- 82
- 1000
- 1000
- 1000
عواملی که موجب دوری فرد و جامعه از مسیر حق و حقیقت
سخنرانی حجت الاسلام سید محمدباقر طباطبایینژاد در چهارمین شب عزاداری ایام شهادت حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها در حسینیه امام خمینی "ره" با موضوع "عوامل دوری فرد و جامعه از مسیر حق و حقیقت"، سال 1404
توفیق شد تا در ذیل فرازی از خطبه آتشین و غرّای فدکیه آن حضرت، نکتهای را با شما در میان بگذارم. حضرت زهرا سلام الله علیها در آن خطبه تاریخی میفرمایند: أَطْلَعَ الشَّیْطَانُ رَأْسَهُ مِنْ مَغْرَضِهِ، وَ هَاتَفَکُمْ فَأَجَبْتُمْ، فَلَمْ تُلاَحِظُوا، شیطان سر از کمینگاهش بیرون آورد و شما را ندا داد و شما اجابت کردید، در حالی که هیچ ملاحظه و تأملی نکردید. این کلام گلهامیز حضرت، این سؤال را در ذهن هر مسلمان بیداری زنده میکند که ما چگونه فریب شیطان را نخوریم؟ راه نجات چیست؟ برای پاسخ به این سؤال، باید به سراغ کتاب خدا، قرآن کریم برویم. قرآن کریم به روشنی چهار راهبرد اصلی شیطان برای اغوای انسان را بیان میکند. اولین و خطرناکین روش شیطان، اغفال است. یعنی کاری کند که دل انسان از یاد خدا غافل شود. خداوند متعال در سوره مائده میفرماید: إِنَّمَا یُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَدَاوَةَ وَ الْبَغْضَاءَ فِی الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ وَ یَصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ؛ شیطان میخواهد به وسیله شراب و قمار، میان شما دشمنی و کینه ایجاد کند و شما را از یاد خدا بازدارد.
انسان غافل، ابتدا خدا را فراموش میکند و سپس خودش را فراموش میکند. نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ. چنین انسانی، سرمایههای وجودی خود، همان چیزهایی که او را از حیوان متمایز میکند (قلب برای فهم، چشم برای دیدن حقایق، گوش برای شنیدن کلام الهی) را تباه میکند و در نهایت، إِنْ هُمْ إِلَّا کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ میشود. انسان غافل، غافلگیرانه از دنیا میرود. در لحظه مرگ به او گفته میشود: لَقَدْ کُنْتَ فِی غَفْلَةٍ مِنْ هَذَا. ماجرای متوکل عباسی و موعظه امام هادی علیه السلام که حاضرین بزم شراب را به گریه انداخت، نمونهای عینی از بیداریبخشی موعظه است. امیرالمومنین علیه السلام میفرمایند: یا بُنَیَّ، أَحْیِ قَلْبَکَ بِالْمَوْعِظَةِ. ابزارهای غفلتزا تنها منحصر به شراب و قمار نیست. امروزه استماع لهو الحدیث (موسیقیهای حرام)، پیروی از شهوات و چشمچرانی نیز همان اثر را دارند و دل را میرانده و از یاد خدا غافل میکنند. راه دوم شیطان، دادن وعدههای دروغین است. قرآن میفرماید: وَ یَعِدُکُمْ وَ یُمَنِّیکُمْ وَ مَا یَعِدُهُمُ الشَّیْطَانُ إِلَّا غُرُورًا. شیطان ابتدا با وعدههای پوچ مقام، ثروت، شهرت، شهوتبه سراغ انسان میآید. آنقدر این وعده را تکرار و جلوه میدهد که کمکم در دل انسان تبدیل به یک آرزوی سوزان میشود. انسان آرزومند، آنقدر در فکر نداشتههایش غرق میشود که داشتههایش را نمیبیند و قدر آنها را نمیداند. داستان آن زن و شوهر میانسال که زندگی اولیه خود را به خاطر آرزوی پوچی از دست دادند، نمونهای عبرتآموز از این حقیقت است. وقتی آرزو در دل انسان ریشه دواند، او را به آن آرزو دلبسته میکند، به گونهای که برای رسیدن به آن، حاضر است همه ارزشها را زیر پا بگذارد. داستان