display result search
منو
وظیفه مؤمنین، همراهی با امام، جلسه پنجم

وظیفه مؤمنین، همراهی با امام، جلسه پنجم

  • 1 تعداد قطعات
  • 55 دقیقه مدت قطعه
  • 39 دریافت شده
سخنرانی از آیت الله سید محمدمهدی میرباقری با موضوع «وظیفه مؤمنین، همراهی با امام»، جلسه پنجم، سال 1400

«وَ یَقُولُونَ لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَیْبُ لِلَّهِ فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرین »(یونس/20) یکی از دو دوره ای که امام زمان در طرح امامت خودشان به عهده دارند دوران غیبت است که حضرت غیبت ویژه ای دارند که سایر ائمه نداشتند. البته آنچه در روایات و معارف آمده این است که بسیاری از انبیاء الهی در برنامه خودشان یک دوره غیبت داشتند مانند حضرت موسی کلیم و بقیه انبیاء که مرحوم شیخ صدوق در مقدمه کتاب اکمال الدین خود آوردند.
ایشان می فرمایند حضرت به من فرمودند یک کتابی در باب وجود مقدسشان بنویسند و من عرض کردم کتاب در باب شما نوشتم و زیاد هم نوشتم ولی حضرت فرمودند یک کتابی بنویس که در او از غیبت انبیاء گفتگو می شود و ایشان این کتاب را نوشتند و کتاب فوق العاده ای هم است که داستان های انبیاء و غیبت های آنها را پشت سر هم نقل کردند و اینها را آدم یک جا که می بیند یک جلوه دیگری دارد و غیر از این است که جدا جدا خوانده شود.
این داستانی که انبیاء داشتند هر کدام در یک مرحله مأمور به غیبت می شدند ولی در وجود مقدس امام زمان تفاوتی که هست این است که این غیبت واقعا طولانی شده است و یک طرح بسیار طولانی در دوره غیبتشان دارند. فرض کنید موسای کلیم یک چند سالی قبل از غیبتشان از مصر رفتند و در مدین شاگردی حضرت شعیب را می کردند و برای نبوت مهیا می شدند و بعد به سوی مصر برگشتند یا بعد از این که پیامبر شدند یک غیبت چهل روزه داشتند. ولی امام زمان ارواحنا فداه همانطور که در روایات گفته شده یک غیبت بسیار طولانی است و کاری که ایشان می کنند و این برنامه ای که دارند برای است که این عالم را برای ظهور مهیا کنند.
این یک برنامه طولانی است که جامعه مؤمنین و شرایط عالم آماده بشود برای این که آن اتفاق بزرگ یا آن وعده الهی محقق بشود. وعده ای که به انبیاء الهی داده شده بسیار وعده بزرگ و مهمی است. به همه 124 هزار پیامبر وعده داده شده و خودشان هم به امتشان این وعده را دادند و همه آنها امتشان را به این دعوت می کردند که برای تحقق چنین واقعه ای منتظر باشند.
ما سه طور غیبت در باب ائمه علیهم السلام داریم؛ یک غیبت غیبت کلی ولایتشان است که این در پرده و حجاب رفته است و بنا بود این حقیقت بعد از غدیر در عالم ظاهر بشود ولی یک حجابی برایش قائل شد و مانع تحقق و ظهور شد و یک موقعی می رسد که این پرده برداشته می شود و آن حقیقت ولایت ائمه علیهم السلام که باید در عالم آشکار و ظاهر می شد و ما با او زندگی می کردیم، به ظهور می رسد. این یک معنای ظهور است که در آیات قرآن به آن اشاره شده است «وَ اللَّیْلِ إِذا یَغْشى * وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى »(لیل/1-2) حضرت فرمودند این آیه ناظر به یک غشا و پرده ای است که بر حقیقت ولایت امیرالمؤمنین افتاد و این همان پرده ای است که در آن انحرافات بعدی واقع شده است و پرده حجاب سقیفه و بعد از آ ن دولت های باطلی که آمدند برای ظهور حقیقت ولایت و دین الهی در عالم حجاب شدند و با ظهور امام زمان آن حجاب برداشته می شود.
