display result search
منو
اعتقاد به دین؛ عامل اصلی عزت، پیروزی و افتخارات کشور

اعتقاد به دین؛ عامل اصلی عزت، پیروزی و افتخارات کشور

  • 1 تعداد قطعات
  • 46 دقیقه مدت قطعه
  • 179 دریافت شده
سخنرانی از آیت الله محمد تقی مصباح یزدی با موضوع «اعتقاد به دین؛ عامل اصلی عزت، پیروزی و افتخارات کشور»، سال 1397

در طول 1400 سال تاریخ اسلام، نمی‌توان دوره‌ای را نشان داد که یک جامعه اسلامی رشدی چشمگیر و مطلوب مانند دوره کنونی داشته باشد. این اتفاق به برکت انقلاب پدید آمده و مرهون زحمات حضرت امام(ره) است؛ البته هم رشد و بالندگی امام(ره) و هم فراهم شدن زمینه این انقلاب در جامعه مرهون تلاش علمای گذشته بوده است.
همه افتخارات و عزت‌ها را مدیون امام راحل(ره) و افراد مخلصی هستیم که از آغاز نهضت و در دوران دفاع مقدس از تمام وجودشان مایه گذاشتند، در نتیجه همت و تلاش آنان بود که انقلاب به ثمر رسید و تثبیت شد. البته بعد از رحلت حضرت امام(ره) نیز خداوند جانشین شایسته‌ای که گویا نسخه دوم همان امام بود را به ما مرحمت کرد؛ حتی خوش‌بین‌ترین افراد هم باور نمی‌کردند که کسی بتواند به این خوبی نقش رهبری را ایفا کند.
نهاد دفاع را از ضروری‌ترین نهادهای یک کشور است که بدون آن زندگی اجتماعی به سامان نمی‌رسد، این مسئله‌ای است که همه جوامع آن را درک کرده‌اند. از این‌رو همیشه توان خود را تقویت می‌کنند تا نه فقط برای دفاع، بلکه برای بازدارندگی در برابردشمن داشته باشند تا کسی جرأت تجاوز به خود ندهد.
اگر رشد همین رکن دفاع را نسبت به دوران قبل بسنجیم، متوجه می‌شویم که انقلاب در همین زمینه نیز چه خدمت بزرگی انجام داده است. پهلوی اول علیرغم این‌که خودش نظامی بود و به قدرت نظامی اهمیت می‌داد و آن را از اولویت‌های اصلی می‌دانست، زمانی که متفقین به ایران حمله کردند، از مقابله با بیگانگان فرار کرد و به عبارت بهتر به جزیره موریس تبعید شد. نیروهای ارتش هم از سربازخانه‌ها فرار کردند؛ این دفاع ما در مقابل دشمن در زمانی بود که کشور ما از نظر نظامی شرایط خوبی داشت! قبل از آن و در زمان قاجار که وضعیت قوای دفاعی ما بدتر از این بود.
در زمان پهلوی دوم نیز ارتش ایران عاملی در دست آمریکا و گوش به فرمان او بود؛ از همین رو آمریکا به شاه ایران دستور داد سربازان ایرانی را به عمان بفرستد تا جنبش خلق ظفار را سرکوب کنند؛ هر چند این مسئله ربطی به ایران نداشت، اما دستور آمریکا بود و شاه نیز حق اظهار نظر و مخالفت نداشت.
اما قدرت دفاعی امروز ما با قدرت دفاعی کشور در آن زمان اصلا قابل مقایسه نیست. امروز بزرگ‌ترین کشورهای دنیا از قدرت نظامی ایران اظهار نگرانی می‌کنند و مجموع قوای دفاعی ایران، نه فقط به بهترین شکل دفاع از کشور را انجام می‌دهند، بلکه منطقه را نیز زیر نظر دارند و مشکلات نظامی که دشمنان اسلام برای منطقه پیش می‌آورند را دفع می‌کنند. این مسئله را حتی دشمنان نیز فهمیده‌اند. خود شما نیروهای مسلحی که نوکر آمریکا بودند را با نیروهای مسلحی که رقیب همیشه پیروز برای آمریکا در منطقه است، مقایسه کنید.