عمروعاص که برای حکومت مصر، دین و ایمان خود را فروخت، نمونهای تاریخی از این دلبستگی شیطانی است. استکبار جهانی امروز با ابزار رسانه، در حال ساختن آرزوهای دروغین و رویاهای پوشالی برای ملتهاست تا آنها را از داشتههای تمدنی خود ناراضی و در نهایت ناامید کند. اما ملت غیور و باایمان ایران، با اتکال به خدا و رهبری، ثابت کرده است که در سختترین شرایط نیز ناامید نخواهد شد. به جای آرزوهای پوچ دنیوی، باید آرزوهای ماندگار و اخروی داشت. شهدای گرانقدر ما، آرزوی لقای خدا و شهادت در راه او را داشتند. سومین حربه شیطان، تزیین گناه است. قرآن چهار بار تأکید میکند: زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ. شیطان از طریق عادیسازی و فرهنگی کردن گناه عمل میکند. وقتی گناهی در جامعه علنی شد، قبح آن شکسته میشود. وقتی قبح گناه شکست، گناه رواج پیدا میکند و وقتی رواج یافت، به عنوان یک امر عادی و حتی قشنگ در فرهنگ جامعه پذیرفته میشود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند کسی که گناه علنی انجام دهد و با او برخورد نشود، مانند کسی است که به تمام جامعه سم میدهد و روح تقوا را از جامعه میگیرد. بر اساس سیره امیرالمومنین علیه السلام در عهدنامه مالک اشتر، اگرچه گناهان پنهانی مردم باید به خدا واگذار شود، اما تطهیر ظاهر جامعه از گناهان علنی، یک وظیفه قطعی برای حاکم اسلامی است. این، خواسته و مطالبه مردم علیمدار از مسئولان نظام اسلامی است و آخرین سلاح شیطان، شبههافکنی است. قرآن میفرماید: وَ یُخْرِجُونَکُمْ مِنْ دِیَارِکُمْ وَ یُؤْذُونَکُمْ وَ یُحِبُّونَ أَنْ تَأْتِیَ الْفَاحِشَةُ. معاویه با تحریف حقایق تاریخی و مطرح کردن شبهه درباره مواضع امیرالمومنین علیه السلام (مانند ماجرای بیعت اجباری و خانهنشینی)، میخواست آن حضرت را قدرتطلب جلوه دهد. امیرالمومنین علیه السلام در پاسخ میفرمایند که این سخنان، برخلاف قصد معاویه، بر مظلومیت و حقانیت من گواهی میدهد. و در نهایت، یاریکننده واقعی ایشان در آن شرایط سخت، تنها حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بود که با تمام وجود از حریم ولایت دفاع کرد.
توفیق شد تا در ذیل فرازی از خطبه آتشین و غرّای فدکیه آن حضرت، نکتهای را با شما در میان بگذارم. حضرت زهرا سلام الله علیها در آن خطبه تاریخی میفرمایند: أَطْلَعَ الشَّیْطَانُ رَأْسَهُ مِنْ مَغْرَضِهِ، وَ هَاتَفَکُمْ فَأَجَبْتُمْ، فَلَمْ تُلاَحِظُوا، شیطان سر از کمینگاهش بیرون آورد و شما را ندا داد و شما اجابت کردید، در حالی که هیچ ملاحظه و تأملی نکردید. این کلام گلهامیز حضرت، این سؤال را در ذهن هر مسلمان بیداری زنده میکند که ما چگونه فریب شیطان را نخوریم؟ راه نجات چیست؟ برای پاسخ به این سؤال، باید به سراغ کتاب خدا، قرآن کریم برویم. قرآن کریم به روشنی چهار راهبرد اصلی شیطان برای اغوای انسان را بیان میکند. اولین و خطرناکین روش شیطان، اغفال است. یعنی کاری کند که دل انسان از یاد خدا غافل شود. خداوند متعال در سوره مائده میفرماید: إِنَّمَا یُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَدَاوَةَ وَ الْبَغْضَاءَ فِی الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ وَ یَصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ؛ شیطان میخواهد به وسیله شراب و قمار، میان شما دشمنی و کینه ایجاد کند و شما را از یاد خدا بازدارد.
