- 55
- 1000
- 1000
- 1000
تربیت نسلی برای آینده از دل جنگ حق و باطل، 1
سخنرانی حجت الاسلام سید علیرضا تراشیون با موضوع "تربیت نسلی برای آینده از دل جنگ حق و باطل"، جلسه اول:"الگوسازی والدین در بحران"، سال 1405
حرکتی که در این ایام در ملت عزیزمان اتفاق افتاد، برای ما پندآموز است. جنگ تحمیلی اول را من به خاطر دارم، نوجوان بودیم. آن موقع یک خط مقدم داشتیم و رزمندهها داوطلبانه میرفتند مقابل دشمن. موشکباران و بمباران بود ولی محدود. محوریت جنگ زمینی بود. اما امروز تمام شهرهای ما خط مقدم است. مردمِ بیگناه با همه سلیقهها و گروههای سنی، زیبا پایداری میکنند. من چند روز قبل در فضای مجازی نوشتم: ما الآن میفهمیم که رهبر شهیدمان فرمود «امید من به دهه هشتادیها و نودیهاست» یعنی چه. این موکبها و رجزهایی که دهه هشتادیها و نودیها برای دشمن میخوانند، نشان میدهد مردم خودشان خوب حرکت میکنند. در تمام دنیا مسئولین نگران تابآوری مردم هستند، ولی اینجا مردم اصلاً نگران نیستند. مردم آمدهاند وسط میدان و میگویند کار باید یکسره شود. امروز یکی از برکات همین جنگ تحمیلی سوم، حضور شبانه مردم در میدان است. این حضور، یک سوپاپ اطمینان برای آرامش خانوادههاست. ما در میدان حس میکنیم خانوادههایی که این حضورهای شبانه را دارند، آرامش بیشتری دارند تا آنهایی که فقط در خانه میمانند و اخبار میشنوند. وقتی آدم درگیر کاری میشود، بهتر از آن است که بنشیند و فقط فکر کند. اولین پیام ما به خانوادهها این است که حضور در خیابانها و فضاهای جمعی را جدی بگیرند. این حضور هم به دشمن پیام دارد و هم به خانواده آرامش میدهد. اگر بچهها یا همسرمان بیقراری میکنند، این حضور را پررنگتر کنیم. زندگی در دنیا سخت است. امام راحل در چهل حدیث، حدیث اول را درباره دنیا و آخرت بررسی کردند و فرمودند مشکلات با دنیا آنقدر آمیخته است که اگر بخواهی جدا کنی، دیگر دنیا، دنیا نیست. قاعده این است که هرچه به عصر ظهور نزدیک میشویم، سختیها بیشتر و پیچیدهتر میشود. حتی روابط انسانی پیچیدهتر شده است. تربیت بچه سختتر شده، شوهرداری و زنداری سختتر شده. دیگر مثل قدیم نیست که پدر یک اخم میکرد و بچه همه کارها را انجام میداد. امروز بچه به بابا میگوید «بابا مشکل چینی پیدا کردی؟» راه حل چیست؟ تقویت تابآوری. من باید تحمل داشته باشم، فشار عصبی را بدون داد و هوار و بدخلقی تحمل کنم و از آن مرحله عبور کنم. نسل امروز باید این ویژگی را تقویت کند. بستر فعلی خودش یک فرصت تربیتی است. اولین گام: بچهها نیاز به الگو دارند. اگر من و مادر در خانه بیقراری کنیم و بگوییم «این چه وضع است؟»، بچه هم بیتاب میشود. انسانهای موفق تاریخ همه تابآور بودند. شهید حاج قاسم سلیمانی را ببینید. اگر از بچگی روی تشک و بالش میخوابید، این شخصیت نمیشد. بچگیاش خشت میزد، در دوازده سالگی کارگری میکرد. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: گشایش از دل سختی بیرون میآید. شهید سردار استوار تعریف میکرد: پدرم مرا تابستان میفرستاد کارگری. دستانم تاول میزد و میترکید. ظهر از خستگی ناهار نمیخوردم. بعد فهمیدم پدرم به کارفرما گفته بود «تا میتوانی از این پسر کار بکش، میخواهم مرد بار بیاید». هنوز که هنوز است سر قبر پدرم میروم و سنگ قبرش را میبوسم و میگویم تو من را مرد بار آوردی. خود من هم تجربه مشابهی دارم. پدرم در تعطیلات تابستان مرا به کار ورقو پنجرهسازی برد. آن موقع نفهمیدم، بعدها فهمیدم که گفت «زندگی کردن سخت است، تو در سختی بزرگ شو تا بعداً مشکلات برایت سخت نباشد». در این تنشها، آستانه تحمل ما پایین میآید. ممکن است ناراحتی و برخورد تند کنیم. یک کار واجب اخلاقی این است که زن و شوهرها هوای هم را داشته باشند و حال هم را خراب نکنند. نبش قبر گذشته نکنیم. فلان اشتباه ده سال پیش را سر سفره عقد رو نکنیم. قرآن در آیه 21 سوره روم، فلسفه زوجیت را «لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا» یعنی آرامش بیان میکند. امروز باید به هم آرامش بدهیم، مهر بورزیم. شروع نکنیم بگوییم «یادت هست ده سال پیش چه کردی؟» این کار اضطراب بچه را بالا میبرد، تحملش پایین میآید و نگرانیهای بدی در او شکل میگیرد. انس با قرآن و دعا. همان توصیه امام شهید را عمل کنیم: تلاوت سوره فتح زیاد اتفاق بیفتد. در ماشین که میرویم پخش کنیم. در اجتماعات و موکبها و حتی در خانه. دوم دعای چهاردهم صحیفه سجادیه و سوم دعای توسل. هر روز اینها را بخوانیم، نه فقط شب چهارشنبه. وجه مشترک هر سه، ارتباط با خداست. آن رودخانه پرتلاطمی که به دریا میرسد، آرام میشود. انسان با کلام الهی مانوس شود، آرامش میگیرد. بچهها هم از این آرامش ما آرامش میگیرند. بچهها را مشغول کنیم. نه اینکه همیشه خودمان وقت بگذاریم، بلکه کلید فعالیت را بزنیم تا خودشان مشغول شوند. بازی، فعالیت، یا ارتباط با همسالان. در مجتمع یا همسایگی، قرار بگذاریم بچهها کنار هم باشند. حضور در گروه همسالان، یکی از عناصر مهم تقویت تابآوری در بچههاست. اگر در قالب بازی باشد که نور علی نور است.
حرکتی که در این ایام در ملت عزیزمان اتفاق افتاد، برای ما پندآموز است. جنگ تحمیلی اول را من به خاطر دارم، نوجوان بودیم. آن موقع یک خط مقدم داشتیم و رزمندهها داوطلبانه میرفتند مقابل دشمن. موشکباران و بمباران بود ولی محدود. محوریت جنگ زمینی بود. اما امروز تمام شهرهای ما خط مقدم است. مردمِ بیگناه با همه سلیقهها و گروههای سنی، زیبا پایداری میکنند. من چند روز قبل در فضای مجازی نوشتم: ما الآن میفهمیم که رهبر شهیدمان فرمود «امید من به دهه هشتادیها و نودیهاست» یعنی چه. این موکبها و رجزهایی که دهه هشتادیها و نودیها برای دشمن میخوانند، نشان میدهد مردم خودشان خوب حرکت میکنند. در تمام دنیا مسئولین نگران تابآوری مردم هستند، ولی اینجا مردم اصلاً نگران نیستند. مردم آمدهاند وسط میدان و میگویند کار باید یکسره شود. امروز یکی از برکات همین جنگ تحمیلی سوم، حضور شبانه مردم در میدان است. این حضور، یک سوپاپ اطمینان برای آرامش خانوادههاست. ما در میدان حس میکنیم خانوادههایی که این حضورهای شبانه را دارند، آرامش بیشتری دارند تا آنهایی که فقط در خانه میمانند و اخبار میشنوند. وقتی آدم درگیر کاری میشود، بهتر از آن است که بنشیند و فقط فکر کند. اولین پیام ما به خانوادهها این است که حضور در خیابانها و فضاهای جمعی را جدی بگیرند. این حضور هم به دشمن پیام دارد و هم به خانواده آرامش میدهد. اگر بچهها یا همسرمان بیقراری میکنند، این حضور را پررنگتر کنیم. زندگی در دنیا سخت است. امام راحل در چهل حدیث، حدیث