بنابراین حقیقت آن ولایت و دینی که از عالم بالا نازل شده بدون پرده و حجاب واقع می شود و این دوران ظهوری دارد؛ «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها»(شمس/1) فرمود الشمس یعنی امیرالمؤمنین و ضحی آن موقعی است که این خورشید آشکار می شود که در دوره ظهور امام زمان علیه السلام است. این یک معنای غیبت است و این اختصاص به امام زمان علیه السلام نداشته و همه ائمه علیهم السلام به این معنا یک حجابی بر ولایتشان بوده و مانع ظهور آن حقیقت بوده و هیچ کدام از ائمه حقیقت ولایتشان به اندازه ظرفیت این عالم اظهار نشده است. البته یک ظرفیتی از ولایت ائمه علیهم السلام است که ظهورش در عوالم بعد و در عالم قیامت است و عالم دنیا ظرف ظهور او نیست و مؤمنین باید در عالم قیامت منتظر باشند. اما یک منزلتی از ظهور حقیقت ولایت است که در عالم ارض ممکن است و واقع هم خواهد شد و این هم با ظهور امام زمان علیه السلام واقع می شود. پس این یک معنای از غیبت است.
غیبت یک معنای دیگری هم دارد که به همین معنای مشهورش است که مختص به امام زمان علیه السلام است و بقیه ائمه اینطور غیبتی نداشتند که دوران امامت ایشان است و حضرت امامت می کنند و امت را هدایت می کنند اما ما راه به حضرت نداریم. این غیبت چطوری است و اینکه حضرت در پرده غیبت هستند یعنی چه؟ قرآن اینطور از او تعبیر کرده «قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُکُمْ غَوْراً»(ملک/30) یعنی حقیقت این امامت یک غوری در عالم است و مثل آبی است که از چشمه ها می جوشد و از آسمان می بارد. خدای متعال می فرماید اگر این آب در اعماق زمین فرو برود و از دسترس شما خارج بشود «فَمَنْ یَأْتیکُمْ بِماءٍ مَعین » که روایات متعددی اینجا داریم که حضرات معصومین فرمودند «إِنْ أَصْبَحَ ماؤُکُمْ غَوْراً» یعنی «إِنْ أَصْبَحَ إِمَامُکُمْ غَائِباً عَنْکُمْ لَا تَدْرُون »(1) یعنی کس دیگری می تواند شما را از آن علومی که در اختیار امام بوده برخوردار بکند. یعنی بین شما و امام حائل می شود و نمی توانید از آن معارف و علوم استفاده کنید.
به تعبیری حضرت در یک حجاب و غیبت خاصی هستند که به راحتی در دسترس ما نیستند و یک لایه های پنهانی از عالم است که حضرت از طریق آن با ما ارتباط برقرار می کنند ولی هرچه که باشد این غیبت مختص به امام زمان است و بقیه ائمه علیهم السلام این طور غیبتی نداشتند. در بعضی روایات حضرات معصومین فرمودند که امام در دوران غیبت در بین شما هستند و حتی با شما رفت و آمد می کنند ولی شما از شناخت حضرت محروم هستید. می فرمایند مثل دوران غیبت حضرت یوسف است که در بازار هم بود ولی نمی شناختند، نه این که در بین مردم نبود. شاید هم یک جنس غیبت حضرت اینطوری باشد ولی احتمالا یک اشکال دیگری از غیبت هم حضرت دارند که این از مختصات امام زمان علیه السلام است.
یک معنای دیگر هم که شاید بشود از غیبت در بعضی از آیات فهمید که اصولا حضرت آن آیه غیبی هستند که خدای متعال به نبی اکرم عطا کرده که هنوز زمان ظهور آن آیه غیبی نرسیده است و در سوره مبارکه یونس از آن گفتگو شده که به حضرت می گفتند انبیاء می آمدند و با خودشان معجزه ای می آوردند و آیات الهی با خودشان می آوردند که معلوم باشد از طرف خدا آمدند و یک حقیقتی از عالم غیب بوده که با انبیاء همراه می شده که در دست دیگران نبوده و این علامت صدق انبیاء بوده است. اینها به حضرت عرض می کردند «لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِنْ رَبِّه »(یونس/20) چرا از این جنس آیات بر شما که ادعای نبوت می کنید نازل نشده است؟
حضرت یک جمله ای می فرمایند «إِنَّمَا الْغَیْبُ لِلَّه » درست است که انبیاء می آمدند و معجزاتی می آوردند و وجود مقدس نبی اکرم هم از این آیات زیاد داشتند و گاهی مثل شق القمر اظهار هم می کردند یا مثل کارهای دیگری که امیرالمؤمنین ارواحنا فداه می فرمایند من بودم که قریش محضر رسول خدا آمدند و عرض کردند که شما اگر پیامبر هستید دستور بدهید که این درخت به جانب شما بیاید و حضرت دستور دادند و با یک سر و صدایی این درخت آمد و شاخ و برگ خودش را روی دوش حضرت ریخت و تواضع و خشوع کرد. گفتند نه این نشد، این شاید سحر باشد، شما دستور بدهید درخت دو نیمه بشود و یک نیمه اش به سوی شما بیاید حضرت دستور دادند و این اتفاق هم افتاد و باز برگشتند و گفتند اینها سحر است و محمد عجب ساحری است. بنابراین حضرت هم از این دست معجزات هم داشتند و از همه مهمتر کتاب الهی است.
اینها برای این که این کتاب را تحقیر کنند می گفتند انبیاء الهی می آمدند و با خودشان معجزه ای می آوردند، شما از عالم غیب چه آوردید؟ واقعا هم آدم اگر این قرائن را نشناسد همینطور است ولی اگر یک پرده از کتاب برود کنار معلوم است که این کتاب یک حقیقت غیبی است که در دست نبی اکرم است و اصلا جنسش با علم بشر و سنخ حرف زدن و گفتگوهای ما متفاوت است. علی ای حال به حضرت می گفتند چرا شما از این موهبت برخوردار نیستید و خدای متعال چرا یک قدرتی به شما نداده که معلوم باشد که متصل به عالم غیب هستید؟
خدای متعال به حضرت می فرمایند «فَقُلْ إِنَّمَا الْغَیْبُ لِلَّه » به آنها بگو این غیبی که شما می گویید مربوط به عالم غیب است و عالم غیب هم در اختیار خدای متعال است «فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرین » من در انتظار هستم که خدای متعال آن آیه غیبی را در اختیار من قرار بدهد و به وسیله آن آیه غیبی کار به نتیجه برسد. من در انتظار آن فرصت هستم و شما هم منتظر باشید. البته این دو انتظاری که در این آیه ذکر شده احتمال دارد ناظر به مؤمنین باشد که حضرت یک انتظاری دارند و ما در انتظار حضرت باید ایشان همراهی کنیم. ممکن هم است که ناظر به دستگاه مقابل باشد چون آنها هم برای خودشان یک انتظاراتی در عالم دارند و انتظارشان غلبه دین خودشان است و وعده هم می دهند.
لذا حضرت می فرمودند «فَانْتَظِرُوا». در آیات متعددی آمده است که شما منتظر هستید و من هم منتظرم. شما امکاناتتان را بیاورید و من هم امکانات خودم را می آورم، شما منتظر باشید که به آن مقصد خودتان برسید و من هم انتظار دارم که راه هموار بشود و دین من محقق بشود. این دو انتظار است. در این آیه خدای متعال به حضرت می فرماید که به قومتان بگویید «فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرین » این کلمه غیبی که معجزه نبی اکرم است و دین حضرت با او محقق می شود در روایات به وجود مقدس امام زمان سلام الله علیه تأویل شده که آن آیه غیبی هستند و خدای متعال هنوز از پرده غیب آن آیه را آشکار نکرده و آن آیه به دست حضرت در عالم واقع می شود و آن وقت وعده الهی و دین حضرت در عالم ظاهر می شود.
لذا این دینی که پرتو وجود مقدس نبی اکرم و پرتو شمس حقیقت حضرت است که از او به «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها» تعبیر شده دین نبی اکرم است که این با آن کلمه غیبی در عالم محقق می شود و به وسیله امام زمان آن دین در عالم اظهار می شود و از پرده بیرون می آید. ما هنوز با دین حضرت بدون حجاب مواجه نشدیم و لذا بهره مان هم از دین کافی نیست. لذا مؤمنین کامل در دوره رجعت برمیگردند و طعم این دین را می چشند و آن موقع معنی مؤمن بودن و مسلمان بودن و حقیقت ایمان آشکار می شود ولی اکنون در حجاب و پرده است.
بنابراین این سه نوع غیبت برای وجود مقدس امام زمان است که این غیبت معنای خاصی دارد و معنای دوم واضح ترین معناست که اختصاص به امام زمان هم دارد. در هر صورت نوع ارتباطشان با امامت شان در این دوران متفاوت است ولی جنس غیبت امام زمان در دوره غیبت یک جوری نیست که ما نتوانیم با طرح امام همراه بشویم و از امامت امام و از هدایتی که در این دوران دارند بهره مند بشویم و معنایش هم این نیست که امام دنبال امامت نیست. این مسلم است که امام در دوره غیبت هم مأموریت امامت و مأموریت ساخت امت دارند.
