- 76
- 1000
- 1000
- 1000
علی علیه السلام، تجسم عینی ایمان
سخنرانی حجت الاسلام محسن کازرونی با موضوع"علی علیه السلام، تجسم عینی ایمان "، سال 1404
سخنم را با این آیه شریفه از سوره بینه آغاز میکنم: إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ. همانا کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، آنان بهترین آفریدگانند. معمولاً ما در جامعه انسانها را به دو دستهٔ خوب و بد تقسیم میکنیم. اما این خوبی و بدی در انسانهای معمولی، مطلق نیست. به ندرت میتوان انسانی یافت که صد در صد خوب و خالص باشد، یا صد در صد بد و شریر. غالباً انسانها آمیزهای از صفات خوب و بد هستند. حافظ شیرازی چه زیبا میگوید: فکر معقول بفرما، گل بیخار کجاست؟ اگر به دنبال گل کاملاً بیخار بگردی، اساساً گلی نخواهی یافت. همه گلها خار دارند. اما در این میان، معصومین علیهمالسلام و در رأس آنان، امیرالمؤمنین علی علیهالسلام استثنا هستند. آنان خیرِ مطلق هستند. در وجود نورانی آنان نقطهای از سیاهی، ذرهای از کدورت و هیچ شائبهای نمییابی. تمام وجودشان شفاف، روشن، پاک و تماشایی است. شأن نزول همین آیه خیر البریه دربارهٔ حضرت علی علیهالسلام و شیعیان راستین ایشان است. در روایتی مشهور که بسیاری از علمای اهل سنت مانند احمد حنبل نیز آن را نقل کردهاند، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله هنگامی که علی علیهالسلام وارد شدند، فرمودند: سوگند به آن کس که جانم در دست اوست، این شخص (علی) و شیعیانش، رستگارانند. سپس پیامبر صلیالله هفت ویژگی برشمردند که علی علیهالسلام را شایستهٔ عنوان خیر البریه کرد: اول: اقدمکم ایمانا، کهنهترین و ریشهدارترین ایمان را دارد. هیچکس در سبقت ایمان به پیامبر بر علی علیه السلام پیشی نگرفت. او اولین مرد ایمانآورنده بود. ایمانش نهتنها قدیمی که عمیق، استوار و اقیانوسی بود. نمونهٔ این ایمان را در زهد و بیاعتنایی او به دنیا میبینیم. روزی تنها با نان خشک و کدوی پخته افطار کرد و فرمود: از رحمت خدا دور باد کسی که شکمش او را به دوزخ بکشد. یا وقتی چاهی حفر کرد و آب جوشید، آن را وقف یتیمان مدینه کرد. این است ایمانی که در بند مال و مقام اسیر نمیشود. بسیاری از ما وقتی به قدرت و ثروت میرسیم، دچار غفلت میشویم. شاعر میگوید: ما ز غفلت رهزنان را کاروان پنداشتیم؛ ما از روی غفلت، راهزنان را کاروان پنداشتیم. ایمان علی علیه السلام هرگز دچار این غفلت نشد. دوم: اعدلکم فی الرعیه، عادلترین شما در میان مردم است. محال است که علی علیهالسلام به اندازهٔ پوست جویی به کسی ستم کند. عدالت او در حکمرانی و رفتار با مردم، ضربالمثل است. او برای لذتهای زودگذر دنیا، حق هیچکس را ضایع نمیکرد. سوم: اقسمکم بالسویه، به عدالت تقسیم میکند. اگر بیتالمال را تقسیم میکرد، به تساوی و عدالت تقسیم میکرد. فرقی بین عرب و عجم، بزرگان و عوام نبود. چهارم: اوفاکم بعهد الله، با وفاترین شما به پیمان الهی است. به عهد و پیمانی که با خدا میبست، سخت پایبند بود. پنجم: اقومکم بأمر الله، پا برجاترین شما در اجرای فرمان خداوند است. در اجرای اوامر الهی، هیچ ملاحظهکاری و تعارفی نداشت. برایتان نمونهای از کمیل بن زیاد، همان صاحب دعای کمیل، میگویم. امام او را حاکم منطقهای کرده بود. کمیل در حفظ مرزها و امنیت منطقه کوتاهی کرد و دشمنان شبیخون زدند و غارت کردند. امام در نامهای تند و عتابآمیز او را سرزنش کرد و فرمود: تو خردت به کار نیفتاد؟ این نشان میدهد برای امام، حتی دوستان نزدیک و عابدان شبزندهدار هم اگر در مسئولیتهای اجتماعی کوتاهی کنند، مورد بازخواست قرار میگیرند. ایمان واقعی باید در صحنهٔ عمل و مسئولیتپذیری آشکار شود. ششم: اعلمکم باحکام الله، داناترین شما به احکام الهی است. قضاوتهای شگفتانگیز و حکیمانهٔ امام علی علیهالسلام در تاریخ بینظیر است. مهارت او در فصلالخصومت و احقاق حق، زبانزد خاص و عام بود. هفتم: اعظمکم عندالله مزیه، بزرگترین شما از نظر مقام و فضیلت نزد خداست. برترین فضیلت و مقام قرب الهی از آنِ اوست. این هفت صفت، علی علیه السلام را خیر البریه ساخته است. جهانی حاکمی عادلتر، عالمتر، با فضیلتتر و بزرگتر از او به خود ندیده است. حتی جرج جرداق مسیحی، وقتی شخصیت علی علیه السلام را بررسی کرد، خطاب به دنیا فریاد زد: ای دنیا! تمام قدرتهایت را جمع کن، آیا میتوانی یک علی دیگر برای بشریت بیاوری؟ و پاسخ داد: هرگز. علی علیه السلام خود آیت و نشانهٔ رسالت است. فرمود: أنا آیهُ الرسول، من نشانهٔ پیامبرم. اگر میخواهی رسالت محمد صلی الله را باور کنی، مرا بنگر. تربیت چنین شخصیتی، خود بزرگترین معجزهٔ پیامبر است.
سخنم را با این آیه شریفه از سوره بینه آغاز میکنم: إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ. همانا کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، آنان بهترین آفریدگانند. معمولاً ما در جامعه انسانها را به دو دستهٔ خوب و بد تقسیم میکنیم. اما این خوبی و بدی در انسانهای معمولی، مطلق نیست. به ندرت میتوان انسانی یافت که صد در صد خوب و خالص باشد، یا صد در صد بد و شریر. غالباً انسانها آمیزهای از صفات خوب و بد هستند. حافظ شیرازی چه زیبا میگوید: فکر معقول بفرما، گل بیخار کجاست؟ اگر به دنبال گل کاملاً بیخار بگردی، اساساً گلی نخواهی یافت. همه گلها خار دارند. اما در این میان، معصومین علیهمالسلام و در رأس آنان، امیرالمؤمنین علی علیهالسلام استثنا هستند. آنان خیرِ مطلق هستند. در وجود نورانی آنان نقطهای از سیاهی، ذرهای از کدورت و هیچ شائبهای نمییابی. تمام وجودشان شفاف، روشن، پاک و تماشایی است. شأن نزول همین آیه خیر البریه دربارهٔ حضرت علی علیهالسلام و شیعیان راستین ایشان است. در روایتی مشهور که بسیاری از علمای اهل سنت مانند احمد حنبل نیز آن را نقل کردهاند، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله هنگامی که علی علیهالسلام وارد شدند، فرمودند: سوگند به آن کس که جانم در دست اوست، این شخص (علی) و شیعیانش، رستگارانند. سپس پیامبر صلیالله هفت ویژگی برشمردند که علی علیهالسلام را شایستهٔ عنوان خیر البریه کرد: اول: اقدمکم ایمانا، کهنهترین و ریشهدارترین ایمان را دارد. هیچکس در سبقت ایمان به پیامبر بر علی علیه السلام پیشی نگرفت. او اولین مرد ایمانآورنده بود. ایمانش نهتنها قدیمی که عمیق، استوار و اقیانوسی بود. نمونهٔ این ایمان را در زهد و بیاعتنایی او به دنیا میبینیم. روزی تنها با نان خشک و کدوی پخته افطار کرد و فرمود: از رحمت خدا دور باد کسی که شکمش او را به دوزخ بکشد. یا وقتی چاهی حفر کرد و آب جوشید، آن را وقف یتیمان مدینه کرد. این است ایمانی که در بند مال و مقام اسیر نمیشود. بسیاری از ما وقتی به قدرت و ثروت میرسیم، دچار غفلت میشویم. شاعر میگوید: ما ز غفلت رهزنان را کاروان پنداشتیم؛ ما از روی غفلت، راهزنان را کاروان پنداشتیم. ایمان علی علیه السلام هرگز دچار این غفلت نشد. دوم: اعدلکم فی الرعیه، عادلترین شما در میان مردم است. محال است که علی علیهالسلام به اندازهٔ پوست جویی به کسی ستم کند. عدالت او در حکمرانی و رفتار با مردم، ضربالمثل است. او برای لذتهای زودگذر دنیا، حق هیچکس را ضایع نمیکرد. سوم: اقسمکم بالسویه، به عدالت تقسیم میکند. اگر بیتالمال را تقسیم میکرد، به تساوی و عدالت تقسیم میکرد. فرقی بین عرب و عجم، بزرگان و عوام نبود. چهارم: اوفاکم بعهد الله، با وفاترین شما به پیمان الهی است. به عهد و پیمانی که با خدا میبست، سخت پایبند بود. پنجم: اقومکم بأمر الله، پا برجاترین شما در اجرای فرمان خداوند است. در اجرای اوامر الهی، هیچ ملاحظهکاری و تعارفی نداشت. برایتان نمونهای از کمیل بن زیاد، همان صاحب دعای کمیل، میگویم. امام او را حاکم منطقهای کرده بود. کمیل در حفظ مرزها و امنیت منطقه کوتاهی کرد و دشمنان شبیخون زدند و غارت کردند. امام در نامهای تند و عتابآمیز او را سرزنش کرد و فرمود: تو خردت به کار نیفتاد؟ این نشان میدهد برای امام، حتی دوستان نزدیک و عابدان شبزندهدار هم اگر در مسئولیتهای اجتماعی کوتاهی کنند، مورد بازخواست قرار میگیرند. ایمان واقعی باید در صحنهٔ عمل و مسئولیتپذیری آشکار شود. ششم: اعلمکم باحکام الله، داناترین شما به احکام الهی است. قضاوتهای شگفتانگیز و حکیمانهٔ امام علی علیهالسلام در تاریخ بینظیر است. مهارت او در فصلالخصومت و احقاق حق، زبانزد خاص و عام بود. هفتم: اعظمکم عندالله مزیه، بزرگترین شما از نظر مقام و فضیلت نزد خداست. برترین فضیلت و مقام قرب الهی از آنِ اوست. این هفت صفت، علی علیه السلام را خیر البریه ساخته است. جهانی حاکمی عادلتر، عالمتر، با فضیلتتر و بزرگتر از او به خود ندیده است. حتی جرج جرداق مسیحی، وقتی شخصیت علی علیه السلام را بررسی کرد، خطاب به دنیا فریاد زد: ای دنیا! تمام قدرتهایت را جمع کن، آیا میتوانی یک علی دیگر برای بشریت بیاوری؟ و پاسخ داد: هرگز. علی علیه السلام خود آیت و نشانهٔ رسالت است. فرمود: أنا آیهُ الرسول، من نشانهٔ پیامبرم. اگر میخواهی رسالت محمد صلی الله را باور کنی، مرا بنگر. تربیت چنین شخصیتی، خود بزرگترین معجزهٔ پیامبر است.


تاکنون نظری ثبت نشده است