مگر امام(ره) به‌عنوان یک فرد روحانی چه کرد که امروز کشور ما به چنین عزتی رسیده و نام آن لرزه بر جان دشمنان می‌افکند؟ این عزت از یک‌سو، حاصل عمل به دستور این از آیه قرآن است که می‌گوید به قدری در زمینه نظامی تلاش کنید که دشمن از شما بهراسد؛ اما سؤال اصلی این است که چگونه کشور ما به این مرحله رسید؟ همین مردم پابرهنه و کسانی که در دوران گذشته از سربازخانه‌ها فرار می‌کردند، چگونه متحول شدند که نوجوان سیزده‌ساله‌اش در مقابل تانک می‌ایستد و با آن‌که می‌داند که نتیجه کار چه می‌شود، ولی از شهادت استقبال می‌کند.
گاهی نوجوانانی که هنوز به سن تکلیف نرسیده‌اند، دعای اصلی‌شان رسیدن به درجه شهادت است! مگر دفاع در ایران چه تفاوتی با دفاع در کشورهای دیگر دارد که حتی نوجوانانش عشق رفتن به جبهه نبرد و شهادت دارند؟ چرا به اعتراف خود غربی‌ها، بسیاری از سربازان و افسران آن‌ها زمانی که از جنگ بر می‌گردند، دست به خودکشی می‌زنند، اما نیروهای مسلح ایران، چنین روحیه‌ای ندارند؟
نهادهای دفاعی در کشورهای مختلف عالم، مانند سایر نهادها، فقط برای تأمین منافع دنیا و لذائذ مادی است و سرباز و افسر آن‌ها به فکر حقوق واستفاده مادی‌شان هستند؛ لذا حاضر نیستند به راحتی جان خود را به خطر بیندازند. تفاوت نهاد دفاعی در کشورهای دیگر با چنین نهادی در نظام اسلامی، اعتقاد به خدا و روح معنویت است؛ چرا که نوجوان ایرانی در درجه اول به سعادت معنوی و رضای الهی می‌اندیشد؛ او به دنبال شاد کردن قلب امام زمان(عج) است و زندگی آرام و با امنیت را در کنار، و در سایه آن هدف اصلی، در نظر دارد.
البته همه کشورها سعی می‌کنند با ترویج روحیه وطن‌پرستی خلأ این اعتقاد معنوی را پر کنند؛ اما واقعیت این است که به دنیا آمدن در یک خاک، به تنهایی سبب چنین فداکاری‌هایی نمی‌شود؛ ولی آنها با تبلیغات سعی می‌کنند آن را برجسته و مهم جلوه دهند؛ این در حالی است که ایمان به خدا امری حقیقی است که سعادت جاودانه را در پی دارد.
از جمله آثار ایمان به خدا نصرت‌های الهی در همین دنیاست، از صدر اسلام تا کنون، هرکجا مسلمانان با ایمان و تلاش در راه خدا، در برابر دشمن حاضر شده‌اند، خداوند امدادهای خود را بر آنان نازل کرده است. به عنوان نمونه، در طول تاریخ 23 ساله رسالت پیامبر کرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله، مسلمانان در نهایت سختی و رنج بودند؛ از همان شروع دعوت علنی که سه سال تمام مسلمانان در شعب ابی‌طالب محصور شدند و شدیدترین سختی‌ها را تحمل کردند، اما خداوند آن‌ها را نصرت بخشید. بعد از آن نیز در جنگ بدر در حالی که مسلمانان نسبت به لشکر مشرکان بسیار کم بودند و حتی به تعداد همان تعداد اندک شمشیر نداشتند، و شکست همه جانبه مسلمانان در مقابل سپاه مجهز کفار به راحتی قابل پیش‌بینی بود، مسلمانان با نصرت الهی و امدادهای او به پیروزی رسیدند.
عامل اصلی پیروزی‌های مسلمانان در طول تاریخ، همین ایمان، اعتقاد قلبی و راسخ بودن در عمل بوده است که با تأییدات الهی و نصرت وی به پیروزی ختم شده است. در جریان انقلاب نیز مردم مستضعف و پابرهنه با دست خالی، در حالی که تنها سلاحشان شعار آنها بود، در برابر شاهی که اغلب کشورهای دنیا حامی او بودند و تجهیزات مدرن و کاملی در ارتش او وجود داشت، ایستادند و به پیروزی رسیدند. خداوند در جریان پیروزی انقلاب دوباره به ما نشان داد که اگر خالصانه عمل کنید، خدا شما را یاری خواهد داد. همه این‌ها به برکت اخلاص مردم مستضعفی بود که از راحتی خودشان گذشتند تا به آن‌چه خداوند دوست دارد، تحقق ببخشند.