احتجاج امام با مؤمنین
از آیات استفاده می شود که ایشان حلقه اتصال ما با عالم بالا هستند و حجت در دوران غیبت هم با امام تمام می شود. حضرت هستند که بین ما و خدا واسطه هستند و ایشان حجت ها را تمام می کنند. از شئون حضرت حجت بودنشان است و ائمه معصومین همه حجت الله هستند و خدای متعال از طریق آنها با ما احتجاج می کند. ما برای کاری که می خواهیم انجام بدهیم حجت هایی برای خودمان داریم. یک شخص برای خودش حجت دارد و جامعه به ما حجت دارد و ما درون یک جامعه ای که زندگی می کنیم این جامعه یک قواعدی دارد.
فرض کنید شما بروید در یک جامعه غیر مسلمان، اینها برای خودشان یک قواعد و آدابی برای زندگی اجتماعی دارند و اگر شما در آن جامعه بروید یک احتجاجاتی با شما می کنند و حجت را بر شما تمام می کنند که شما مثلا در جامعه ما باید اینطوری راه بروید و اینطوری معامله کنید و اینطوری معاشرت داشته باشید و اینطوری ازدواج کنید. اینها یک قواعدی دارند و احتجاج هم می کنند و لذا بعد هم به دنبال آن قضاء اتفاق می افتد که اگر شما تخلف کنید در باب شما حکم می کنند و می گویند قواعد ما این بوده و بعد هم حجت را بر شما تمام کرده بودیم و شما تخلف کردید و بعد برای شما حکمی می کنند. اگر هم حجت بر شما تمام نشده باشد حتما نوع قضائشان فرق می کند. اگر شما بتوانید اثبات بکنید که بر من حجت تمام نشده بود که شما قواعد اجتماعی تان این است نوع حکمشان فرق می کند.
خدای متعال هم با ما احتجاج می کند و اگر احتجاج نکند از ما تکلیف نمی خواهد. یکی از شئون ائمه علیهم السلام و انبیاء الهی این است که ایشان حجت هستند و یک احتجاج عمومی دارند که می آیند دین خدا را اظهار می کنند به طوری که دین خدا به مردم می رسد «وَ الْمُظْهِرِینَ لِأَمْرِ اللَّهِ وَ نَهْیِه » آن فرمان الهی که در عالم صادر می شود از طریق آنها در عالم اظهار می شود. این یک معنای حجت است.
یک معنای جامع تری هم دارند که هر یک از ما وقتی می خواهیم عملی را انجام بدهیم در آخر با ما احتجاج می شود و ما می فهمیم که این عمل خوب است یا بد است. اگر انبیاء الهی بیایند و حرف عمومی شان را هم بزنند ولی من در لحظه عمل حجت برایم تمام نشود باز من معاقب نیستم. انبیاء و اولیاء الهی برای امت خودشان اینطوری هستند که هر فردی از این امت وقتی می خواهد یک کاری را انجام بدهد، از طریق آن نبی حجت بر او تمام می شود و این غیر از آن هدایت کلی و عامی است که انبیاء می آمدند و یک دینی می آوردند و موانع را کنار می زدند، این کمی از او گسترده تر و پیچیده تر و دقیق تر است. لذا به این معنا حجت غیر از این که یک طریق کلی و عمومی است نسبت به هر کسی هم یک ارتباط باطنی دارد و خدای متعال از طریق او به این شخص احتجاج می کند.
نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم دین آوردند و اظهار کردند و درگیر شدند و موانع را کنار زدند و دین و سنت های الهی محقق شد ولی غیر از این با تک تک ما هم احتجاج دارند و حجت را با یکایک ما تمام می کنند و لذا به یکایک ما هم مشرف هستند. اگر مشرف نباشند که حجت نیستند. عوان بن زیاد به امام رضا علیه السلام عرض کرد آقا ما دوست داریم شما به ما توجه کنید و برای من و اهل بیتم دعا کنید. حضرت فرمود خیال می کنید ما از شما غافل هستیم؟ ما همه اعمال شما را می بینیم و دائما به تک تک شما مشرف هستیم. عوان تعجب کرد و حضرت فرمودند این آیه قرآن است که خدای متعال می فرماید «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُون »(توبه/105) شما کار خودتان را انجام بدهید ولی حواستان باشد که این کار در محضر خدا واقع می شود.
مثل اینکه ما وقتی می بینیم یک نگاهی متوجه ماست لباسمان را جور می کنیم و عبایمان را روی دوشمان می اندازیم و دست می کشیم و محاسن مان را صاف می کنیم. حالا من مثال زدم زلف هایمان را منظم شانه می کنیم. همین که می بینیم یک توجهی به ما هست.
