display result search
منو
جایگاه حضرت زینب (س) در قرب به مقام امام

جایگاه حضرت زینب (س) در قرب به مقام امام

  • 1 تعداد قطعات
  • 42 دقیقه مدت قطعه
  • 15 دریافت شده
سخنرانی آیت الله سید محمدمهدی میرباقری با موضوع "جایگاه حضرت زینب (س) در قرب به مقام امام"، سال 1397


در باب شخصیت حضرت زینب (س) از دو زاویه شخصیت این بانوی بزرگوار را مورد گفتگو قرار می دهیم، اول این که به لحاظ سیر معنوی و درجه مقامات معنوی ایشان، که ایشان در عالی ترین درجه رضا هستند و این مقام مقام فوق العاده ای است. اصل مقام رضا مربوط به خواص است، محدودند آن کسانی که این مقام را درک کنند. مقام رضا ناشی از مقام اخلاص در محبت است وقتی انسان به مقامی برسد که خدای متعال را دوست داشته باشد و محبت الهی بر وجود او غالب شود به طوری که محبت های دیگر اول تابع این محبت شوند بعد هم محو شوند و همه چیز را اگر هم دوست دارد برای خدا باشد این مقام مقام رضاست. اهل رضا کسانی هستند که به اخلاص در محبت رسیدند قلبشان مالامال از محبت خداست و محبت های دیگر کمرنگ شده اند، لذا هرچه تقدیر می شود آنها نه فقط صابرند بلکه راضی اند و لذت می برند و سرخوش به تدبیر و تقدیر خدای متعال هستند. این مقام حقیقی رضاست که انسان به جایی رسیده که صنع الهی را می بیند در ماورای همه این عوامل حضور حضرت حق و دست حضرت حق را می بیند و هرچه او رقم بزند می پسندد و لذت می برد. این ناشی از مقام تسبیح است، این ناشی از مقام محبت است. انسان تا به مقام یقین نرسد و امور را در دست خدای متعال نبیند تدبیر الهی را حاکم بر همه عوامل نبیند نمی تواند راضی به فعل خدا باشد چون حضور حضرت حق را نمی بیند. وقتی به مرحله یقین رسید و احساس کرد که هرچه در عالم اتفاق می افتد تدبیر اوست. مقام رضا بعد از یقین است. بالاترین درجه زهد، آغاز یقین است. انسان تا زاهد نشود به مقام یقین نمی رسد. تعلق به دنیا حجاب است و نمی گذارد انوار یقین به قلب انسان وارد بشود انسان وقتی صاحب یقین می شود و قدم در وادی یقین می گذارد که درجات زهد را پشت سر بگذارد البته زهد به معنی داشتن مال یا نداشتن نیست زیرا ممکن است کسی هیچ مالی نداشته باشد و زاهد نباشد و ممکن است کسی ملک سلیمان داشته باشد ولی زاهد باشد.

امیرالمومنین (ع) فرمودند: مردم سه دسته اند زاهد و صابر و راغب، راغب آن کسی است که میل به دنیا دارد و حلال و حرام دنیا هم برایش فرق نمی کند و در دنیا به هر قیمت شده می خواهد به دنیا برسد. صابر آن کسی است که تعلقاتش را از دنیا برنداشته است و وابسته به دنیاست. ولی چون می داند دنیا گرایی عاقبت خوبی ندارد کف نفس می کند و عفت به خرج می دهد و دستش به دنیا آلوده نمی شود. اهل رضا مقاماتی دارند. خدای متعال «لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفسًا إِلّا وُسعَها»(بقره/286) به اندازه توان انسان بر انسان بار می کند. گاهی کسی در مقام رضا هست ولی در قدم اول وادی رضاست پس از او امتحان مقامات بالا را نمی گیرند هیچ وقت این امتحان را نمی تواند پس بدهد ولو در مقام رضا هم باشد می لغزد و کارش به گله مندی می کشد زیرا مقام رضا مقام آسانی نیست. پس اگر خدای متعال امتحان را برای عده ای سخت کرد بدانید در مقام خاص رضا هستند که خدای متعال آنها را می برد وسط میدان بلای سخت و از آن میدان های سخت سرفراز بیرون می آیند یعنی واقعا گله ای از خدای متعال ندارند. در دلشان هم راضی اند لذت می برند متواضع اند خاشع اند ولو خدای متعال آنها را وسط بلا ببرد. اگر کسی اهل رضا شد خاصیتش این است زیبایی کار خدا را بهش نشان می دهند. خاصیت رضا این است. یعنی هم صنع الهی را می بیند هم جمال صنع را می بیند. می فهمد چقدر این کار زیباست. در مقام تسبیح تام است هیچ عیبی در کار خدا نمی بیند هرچه جستجو می کند می بیند زیباتر از این نمی شود کار را انجام داد.