پیروزی مردم ایران با دست خالی بر رژیم شاهنشاهی معجزه‌ای الهی بود که قابل تحلیل مادی نیست، تحلیل‌گران نظامی دنیا هر چه بنشینند و تحلیل کنند که کدام عامل مادی توانست رژیم مورد حمایت قدرت‌های دنیا را شکست دهد، به نتیجه نخواهند رسید. پیروزی انقلاب اسلامی بر اساس اسباب ظاهری، هیچ توجیهی ندارد. لذا همیشه ادعا می‌کردند که این انقلاب شش ماه بیشتر دوام نخواهد آورد. آنها می‌گفتند: این تحولات ناشی از یک شورش احساسی بوده و به زودی تمام خواهد شد؛ بعد از مدتی گفتند یک سال دیگر انقلاب نابود می‌شود، و همین روند را ادامه دادند تا امروز که این انقلاب، چهل ساله شده است.
اگر عده‌ای پیش از انقلاب یا اوایل جنگ می‌ترسیدند و فرار می‌کردند، کمابیش قابل اغماض بود؛ در آن زمان کشورهای دیگر حتی سیم خاردار به ما نمی‌فروختند؛ در مقابل، دشمن هر سلاحی که اراده می‌کرد، در اختیارش قرار می‌گرفت. لذا اگر کسانی می‌ترسیدند، بر اساس اسباب ظاهری قابل پذیرش بود؛ اما امروز که تجربه عینی امدادهای الهی را با چشم خودمان دیده‌ایم، اگر بترسیم، چه حجتی نزد خدا داریم؟ گناه کسی که یاری و نصرت الهی را به چشم دیده و باز هم به دشمنان خدا اعتماد می‌کند، قابل اغماض نیست.
کسانی که امروز بعد از دیدن نصرت خداوند می‌ترسند و در باطن به دنبال سازش با دشمن هستند، از شمر بدترند؛ چون شمر این همه نصرت‌های الهی را ندیده بود؛ البته روز حسابی هست و خداوند از آن‌ها سؤال می‌کند، همین طور که از من و شما سؤال می‌کند که چه کرده‌ایم.
ویژگی انقلاب اسلامی که نقطه تمایز آن با سایر انقلاب‌های دنیاست، وجود معنویت و روح ایمان به خداست، همه انقلاب‌ها فقط جنبه مادی داشت؛ اگر ما این وجه تمایز را باور داریم باید این عنصر را تقویت کنیم.
شاید برای عده‌ای سؤال باشد که چرا باید در ارتش نهاد عقیدتی سیاسی وجود داشته باشد، بالاتر از این حتی در ذهن بسیاری از سیاستمداران این سؤال مطرح است که وجود مقامی در کشور بالاتر از سایر مقامات، به عنوان مرجع دینی چه ضرورتی دارد که در قانون اساسی ذکر شده است؟ مگر دموکراسی نیست؟! مردم به هر کس خواستند، رأی می‌دهند؛ رهبری یک فقیه در رأس حکومت برای چیست؟! این شبهه در عمق دل بسیاری از سیاستمداران ما وجود دارد و اگر می‌بینیم برخی از آن‌ها در عمل التزامی به فرمایشات رهبری ندارند، به خاطر عدم باور آن‌ها نسبت به این جایگاه است.
کسانی که چنین سؤالی در ذهنشان وجود دارد، از نکته اصلی غافل‌اند که روح این انقلاب، دین است؛ مردم از همه چیز خودشان گذشتند و انقلاب کردند تا " لتکون کلمة الله هی العلیا ". مردم فقر و گرفتاری، صف‌های نفت در زمستان‌های سرد، نبود مایحتاج ضروری و بسیاری از مشکلات را تحمل کردند و خم به ابرو نیاوردند، چون هدف اصلی‌شان دین بود. در ابتدای پیروزی انقلاب آن‌چنان روح معنوی در جامعه نفوذ کرده بود که حتی مهریه‌های نوعروسان، حفظ قرآن و امور معنوی شده بود.
چه بسیار مادرانی که خودشان فرزندانشان را راهی جبهه‌ها کردند؛ مادران شهیدی که هنوز هم سعی می‌کنند به خاطر شهادت فرزندشان اشک نریزند. آیا آموزش نظامی می‌تواند چنین روحیه‌ای در مردم به وجود بیاورد؟ باید توجه داشت که هم علت محدثه (ایجادکننده) انقلاب، معنویات بود، هم علت مبقیه (نگه‌دارنده) آن همین روحیه است. لذا برای بقاء این انقلاب، باید این عامل را تقویت کرد. ارتش و قوای نظامی ما در صورتی ارزشمند است که روح دین در آن وجود داشته باشد. سرّ پیروزی مردم پابرهنه بر قوی‌ترین ارتش منطقه هم همین عامل ایمان بود.