امام رضا فرمودند ما مشرف به عمل شما هستیم و هر عملی واقع می شود می دانیم که شما دارید چه کار می کنید و لذا در لحظه هم احتجاج می کنند و حجت را با ما تمام می کنند. وجود مقدس امام زمان اگر حجت هستند یک معنایش همین است، یعنی در لحظه مشرف به عمل ما هستند و به ما احتجاج می کنند و می فهمیم که نباید کار را انجام بدهیم و اگر نفهمیم معاقب نیستیم. این غیر از آن قواعد کلی آوردن دین و فضای کلی اجتماعی است و ایشان با تک تک ما احتجاج می کنند .
علی ای حال به هر معنایی که شما غیبت امام زمان علیه السلام را بگیرید این غیبت نه معنایش این است که امام مشغول امامت نیستند و نه معنایش این است که ما نمی توانیم با حضرت مرتبط بشویم «وَ رابِطُوا إِمَامَکُم »(2) حضرت با ما احتجاج می کنند، منتها احتجاج در عصر غیبت یک طریق پیچیده تری دارد و احتجاج های اجتماعی و حتی آن احتجاجی که با فرد در باطن خودش می شود یک مقدار متفاوت با دوران ظهور است. ان شاء الله اگر ظهور واقع بشود مؤمنین به یک جایی می رسند که امام خودشان را همراه خودشان می بینند.
آثار همراهی با امام
ابوخالد کابلی از امام باقر سلام الله علیه نقل کردند که امام نوراللهی است که در عالم نازل شده «وَ هُمْ وَ اللَّهِ یُنَوِّرُونَ قُلُوبَ الْمُؤْمِنِینَ»(3) اگر کسی مؤمن شد امام قلبش را روشن می کند و این نور نازله الهی در قلب این مؤمن هم می آید به طوری که «لَنُورُ الْإِمَامِ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ أَنْوَرُ مِنَ الشَّمْسِ الْمُضِیئَةِ بِالنَّهَار» نور امام در قلب مؤمن از خورشید در وسط روز آشکار تر است و این همان حقیقت ایمان است و این به همه قوای انسان منتشر می شود. مؤمن اگر مؤمن باشد تمام قوایش نورانی به نور امام است و با امام خودش در عالم راه می رود. نگاه کردنش، حرف زدنش و نشست و برخاستش همه در پرتو نور امام است و معنی این آیه همین است «أَ وَ مَنْ کانَ مَیْتاً فَأَحْیَیْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یَمْشی بِهِ فِی النَّاس »(انعام/122) که قرآن می فرماید یک عده ای را ما از وادی موت در وادی حیات آوردیم و از وادی ظلمت در وادی نور آوردیم.
فرمود دستش از ولایت ما کوتاه بود و او را در وادی ولایت امام علیه السلام بردیم که وادی حیات است و نوری برای او قرار دادیم که در بین مردم که زندگی می کند زندگیش در وادی نور باشد. اگر کسی مؤمن شد حقیقت نور امام، هم در عالم بیرون و هم در عالم درون با مؤمن است و لذا مؤمن هم درون خودش و هم بیرون خودش امام را می بیند «سَنُریهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فی أَنْفُسِهِمْ»(فصلت/53) یک معنایش همین است که انسان اگر به این نقطه رسید همراهی امام را درون و بیرون با خودش می بیند و به هر طرف نگاه می کند می بیند که امام هستند و امام صاحب الأمر هستند «أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْر»(اعراف/54) خدای متعال عالم را آفریده و علاوه بر این که آفریده فرمان الهی است که در عالم جاری می شود و عالم را به مقصد هدایت می کند.
امام زمان صاحب الأمر هستند، یعنی آن فرمان الهی به اذن الله در اختیار ایشان است و عالم با امر امام حرکت می کند. اگر کسی درون خودش به نقطه ایمان رسید در همه قوای خودش و بیرون نور امام را می بیند و اینطوری به خدا می رسد و حقیقت توحید و حقیقت یقین اینطوری پیدا می شود و همین است که به حضرت ابراهیم ملکوت آسمان را نشان می دهند «وَ کَذلِکَ نُری إِبْراهیمَ مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنین »(انعام/75) همین است که به مقام یقین می رسند.
علی ای حال امام در دوران غیبت هم طرح امامتشان برقرار است و اینطور نیست که دیگر امامت نمی کنند و منتظر هستند تا ظهور بشود و بعد اقدام کنند. امام الان هم مأمور هستند و امامت می کنند. دوم این که ایشان حجت بین ما و خدا هستند و با مؤمنین احتجاج می کنند. لذا این «وَ رابِطُوا إِمَامَکُم» شاید دو معنا داشته باشد، یک معنایش همین است که آن ارتباط باطنی برقرار بشود و یک معنایش هم این است که آن طرق کلی که برای ارتباط با امام در عصر غیبت است آن طریق را ما دنبال کنیم که طریق عمومی آن هم طریق فقاهت است که حضرت از طریق دستگاه فقاهت جامعه را هدایت می کنند.
