سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین غلامرضا فیاضی با موضوع «نصرت الهی؛ مایه امید مؤمنان»، سال 1404
همه میدانیم که امام به معنای ولیّ و فرمانروا است؛ البته فرمانروایی بر دو گونه است؛ فرمانروایی تشریعی که به این معناست که امام هرچه فرمود، مردم باید اطاعت کنند. البته انسانها مختارند و میتوانند اطاعت نکنند. از ابتدای خلقت همیشه دو جبهه حق و باطل وجود داشته است و اگرچه ایمان و اطاعت از رهبر حق واجب بوده است، پیروان جبهه باطل از آن سرپیچی میکردهاند. نوع دیگر فرمانروایی، ولایت تکوینی است. همه میدانیم که خداوند متعال ربوبیت تکوینی دارد و عالم را اداره میکند و هرگونه که او بخواهد میشود. این ربوبیت در اختیار امام قرار میگیرد. در حقیقت امام دست خدا میشود و کارهای خدا با دست او انجام میگیرد. به عبارت دیگر تا ولی خدا نخواهد، کاری در عالم انجام نمیشود. این ولایت مایه امید شیعه است. خداوند در آیه 104 از سوره نساء میفرماید: وَلاَتَهِنُواْ فِی ابْتِغَاء الْقَوْمِ إِن تَکُونُواْ تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یَأْلَمُونَ کَمَا تَأْلَمونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللّهِ مَا لاَ یَرْجُونَ؛ شما در دنبالکردن دشمنانتان سستی نکنید، اگر شما آسیب میبینید و به زحمت میافتید، دشمنانتان نیز همانگونه که شما آسیب میبینید، آسیب میبینند، ولی شما از طرف خدا به چیزی امیدوارید که آنها امیدوار نیستند. مؤمنان به نصرت خدا امید دارند و این نصرت به دست امام انجام میگیرد. در نامهای که حضرت ولیعصرصلواتاللهعلیه برای شیخ مفید مینویسند نیز این جمله آمده است که إِنَّا غَیْرُ مُهْمِلِینَ لِمُرَاعَاتِکُمْ وَلَا نَاسِینَ لِذِکْرِکُم؛ ما مراقبت از شما را رها نکرده، و یاد شما را فراموش نمیکنیم.
در روایتی جابر بن یزید جعفی که از اصحاب بزرگ ائمه ماست، میگوید: وقتی خلافت به بنیامیه رسید، شیعیان را میکشتند، خونهای ناحق بسیاری ریختند، بر روی منبرها حضرت امیرالمؤمنینعلیهالسلام را لعنت میکردند و هر کس که حاضر نمیشد ایشان را لعن کند و از ایشان تبری کند، کشته میشد. جابر میگوید: من از این کارهای بنیامیه و پیروانشان به امام سجادعلیهالسلام شکایت بردم و گفتم: یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَدْ قَتَلُونَا تَحْتَ کُلِّ حَجَرٍ وَمَدَرٍ؛ ای فرزند رسول خدا! ما را حتی از زیر سنگها و کلوخها پیدا کرده و کشتند. وَ اسْتَأْصَلُوا شَأْفَتَنَا؛ ریشه ما را درآوردند. وَأَعْلَنُوا لَعْنَ مَوْلَانَا أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَصَلَوَاتُاللَّهِعَلَیْهِ عَلَى الْمَنَابِرِ وَالْمَنَارَاتِ وَالْأَسْوَاقِ وَالطُّرُقَاتِ وَتَبَرَّءُوا مِنْهُ حَتَّى إِنَّهُمْ لَیَجْتَمِعُونَ فِی مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ فَیَلْعَنُونَ عَلِیّاً عَلَانِیَةً لَا یُنْکِرُ ذَلِکَ أَحَدٌ وَلَا یَنْهَرُ فَإِنْ أَنْکَرَ ذَلِکَ أَحَدٌ مِنَّا حَمَلُوا عَلَیْهِ بِأَجْمَعِهِمْ وَقَالُوا هَذَا رَافِضِیٌّ أَبُو تُرَابِیٌّ وَأَخَذُوهُ إِلَى سُلْطَانِهِمْ وَقَالُوا هَذَا ذَکَرَ أَبَا تُرَابٍ بِخَیْرٍ فَضَرَبُوهُ ثُمَّ حَبَسُوهُ ثُمَّ بَعْدَ ذَلِکَ قَتَلُوهُ؛ آشکارا بر منبرها، گلدستهها و در بازارها و کوچه و خیابان، امیرالمؤمنینعلیهالسلام را لعن میکنند، حتی در مسجد پیغمبر اکرم جمع میشوند و امیرالمؤمنینعلیهالسلام را لعن میکنند! و هیچ کس جرأت نمیکند مخالفت کند. اگر هم کسی مخالفت کند، همه به او حمله میکنند و میگویند: این رافضی و ابوترابی است. او را پیش حاکم میبرند و گزارش میدهند که این مدافع علی است و بعد از کتک و حبس او را میکشند. فَلَمَّا سَمِعَ الْإِمَامُصَلَوَاتُاللَّهِعَلَیْهِ ذَلِکَ مِنِّی نَظَرَ إِلَى السَّمَاءِ فَقَالَ: سُبْحَانَکَ اللَّهُمَّ سَیِّدِی مَا أَحْلَمَکَ وَأَعْظَمَ شَأْنَکَ فِی حِلْمِکَ وَأ َعْلَى سُلْطَانَکَ یَا رَبِّ قَدْ أَمْهَلْتَ عِبَادَکَ فِی بِلَادِکَ حَتَّى ظَنُّوا أَنَّکَ أَمْهَلْتَهُمْ أَبَداً وَهَذَا کُلُّهُ بِعَیْنِکَ لایُغَالَبُ قَضَاؤُکَ وَلایُرَدُّ الْمَحْتُومُ مِنْ تَدْبِیرِکَ کَیْفَ شِئْتَ وَأَنَّى شِئْتَ وَأَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنَّا؛ امام سجادعلیهالسلام وقتی حرفهای مرا شنید، نگاهی به آسمان فرمود و گفت: خدایا! تو منزهی! ای سرور من! چهقدر حلم تو زیاد است و چهقدر در حلمت عظمت داری! در سرزمینهای مختلف به بندگانت مهلت دادی به صورتیکه آنها خیال کردند که این مهلت همیشگی است! همه این کارهایی که میکنند، در مقابل چشم توست. کسی نمیتواند با قضای تو درگیر شود، کسی نمیتواند آنچه را تو مقدر فرمودهای، رد کند. هر چه تو بخواهی میشود. تو خود بهتر میدانی.
همه میدانیم که امام به معنای ولیّ و فرمانروا است؛ البته فرمانروایی بر دو گونه است؛ فرمانروایی تشریعی که به این معناست که امام هرچه فرمود، مردم باید اطاعت کنند. البته انسانها مختارند و میتوانند اطاعت نکنند. از ابتدای خلقت همیشه دو جبهه حق و باطل وجود داشته است و اگرچه ایمان و اطاعت از رهبر حق واجب بوده است، پیروان جبهه باطل از آن سرپیچی میکردهاند. نوع دیگر فرمانروایی، ولایت تکوینی است. همه میدانیم که خداوند متعال ربوبیت تکوینی دارد و عالم را اداره میکند و هرگونه که او بخواهد میشود. این ربوبیت در اختیار امام قرار میگیرد. در حقیقت امام دست خدا میشود و کارهای خدا با دست او انجام میگیرد. به عبارت دیگر تا ولی خدا نخواهد، کاری در عالم انجام نمیشود. این ولایت مایه امید شیعه است. خداوند در آیه 104 از سوره نساء میفرماید: وَلاَتَهِنُواْ فِی ابْتِغَاء الْقَوْمِ إِن تَکُونُواْ تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یَأْلَمُونَ کَمَا تَأْلَمونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللّهِ مَا لاَ یَرْجُونَ؛ شما در دنبالکردن دشمنانتان سستی نکنید، اگر شما آسیب میبینید و به زحمت میافتید، دشمنانتان نیز همانگونه که شما آسیب میبینید، آسیب میبینند، ولی شما از طرف خدا به چیزی امیدوارید که آنها امیدوار نیستند. مؤمنان به نصرت خدا امید دارند و این نصرت به دست امام انجام میگیرد. در نامهای که حضرت ولیعصرصلواتاللهعلیه برای شیخ مفید مینویسند نیز این جمله آمده است که إِنَّا غَیْرُ مُهْمِلِینَ لِمُرَاعَاتِکُمْ وَلَا نَاسِینَ لِذِکْرِکُم؛ ما مراقبت از شما را رها نکرده، و یاد شما را فراموش نمیکنیم.
