- 135
- 1000
- 1000
- 1000
یک نکته از یک جز، 9
سخنرانی حجت الاسلام سیدمحمدحسین راجی با موضوع "یک نکته از یک جز"، جلسه نهم: قدرت الهی، سال 1404
در جزء نهم قرآن کریم و در آیه 17 سوره مبارکه انفال، به آیهای نورانی برمیخوریم که همواره جبهه حق با عشق به آن، مسیر مبارزه خود را ادامه داده است. خداوند متعال در این آیه خطاب به پیامبر اکرم صلیالله علیهوآله میفرماید: «و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی»؛ یعنی «و تو [ای پیامبر] تیر نینداختی وقتی که انداختی، بلکه خدا بود که انداخت». شان نزول این آیه به جنگ بدر بازمیگردد. آنگاه که کار بر مسلمین سخت شد، خداوند به پیامبرش دستور داد مشتی خاک بردارد و به سوی دشمن پرتاب کند. آن خاکها به اذن الهی به چشم و صورت دشمنان اصابت کرد و دید آنها را کاهش داد. آنجا بود که خداوند فرمود: ای پیامبر، این تو نبودی که پرتاب کردی، این خدا بود که این کار را انجام داد. پیام اصلی این آیه این است که ما باید ایمان داشته باشیم هر کار موفقی که انجام میدهیم، این ما نبودیم که آن را انجام دادیم، بلکه خداوند توفیق داد. ما چیزی به نام «بابا آب داد» نداریم؛ «خدا آب داد». اگر باران میآید، خدا آورده؛ اگر نان میخوریم، خدا داده؛ اگر پیروزی در جنگی اتفاق میافتد، این خداوند است که ما را پیروز کرده است.
در دوران دفاع مقدس هشت ساله، جوانان عزیز ما پیروز شدند، اما خدا بود که آنها را پیروز کرد. خرمشهر را خدا آزاد کرد. در جنگ دوازدهروزه اخیر، در وعده صادق یک و دو، خدا بود که ما را پیروز گرداند. همه قدرتها از آن خداست و ما از خودمان هیچ نداریم. شهید عزیزمان، شهید طهرانیمقدم، هر وقت موشکی میساخت، ابتدا دستور میداد خطاطی بیاید و روی آن موشک همین آیه را بنویسد: «و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی». این روحیه با قدرت ایمان، توانمندی نظامی و موشکی ما را به جایی رساند که ابرقدرتهای دنیا در مقابل این بچههای حزباللهی متحیر ماندند. آفتی که در خط مقدم جهاد وجود دارد، همین است که انسان یک لحظه تکبر کند و احساس کند خودش کاری انجام داده است. برخی فرماندهان میگفتند بعد از عملیات پیروزمندانه والفجر هشت، کمی دلشان خوش شد و عملیات بعدی با شکست مواجه گشت. این آیه تنها مختص امور نظامی نیست. وقتی برای دانشگاه درس میخوانیم، چه کسی ما را قبول کرد؟ وقتی رتبهای کسب میکنیم، چه کسی آن رتبه را داد؟ چه کسی به ذهن ما آورد که شغل مناسب را انتخاب کنیم یا خانه مناسبی بخریم؟ همه اینها «و ما رمیت اذ رمیت» است. مبادا یک لحظه فکر کنیم خودمان کار خاصی انجام دادهایم. امام جواد علیهالسلام میفرمایند: «مؤمن به سه خصلت نیاز دارد که اولین آن توفیق من الله است.» توفیق یعنی چه؟ یعنی گاهی دو هفته دنبال یک روایت میگردی و پیدایش نمیکنی، بعد یک روز کتابی را برمیداری و ناگهان میبینی همان صفحه، همان روایت است. گاهی هم میدانی روایت در کدام کتاب و کدام صفحه است، اما پیدایش نمیکنی. این میشود توفیق از جانب خدا. ما باید روز به روز توسلمان را بیشتر کنیم تا نصرت الهی بیشتر شامل حالمان شود. پس آیه 17 سوره انفال به ما میآموزد که غصه نخوریم، پای دین بایستیم و از هیچ قدرتی نترسیم. خداوند از جایی که تصور نمیکنیم دشمن را غرق خواهد کرد. ناوهای آمریکا، موشکهای آمریکا و تمام ابرقدرتها از بین خواهند رفت، به شرط اینکه ما نترسیم و همه چیز را از قدرت خدا بدانیم، نه از خودمان.