از وجود مقدس رسول خاتم صلی الله علیه و آله و سلم وقتی که حضرت فرمودند فرزند من غیبت طولانی دارد، سوال کردند چه فایده ای دارد مگر از امام غایب می شود استفاده کرد؟ حضرت فرمودند بله، غیبت معنایش این نیست که امام حضور ندارد، به یک معنا امام حضور دارند. فرمودند مردم از او مثل خورشید پشت ابر استفاده می کنند حتی اگر ابرهای تیره هم باشند خورشید حضور دارد و کار خودش را می کند و می شود از او بهره برد و مرتبط شد. اگر پرتو آن نرسید که زمین یخبندان می شود. اگر ارتباط امام نباشد که عالم اموات می شود. لذا به هر معنا که غیبت امام را بگیرید ارتباط با امام ممکن است.
البته یک معنایی از ارتباط است که در عصر ظهور واقع می شود، ظهور حقیقت امام علیه السلام در عالم که ظهور دین الهی و ظهور نبوت نبی اکرم و ولایت امیرالمؤمنین به اوست. لذا این «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها» هم به امیرالمؤمنین و هم به وجود مقدس نبی اکرم تأویل شده است. پرتو نبوت نبی اکرم و ولایت امیرالمؤمنین هر دو با امام زمان واقع می شود. آن معنای بهره مندی از امام اصلا ممکن نیست. هرکسی می خواهد آنطور بهره مند بشود باید منتظر بماند تا ظهور شود و در عصر ظهور استفاده کند. لذا در دوران ظهور یک اتفاقی در عالم ارض می افتد که انبیاء هم رجعت می کنند و مؤمنین کامل هم مثل سلمان که به کمال ایمان رسیدند هم رجعت می کنند و آن معنای استفاده از دین و استفاده از امام به دوران ظهور اختصاص دارد.
امام در دوران غیبت در بین ما هستند. آیا ما امام را نمی شناسیم یا یک پرده های سنگین تری است؟ یک وقت هایی در یک شرایطی یک پرده های سنگین تری است و امام در پرده های سنگین تری با ما مرتبط هستند ولی هرچه که باشد هم طریق اتصال خدای متعال به ما هستند و هم ما می توانیم به حضرت مرتبط بشویم و هم یک به یک می توانیم آن ارتباط باطنی را با امام برقرار کنیم و حضور امام را در قوای خودمان و در قلب خودمان مشاهده کنیم. این در دوران غیبت هم ممکن است کما این که در دوران حضور هم ممکن است. اگر هم نتوانستیم مشاهده کنیم با ما احتجاج می شود.
«وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرید»(ق/16) این آیه یکی از شئون الهی را بیان می کند. در جای دیگری می فرماید که «أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ»(انفال/24) خدای متعال بین ما و قلب ما، که قلب ما شاید باطنی ترین لایه های وجود ماست، حائل است. این خیلی معنای عجیبی دارد، این «یحول الله» یعنی این حائل بودن خدای متعال به وسیله حجتش و اسماء حسنی. لذا حضرت فرمودند شما وقتی می خواهید هر عملی انجام بدهید می فهمید بد است یا خوب است. چه کسی قلب شما را تراز می کند و چه کسی چراغ را در دل شما روشن می کند که می فهمید راه و چاه چیست؟
البته انسان اگر تخلف کرد و پشت به حجت الهی کرد یک مرتبه هایی از احتجاج و این روشنی از او برداشته می شود. ما هر فعلی که می خواهیم انجام بدهیم یک چراغی در دل ما روشن می شود که می فهمیم این کار بد است، این لقمه را نخور، این حرف را نزن و همین هم به ما احتجاج می کنند. این امام و حجت خداست که بین ما و قلب ما حائل است و به ما می فهماند که قدم را برداریم یا برنداریم. البته اگر انسان پشت به این نور کرد در تاریکی قرار می گیرد و ممکن است دیگر نفهمد. می فرماید یک عده ای به یک جایی می رسند که «خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِم »(بقره/7) قلبشان مهر می شود.
