سخنرانی حجت الاسلام سیدمحمدحسین راجی با موضوع "بصیرت، سلاح سربازان ولایت "، سال 1404
امشب درباره یکی از مهمترین ویژگیهای مکتب سلیمانی و به طور کلی ویژگی اصحاب حق یعنی بصیرت صحبت میکنیم. بصیرتی که حاج قاسم سلیمانی آن را از مکتب حسین بن علی علیهالسلام آموخت و تا آخرین لحظه زندگیاش، سرباز فدایی ولایت ماند. بصیرت،چراغ راه انسان در تاریکیهای فتنههاست. بدون بصیرت، حتی عبادات انسان هم ممکن است او را به ورطه هلاکت بیندازد. خوارج و داعش، نماز میخواندند و عبادت میکردند، اما چون بیبصیرت بودند، در مقابل جبهه حق ایستادند. بصیرت برای انسان از نفس کشیدن هم مهمتر است. حاج قاسم،الگوی کامل بصیرت بود. دشمنان بارها تلاش کردند او را با ترفندهای مختلف از خط ولایت جدا کنند. یک بار به او گفتند: اینها قدر تو را نمیدانند. منظورشان توهین به مقام ولایت بود. اما حاج قاسم فوراً پاسخ داد: من یک سربازم؛ سرباز آقا. آقا بگه برو آن طرف مرز نگهبانی بده، میگم چشم. او در وصیتنامهاش نوشت: روی قبرم فقط بنویسید: سرباز قاسم سلیمانی. این یعنی بصیرت ناب. بصیرت فقط تشخیص حق از باطل نیست؛ زیرا در بسیاری مواقع، حق و باطل کاملاً واضح است مثل آب و خشکی. بصیرت، تشخیص حق از حقنماست؛ تشخیص آب از سراب. سختترین آزمایش وقتی است که دو طرف ادعای حقانیت دارند. مانند جنگهای امیرالمؤمنین علیهالسلام که هر دو طرف نماز میخواندند و قرآن بر سر نیزه میرفت. یا فتنههای پس از انقلاب اسلامی که افراد به ظاهر انقلابی، مسیر را گم میکردند. مقام معظم رهبری در طول سالهای رهبریاش، با فتنههای بسیار پیچیدهای روبرو بود که هر کدام میتوانست نظام را به خطر بیندازد. از جریان مکفارلین و فتنه خرمآباد گرفته تا حادثه کوی دانشگاه، قتلهای زنجیرهای، لوایح دوقلو و اوج آن فتنه سال 88. در تمام این موارد، هوشیاری و بصیرت بینظیر ایشان بود که کشتی انقلاب را از امواج خروشان نجات داد. ایشان با درایت فوقالعاده، حتی در جنگ خلیج فارس نیز وارد دام آمریکا نشد و فرمودند: هر دو طرف باطلاند. اما چه عواملی بصیرت را از انسان میگیرد؟ بیتقوایی: خداوند در قرآن میفرماید: إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقَاناً. تقوا، وسیله تشخیص حق از باطل است. بسیاری از بصیرتهای امام خمینی و رهبری، ریشه در تقوای بالای ایشان داشت. مانند بصیرت امام درباره قذافی که فرمود: با طناب قذافی به چاه نروید. غفلت: غفلت یعنی حواسپرتی در لحظه حساس. قرآن کسانی را که چشم دارند اما نمیبینند و گوش دارند اما نمیشنوند، کالأنعام بل هم أضل میخواند. یک لحظه غفلت در رانندگی ممکن است به تصادف بیانجامد؛ یک لحظه غفلت در دفاع از نظام، میتواند فاجعه بیافریند. مانند غفلت برخی در آستانه حمله صدام به ایران. عدم تشخیص اولویت: دشمن با دستکاری اولویتهای ذهنی ما، بصیرتمان را میدزدد. چیزی که اولویت ندارد را بزرگ میکند و چیزی که اولویت حیاتی دارد را کمرنگ نشان میدهد. فضای مجازی امروز، ابزار اصلی این انحراف اولویتهاست. ما موظفیم طبق حکم جهاد تبیین و آتش به اختیار، امید را در مردم زنده نگه داریم و اجازه ندهیم دشمن با بزرگنمایی نقاط ضعف، واقعیتهای نورانی انقلاب را بپوشاند. تاریخ اسلام پر از افرادی است که با وجود ایمان،به دلیل بیبصیرتی یا عدم تشخیص اولویت، در لحظه حساس غایب بودند. بصیرت یعنی، دانستن اینکه دشمن اصلی کیست و دشمن فرعی کدام است.
فهمیدن اولویت امروز امت اسلامی بدون نیاز به دستور مستقیم. چشم به چشم ولایت داشتن و منتظر فرمان ماندن، همانگونه که مقداد در روز حمله به خانه حضرت زهرا سلام الله چنین کرد. و بالاتر از آن پیشدستی در انجام آنچه ولیامر دوست دارد، همانگونه که حاج قاسم میکرد.
