display result search
منو
تفسیر آیه 61 سوره آل عمران

تفسیر آیه 61 سوره آل عمران

  • 1 تعداد قطعات
  • 13 دقیقه مدت قطعه
  • 1345 دریافت شده
سخنرانی حجت الاسلام محسن قرائتی با موضوع تفسیر سوره آل عمران - آیه 61

فَمَنْ حَآجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَآءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَآءَنَا وَأَبْنَآءَکُمْ وَنِسَآءَنَا وَنِسَآءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکَذِبِینَ‏

ترجمه
پس هر که با تو، بعد از علم و دانشى که به تو رسیده است، درباره او (عیسى) به ستیز و محاجّه برخیزد (و از قبول حقّ شانه خالى کند) بگو: بیائید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و خودمان را (کسى که به منزله خودمان است) و خودتان را بخوانیم، سپس (به درگاه خدا) مباهله و زارى کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.



واژه‏ «نَبتَهل» از ریشه‏ «اِبتهال» به معناى بازکردن دست‏ ها و آرنج ‏ها براى دعا، به سوى آسمان است واین آیه به دلیل این واژه، به آیه‏ مباهله معروف گشته است. مباهله، یعنى توجّه و تضرّع دو گروه مخالف یکدیگر، به درگاه خدا و تقاضاى لعنت و هلاکت براى طرف مقابل که از نظر او اهل باطل است.
در تفاسیر شیعه و سنى و برخى کتب حدیث و تاریخ مى‏ خوانیم که در سال دهم هجرى، افرادى از سوى رسول خدا مأمور تبلیغ اسلام در منطقه نجران از بلاد یمن شدند. مسیحیانِ نجران نیز هیئتى را به نمایندگى از سوى خود براى گفتگو با پیامبر اسلام به مدینه گسیل داشتند. با وجود گفتگوهایى که میان آنان و پیامبر ردّ وبدل شد، باز هم آنان بهانه ‏جویى کرده و در حقّانیّت اسلام ابراز تردید مى ‏کردند. این آیه نازل شد و خطاب به پیامبر فرمود: به کسانى که با تو محاجّه و جدال کرده، و از قبول حقّ شانه خالى مى ‏کنند، بگو: بیایید با فراخواندن فرزندان و زنان و خودمان، خدا را بخوانیم و با حالت تضرّع و ابتهال بر دروغگویان نفرین کنیم و هر نفرینى که دامن گروه مقابل را گرفت، معلوم مى ‏شود که راه او باطل است و با این وسیله به این گفتگو و جدال پایان دهیم.
هنگامى که نمایندگان مسیحیان نجران، پیشنهاد مباهله را از رسول اکرم‏ شنیدند، به یکدیگر نگاه کرده و متحیّر ماندند. آنان مهلت خواستند تا در این باره فکر و اندیشه و مشورت کنند. بزرگِ نصارى به آنها گفت: شما پیشنهاد را بپذیرید و اگر دیدید که پیامبر با سر و صدا و جمعیّتى انبوه براى نفرین مى ‏آید، نگران نباشید و بدانید که خبرى نیست، ولى اگر با افراد معدودى به میدان آمد، از انجام مباهله صرف‏نظر و با او مصالحه کنید.
روز مباهله، آنها دیدند که پیامبر اسلام همراه با دو کودک و یک جوان و یک زن بیرون آمدند. آن دو کودک، حسن (ع) و حسین‏ (ع) و آن جوان، علىّ‏ بن ابى‏طالب‏ (ع) و آن زن فاطمه‏ زهرا (س) دختر پیامبر بودند.
اُسقف مسیحیان گفت: من چهره ‏هایى را مى‏بینم که اگر از خداوند بخواهند کوه از جا کنده شود، کنده مى‏شود. اگر این افراد نفرین کنند، یک نفر مسیحى روى زمین باقى نمى‏ماند. لذا از مباهله اعلام انصراف کرده و حاضر به مصالحه شدند.
روز مباهله، بیست و چهارم یا بیست و پنجم ماه ذى‏الحجّه بوده و محل آن در روزگار پیامبر در بیرون شهر مدینه بوده که اکنون داخل شهر قرار گرفته و در آن محل، مسجدى به نام «مسجد الاجابة» ساخته شده است. فاصله‏ این مسجد تا مسجدالنّبى تقریباً دو کیلومتر است. «الّلهم ارزقنا زیارته و شفاعته»
بر اساس روایتى در تفسیر المیزان، دعوت به مباهله مخصوص نصارى نبوده و پیامبر از یهودیان نیز براى مباهله دعوت کردند.
مباهله، خاصّ زمان پیامبر نبوده است، بلکه براساس برخى از روایات، دیگر مؤمنان نیز مى ‏توانند مباهله کنند. امام صادق (ع) در این‏باره دستوراتى داده ‏اند.
سؤال: در این ماجرا تنها فاطمه زهرا (س) حضور داشت، پس چرا قرآن کلمه‏ جمع «نسائنا» را بکار برده است؟
پاسخ: در قرآن مواردى است که خداوند از یک نفر به صورت «جمع» یاد مى‏کند، مانند آیه 181 سوره آل‏عمران که یک نفر از روى توهین گفت: خدا فقیر است، ولى آیه به صورت جمع مى ‏فرماید: «الّذین قالوا انّ اللّه فقیر» چنانکه قرآن درباره حضرت ابراهیم (ع) مى ‏فرماید: ابراهیم یک امّت است، با آنکه یک‏نفر بیشتر نبود.
گرچه پیامبر مى ‏توانست خود شخصاً نفرین کند و کارى به علىّ، فاطمه، حسن (ع) و حسین‏ (ع) نداشته باشد، ولى خدا و رسول، با این عمل به ما فهماندند که این افراد، یاران و شریکان رسول خدا در دعوت به حقّ و هدف او هستند و همراه او آماده‏ استقبال از خطر بوده و تداوم‏گر حرکت او مى‏ باشند.
پیامبر فرمودند: سوگند به کسى که مرا پیامبر حقّ قرار داد، اگر مباهله انجام مى‏ گرفت، آن وادى‏آتش را بر آنان فرو مى‏ ریخت. تفسیر مجمع‏ البیان ؛
صاحب تفسیر المیزان در جلد سوّم آورده است که ماجراى مباهله را 51 نفر از صحابه به اتّفاق نظر نقل کرده ‏اند. تفاسیر کبیر، آلوسى و مراغى ذیل آیه، در کتاب الکامل ابن‏اثی ر جلد دوّم ، مستدرک حاکم جلد سوّم صفحه 150، مسند احمد حنبل جلد اوّل و همچنین تفاسیر روح‏ البیان، المنار و ابن‏ کثیر و بسیارى از منابع شیعى و سنّى دیگر، این واقعه را ضبط و نقل کرده ‏اند. در کتاب اِحقاق‏ الحق جلد سوّم صفحه 46 نیز نام شصت نفر از بزرگان اهل سنّت را آورده است که همگى گفته‏ اند: این آیه در عظمت پیامبر و اهل‏بیت علیهم السلام اوست.