شیطان همیشه با اموری که سبب سعادت انسان‌ها می‌شود، دشمنی می‌کند. نسلی که تربیت می‌شود، قبل از آموزش نظامی، باید آموزش دینی ببیند و برای انجام وظیفه دینی به دنبال آموزش نظامی برود؛ در چنین صورتی نهاد دفاعی شکست‌ناپذیر خواهد بود؛ اما اگر هدف اصلی نیروهای مسلح صرفاً داشتن یک شغل و درآمد باشد، تفاوتی با نیروهای مسلح دیگر کشورها نخواهد داشت.
اگر هدف، دین نباشد و نیت اصلی افراد صرفاً امور مادی و حتی دفاع از خاک باشد، ما با طرف بعثی در جنگ هشت‌‌ساله چه تفاوتی داشتیم؟! او هم برای کسب منافع مادی و در جهت منافع وطن خود به میدان آمده بود! یعنی کشته‌های بعثی با شهدای ما فرقی ندارند؟! آری، کشته شدن برای میهن اسلامی ‌که خاک آن به خاطر برقراری نظام اسلامی در آن ارزشمند شده، مطلوب است؛ اما اگر فدا کردن جان صرفاً برای خاک باشد، ارزش خاصی ندارد؛ آن هم خاکی که مرزهای آن امری اعتباری و قراردادی است و خود انسان هم نقشی در به دنیا آمدن خود در آن ندارد.
اگر این روحیه دینی را در خودمان تقویت کردیم و جوانانی که برای خدمت در نیروهای مسلح استخدام می‌شوند یا دوره خدمت سربازی را می‌گذرانند نیز با این روحیه تربیت شدند، هیچ نگرانی نباید داشته باشیم؛ حتی گرانی، سختی و کمی ارزاق هم نمی‌تواند آن‌ها را از هدفشان دور کند و پیروزی را از آن‌ها بگیرد.
عامل اصلی عزت، پیروزی و افتخارات کشور را اعتقاد به دین است، اگر این حقیقت را مدنظر نداشته باشیم، از این‌که به خاطر تحریم‌ها گرانی و تورم در کشور زیاد شود، می‌ترسیم و نتیجه می‌گیریم که باید سازش کنیم تا تحریم‌ها رفع شود؛ البته این وعده رفع تحریم نیز دروغین است؛‌اما کسانی که چنین روحیه‌ای دارند علیرغم افزایش تحریم‌ها دست از این رویه برنمی‌دارند. در حالی‌که کسی مانند رهبر انقلاب که مسائل را با نور الهی می‌دید، فرمود به این مذاکرات امیدی ندارم، هر چند با آن مخالفت نمی‌کنم.
البته دیدیم که برای چندمین مرتبه ثابت شد که آمریکا به هیچ وجه قابل اعتماد نیست. با این وجود آیا باز هم می‌توانیم به آنها یا به اروپایی‌ها اعتماد کنیم؟! این مصداق همان ضرب‌المثل «سگ زرد، برادر شغال» است. همه آن‌ها یک هدف دارند؛ فقط شکل حقه‌بازی‌های آن‌ها تفاوت دارد؛ آیا باز هم باید فریب آنها را بخوریم؟! با چه منطقی می‌توان این امر را توجیه کرد؟!
بشارت‌های رهبری مبنی بر روشن بودن آینده است. ایشان آن‌چه را که ما نمی‌توانیم ببینیم، می‌بیند. سنت‌های الهی نقض نمی‌شود؛ اگر دنبال هوای نفس رفتیم، ایمان از بین می‌رود؛ یعنی همان عامل عزت و اقتدار و موفقیت‌ها را از دست می‌دهیم؛ اما اگر به دنبال کسب رضای الهی بودیم، خداوند نیز نصرتش را شامل حالمان می‌کند. از این‌رو یکی از مهم‌ترین وظایفی که بر عهده مردم انقلابی است، تربیت نسل آینده بر اساس اعتقادات قوی و صحیح است؛ اعتقاد واقعی به خدا و نصرت‌های الهی. اگر این اعتقاد نباشد، حداکثر به این نتیجه می‌رسیم که باید از آمریکا و اروپا قوی‌تر باشیم، تا خودمان را حفظ کنیم؛ اما کسی که به خدا اعتماد دارد می‌داند که اگر در راه خدا کم نگذارد، حتی با دست خالی در مقابل تمام دنیا پیروز می‌شود.

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 46:04

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخنرانی مذهبی