امشب درباره یکی از مهمترین ویژگیهای مکتب سلیمانی و به طور کلی ویژگی اصحاب حق یعنی بصیرت صحبت میکنیم. بصیرتی که حاج قاسم سلیمانی آن را از مکتب حسین بن علی علیهالسلام آموخت و تا آخرین لحظه زندگیاش، سرباز فدایی ولایت ماند. بصیرت،چراغ راه انسان در تاریکیهای فتنههاست. بدون بصیرت، حتی عبادات انسان هم ممکن است او را به ورطه هلاکت بیندازد. خوارج و داعش، نماز میخواندند و عبادت میکردند، اما چون بیبصیرت بودند، در مقابل جبهه حق ایستادند. بصیرت برای انسان از نفس کشیدن هم مهمتر است. حاج قاسم،الگوی کامل بصیرت بود. دشمنان بارها تلاش کردند او را با ترفندهای مختلف از خط ولایت جدا کنند. یک بار به او گفتند: اینها قدر تو را نمیدانند. منظورشان توهین به مقام ولایت بود. اما حاج قاسم فوراً پاسخ داد: من یک سربازم؛ سرباز آقا. آقا بگه برو آن طرف مرز نگهبانی بده، میگم چشم. او در وصیتنامهاش نوشت: روی قبرم فقط بنویسید: سرباز قاسم سلیمانی. این یعنی بصیرت ناب. بصیرت فقط تشخیص حق از باطل نیست؛ زیرا در بسیاری مواقع، حق و باطل کاملاً واضح است مثل آب و خشکی. بصیرت، تشخیص حق از حقنماست؛ تشخیص آب از سراب. سختترین آزمایش وقتی است که دو طرف ادعای حقانیت دارند. مانند جنگهای امیرالمؤمنین علیهالسلام که هر دو طرف نماز میخواندند و قرآن بر سر نیزه میرفت. یا فتنههای پس از انقلاب اسلامی که افراد به ظاهر انقلابی، مسیر را گم میکردند. مقام معظم رهبری در طول سالهای رهبریاش، با فتنههای بسیار پیچیدهای روبرو بود که هر کدام میتوانست نظام را به خطر بیندازد. از جریان مکفارلین و فتنه خرمآباد گرفته تا حادثه کوی دانشگاه، قتلهای زنجیرهای، لوایح دوقلو و اوج آن فتنه سال 88. در تمام این موارد، هوشیاری و بصیرت بینظیر ایشان بود که کشتی انقلاب را از امواج خروشان نجات داد. ایشان با درایت فوقالعاده، حتی در جنگ خلیج فارس نیز وارد دام آمریکا نشد و فرمودند: هر دو طرف باطلاند. اما چه عواملی بصیرت را از انسان میگیرد؟ بیتقوایی: خداوند در قرآن میفرماید: إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقَاناً. تقوا، وسیله تشخیص حق از باطل است. بسیاری از بصیرتهای امام خمینی و رهبری، ریشه در تقوای بالای ایشان داشت. مانند بصیرت امام درباره قذافی که فرمود: با طناب قذافی به چاه نروید. غفلت: غفلت یعنی حواسپرتی در لحظه حساس. قرآن کسانی را که چشم دارند اما نمیبینند و گوش دارند اما نمیشنوند، کالأنعام بل هم أضل میخواند. یک لحظه غفلت در رانندگی ممکن است به تصادف بیانجامد؛ یک لحظه غفلت در دفاع از نظام، میتواند فاجعه بیافریند. مانند غفلت برخی در آستانه حمله صدام به ایران. عدم تشخیص اولویت: دشمن با دستکاری اولویتهای ذهنی ما، بصیرتمان را میدزدد. چیزی که اولویت ندارد را بزرگ میکند و چیزی که اولویت حیاتی دارد را کمرنگ نشان میدهد. فضای مجازی امروز، ابزار اصلی این انحراف اولویتهاست. ما موظفیم طبق حکم جهاد تبیین و آتش به اختیار، امید را در مردم زنده نگه داریم و اجازه ندهیم دشمن با بزرگنمایی نقاط ضعف، واقعیتهای نورانی انقلاب را بپوشاند. تاریخ اسلام پر از افرادی است که با وجود ایمان،به دلیل بیبصیرتی یا عدم تشخیص اولویت، در لحظه حساس غایب بودند. بصیرت یعنی، دانستن اینکه دشمن اصلی کیست و دشمن فرعی کدام است.
فهمیدن اولویت امروز امت اسلامی بدون نیاز به دستور مستقیم. چشم به چشم ولایت داشتن و منتظر فرمان ماندن، همانگونه که مقداد در روز حمله به خانه حضرت زهرا سلام الله چنین کرد. و بالاتر از آن پیشدستی در انجام آنچه ولیامر دوست دارد، همانگونه که حاج قاسم میکرد.


تاکنون نظری ثبت نشده است