در روایتی جابر بن یزید جعفی که از اصحاب بزرگ ائمه ماست، میگوید: وقتی خلافت به بنیامیه رسید، شیعیان را میکشتند، خونهای ناحق بسیاری ریختند، بر روی منبرها حضرت امیرالمؤمنینعلیهالسلام را لعنت میکردند و هر کس که حاضر نمیشد ایشان را لعن کند و از ایشان تبری کند، کشته میشد. جابر میگوید: من از این کارهای بنیامیه و پیروانشان به امام سجادعلیهالسلام شکایت بردم و گفتم: یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَدْ قَتَلُونَا تَحْتَ کُلِّ حَجَرٍ وَمَدَرٍ؛ ای فرزند رسول خدا! ما را حتی از زیر سنگها و کلوخها پیدا کرده و کشتند. وَ اسْتَأْصَلُوا شَأْفَتَنَا؛ ریشه ما را درآوردند. وَأَعْلَنُوا لَعْنَ مَوْلَانَا أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَصَلَوَاتُاللَّهِعَلَیْهِ عَلَى الْمَنَابِرِ وَالْمَنَارَاتِ وَالْأَسْوَاقِ وَالطُّرُقَاتِ وَتَبَرَّءُوا مِنْهُ حَتَّى إِنَّهُمْ لَیَجْتَمِعُونَ فِی مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ فَیَلْعَنُونَ عَلِیّاً عَلَانِیَةً لَا یُنْکِرُ ذَلِکَ أَحَدٌ وَلَا یَنْهَرُ فَإِنْ أَنْکَرَ ذَلِکَ أَحَدٌ مِنَّا حَمَلُوا عَلَیْهِ بِأَجْمَعِهِمْ وَقَالُوا هَذَا رَافِضِیٌّ أَبُو تُرَابِیٌّ وَأَخَذُوهُ إِلَى سُلْطَانِهِمْ وَقَالُوا هَذَا ذَکَرَ أَبَا تُرَابٍ بِخَیْرٍ فَضَرَبُوهُ ثُمَّ حَبَسُوهُ ثُمَّ بَعْدَ ذَلِکَ قَتَلُوهُ؛ آشکارا بر منبرها، گلدستهها و در بازارها و کوچه و خیابان، امیرالمؤمنینعلیهالسلام را لعن میکنند، حتی در مسجد پیغمبر اکرم جمع میشوند و امیرالمؤمنینعلیهالسلام را لعن میکنند! و هیچ کس جرأت نمیکند مخالفت کند. اگر هم کسی مخالفت کند، همه به او حمله میکنند و میگویند: این رافضی و ابوترابی است. او را پیش حاکم میبرند و گزارش میدهند که این مدافع علی است و بعد از کتک و حبس او را میکشند. فَلَمَّا سَمِعَ الْإِمَامُصَلَوَاتُاللَّهِعَلَیْهِ ذَلِکَ مِنِّی نَظَرَ إِلَى السَّمَاءِ فَقَالَ: سُبْحَانَکَ اللَّهُمَّ سَیِّدِی مَا أَحْلَمَکَ وَأَعْظَمَ شَأْنَکَ فِی حِلْمِکَ وَأ َعْلَى سُلْطَانَکَ یَا رَبِّ قَدْ أَمْهَلْتَ عِبَادَکَ فِی بِلَادِکَ حَتَّى ظَنُّوا أَنَّکَ أَمْهَلْتَهُمْ أَبَداً وَهَذَا کُلُّهُ بِعَیْنِکَ لایُغَالَبُ قَضَاؤُکَ وَلایُرَدُّ الْمَحْتُومُ مِنْ تَدْبِیرِکَ کَیْفَ شِئْتَ وَأَنَّى شِئْتَ وَأَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنَّا؛ امام سجادعلیهالسلام وقتی حرفهای مرا شنید، نگاهی به آسمان فرمود و گفت: خدایا! تو منزهی! ای سرور من! چهقدر حلم تو زیاد است و چهقدر در حلمت عظمت داری! در سرزمینهای مختلف به بندگانت مهلت دادی به صورتیکه آنها خیال کردند که این مهلت همیشگی است! همه این کارهایی که میکنند، در مقابل چشم توست. کسی نمیتواند با قضای تو درگیر شود، کسی نمیتواند آنچه را تو مقدر فرمودهای، رد کند. هر چه تو بخواهی میشود. تو خود بهتر میدانی.


تاکنون نظری ثبت نشده است