انسان غافل، ابتدا خدا را فراموش میکند و سپس خودش را فراموش میکند. نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ. چنین انسانی، سرمایههای وجودی خود، همان چیزهایی که او را از حیوان متمایز میکند (قلب برای فهم، چشم برای دیدن حقایق، گوش برای شنیدن کلام الهی) را تباه میکند و در نهایت، إِنْ هُمْ إِلَّا کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ میشود. انسان غافل، غافلگیرانه از دنیا میرود. در لحظه مرگ به او گفته میشود: لَقَدْ کُنْتَ فِی غَفْلَةٍ مِنْ هَذَا. ماجرای متوکل عباسی و موعظه امام هادی علیه السلام که حاضرین بزم شراب را به گریه انداخت، نمونهای عینی از بیداریبخشی موعظه است. امیرالمومنین علیه السلام میفرمایند: یا بُنَیَّ، أَحْیِ قَلْبَکَ بِالْمَوْعِظَةِ. ابزارهای غفلتزا تنها منحصر به شراب و قمار نیست. امروزه استماع لهو الحدیث (موسیقیهای حرام)، پیروی از شهوات و چشمچرانی نیز همان اثر را دارند و دل را میرانده و از یاد خدا غافل میکنند. راه دوم شیطان، دادن وعدههای دروغین است. قرآن میفرماید: وَ یَعِدُکُمْ وَ یُمَنِّیکُمْ وَ مَا یَعِدُهُمُ الشَّیْطَانُ إِلَّا غُرُورًا. شیطان ابتدا با وعدههای پوچ مقام، ثروت، شهرت، شهوتبه سراغ انسان میآید. آنقدر این وعده را تکرار و جلوه میدهد که کمکم در دل انسان تبدیل به یک آرزوی سوزان میشود. انسان آرزومند، آنقدر در فکر نداشتههایش غرق میشود که داشتههایش را نمیبیند و قدر آنها را نمیداند. داستان آن زن و شوهر میانسال که زندگی اولیه خود را به خاطر آرزوی پوچی از دست دادند، نمونهای عبرتآموز از این حقیقت است. وقتی آرزو در دل انسان ریشه دواند، او را به آن آرزو دلبسته میکند، به گونهای که برای رسیدن به آن، حاضر است همه ارزشها را زیر پا بگذارد. داستان عمروعاص که برای حکومت مصر، دین و ایمان خود را فروخت، نمونهای تاریخی از این دلبستگی شیطانی است. استکبار جهانی امروز با ابزار رسانه، در حال ساختن آرزوهای دروغین و رویاهای پوشالی برای ملتهاست تا آنها را از داشتههای تمدنی خود ناراضی و در نهایت ناامید کند. اما ملت غیور و باایمان ایران، با اتکال به خدا و رهبری، ثابت کرده است که در سختترین شرایط نیز ناامید نخواهد شد. به جای آرزوهای پوچ دنیوی، باید آرزوهای ماندگار و اخروی داشت. شهدای گرانقدر ما، آرزوی لقای خدا و شهادت در راه او را داشتند. سومین حربه شیطان، تزیین گناه است. قرآن چهار بار تأکید میکند: زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ. شیطان از طریق عادیسازی و فرهنگی کردن گناه عمل میکند. وقتی گناهی در جامعه علنی شد، قبح آن شکسته میشود. وقتی قبح گناه شکست، گناه رواج پیدا میکند و وقتی رواج یافت، به عنوان یک امر عادی و حتی قشنگ در فرهنگ جامعه پذیرفته میشود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند کسی که گناه علنی انجام دهد و با او برخورد نشود، مانند کسی است که به تمام جامعه سم میدهد و روح تقوا را از جامعه میگیرد. بر اساس سیره امیرالمومنین علیه السلام در عهدنامه مالک اشتر، اگرچه گناهان پنهانی مردم باید به خدا واگذار شود، اما تطهیر ظاهر جامعه از گناهان علنی، یک وظیفه قطعی برای حاکم اسلامی است. این، خواسته و مطالبه مردم علیمدار از مسئولان نظام اسلامی است و آخرین سلاح شیطان، شبههافکنی است. قرآن میفرماید: وَ یُخْرِجُونَکُمْ مِنْ دِیَارِکُمْ وَ یُؤْذُونَکُمْ وَ یُحِبُّونَ أَنْ تَأْتِیَ الْفَاحِشَةُ. معاویه با تحریف حقایق تاریخی و مطرح کردن شبهه درباره مواضع امیرالمومنین علیه السلام (مانند ماجرای بیعت اجباری و خانهنشینی)، میخواست آن حضرت را قدرتطلب جلوه دهد. امیرالمومنین علیه السلام در پاسخ میفرمایند که این سخنان، برخلاف قصد معاویه، بر مظلومیت و حقانیت من گواهی میدهد. و در نهایت، یاریکننده واقعی ایشان در آن شرایط سخت، تنها حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بود که با تمام وجود از حریم ولایت دفاع کرد.


تاکنون نظری ثبت نشده است