وجود مقدس زینب کبری (س) کسی است که خدای متعال او را در متن سنگین ترین بلای تاریخ برده، ما واقعه ای سخت تر از عاشورا نداریم و ایشان محور آن بلاست نقطه کانونی آن بلا قرار گرفته و همه بارها روی دوشش هست از گودی قتلگاه آمده و دروازه کوفه را پشت سر گذاشته و وارد مجلس ابن زیاد شده و سر مطهر سیدالشهداء را در تشت مقابل ابن زیاد دیده ولی وقتی ابن زیاد به ایشان گفت: «کَیْفَ رَأَیْتِ صُنْعَ اللَّهِ بِأَخِیکِ» کار خدا را با برادرت چگونه دیدی؟ دیدی چه بلایی سر برادرت آورد؟ حضرت فرمود: «مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا» من در کار خدا جز زیبایی ندیدم. چی بهتر از این می خواستند، آنها مقام بالایی را میخواستند که خدا آنها را به این مقام رساند. تمام خیراتی که به ما می رسد از خداست ولی بدی هایی که به ما می رسد از خودمان است. رضا معنایش این نیست بدیهای خودمان را هم به خدا نسبت بدهیم بدیهای دیگران را هم به خدا نسبت بدهیم. زینب کبری سلام الله علیها در آن مقامی است که کاملا زیبایی صنع خدا را می بیند پرده ها کنار رفته و انسان به اندازه ای که پاک است پرده ها برایش کنار می رود «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ * فِی کِتَابٍ مَکْنُونٍ * لَا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ»(واقعه/77-79) این کتاب کریم در حجابی است که انسان به اندازه ای که پاک می شود پرده کنار می رود و حجاب ها کنار می رود صنع الهی را میبیند.

در داستان سیدالشهداء که سخت ترین امتحان عالم هست آدم ها دسته بندی شدند، یک عده ای شدند جزو سابقون یک عده ای شدند جزء السابقون السابقون و عده ای هم مُخلف شدند. از بدترین و شقی ترین ها آدم ها تا بهترین ها همه تابع نسبتشان با امام هستند. خود سیدالشهداء محورند مابقی تمام بر مدار حضرت اند به اندازه ای که به حضرت نزدیک اند درجه پیدا می کنند. همراهی با سیدالشهداء درجاتی دارد جبهه حضرت گسترده است الان هم یک عده ای همراه حضرت اند یک عده ای مخلف و جامانده اند. یک عده ای مقابل حضرت اند. آنهایی که حلقه اول بودند و همراه حضرت آمدند خود آنها هم یکسان نبودند. آن وقت وجود مقدس زینب کبری (س) در این صحنه بسیار سخت و دشوار در نقطه محوری است. بار عظیمی که روی دوش ایشان گذاشته شده حتی یک جمله ای شب عاشورا خیلی جمله عجیب است حضرت شب عاشورا فرمودند همه تان بروید دست بنی هاشم را هم بگیرید ببرید. یعنی مردهای بنی هاشم را حضرت مرخص کردند ولی اهل بیت را نه. یعنی شما بروید ولی من با اهل بیتم می مانم و کار را جلو می بریم. اینها از ازل عهدشان را با امام حسین بستند و وجود مقدس حضرت زینب کبری (س) از آن کسانی است که در این حلقه اولین آدم های این حلقه است که دعوت سیدالشهداء را اجابت کرده کنار حضرت در سخت ترین حادثه و عظیم ترین عبادت عالم ایستاده و بخش عمده ای از این عبادت عظیم و این شفاعت روی دوش وجود مقدس حضرت زینب (س) است.

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 42:34

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخنرانی مذهبی