اول را درباره دنیا و آخرت بررسی کردند و فرمودند مشکلات با دنیا آنقدر آمیخته است که اگر بخواهی جدا کنی، دیگر دنیا، دنیا نیست. قاعده این است که هرچه به عصر ظهور نزدیک میشویم، سختیها بیشتر و پیچیدهتر میشود. حتی روابط انسانی پیچیدهتر شده است. تربیت بچه سختتر شده، شوهرداری و زنداری سختتر شده. دیگر مثل قدیم نیست که پدر یک اخم میکرد و بچه همه کارها را انجام میداد. امروز بچه به بابا میگوید «بابا مشکل چینی پیدا کردی؟» راه حل چیست؟ تقویت تابآوری. من باید تحمل داشته باشم، فشار عصبی را بدون داد و هوار و بدخلقی تحمل کنم و از آن مرحله عبور کنم. نسل امروز باید این ویژگی را تقویت کند. بستر فعلی خودش یک فرصت تربیتی است. اولین گام: بچهها نیاز به الگو دارند. اگر من و مادر در خانه بیقراری کنیم و بگوییم «این چه وضع است؟»، بچه هم بیتاب میشود. انسانهای موفق تاریخ همه تابآور بودند. شهید حاج قاسم سلیمانی را ببینید. اگر از بچگی روی تشک و بالش میخوابید، این شخصیت نمیشد. بچگیاش خشت میزد، در دوازده سالگی کارگری میکرد. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: گشایش از دل سختی بیرون میآید. شهید سردار استوار تعریف میکرد: پدرم مرا تابستان میفرستاد کارگری. دستانم تاول میزد و میترکید. ظهر از خستگی ناهار نمیخوردم. بعد فهمیدم پدرم به کارفرما گفته بود «تا میتوانی از این پسر کار بکش، میخواهم مرد بار بیاید». هنوز که هنوز است سر قبر پدرم میروم و سنگ قبرش را میبوسم و میگویم تو من را مرد بار آوردی. خود من هم تجربه مشابهی دارم. پدرم در تعطیلات تابستان مرا به کار ورقو پنجرهسازی برد. آن موقع نفهمیدم، بعدها فهمیدم که گفت «زندگی کردن سخت است، تو در سختی بزرگ شو تا بعداً مشکلات برایت سخت نباشد». در این تنشها، آستانه تحمل ما پایین میآید. ممکن است ناراحتی و برخورد تند کنیم. یک کار واجب اخلاقی این است که زن و شوهرها هوای هم را داشته باشند و حال هم را خراب نکنند. نبش قبر گذشته نکنیم. فلان اشتباه ده سال پیش را سر سفره عقد رو نکنیم. قرآن در آیه 21 سوره روم، فلسفه زوجیت را «لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا» یعنی آرامش بیان میکند. امروز باید به هم آرامش بدهیم، مهر بورزیم. شروع نکنیم بگوییم «یادت هست ده سال پیش چه کردی؟» این کار اضطراب بچه را بالا میبرد، تحملش پایین میآید و نگرانیهای بدی در او شکل میگیرد. انس با قرآن و دعا. همان توصیه امام شهید را عمل کنیم: تلاوت سوره فتح زیاد اتفاق بیفتد. در ماشین که میرویم پخش کنیم. در اجتماعات و موکبها و حتی در خانه. دوم دعای چهاردهم صحیفه سجادیه و سوم دعای توسل. هر روز اینها را بخوانیم، نه فقط شب چهارشنبه. وجه مشترک هر سه، ارتباط با خداست. آن رودخانه پرتلاطمی که به دریا میرسد، آرام میشود. انسان با کلام الهی مانوس شود، آرامش میگیرد. بچهها هم از این آرامش ما آرامش میگیرند. بچهها را مشغول کنیم. نه اینکه همیشه خودمان وقت بگذاریم، بلکه کلید فعالیت را بزنیم تا خودشان مشغول شوند. بازی، فعالیت، یا ارتباط با همسالان. در مجتمع یا همسایگی، قرار بگذاریم بچهها کنار هم باشند. حضور در گروه همسالان، یکی از عناصر مهم تقویت تابآوری در بچههاست. اگر در قالب بازی باشد که نور علی نور است.


تاکنون نظری ثبت نشده است