بنابراین غیبت امام معنایش این نیست که امام با ما نیست و احتجاج واقع نمی شود. امام در باطن همه حاضر هستند و البته مشاهده این حقیقت مراتبی دارد و ممکن است آدم خیلی توجه نکند. در روایتی آن زندیق به امام صادق علیه السلام گفت که آقا شما می گویید خدا وجود دارد و انبیاء آمدند و به ادعای شما گفتند خدا وجود دارد. پس چرا این خدایی که شما می گویید وجود دارد در پرده رفته و انبیاء را فرستاده که بر سر این دعوا بشود که این پیامبر است یا پیامبر نیست یا خدا وجود دارد یا ندارد؟
حضرت یک جواب خیلی عجیبی به او دادند و به تعبیر من فرمودند تو چشم هایت را بستی و وارد وادی کوری و عمایه شدی. چرا می گویی خدا خودش را نشان نداده؟ یک نگاه به درون خودت کن و ببین که مسخر دیگری هستی. ببین چطوری طفل، نوجوان و جوان و میانسال و کهن سال می شود. آیا شما خودت خودت را پیر می کنی یا کس دیگری دارد ما را می برد؟ چه کسی وقتی خوشحالی غصه دارت می کند؟ این را که همه ما می فهمیم که یک دستی و یک عاملی ما را غصه دار می کند. ببین چطور غصه داری و متحول و خوشحال می شوی، ببین چطور گرسنه ای و سیر می شوی و سیری و گرسنه می شوی و همین طور حضرت شروع به شمرد کردند. چطور خدای متعال خودش را به تو نشان نداده؟ منتها انسان وقتی به خدا و ولی خدا پشت می کند در وادی کوری می رود.
«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکاً وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ أَعْمى »(طه/124) کسی که از خدا اعراض می کند در قیامتی که همه چیز آنجا آشکار است کور می آید. آنجا قدرت خدا آشکار می شود ولی اینها به یقین نمی رسند. وادی جهنم که وادی یقین نیست، وادی بهشت وادی یقین است ولی آنجا هم در شک و عمایه هستند. اینطور نیست که آنجا پرده می رود کنار و خدا را می بینند و می فهمند همه عالم در دست خداست و حقیقت توحید برایشان آشکار می شود.
خدای متعال از ما هم به ما نزدیکتر است و می شود این را ببینی و این قرب را می شود درک کرد ولی به شرط این که انسان از ذکر اعراض نکند. آن چراغ هدایت را خدا برای همین فرستاده که ما در پرتو آن چراغ هدایت موحد بشویم و خدا را درون و بیرون خودمان ببینیم. اگر کسی هم به چراغ هدایت رو کرد و پرتو آن چراغ درونش آمد و قلبش روشن شد آیات خدا را می بیند. این خیلی واضح است که ما مسخر هستیم. ما یک روزی به دنیا می آییم و یک روز از دنیا می رویم و لحظه به لحظه ما در معرض تصرف هستیم. منتها دیدن آن دستی که در ما تصرف می کند یک مقدار توجه می خواهد و اگر رویگردان شدیم در وادی عمایه و کوری می رویم و دیگر حقایق جلوی ماست و ما نمی توانیم ببینیم. اگر با امام راه رفتیم دست ما را در دست خدا می گذارد و به هر طرف نگاه می کنید «فَأَیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّه »(بقره/115) می بینی که در همه این عالم خدای متعال حضور آشکار دارد.
امام با ما احتجاج می کنند منتها این احتجاج هایی که می شود یک عده ای ممکن است کاملا ببینند و بفهمند که این چه کسی است که دارد احتجاج می کند و چه کسی است که دارد سر دوراهی به من می فهماند این راه را برو و این راه را نرو. ممکن است آدم بفهمد که این راه را نباید برود ولی نمی داند چه کسی دارد به او الهام می کند. درون ما خیلی عالم عجیبی است. فرمود که قلب مؤمن دو گوش دارد که در یک گوش شیطان می دمد و در یک گوش هم ملائکه می دمند. یکی قوای امیرالمؤمنین و امام زمان است و یکی هم قوای شیطان است. این سر و صدایی که درون ما اتفاق می افتد اگر کسی درون خودش را مراقبه بکند می بیند که این صدای چه کسی است، صدای ملائکه و قوای امیرالمؤمنین است که دارند حرف می زنند یا قوای شیطان است. منتها یک کسی این سر و صداها را می شنود ولی نمی فهمد که از کجاست و یک کسی هم وقتی می شنود به خوبی می فهمد که این سر و صداها از کجا دارد بلند می شود و چه کسی است که دارد صدایش می زند.