در جزء نهم قرآن کریم و در آیه 17 سوره مبارکه انفال، به آیهای نورانی برمیخوریم که همواره جبهه حق با عشق به آن، مسیر مبارزه خود را ادامه داده است. خداوند متعال در این آیه خطاب به پیامبر اکرم صلیالله علیهوآله میفرماید: «و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی»؛ یعنی «و تو [ای پیامبر] تیر نینداختی وقتی که انداختی، بلکه خدا بود که انداخت». شان نزول این آیه به جنگ بدر بازمیگردد. آنگاه که کار بر مسلمین سخت شد، خداوند به پیامبرش دستور داد مشتی خاک بردارد و به سوی دشمن پرتاب کند. آن خاکها به اذن الهی به چشم و صورت دشمنان اصابت کرد و دید آنها را کاهش داد. آنجا بود که خداوند فرمود: ای پیامبر، این تو نبودی که پرتاب کردی، این خدا بود که این کار را انجام داد. پیام اصلی این آیه این است که ما باید ایمان داشته باشیم هر کار موفقی که انجام میدهیم، این ما نبودیم که آن را انجام دادیم، بلکه خداوند توفیق داد. ما چیزی به نام «بابا آب داد» نداریم؛ «خدا آب داد». اگر باران میآید، خدا آورده؛ اگر نان میخوریم، خدا داده؛ اگر پیروزی در جنگی اتفاق میافتد، این خداوند است که ما را پیروز کرده است.
در دوران دفاع مقدس هشت ساله، جوانان عزیز ما پیروز شدند، اما خدا بود که آنها را پیروز کرد. خرمشهر را خدا آزاد کرد. در جنگ دوازدهروزه اخیر، در وعده صادق یک و دو، خدا بود که ما را پیروز گرداند. همه قدرتها از آن خداست و ما از خودمان هیچ نداریم. شهید عزیزمان، شهید طهرانیمقدم، هر وقت موشکی میساخت، ابتدا دستور میداد خطاطی بیاید و روی آن موشک همین آیه را بنویسد: «و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی». این روحیه با قدرت ایمان، توانمندی نظامی و موشکی ما را به جایی رساند که ابرقدرتهای دنیا در مقابل این بچههای حزباللهی متحیر ماندند. آفتی که در خط مقدم جهاد وجود دارد، همین است که انسان یک لحظه تکبر کند و احساس کند خودش کاری انجام داده است. برخی فرماندهان میگفتند بعد از عملیات پیروزمندانه والفجر هشت، کمی دلشان خوش شد و عملیات بعدی با شکست مواجه گشت. این آیه تنها مختص امور نظامی نیست. وقتی برای دانشگاه درس میخوانیم، چه کسی ما را قبول کرد؟ وقتی رتبهای کسب میکنیم، چه کسی آن رتبه را داد؟ چه کسی به ذهن ما آورد که شغل مناسب را انتخاب کنیم یا خانه مناسبی بخریم؟ همه اینها «و ما رمیت اذ رمیت» است. مبادا یک لحظه فکر کنیم خودمان کار خاصی انجام دادهایم. امام جواد علیهالسلام میفرمایند: «مؤمن به سه خصلت نیاز دارد که اولین آن توفیق من الله است.» توفیق یعنی چه؟ یعنی گاهی دو هفته دنبال یک روایت میگردی و پیدایش نمیکنی، بعد یک روز کتابی را برمیداری و ناگهان میبینی همان صفحه، همان روایت است. گاهی هم میدانی روایت در کدام کتاب و کدام صفحه است، اما پیدایش نمیکنی. این میشود توفیق از جانب خدا. ما باید روز به روز توسلمان را بیشتر کنیم تا نصرت الهی بیشتر شامل حالمان شود. پس آیه 17 سوره انفال به ما میآموزد که غصه نخوریم، پای دین بایستیم و از هیچ قدرتی نترسیم. خداوند از جایی که تصور نمیکنیم دشمن را غرق خواهد کرد. ناوهای آمریکا، موشکهای آمریکا و تمام ابرقدرتها از بین خواهند رفت، به شرط اینکه ما نترسیم و همه چیز را از قدرت خدا بدانیم، نه از خودمان.


تاکنون نظری ثبت نشده است