما برگشت گفت من حرفم را پس میگیرم؛ لیبرال دموکراسی نتوانست مردم را نجات بدهد. لیبرال دموکراسی پرده حکومت را کنار نمیزند، فقط آن گوشه را بالا میزند، پشت صحنه را نشان نمیدهد. یک کمی مردم را دخالت میدهد، آن هم با تبلیغات خودشان و عوام فریبی. اوج لیبرال دموکراسی آمریکا است؛ شخصیتی پلید که آمریکاییها خجالت میکشند رئیس جمهورشان باشد. کسانی که هنوز پای او هستند، نه به خاطر اینکه قباحت او را نمیفهمند، به خاطر اینکه چاره دیگری ندارند. پس ما باید با دو چیز مبارزه کنیم: یکی با دیکتاتوری، دوم با دموکراسی که فریب همان دیکتاتوری است. جمهوری اسلامی نباید مثل دموکراسی غربی بشود. ما چه کنیم که دموکراسی غربی نباشیم و دیکتاتوری هم غلط است؟ مردم بیش از هر چیز، بیش از هر جامعه ای، بیش از هر صورتی باید در اداره جامعه مؤثر باشند. در بانکها دزدی و اختلاس است، در دولتها، در شرکتها، در مجلس، در شوراهای شهر. اگر خود مسئولین اصلی فاسد نباشند، قطعاً فساد پیش می آید. با قانون، با قوه قضائیه، حتی با مسئولین خوب نمیشود جلوی فساد را گرفت.
راه حل، حضور مردم است. همه وزیرانتان مالک اشتر باشند، کار نمیگیرد. خدا نمیخواهد یک جامعه با یک عده آدم خوب جمع بشود اداره شود. رسول الله اعظم سال آخر لشکرش حرفش را گوش نکردند، حکومت پیغمبر بعد از رحلت به هم خورد. رمزش این آیه قرآنی است: "یقومون بالقسط" - مردم باید به قسط قیام کنند، نه پیغمبرها. این کار خود مردم است، نه کار یک دولت خوب. بخشی از مشکلات در هر دولتی -بدترین یا بهترین دولت- به خاطر این است که مردم حضور ندارند در اداره جامعه. الان بهترین وقت برای طرح این موضوع است. امام شهید ما درباره حضور مردم حرف زدند. بعضی از انقلابی ترین آدمها میگفتند: مردم نمی آیند، یا مگر میشود اداره کشور را به مردم سپرد؟ آموزش و پرورش را بدهیم به مردم؟ به خدا میشود داد به مردم. این حضور مردم مشکلات را حل میکند. مشکلات اقتصادی، بانکی، همه مشکلات را حل میکند. مردم سالاری یعنی تقسیم بین گروههای کوچک مردم. شما دیگر نمیتوانید اینطور زندگی کنید که در انتخابات شرکت کنید بعد بروید تا چهار سال بعد ببینید رئیس جمهور چه کرد. مردم باید به گروههای صد نفره، دویست نفره، هزار نفره تبدیل شوند. امروز دولت مردان ما اگر حرف شما را گوش کنند احساس قدرت میکنند، اگر گوش نکنند احساس وحشت و ضعف در مقابل شما.


تاکنون نظری ثبت نشده است