این حجت خداست که با ما احتجاج می کند و اگر او نباشد که حجتی تمام نمی شود. اوست که در ساده ترین احتجاج ها عقل ما را فعال می کند «وَ یُثِیرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ »(4) ممکن است آدم در دوران غیبت هم به یک دوره ای برسد که این حضور امام با خودش را لمس کند. انسان می تواند در عصر غیبت یک جوری راه برود که حضور امام با خودش را کاملا ببیند و بفهمد. شاید این معنای رؤیت امام از آن معنای رؤیت جسمانی جدی تر و عمیق تر باشد. در زمان ائمه هم آنهایی که در کنار ائمه بودند همه اینطوری نبودند که آن رویت باطنی را داشته باشند و حجت خدا را با خودشان ببینند و ببینند اوست که احتجاج می کند و اوست راه و چاه را لحظه به لحظه به ما نشان می دهد و با عقل و قلب ما حرف می زند.
ابابصیر می گوید امام صادق علیه السلام در مقابل مسجد نشسته بودند و به من فرمودند از کسانی که وارد مسجد می شوند بپرس جعفر بن محمد را دیده اید؟ ابا بصیر می گوید یک به یک پرسیدم و گفتند نه. ابوهارون مکفوف که نابینا بود آمد وارد مسجد شود گفتم امام صادق را ندیدی؟ گفت مگر نمی بینی امام کنارت نشستند.
همه اینطوری نیستند که امام را با خودشان ببینند ولی این در عصر غیبت شدنی است. این که انسان متوجه بشود و حضور امام و آن نور را در باطن خودش ببیند این در عصر غیبت هم ممکن است. پس به هر معنایی که شما غیبت امام زمان علیه السلام را بگیرید ایشان هم امامت می کنند و هم ما می توانیم با این طرح امامت امام مرتبط بشویم و بفهمیم که این طرح چیست و هم می شود به حدی از معرفت به امام در عصر غیبت رسید که امام را با خودمان احساس کنیم و قدم به قدم با امام راه برویم. ما همه باید به این نقطه برسیم و غیر از آن هدایت کلی امام مؤمنین، باید به یک نقطه ای برسند که دائما در محضر امام باشند و دائما حضور امام را درک بکنند و دائما بفهمند که امام از آن ها چه می خواهد و اینگونه خیلی از محاسبات راحت می شود.
یک معنای استفاده از امام است که آن معنا جز در دوره ظهور ممکن نیست. باید این پرده کنار برود و باید آن حقیقت آشکار بشود و باید آن آیه غیبی که خدای متعال به پیامبرشان عنایت کردند ظاهر شود. آن آیه است که کار را تمام می کند. وقتی آن آیه ظاهر می شود فرصت آنها هم تمام می شود. همین که این آیه برای مؤمنین کار را تمام می کند، به یقین می رسند و لذا دوره ظهور امام دوره یقین و دوره مشاهده ملکوت است و همه حقایق در عالم آشکار می شود «وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها»(زمر/69) زمین روشن می شود به طوری که می فرماید مردم از ماه و خورشید هم مستغنی می شوند. مؤمنین اینطور به امامشان متصل می شوند و هر کجا که باشند کلام امامشان را می شنوند و امامشان را می بینند.
این اتفاقات برای عصر ظهور است و تا ظهور واقع نشود این اتفاق به نحو کلی نمی افتد. ولی در عصر غیبت با همه معانی غیبتی که دارد و با تمام لطافت هایی که برای غیبت در روایات و آیات بیان شده، با همه آن لطافت ها هم می شود مؤمن به یک نقطه ای برسد که حضور امام را با خودش احساس بکند. یک آقایی زمانی سوره توحید را معنا می کرد و می فرمود «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ * اللَّهُ الصَّمَدُ»(اخلاص/1-2) یعنی خدا یک جایی با تو هست ولی تو نیستی. منتها چطوری است که آدم این خدایی که «هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِن »(حدید/3) او با ما نباشد. چون این همراهی خدا به قول آقایان قیومیه است و قوام ما با اوست و او قیوم ماست. او با ما نباشد که ما نیستیم. ولی متأسفانه ما خودمان را می بینیم و او را نمی بینیم.
امام هم همینطوری است، امام با ماست و این همراهی در عصر غیبت هم است و می شود پرده کنار برود و این همراهی را انسان ببیند و با امام در عالم راه برود. اصلا مؤمن را امامش راهبری می کند و در روز قیامت هم همینطور است «یَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ یَسْعى نُورُهُمْ بَیْنَ أَیْدیهِمْ وَ بِأَیْمانِهِم »(حدید/12) نورشان با سرعت آنها را می برد و حرکت مؤمن به تبع آن نور است و این سعی است که مؤمن را می برد. فرمود در محشر هم امام است که ما را می برد.

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 55:06

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخنرانی مذهبی