پیام ها

1- اگر انسان ایمان به هدف داشته باشد، حاضر است خود و نزدیک‏ ترین بستگانش را در معرض خطر قرار دهد. «من بعد ما جائک من العلم»
2- آخرین برگ برنده و سلاح برنده مؤمن، دعاست. «فقل تعالوا ندع»
3- فرزند دخترى، همچون فرزند پسرى، فرزند خود انسان است. «ابنائنا» بنابراین امام حسن (ع) و امام حسین (ع) فرزندان پیامبرند.
4- زن و مرد در صحنه‏ هاى مختلف دینى، در کنار همدیگر مطرحند. «نسائنا»
5 - در دعا، حالات اهل دعا مهم است، نه تعداد آنها. گروه مباهله کننده پنج نفر بیشتر نبودند. «ابنائنا، نسائنا، انفسنا»
6- علىّ‏ بن ابى‏طالب‏، جان رسول اللَّه است. «انفسنا»
7- در مجالس دعا، کودکان را نیز با خود ببریم. «ابنائنا»
8 - اهل‏ بیت پیامبر مستجاب الدعوة هستند. «ابنائنا، نسائنا، انفسنا»
9- استمداد از غیب، پس از به کارگیرى توانایى‏ هاى عادّى است. «نبتهل»
10- کسى که منطق و استدلال و معجزه، او را به پذیرش حقّ تسلیم نمى ‏کند، باید با او مباهله کرد. «تعالوا... نبتهل»
11- اگر مؤمنان محکم بایستند، دشمن به دلیل باطل بودنش عقب نشینى مى‏ کند. «ندع... نبتهل»
12- استدلال را باید با استدلال پاسخ داد، ولى مجادله و لجاجت باید سرکوب شود. «لعنة اللّه على الکاذبین»

منبع: پایگاه درس هایی از قرآن

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 13:14

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخنرانی مذهبی