- 33
- 1000
- 1000
- 1000
ضرورت وجود مذهب، جلسه بیست و سوم
سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین حامد کاشانی با موضوع «ضرورت وجود مذهب»، جلسه بیست و سوم: شب قدر شب توجه، سال 1404
اساساً خوف از خدا برای آدمحسابیهاست، کدام آدم بیچارهی گنهکاری را دیدهاید که سحرها بلند شود و ضجّه بزند؟ آن امیرالمؤمنین صلوات الله علیه است که شبها از خوف خدا از حال میرود.
آن کسی که اهل عبادت نیست، میگوید: مگر خدا ترسناک است؟
قاتل از قتل خود نمیترسد! برای تو هم ترسناک نیست! آدمی که چیزی در جیب خود ندارد، از سرقت سارق نمیترسد. اما صد گرم طلا در جیب خود داشته باش، اگر ساعت 12 شب بیرون بروی، خیلی میترسی؛ چون چیزی داری که از دست تو برود.
هیچ کسی مثل عبد خدا ثروت ندارد، برای همین هم میترسد که از دست او برود، و میداند که کار بدست خدای متعال است؛ لذا به درگاه خدای متعال ضجّه میزند.
اینکه ما باید چطور باشیم هم از روایات مشخص است، من به چند مورد اشاره میکنم، بعد روایتی که خیلی دل خودم را سوزانده است را برای شما میخوانم، شاید ما هم احساس کمبود کردیم.
امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در این زمینه چند روایت دارند، از معصومین دیگر هم روایاتی هست، امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمود: «أَعْقَلُ اَلنَّاسِ وَ أَفْضَلُهُمْ» عاقلترین و بافضیلتترین مردم «اَلْمُحْسِنُ اَلْخَائِفُ» است، اگر بتواند هر کار خوبی انجام میدهد، ولی میترسد.
ما اینجا در این دنیا، هر وقت که دوست داشتیم «یا حسین» گفتیم، اما روزی میرسد که آنجا دیگر خدای متعال میفرماید «یَوْمَ یَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِکَةُ صَفًّا»، دیگر کسی نمیتواند حرف بزند، «إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ» مگر اینکه خدای متعال اذن بدهد.
آنجا دیگر من جایگاه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را میبینم و میخواهم «یا فاطمه» بگویم، دیگر دهان مرا بستهاند و چه بسا بر دهان من هم بزنند و بگویند تو چه سنخیتی با ایشان داشتی؟ در دنیا میتوانستی به سمت ایشان بروی و نرفتی، بلکه دلِ محبّان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را ترساندی و لرزاندی و ظلم کردی و کجخلقی کردی و رحم نکردی.
اساساً خوف از خدا برای آدمحسابیهاست، کدام آدم بیچارهی گنهکاری را دیدهاید که سحرها بلند شود و ضجّه بزند؟ آن امیرالمؤمنین صلوات الله علیه است که شبها از خوف خدا از حال میرود.
آن کسی که اهل عبادت نیست، میگوید: مگر خدا ترسناک است؟
قاتل از قتل خود نمیترسد! برای تو هم ترسناک نیست! آدمی که چیزی در جیب خود ندارد، از سرقت سارق نمیترسد. اما صد گرم طلا در جیب خود داشته باش، اگر ساعت 12 شب بیرون بروی، خیلی میترسی؛ چون چیزی داری که از دست تو برود.
هیچ کسی مثل عبد خدا ثروت ندارد، برای همین هم میترسد که از دست او برود، و میداند که کار بدست خدای متعال است؛ لذا به درگاه خدای متعال ضجّه میزند.
اینکه ما باید چطور باشیم هم از روایات مشخص است، من به چند مورد اشاره میکنم، بعد روایتی که خیلی دل خودم را سوزانده است را برای شما میخوانم، شاید ما هم احساس کمبود کردیم.
امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در این زمینه چند روایت دارند، از معصومین دیگر هم روایاتی هست، امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمود: «أَعْقَلُ اَلنَّاسِ وَ أَفْضَلُهُمْ» عاقلترین و بافضیلتترین مردم «اَلْمُحْسِنُ اَلْخَائِفُ» است، اگر بتواند هر کار خوبی انجام میدهد، ولی میترسد.
ما اینجا در این دنیا، هر وقت که دوست داشتیم «یا حسین» گفتیم، اما روزی میرسد که آنجا دیگر خدای متعال میفرماید «یَوْمَ یَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِکَةُ صَفًّا»، دیگر کسی نمیتواند حرف بزند، «إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ» مگر اینکه خدای متعال اذن بدهد.
آنجا دیگر من جایگاه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را میبینم و میخواهم «یا فاطمه» بگویم، دیگر دهان مرا بستهاند و چه بسا بر دهان من هم بزنند و بگویند تو چه سنخیتی با ایشان داشتی؟ در دنیا میتوانستی به سمت ایشان بروی و نرفتی، بلکه دلِ محبّان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را ترساندی و لرزاندی و ظلم کردی و کجخلقی کردی و رحم نکردی.
تاکنون نظری ثبت نشده است